Our Hero, Balthazar

Our Hero, Balthazar

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Our Hero Balthazar 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-SCOPE persian
കമന്ററി എഴുതിയത് shine021
سینمایی قهرمان ما بالتازار

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-08-11
ഡൗൺലോഡുകൾ: 19
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

زيرنويس از مهدي shine021

باورتون نمی‌شه مردم چه قیافه‌هایی می‌گیرن

وقتی فقط سعی می‌کنم باهاشون حرف بزنم.

خب، خودشون می‌بینن.

می‌بینن.

کاری می‌کنم براشون مهم بشه.

خودِ واقعی منو می‌بینن.

خدایا.

این تنهایی داره منو می‌کشه.

تو هم تنهایی؟

زيرنويس از مهدي shine021

خدایا!

این تنهایی داره منو می‌کشه.

خدایا!

این تنهایی داره منو می‌کشه.

خدایا.

این تنهایی داره منو می‌کشه.

خدایا.

این تنهایی داره منو می‌کشه.

بالتازار، گوشی رو بذار زمین!

یه آدم مهم هست که می‌خوام باهاش آشنا بشی.

سرم شلوغه.

خب، وقتی برگردی اینترنت هنوز سر جاشه.

بیا دیگه.

بالتازار.

می‌خوام با نماینده، حکیم اتکینز، آشنا بشی؛

سناتور بعدی ایالت نیویورک.

بالتازار.

بالتی.

بالتی؟

به نظر من اسم یه پسر بچه‌ست.

قیافه‌ش که مردونه‌ست، نیکول.

نیکول، این آخر هفته میای واشنگتن، درسته؟

اوه. نمی‌دونستم دعوتم کردی.

نیکول، لازمه کنارم باشی.

این آخر هفته تولدمه.

اوه، خب،

می‌ذارم خودتون دوتا حلش کنید.

می‌دونم، می‌دونم، اشکالی نداره.

با آنتونی حرف می‌زنیم.

آنتونی، مربی زندگی من؟

-به درک. -همین‌جا وایساده.

همه بالاخره باید بزرگ بشن.

بالتازار.

تق، تق! تق، تق، تق!

تق، تق، تق!

بچه‌ها، باید جلوی در سنگر می‌گرفتید.

یالا!

حالا دیگه همه‌تون مردید.

احتمالاً همین الان از خودتون می‌پرسید

ما دیگه کی هستیم.

خب، بهتون می‌گم ما کی هستیم.

ما اَکت‌آن هستیم.

رهبر جهانی

در آموزش آمادگی برای تیراندازی‌های جمعی.

و می‌دونی شما کی هستید؟

و هر بار که اینو می‌گم، دلم می‌شکنه.

از نظر آماری، شما

هدف شماره‌یک تیراندازهای جمعی هستید.

می‌دونید، نسخه‌های واقعی

شبیه‌سازی‌ای که دارید توش شرکت می‌کنید

هر روز اتفاق می‌افتن.

همین هفتهٔ پیش، در آرکانزاس،

عامل حمله فقط اسلحه نداشت

و نمی‌گفت که قصد حمله داره،

بلکه نقشه‌های دقیقی کشیده بود

که نقاط ورود و خروج رو مشخص می‌کرد،

اما هیچ‌کدوم برای مقامات کافی نبود

تا قبل از وقوع، جلوی تیراندازی رو بگیرن.

این نشون می‌ده

شما آخرین خط دفاعی هستید

در برابر یک تیراندازی جمعی.

بذارید یه سؤال ازتون بپرسم.

اگه دانش‌آموزی می‌گفت

اسلحه داره و قصد حمله داره، به کی می‌گفتید؟

به شما.

احتمالاً رایان.

رایان؟

رئیس دفتر خانواده‌م.

خب، ولی اون به مدیر مدرسه می‌گفت، مگه نه؟

اِم...

احتمالاً اول با لِن تماس می‌گرفت.

لِن کیه؟

مشاور حقوقی ارشد خانواده‌م.

آها.

می‌دونید، ما در اَکت‌آن

تیراندازی‌های جمعی رو در سراسر دنیا بررسی می‌کنیم.

چه در دبیرستان‌ها باشه، چه کلیساها،

چه مراکز خرید، سینماها یا رژه‌ها،

خلاصه هر تجمع عمومی‌ای...

بله، شما.

گفتید «در سراسر دنیا»؟

بله. اَکت‌آن، شرکت مشاورهٔ شماره‌یک

در زمینهٔ اطلاعات مربوط به تیراندازی‌های جمعی‌ـه...

اِم...

ولی این اتفاق جای دیگه‌ای در دنیا نمی‌افته.

فقط در آمریکاست که دسترسی به اسلحه این‌قدر آسونه،

و هم‌زمان با اقتصادی مبتنی بر بازیِ حاصل‌جمع صفر

و پولی‌کردن خودشیفتگی،

که همه‌شون آدم‌های ناامید و تنها، حتی بچه‌ها، رو هل می‌دن

به سمت ذهنیتی برای نابودی.

