Brother Sun, Sister Moon (Fratello sole, sorella luna)

Brother Sun, Sister Moon (Fratello sole, sorella luna)

Fratello sole, sorella luna

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Brother Sun, Sister Moon (Fratello sole, sorella luna) 23 976 FPS Web
കമന്ററി എഴുതിയത് Irish

ടാഗുകൾ

web
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2019-09-07
ഡൗൺലോഡുകൾ: 56
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

آه، چه غم افزاست آهنگ طبل ها محبوب من، آه، عشق من

همچون افکارم دارند سوي تو روانه مي شوند

کجايند چشماني که با خودم مي ديدم

در آن روز دور و باطل..؟

مرده اند برگ ها بر ميدان سخت جنگ

تعفن جنازه ها بيمارم مي کند

خوابيدم غوطه خورده در آب و گل

و کرم ها نانم را خوردند

و ماتم مردها فضا را پر کرد

آه، سبزند برگ ها بر درخت سيب پير

آن شکوفه هاي شيرين معطر بهاري

بافته بر زلفانت

لبخند در چشم تو

رشته ي نرم چمن براي حلقه

!فرانسوا - !فرانچسکو -

!فرانسوا

..فرانسوا. فرانسوا

!مريضه - چه اتفاقي برات افتاده؟ -

از جنگ برگشته چون !مريضه. بزدل نيست

.پسر عزيزم - .بجنب -

گرمند قرص هاي نان

که خنک مي شوند پاي پنجره ها

با طنينِ، زلالِ چکه کنانِ ساري

بوي خوب و پاکِ

ملافه هاي کرکين و بافته

سرود بچه ها، در بازي

آه، چه غم افزاست آهنگ طبل ها

محبوب من، آه، عشق من

همچون افکارم دارند سوي تو روانه مي شوند

کجايند چشماني که با خودم مي ديدم

در آن روز دور و باطل..؟

در آن روز دور و باطل..؟

!فرانچسکو، تقاضا مي کنيم !بي خيال -

ما هم داشتيم کل شب رو مي رونديم. - کل شب؟ - !آره، روي يک دختر، نه روي اسب -

.و اونوقت، فردا قراره به جنگ بريم. بايد ديوونه باشيم - راسته که اگه پيروز بشيم، ما، هر دختري که بخوايم صاحب ميشيم؟ -

،البته! جنگ ها براي همين درست شدن !دشمن رو بکش و زنان رو صاحب شو

،داره دير ميشه .بيايد بريم خونه و آماده شيم

.جنگ ها موضوعي جدي اند - !چه پر ژرفا، برناردو -

چرا؟

چرا؟

..برناردو

.چه شرم آور. تمام شد

.آره، خيلي بده

اما، اميدوارم زنده بمونيم .تا يک طلوع ديگه مثل اين رو ببينيم

.آخرين شب از دوران پاکي و نوجواني ما

متوجه اش شدي؟

ما چقدر تلاش کرديم .تا که هيچوقت تموم نشه

بايد خورشيد رو از طلوع .باز مي داشتيم

!بزن بريم، فرانچسکو

!صبر کن

.تنهام بذار

.خواهش مي کنم

!برادرا

!برادرا

.جذامي ها

.بله. جذامي ها

!نه

!نه! نمي خوام بهشون غذا بدم

!نمي خوام بهشون غذا بدم !ببرشون

!نه! نه

آه، هنوز لباس نپوشيدي؟ تا الان داشتي چيکار مي کردي؟ هان؟

پيکا. پيکا! ميشه لطفا اين !خاله زنک بازي ها رو تموم کنيد

.اين پسر عازم جنگه !تازه، من يک کلمه از حرفاتونم نمي فهمم

چرا شما دوتا همش مي خوايد من رو تو همه چيز دور بزنيد؟ ..پيش من فرانسوي صحبت نکنيد! چند بار بهتون

اگه يک زن مي خواستي ،که مثل خودت صحبت کنه

چرا با دختر کند ذهن يک قصاب ازدواج نکردي؟

!براوو، فرانسوا! براوو

.من رو ببخش، پدر

.پدر، من رو ببخش

!هي! وايسا! بايد حرف بزنيم

،با همه پولي که از اين جنگ بدست مياريم بايد چيکار کنيم؟ بهش فکر کردي؟

!حالا ميبينم

واقعا که پسر باباشه، نه، پيکا؟

.داره براي مراسم عشاي رباني ديرمون ميشه، آقا - .آه، برامون صبر ميکنن. گوش کن، فرانچسکو -

