ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
« امپایر بـست تی وی در تلگرام و اینستاگرام و توئـیـتـر » .::@EmpireBestTV::.
ارائه از: عـرف
مادرم کجاست؟
.اون اینجا نیست
.با رئیست تماس بگیر
.همین حالا
.سلاحت رو بنداز. کاری از پست برنمیاد .بهتره در جریان باشی
.من همراه آسانهم
سانی، برای متوقف کردن این آدما .کاری ازت برنمیاد
،هر چی بیشتر تلاش کنی .برای من بدتر میشه
.مجبوری کاری که میگن انجام بدی، سانی
.تنـها راهـه
،این کاریه که بعدش باید انجام بدی .پس با دقت گوش بده
«لـــوپـــن» «فصل سوم - قسمت چهارم»
خیلی خب، پیداشون کردی؟
بگو بینم چی گفتن؟
.بیا. برات توضیح میدم
.دریای سرخ
.پنج یاقوت، توی یه دسبند متعلق به تارا ژانگ
.همسرِ سرمایهدار مغول، مکس مولر - .دقیقاً -
برای یه مراسمی، از مونیخ میاد .به عمارت تـواری
.میخوان دستبند رو توی مراسم بدزدن
.این... این غیرممکنه - چرا اونوقت؟ -
،اون دستبند، ارزشش به خاطر الماسهاش نیست .به خاطر گیرهشه
،طراحی شده توسط رابرت رابین .ساعتسازِ لوییِ شانزدهم
.یه نابغه، قهرمان زندگیم
.پیچیدهترین گیرهی ممکن
.مشکلی نیست
.چون کپی دقیقا ازش دارم
.که گیره هم داره
.که بتونم تمرین کنم
یکی داری؟ - .به دست میارم -
...اوه
.نه، نـه، نه - چرا نه؟ -
.نمیتونم انجامش بدم - .معلومه که میتونی -
...والا
.نـه
.بیخیال، لطفـاً بـن
.آسان، من... فکر نمیکنم. واقعاً میگم
،یا بهشون یه قلابی قالب میکنیم .یا یه راه دیگه پیدا میکنیم
.نمیتونم ریسکش رو بپذیرم .اگر خراب کنم اونا میکُشنش
.انتخابی ندارم. ای کاش راه دیگهای بود
.ولی اون مادرمه
.باشه
.باشه، سعیمو میکنم
.ممنونم
.قهرمانمی
.میدونم
.عذر میخوام دیر کردم
.فکر کردم زیادی سرت شلوغه
.برنامهمو تغییر دادم
.خب، فقط پنج دیقه قبل از کار وقت دارم
...خب
،فکر کنم این روزا زیاد به رائول برمیخوری
و داشتم فکر میکردم که احتمالاً ،بهت اعتماد داره
.بهت چیزایی بگه که به من نمیگه
و داشتم فکر میکردم که شاید بهم بگیشون؟
،همونطور که قبلاً گفتم .من خبرچین نیستم
...نه، خبرچینی نیست. فقط باید، امم
.نه، فقط میخوام بدونم چی بهت میگه
.آره
.خیلی خب، این دقیقاً خبرچینی ـه .شرمندهم
.ببینم چیکار میتونم بکنم
.ممنون
.نمیدونم چرا، ولی... حرف زدن باهات آسونه
.یه جورایی... سادهست. ازش لذت میبرم
.چه خوب
اشتباه نگیری یه وقت. نرفتم تو نخت یا همچین چیزی، خب؟
.نه، نه، نه، ردیفه
.کاملاً حلـه
.نه، ولی نمیخوام بیادب باشم
...فقط فکر کردم که میتونیم، امم .میدونی، دوستی چیزی باشیم
.آره دوست... دوست خیلی عالیه
.دوستی
.خیلی خب - .آره -
.دوستای همیشگی
پزشک - نام
ورن - نتیجهای یافت نشد
.نمیتونم پیداش کنم
مطمئنی اسپلش رو درست نوشتی؟
.امتحان کن "S" بدون - .باشه -
!اوه، کلـر
حالت چطوره؟
،اوه، ببخشید مزاحم اوقاتت شدم ولی دکتر ورن رو میشناسی؟
.جسد رو شناسایی کرده
.باید گزارشش رو به پلیس بدم
میخوان با هر کسی که اون شب به .سردخونه دسترسی داشته، صحبت کنن
،و بانک داده رو چک کردیم .اما نتونستم ورن رو پیدا کنیم
.افراد جایگزین میان و میرن
همینطور چند وقتی طول میکشه تا .اسمشون وارد سیستم بشه
باشه. به گشتن ادامه بده، خب؟
.و بیخبرم نذار
.خب دیگه، من باید برم
میبخشید؟ - بله؟ -
،اگر هویتش رو پیدا کردید میشه برای منم بفرستیدش؟
.آره - .ممنونم -
.البتـه
. با فلور بلونژه تماس گرفتید
...لطفاً پیغام
فقط یه بار تا حالا در ملأ عام .دستبند رو دستش کرده
.محافظهای زیادی اطرافشن
.ورود به قلعه کار آسونی نخواهد بود
.دیوارهای به ارتفاع دو متر
