Brooklyn Nine-Nine

Brooklyn Nine-Nine

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 7

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Brooklyn Nine-Nine S07E13 NF WEB-DL DD5 1 x264-NTGq
Brooklyn Nine-Nine S07E13 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Brooklyn Nine-Nine S07E13 AAC MP4-Mobile
Brooklyn Nine-Nine S07E13 720p WEBRip x264-EXHUME
Brooklyn Nine-Nine S07E13 720p HEVC x265-MeGusta
Brooklyn Nine-Nine S07E13 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Brooklyn Nine-Nine S07E13 WEBRip x264-ION10
Brooklyn Nine-Nine S07E13 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Brooklyn Nine-Nine S07E13 720p WEBRip HEVC x265 PSA
Brooklyn Nine-Nine S07E13 iNTERNAL 1080p WEB X264-AMR
കമന്ററി എഴുതിയത് sinanamarvari
🔴 30nama | سینا اِن وی 🔴

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
1080
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-04-26
ഡൗൺലോഡുകൾ: 67
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫‫‫سی نما تقدیم می‌کند

‫و هر کدومتون که تو ‫خیابون هفتم گشت زنی میکنه

‫لطفا مواظب میخونه های جدیدِ پدالی باشه.

‫اونا بار های سیارِ دوچرخه ای هستن.

‫خیلی بین کسایی که آخرین مهمونی ‫مجردی خودشونو میگیرن محبوبه.

‫ولی متاسفانه اونا موجب افزایش چشمگیر

‫پدیده ی کمتر دیده شده ی ‫ادرار زنان در عموم شده اند.

‫- مخالفم. ‫- همش همین بود،

‫ولی قبل از اینکه بریم خونه، ‫باید زود یادآوری کنم که امروز

‫آخرین روزِ قبلِ از مرخصی زایمانِ ‫گروهبان سانتیاگو هستش.

‫سه ماه بعد میبینیمت.

‫سه ماه مرخصی میره؟ ‫منم میتونم مرخصی زایمان بگیرم؟

‫تو هم داری بچه به دنیا میاری؟

‫منم قراره یه توده ی 3.5 کیلویی

‫هفته ی بعد از شکمم بیرون بیارم.

‫آره،هیچوقت از اسکالی سوال نپرسید.

‫همش تقصیر خودم بود بچه.

‫جلسه تمومه.

‫خُب،اسم بچه رو انتخاب کردید؟

‫تا وقتی متولد نشه ‫به هیشکی نمیگیم.

‫اسم بچه نه،اسم من،منو چی قراره صدا کنه؟

‫عمو چاک؟عمو سی؟اوه ... ‫"چی‌چی"،تا زودتر بگه.

‫شاید فقط چارلز.

‫صبر کن،پس پدرِ من قراره پدربزرگش بشه.

‫ولی من فقط چارلز؟

‫پدرت قرار نیست پدربزرگش بشه.

‫خُب امیدوارم آماده ی اون تماس تلفنی باشید.

‫این دیگه چی بود؟

‫واو،برق کل بروکلین رفت.

‫میدونی،من همیشه یه جورایی ‫خاموشی رو دوست داشتم.

‫گوش کنید چقدر آرومه،خیلی آرومه.

‫نه،فورا تبدیل به کشت و کشتار شد.

‫دمتون گرم اهالی نیویورک.خیلی خُب، ‫بیاین لباسمونو بپوشیم و آماده ی کار بشیم.

‫ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید @officialcinama

‫«تـرجمـه از سینا اِن وی» sina_n_v

‫شاید اون بیرون اوضاع اونقدرا هم بد نیست.

‫منظورم اینه هیچ کدوم از ‫تلفن هامون زنگ نمیخورن.

‫چون همه ی دکل های مخابراتی قطع ـه.

‫هیشکی هم دیگه تلفن ثابت نداره، ‫واسه همین تماسی نداریم.

‫واقعا باعث میشه در مورد اتکای جامعه

‫روی تکلونوژی های مدرن فکر کنی؟

‫- نه. ‫- منم همینطور.

‫فقط فکر کردم که شما اینطور فکر میکنین.

‫بچه ها،وقت رو تلف نکنین، ‫چراغ های پیشونی رو روشن کنید.

‫ما باید پروتکل خاموشی رو اجرا کنیم.

‫من غافلگیر شدم،اون دوتا انگار واقعا ‫میخوان یه کاری بکنن.

‫نه،اونا دارن غذاهای فریزر رو میخورن.

.‫قبل از اینکه خراب بشن

‫12 تا ساندویچ اینجاست،نمیدونم چه نوعی هستن.

‫من بعدا ازش سردرمیارم،شروع به جویدن بکن.

‫آره،اونا مزخرف هستن.

‫پس فقط کاپیتان هولت و تری میتونن

‫پروتکل خاموشی رو شروع کنن.

‫ولی جایی نمیبینمشون.

