The Forbidden City

The Forbidden City (La città proibita)

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Forbidden City 2025 1080p BluRay YIFY Farsi Sub Film2Media
കമന്ററി എഴുതിയത് Samurai_EP

ടാഗുകൾ

bluray
full_subtitles
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-08-02
ഡൗൺലോഡുകൾ: 22
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫از سال 1979 تا 2015، دولت چین سیاست کنترل جمعیت سختگیرانه‌ای را اجرا کرد

‫که به 'سیاست تک فرزندی' معروف بود.

‫داشتن بیش از یک فرزند ممنوع بود.

‫اما عشق اغلب از قانون قوی‌تر است.

‫یک.

‫دو.

‫سه.

‫چهار.

‫پنج.

‫شش.

‫هفت.

‫هشت، نه.

‫یک.

‫سریع‌تر مشت بزن.

‫سه.

‫چهار.

‫پنج.

‫شش، هفت.

‫مراقب نفست باش...

‫چین، استان فوجیان، 1995

‫شش.

‫دو.

‫یک، دو، سه.

‫مِی، خیلی خوبه.

‫یون، تمرکز کن!

‫نفس بکش!

‫جلو رو نگاه کن.

‫شانه‌ها صاف.

‫بازوها محکم‌تر.

‫مِی، خیلی خوبه.

‫یون، مثل من انجام بده.

‫یک.

‫دو.

‫بازو، مشت، محکم و صاف.

‫کمر صاف، جلو رو نگاه کن.

‫پا.

‫دوباره شروع کن. تمرکز کن!

‫آماده‌ای؟

‫با هم.

‫یوشین! یکی اینجاست!

‫مِی.

‫- با مامان بیا. ‫- نه، نمیام!

‫با مامان بیا.

‫ولم کن!

‫داخل، سریع.

‫سریع.

‫یون، نگاه نکن، ادامه بدیم.

‫حرکت بعدی رو امتحان می‌کنیم، شروع کنیم.

‫یک.

‫دو.

‫سه. دست رو محکم نگه دار.

‫نه، نمیخوام، میخوام پیش خواهرم باشم.

‫باشه عزیزم، الان میریم پیش یون.

‫میخوام پیش خواهرم باشم.

‫باشه، الان میریم.

‫مامان برات یه هدیه کوچولو درست کرده.

‫دوستش داری؟

‫- دو. ‫- سلام.

‫سلام.

‫- شما آقای ژائو هستید؟ ‫- بله.

‫شما کونگ فو کار می‌کنید؟

‫بله، دارم به دخترم یاد میدم.

‫- اون خیلی خوبه! ‫- بله، ممنونم.

‫برو، می‌تونی بری!

‫کدوم یکی از شماها بچه دارین؟

‫جواب بده!

‫من.

‫می‌بینی،

‫مشتری‌ها از 'کوس' تنگ خوششون نمیاد.

‫لخت شو.

‫لخت شید، همتون!

‫سریع باشید!

‫زود باش، لخت شو!

‫سریع! سریع! سریع!

‫همتون خیلی کندید.

‫دستاتون رو بیارید پایین!

‫دست‌ها پایین!

‫اسمت چیه؟

‫فاحشه خونه.

‫دست‌ها پایین.

‫گفتم دستاتون رو بیارید پایین!

‫اسم؟

‫اسمت رو پرسیدم!

‫ما یه لال داریم!

‫ماساژ.

‫دست‌ها پایین!

‫شما کثیف و بدبو هستید!

‫مگه نگفتم لخت شید؟

‫یون کجاست؟

‫- لخت شو! ‫- گفتم یون کجاست.

‫اسمش رو نشنیدم.

‫لباس‌هات رو در بیار!

‫اون کجاست؟

‫لختش کنید!

‫لباس‌هات رو در بیار.

‫حرکت کن! لباس‌هات رو در بیار!

‫یون کجاست؟

‫یون کجاست؟

‫نه، نه، نه...

‫بگو یون کجاست.

‫- بگو! ‫- نمیدونم.

‫میگی یا نه؟ حرف بزن!

‫- اون بالاست. ‫- عجله کن، بریم.

‫یکی پایین پله‌هاست!

‫پایین!

‫حرکت کن، برو پایین!

‫تو دیگه چه کوفتی هستی؟ گمشو بیرون!

‫یون!

‫یون؟

‫یون کجاست؟

‫یون اینجا نیست.