چی می‌گی؟

این بیشتر شبیه اظهارنظره تا سؤال.

بفرما، الینور.

امروز قراره یکی از قربانی‌های ما باشی.

این لکه‌ها با شستن می‌رن، مگه نه؟

باشه. احتمالاً فکر می‌کنی همهٔ اینجا فوق‌العاده پولدارن،

ولی من بورسیه‌ام، پس...

ببخشید. منم می‌تونم قربانی باشم؟

اِم... بی‌خیال.

هی، هیس.

خوبی؟

چی؟ آره.

شوخی کردم.

من عاشق شوخی‌ام.

فکر کردم حرفی که قبلاً زدی خیلی باحال بود.

خیلی متفاوت بود.

مرسی.

البته که کاملاً واضحه، مگه نه؟

در دنیای واقعی با هم حرف بزنیم.

واقعاً توی زندگی با هم دوست باشیم.

برای خیر اجتماعی کاری بکنیم.

وقتی می‌تونی فقط یه شرکت

مزخرف راه بندازی که پول می‌گیره

تا وانمود کنه ما رو می‌ترسونه؟

ما عملاً داریم خشونتی رو که خودمون ایجاد می‌کنیم دنبال می‌کنیم،

می‌فهمی؟

آره، نه.

دقیقاً.

اگه واقعاً علاقه‌مندی،

فردا توی پارک واشنگتن اسکوئر یه تجمع برگزار می‌کنم.

باید بیای.

آره. آره، حتماً میام.

و واقعاً خیلی علاقه‌مندم.

هی، بچه‌ها، شما که قرار بود مرده باشید.

کسی اینو جدی می‌گیره؟

چیزی که همین الان شنیدید، گزارشی تکان‌دهنده بود

از اتفاقی که داخل تیراندازی آرکانزاس‌سیتی افتاد...

هی، استبان،

فکر می‌کنی چرا مردم توی مدرسه به بچه‌ها شلیک می‌کنن؟

ها؟ اِم...

این چیزی نیست که لازم باشه نگرانش باشی، بالتی.

بله، حکیم خیلی دوست‌داشتنیه، مگه نه؟

خب، برای دور بعدی،

فکر می‌کنی تو و والتر چقدر می‌تونید کمک کنید؟

'ما اینجا داریم برای جونمون می‌جنگیم،'

جیمز هاوی نوزده‌ساله فریاد زد.

'ما داریم... م... ما... داریم... برای جونمون می‌جنگیم.'

'ما داریم برای... برای جونمون اینجا می‌جنگیم.'

'ما داریم برای جونمون می‌جنگیم.'

'ما اینجا داریم برای جونمون می‌جنگیم.'

همین الان خبر آرکانزاس‌سیتی رو دیدم.

نه، هنوز به اونجا نرسیدی.

دوباره تلاش کن. دوباره.

این کشور مزخرف فقط...

دنبال خشونتیه که خودش ایجاد می‌کنه.

این عادلانه نیست!

یه بار دیگه.

تازه خبرِ آرکانزاس‌سیتی رو شنیدم.

فقط دوستای واقعی بهمون بدین.

ما اینجا داریم برای جونمون می‌جنگیم.

می‌خواستم باهاتون صادق باشم.

و منِ بدبخت چی گیرم میاد؟!

هیچی!

نمی‌دونم دارم چه غلطی می‌کنم.

اون تیراندازی لعنتی...

فقط چون کم‌سن‌وسال بودم بهم دست زدی؟

چرا بهم تجاوز کردی؟

تو یه پدوفیل عوضی‌ای!

حالا واسه این گریه کن، ترسو.

هر روز تمام فکرم همین کوفتیه.

تنهایی؟

معلومه که تنهام.

من یه تیرانداز مدرسه‌ایِ عوضی‌ام.

جدی می‌گی؟

می‌خوای ببینی می‌خوام چی کار کنم؟

این همون تیراندازیِ آرکانزاس‌سیته.

این همون چیزیه که توی اخبار نشون نمی‌دن.

هی، استبان،

از حکیم خوشت میاد؟

من خیلی اهل سیاست نیستم، بالتی.

چرا؟

اگه از من بپرسی، یه کلاهبرداری بزرگه.

کلاهبرداری یعنی چی؟

حقه‌بازی.

دزدی. کاری می‌کنن به یه چیزی اهمیت بدی،

پولِ زحمت‌کشیده‌ت رو می‌گیرن

و هیچ کاری هم باهاش نمی‌کنن.

یه کلاهبرداریه.

النور.

النور. هی.

-خداحافظ. -خداحافظ.

چی شد، اعتراض کجاست؟

اوه، اِم، فقط ده نفر اومدن.

شوخی می‌کنی؟

بابا، بی‌خیال!

ما اینجا داریم برای جونمون می‌جنگیم.

آره، می‌دونم.

خب، حالا داری چی کار می‌کنی؟

پس این شکلیه وقتی منظره‌ت پنجاه میلیون دلار می‌ارزه.

Our Hero, Balthazar subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Our Hero, Balthazar

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left