!از سر راه برو کنار! برو کنار

،هستي Perugia فرانچسکو، وقتي.. وقتي توي

،رو فراموش نکني Ugoni انبارهاي .پشت بازار، نزديک برج اصلي

.اون به ثروتمندي پاپه. هر چي بگي اونجا هست - .باشه، باشه، بسپرش به من -

..اوه! و فرانچسکو - ديگه چيه؟ -

،قاب سه گانه کليساي جامع رو که ازش برات گفته بودم .بياد داري؟ در کاميابي ها، برامون خوش اقبالي نگه ميداره

.بله، جنگ براستي زيباست

.اين صورتک مرده ي منه

.Assisi پيش بريد، پسرانِ

!خدا با شماست

!فرانچسکو

!فرانچسکو

!فرانچسکو

گل ها در گلستان آرام مي رقصند

و همه ي پرندگان کوچک مي سرايند ماه مه مبارک

خرگوش ها در بوستان مي پرند و بازي مي کنند

و همه ي مخلوقات کوچک تبسم مي کنند و دلگشايند

پسرکم

بسراي خوشي ات را

من نزديکم، عزيزم

دلبندم، نترس

عشق تمام کنار توست

تسلي دهنده، با لالايي آرام

تا قلبت رو به آواز بياره

داره اون بالا چيکار ميکنه؟ - .پسر برناردونه ست -

!اوه! فرانسوا! مراقب باش! بيا پايين

!فرانچسکو! فرانچسکو

پرندگان دلنشين و آرام مي سرايند

از درختاني که به آهستگي مي رويند

نسيم و باد، آرام و ملايم مي وزند

..در اين روز دوست داشتني

به گلزار و دشت، آنجا مي روم من

تا مثل پروانه اين سو آن سو بروم

چطور گل ها چشمم را پر مي کنند

..در اين روز دوست داشتني

آرزو مي کنم مي تونست هميشه باشه

زندگي چه ساده ست در چنين روزي

اين صلح را براي همه آرزو مي کنم

..در اين روز دوست داشتني

..در اين روز دوست داشتني

اين صلح را براي همه آرزو مي کنم

..در اين روز دوست داشتني

..فرانچسکو

فرانچسکو، چي شده؟

،فرانچسکو، فراچسکوي نجيبم

چه اتفاقي داره برات ميفته؟ هان؟

مي توني به من بگي. ما هميشه ..همديگه رو درک مي کرديم. ما

..ما هميشه به هم نزديک بوديم، تو و

.بذار کمکت کنم، دلبندم

.خوب، بفرماييد، بنشينيد. نوشيدني ميل کنيد

،بله، کسب و تجارت داره ترقي ميکنه .زندگي، عاقبت به حالت عادي برگشته

،اوه، از کسب و کار گفتم، جنس هاي خوبي دارم تا نشون تون بدم .که هيچ جا پيدا نخواهيد کرد، مگر همينجا. خوب، ديگه نه، البته

.اومده Provence به اين حرير گلدار و مشجر نگاه کنيد، از زيباست، اينطور نيست؟

.بافت جنس رو لمس کنيد

،حالا دوست دارم که اين کار رو .مقايسه کنيد. آه! اين يکي اينجا Venice با يکي از

!به دستات نگاه کن! به دستات يک نگاه بنداز - .عفو کنيد -

،اگه تنها يک لکه ي انگشت روي يکي از پارچه هاي ابريشميم پيدا کنم !انقدر مي زنمت تا سياه و کبود بشي

!خوک خوار و کثيف !اين خدمتکارا، درست مثل حيوونان

پسرتون چطورند؟ الان بهترن؟ - .آه، بله، خدا رو شکر -

،برام کلي خرج گذاشت، توي مراسم عشاي رباني براي مريم مقدس مون .ولي بدترينش حالا گذشته

.حالا، رسيديم اينجا

اوه! شروع به پا شدن کرده، و يکي از اين يکشنبه ها اون رو با ما در .مراسم عشاي رباني خواهيد ديد. بله! لطفا، لطفا، بگيريدش توي نور

من رو بخاطر مياري؟

.کلر هستم

.مردم ميگن ديوونه اي

!مي دونستي؟

،وقتي به جنگ رفته بودي .مي گفتند خوبي و فهميده

..ولي حالا ديوونه اي. چون

..چون، مثل پرنده ها آواز مي خوني، و ..

..پروانه ها رو دنبال مي کني، و ..

.و به.. به گل ها نگاه مي کني ..