زنگ خطر فراگیر، به همراه دوربین .داخل ساختمان و باغ
اینا رو از کجا میدونی؟
.چه انتظاری دارم؟ اونجا بودی
.مسئله مامانمه. غضه نخور
.ولی یه راهی هست
عمارت تـواری
،پنجاه و یک اتاق، سه تالار پذیرایی .بیشتر از هزار هکتار باغ
.یک هزارتویِ عظیم
و مهمتر از هر چیز، کلی خدمه .که اونجا کار میکنن
.اون راه ورودمونه
.سلام - .سلام -
.اوه، سـلام
متیـو فرستادتت، مگه نه؟ - کی هست؟ -
.میدونستم تنهایی نمیتونم از پسش بربیام .غیرممکنه
و اینجا چیکار داری؟
.برای متیـو کار میکنم - متیو؟ -
متیو لبلانک، طراح و معمار؟
.قدبلند، خوشاستایل میدونید؟ یه ذره آدم مضخرفیه؟
.آره یه چیزایی اومد تو ذهنم - .بفرما دیگه، خودشه -
.منو فرستاده برای ترمیم پرچینها کمک کنم - چرا باید ترمیم کنیم؟ -
اوه، کارو تموم کردید؟ - .نه والا -
شوخیتون گرفته رفقا؟ .خاک اینجا بدجوری متراکمه
.خاک متراکم یعنی زهکشی آب نامطلوب
.درسته - ...زهکشی آب نامطلوب یعنی -
!ریشهها قراره خشک بشن عزیزای من - بهت که گفتم، دیدی؟ -
واتساپتونو چک نکردید؟ - ...ها؟ اوه -
امم، چی؟
.خیلی خب، باشه، انگار کارمون سخت شد
مطمئنم میخواید بگید توی .جلسهی آنلاین نبودید
توی... چی؟ - جلسهی آنلاین؟ -
...توی - .جلسهی آنلاین مرد -
.دارم اینا رو میگم که کمکتون کنم .باید به خودتون بیاید
دربارهی مراسم که میدونید؟ - .آره -
،اگر به موقع برای مراسم آماده نشیم
پس جوری جلوه میکنه انگار .ما مناسب این کار نیستیم
من که زورم نمیرسه. شما دوتا رو .نمیدونم، ولی من یکی بیپولتر از این حرفام
.پس بیدار شید. انگار سر کارتون خوابیدید همینو میخواید؟
باشه، چطور کمک کنیم؟ - !بجنبید، یالا، دنبالم بیاید -
!رفقا جدیتر
چیکار باید کنیم؟
آدمایی که اینجور جاها کار میکنن .کارشونو خیلی جدی میگیرن
سخت کار میکنن و کارفرماها .بهشون اعتماد کامل دارن
اونا به گرونترین اموالشون ،بدون دزدی رسیدگی میکنن
.و کارفرماها رو لوس میکنن
.بعد از ظهر بخیر
.پس باید خدمهی درست رو پیدا کنیم
کسی که بتونه تا حد امکان ما رو .به کارفرما نزدیک کنه
.اجازه بدید کتتون رو دربیارم، دوشیزه
کسی که بتونه بدون برانگیختن .شکها، لمسشون کنه
.قربان
.قربان
.مسئول اتاق لباس
.دقیقاً
.با اجازهتون
...پس شب مراسم - خب -
.مسئول اتاق لباس خواهیم بود
.درسته
.و بعد مال تو میشه
.بد نبود
.ولی با گیرهی رابین به این آسونی نیست
.خیلی خب، بذار ببینم
.اجازه بفرمایید - .ممنونم -
...اوه
.بجنب، بجنب
.جواب نداد
.آره - .آره -
.آره، باید بیشتر تمرین کنم - .آره گمونم -
سال 1998
.خوب از پس مجسمه براومدی .کلر ازت راضیه
.الان دیگه بخشی از خانوادهم
.انقد از خودراضی نباش
به جلو خم نشو. وزنت رو بذار روی پای عقبت
.که فاصلهت رو حفظ کنی. میدونم
.اینجوری صورت خوشگلت نمیترکه
.آره، باشه
خودت چی؟ همیشه فاصلهت رو حفظ میکنی؟
میبخشید؟
خب، پرسیدم... آیا همیشه فاصلهتو حفظ میکنی؟
.ببخشید مزاحم میشم
.کلر قرار نیست خوشش بیاد - .برونو ببین، چیزی نیست که فکر میکنی -
!هی وایسا
.هی، ولش کن
.فقط حسادت میکنه. ولش کن
.بیخیال
.سـلام
.یه لحظه. ببخشید
سلام؟ - .سلام -
.فلور بلونژه هستم از آبجکتور باهام تماس گرفته بودید؟
.بله، ممنون که تماس گرفتید
میخواستم بدونم چرا شک دارید .که آسان زندهست
.اوه خب، توضیحش پشت تلفن سخته
میتونیم حضوری صحبت کنیم؟
.اگر باهام مصاحبه کنید عالی میشه
میتونی داستانتو تعریف کنی ...به جای اینکه بذاری بقیه
.اوه نه، نه، نه. نــه، نـه
.مصاحبه نه
.بهش فکر میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.