‫بچه ها؟پدرامون کجا رفتن؟

‫سلام؟کسی میشنوه؟

‫ما تو آسانسور گیر کردیم.

‫نمیتونی بلندتر داد بکشی؟

‫از اون شش های قوی رو که همیشه ‫تکونشون میدی استفاده کن.

‫اونا عضلات پَکِ من هستن.

‫پس همه ی این نمایشی ـه.

‫هیچ هدف کاربردی ای نداره.

‫راستش من خیلی قوی هستم.

‫خوبه،پس اون درهارو باز کن.

‫- نمیتونم اونکارو بکنم. ‫- اوه،خُب حداقل

‫قسمت قابل توجهی از زندگیت ‫ رو صرف این نکن که

‫اینطوری به نظر بیای.

‫- چه مشکلی داری؟ ‫- من متاسفم.

‫این کابوس منه.

‫من ترس ازآسانسور دارم.

‫ناشی از تجربه ی ناگواری هستش ‫که تو بچگی داشتم.

‫اونا تستِ بارگذاری آسانسور های شهر رو

‫هر 5 سال یکبار انجام میدن؟

‫اوه خدای من.

‫اون آخرین باری بود که قبل از خواب ‫کد شهرداری رو خوندم.

‫ولی ...

‫ولی آسیب رخ داده بوده.

‫صبرکن،اینو ببین قربان، ‫فکر کنم مشکلی واسمون پیش نمیاد.

‫4 ماه قبل بررسی شده.

‫توسط والتر بِوِرلی،شاهزاده ی دلقکِ

‫اداره ی ساختمان ها.

‫تو خیلی هم بدترش کردی،کمک.

‫کمک!

‫آره،اونجا گیر افتادن.

‫اوه،نه،این یعنی باید زنگ بزنیم

‫آتش نشانی.

‫یا اینکه به حرف من گوش کنید، ‫همونجا تا ابد ولشون کنیم

‫و فراموششون کنیم.

‫نه،با آتش نشانی تماس بگیر.

‫خیلی خُب،به عنوان بالارده ترین افسری

‫که تو آسانسور گیر نکرده، ‫کنترل امور رو به دست میگیرم.

‫نمیشه یکم سخت نگیری؟

‫شیفتت تموم شده. ‫قراره بری به مرخصی بعد از زایمان.

‫- به عنوان ِ بچه ... ‫- چارلز من حالم خوبه.

‫و این هم یه مورد اضطراریه.

‫مترو ها کار نمیکنن و قراره ‫تو خیابون

‫کلی آدم داشته باشیم.

‫واسه همین به بخش سواره زنگ میزنم

‫تا در کنترل جمعیت کمک کنن.

‫ولی اون واحدِ گروهبان پینات باتر هستش.

‫هیشکی نمیخواد با اون مهربون عوضی کار کنه.

‫باشه،اول از همه،اون یه اسبه.

‫پس اون نمیتونه مهربون باشه.

‫اوه،نه،اون شمارو فریب داده.

‫دوما،

‫- اون الان ستوان ـه. ‫- چی؟چطور؟

‫چارلز خودتو جمع و جور کن. ‫میخوام که تو و جیک

‫برید به ایستگاه برق گوانوس.

‫ترانسفورماتور اونجا منفجر شده.

‫با واحد های الکتریکی کار کنید و ‫ یه برنامه ی زمانی

‫واسه وصل شدن برق برامون بگیرید.زود باشید.

‫واو،زنِ حامله ی منونگاه کن که ‫کنترل امور رو به دست گرفته،

‫نمیدونم افتخار کنم یا حشری بشم.

‫- گفتم زود باشید. ‫- اوه خدای من هردو.

‫هی،چه اتفاقی افتاده؟

‫یکی کنترل ماشینشو از دست داده،

‫از جدول پریده و رفته تو حفاظ.

‫و کوبیده به ترانسفورماتور.

‫حتما مست بوده،تو کف ماشینش ‫شیشه ی خالی وُدکا پیدا شده.

‫خیلی خُب چارلز من دوتا احتمال میبینم.

‫اول،اون تبخیر شده به ‫الکتریسیته ی خالص

‫و تبدیل به یه شرور شده که هممون ‫به نام"دیوونه ی موجی"میشناسیمش.

‫- به نظر دور از انتظاره. ‫- آره،میدونم افسر ریک.

‫واسه همین گفتم دوتا احتمال وجود داره.

‫اون در حالی که زخمی بوده فرار کرده تا ‫تحت پیگرد رانندگی تحت تاثیر الکل قرار نگیره.

‫ایناهاش،ما این ‫ردِ خونِ کاملا واضح رو میگیریم.

‫حالا خوشحالی؟

‫افسر ریکِ احمق و ‫طرز زندگیِ احمقانه ی بی‌روحش.بجنب.

‫- من نمیتونم چیزی ببینم. ‫- منم همینطور.

‫ما باید به احساس های دیگه ی ‫خودمون تکیه کنیم.