.من فکر مي کنم قبلش ديوونه بودي، نه الان

..من مزاحمت شدم؟ برم

.ميبيني؟ با اون حرف مي زنه

.سپاس از خداست

.معلومه که اين مشکلش بوده .پسر زن مي خواسته

،تو به مسائل خيلي بي لطافت نگاه مي کني .آقاي من

.قلبش داره بيدار ميشه - .خوب تو ميتوني اسمش رو هر چي دوست داري، بذاري -

.ولي اگه از من مي پرسي، اون جوون دنبال زنه .براي همين مرموز و غير عادي شده بوده

.چه موجود دوست داشتني ايه کلر

.اگر چه، خيلي لقمه ي دندون گيري هم نيست .پدرش حتي يک جهاز مناسب براي عروسيش نميده

،با اين حال، اگه اين چيزيه که فرانچسکو مي خواد ما پول کافي براي جفت شون پيدا مي کنيم. نه، پيکا؟

و مي دوني چيه؟ .مي خوام دوباره مشغول کارش کنم

..اما - .اگر و اما نداريم! به اندازه ي کافي نازپروردش کردي -

بعلاوه، فرانچسکو هميشه تو کسب و تجارت .عالي بوده. بهش علاقه داره

.داره. از من به ارث مي بره .هميشه همينطور بوده

.بيا، بيا، بايد ببيني .من توصيه هات رو، فرانچسکو، تا آخرين کلمه دنبال کردم

،خريدم و اندوختم و انبار کردم

.و حالا، رونق پيدا کرديم

..اوه، شايد جنگ رو نفرين کنم بخاطر اين ،اين تبي که به تو داد ..

.ولي براي کاسبي و تجارت، موهبتي بود

.بيا، بيا، بايد ببيني

،چيزي که الان قراره ببيني .خون رو تو رگ هات بجوش مياره

بهتر از همه ي اون شربت ها و دوايي !که زن ها بهت ميدن

!هان؟ برو، برو

.نگاه کن، هان، فرانچسکو .نگاه کن. ميبيني؟ ببين

و تو اين فکر که مردم از جنگ بد ميگن، هان؟

!بيا، بيا، نشونت ميدم

مي دوني چطور شروع شد، هان، فرانچسکو؟ .با غنائم جنگي

،و پشت بندش، بعد از جنگ .سربازها اومدن تا غنائم شون رو بفروشن

،و سپس، نفراتي که توسط سربازها غارت شده بودند اومدند ،با فروش هر چه براشون مونده بود، تا دوباره از نو بسازند

.در عمل با واگذاري همه چيزشون در مقابل هيچ

.بهت نشون ميدم، نشونت ميدم. اين ها رو ببين

.ببين.. فرانچسکو

ميبيني شون، هان؟

.شجره هاي خانوادگي .مردمان با اصل و نسب

.روي زانو هاشون، بودند .براي من که از هيچ کمترند

.و اين همش نيست، تازه شروعشه .و خيلي بيشتر از اين هم هست

ما حالا پول کافي داريم ..براي توليد و فروش با تقريبا 200 کارگر

.رنگرز، نساج.. خوب، بيا خودت ببين .. .اين متعلق به تو هم هست، فرانچسکو. اين رو فراموش نکن

خدا برکت بده ارباب اين خانه را

..حالا خانم اشرافي، بانوي

آقا سخي باشه، خانم مهربان

حلقه ها و تسمه ها و زنگ ها و کمان ها

هر قافيه يک سکه، برام کافيه

هر قافيه دو سکه، طي کردم

خدا برکت بده ارباب اين خانه را

.آره

.آره

اون ها رو دعوت کرده، اگه تمايل داريد !بريد قدم بزنيد! همينطوري

خيلي ساده تا نور خورشيد راهنمايي شون کرده !و اون ها اونجا نشستند، کل بعد از ظهر

..!هيچکس، يک دست، به کار نزده! اوه

،و اون، اون.. ساده لوح، اون، اون.. پسر احمق !فقط، فقط نگاه کرده

از من به ارث نبرده! هيچوقت اثري !از ديوانگي در سمت خاندان من نبوده

به اندازه از لاف زدنا .و افاده هاي تو خاليت داشتم

.باشکوهت نيستي، خانم Provence تو ديگه تو شهر !و نقش بانوي بزرگ رو تو خونه ي من بازي نمي کني

Brother Sun, Sister Moon (Fratello sole, sorella luna) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Brother Sun, Sister Moon (Fratello sole, sorella luna)

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left