‫من میتونم بو بکشم.

‫باشه،ازت عصبانی نشدم.

‫قرار نبود سَر بو کشیدن باهات دعوات کنم.

‫من پی بردم که باید به صداها گوش کنیم.

‫تو این کار موفق باشی.

‫آره.

‫- باشه. ‫- اونجا چه خبره؟

‫چیزی میشنوی؟

‫آره،دارم تو و نفش های عمیقِ عجیبت ‫رو میشنوم.

‫جدا؟خُب من کُلی حسادت حس میکنم

‫که داره از طرف تو میاد.

‫- صدا از سمت چپ. ‫- بو از سمت چپ.

‫پلیس نیویورک،دستا بالا.

‫اوه آره،گرفتیمش.

‫چارلز

‫این بستنی داره آب میشه.

‫کی اهمیت میده،میتونیم ‫ بستنی آب شده رو بنوشیم.

‫نمیتونیم ژامبون فاسد رو بخوریم.

‫باید الویت بندی کنیم.

‫چی میشه اگه ترکیبشون کنیم.

‫بستنی رو بپیچیم به ژامبون مثل تاکیتو. ‫(نوعی غذای مکزیکی)

‫این مرد،این مرد بهترین دوست منه.

‫شما بدترین افراد موقع شرایط اضطراری هستید.

‫نمیتونم هیچ سناریویی رو تصور کنم

‫که شما بتونید مفید باشید.

‫قتل در سینابون. ‫به کی ممکنه زنگ بزنی؟ ‫(فروشگاه زنجیره ای شیرینی و سایر مواد غذایی در آمریکا)

‫یکی که با خامه ی روی کیک ها ‫حواسِش پرت نشه.

‫آره،من واقعا رویه ی خامه ای دوست دارم.

‫سلام دیاز،شنیدم شماها نیاز به کمک

‫- چندتا قهرمان واقعی دارید. ‫- بیخیال

‫آتش نشان ها اساسا فقط تکنسین های ‫فوریت‌های پزشکی هستن که باهم زندگی میکنن،

‫- و روی تخت خواب های چند طبقه میخوابن. ‫- اصلاحیه

‫اونا مجموعه ی ‫چند ردیفیِ حرفه ایِ خواب هستن.

‫داری همون تخت خواب چند طبقه رو توضیح میدی.

‫فقط اون آدمارو از ‫آسانسور بیرون بیارید.

‫همه ی آمبولانس ها آماده به کار باشن.

‫من یه خط ارتباطیِ باز با ‫اداره ی حمل و نقل میخوام.

‫و من یه نفر از بخش قضایی اینجا میخوام

‫تا اینکه پرونده ها کنار گذاشته نشن.

‫یدونه شلوار ورزشی میخوام و دوباره

‫وضعیت واحد الکتریکی بررسی کنید.

‫خیلی خُب،برید،برید،برید.

‫شلوار ورزشی رو واسه چی میخوای؟

‫کیسه ی آبم پاره شد،که یادم میندازه

‫باید آماده بشیم آب و ‫ غذای اضطراری توزیع کنیم.

‫کیسه ی آبت پاره شد؟

‫ما باید همین الان بریم بیمارستان.

‫نمیخوام دور و برم زایمان بشه.

‫خیلی چندش آوره.

‫من اصلا نزدیک زایمان نیستم.

‫من حتی موکوس پلاگ ‫خودمو هم از دست ندادم.

‫اِمی،تو باید از اینجا گورتو گم کنی.

‫متاسفم که بچه‌م باعث چندش تو میشه رُزا.

‫من هیجان زده هستم که ‫بچه ی تورو ببینم وقتی تمیزه

‫و لباس پوشیده،نه اینکه مثل ‫جیمی نوترونِ نیمه کوبایی ازت خارج بشه.

‫من هنوز در مراحل اولیه ی زایمانم هستم.

‫من حتی اولین انقباضــ...رحِمیِ ‫خودمو هم تجربه نکردم.

‫انقباض رحِمی بود؟

‫نه.

‫فقط یه خمیازه ی باورنکردی بود.

‫خیلی خُب، ‫ببین ... من نیازی نیست برم بیمارستان.

‫ تا زمانی که انقباضات رحِمی من

‫به فاصله ی 3 دقیقه از هم رخ بده.

‫و حداقل 45 ثانیه طول بکشه.

‫آره،ولی فکر نمیکنی که باید بری خونه ‫ و یکم وسایل جمع کنی؟

‫مشکلی واسم پیش نمیاد.

‫اسکالی تو رو میزت جعبه ی بیمارستانی داری؟

‫آره،چی نیاز داری؟ ‫یه روزه،دو روزه،کیت کُما؟

‫دیدی حق با من بود.

‫- پرالتا،اونجایی؟ ‫- آره،چه خبر؟

More Farsi Persian subtitles for Brooklyn Nine-Nine

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left