‫اگه دنبال خواهرتی...

‫حالا برو.

‫برو!

‫بگیرینش، نذارید فرار کنه!

‫- کجاست؟ ‫- درست اونجاست!

‫رستوران چینی ‫شهر ممنوعه

‫لعنتی! مامان میا!

‫هیچ راه کوفتی برای عبور نیست...

‫لعنت به تو هم!

‫منم همینطور! چه جور توقفی بود این؟

‫- پس، باید بکشمش، ها؟ ‫- اون سه چرخه رو تکون بده.

‫منطقه رم اسکوئلینو ‫امروز

‫بیست و پنج!

‫رستوران آلفردو

‫تنها؟ بیا دیگه.

‫همین جا.

‫بشین.

‫گفتم بشین!

‫الان برمی‌گردم.

‫آب؟ یه کم گازدار؟

‫باشه، انجامش میدم.

‫چی شده؟

‫شاید اشتباه کردم.

‫- صورتحساب میز 7. ‫- همینجا بذارش.

‫یه لحظه صبر کن، قاطی کردم!

‫باورنکردنیه! باورنکردنیه!

‫یه پاستا با پنیر و فلفل، یه پاستای کربونارا، یه پاستای آماتریچیانا، یه پاستای تند.

‫چهار جور پاستای مختلف! چطوری؟

‫داداش، آسونه: اول پاستا با پنیر و فلفل، بعد پاستای آماتریچیانا، بعد پاستای کربونارا.

‫و در آخرش پاستای تند

‫سانتی، حال و حوصله ندارم.

‫لینو، تو 50 ساله داری این کار رو می‌کنی، چطور می‌تونی یه همچین سفارشی بگیری؟

‫- گوش کن، رئیس... ‫- به من نگو رئیس.

‫- دو تا کاسنی. ‫- الان میارم.

‫باید بری اون تو، دو تا انگلیسی...

‫- نه، نه عکس نگیرید. ‫- اونا عکس نمیخوان.

‫- یه مشکلی با صورتحساب هست. ‫- با مامان حرف بزن.

‫دقیقا مشکل همینه.

‫نگاه کن، اونا انگلیسی صحبت می‌کنن.

‫- سانتی، با من بیا. ‫- الان میام.

‫چه خبره؟

‫اشتباه کردم.

‫۱۴۰۰ یورو، مامان؟

‫اشتباه کردم!

‫بهش بگو، اشتباه شده.

‫چی میگن؟

‫- میخوان ازمون شکایت کنن. ‫- جدی؟

‫آروم باش، نگاه کن!

‫- اشتباه بود، حل شد. ‫- شکایت نمیکنیم!

‫خانم!

‫- الان چی میگن؟ ‫- میگن گریه نکن.

‫کی داره گریه میکنه!

‫بابا، کدوم گوری هستی؟ نه!

‫لعنت بهش!

‫لعنتی... نمیتونی اینجا بمونی.

‫عکس ممنوع.

‫من دنبال 'آلفردو' میگردم.

‫اون اینجا نیست.

‫- میبینم. بگو کجاست. ‫- کری؟ اون اینجا نیست.

‫بگو کجاست وگرنه میزنم داغونت میکنم.

‫چطور جرات میکنی؟

‫برو گمشو. ترجمه کن.

‫دیوونه شدی؟

‫- 'آلفردو' کجاست؟ ‫- نمیدونم پدرم کجاست.

‫آااا! نمیدونم کجاست!

‫نمیدونم کجاست!

‫اون با یه فاحشه چینی فرار کرده.

‫درسته، اون با یه فاحشه چینی فرار کرده.

‫نمیدونم کجاست، قسم میخورم.

‫قسم میخورم.

‫دیگه نمیتونم تحمل کنم.

‫مارچلو، همه چی مرتبه؟

‫نه.

‫حالم خوب نیست.

‫شهر ممنوعه

‫من با تمام وجودم هر کاری که بتونم انجام میدم

‫هی، چیه؟ همش همینه؟

‫داری با ما بازی میکنی؟

‫چیزای بزرگ رو برمیداری، ‫و خورده هاشو واسه ما میذاری؟

‫چیزای بزرگ؟

‫۲، ۵، ۱۰ یورویی ها. از سر ترحم.

‫هیچکس ترحم نداره.

‫مالک؟

‫اگه این کارو ادامه بدی، چطوری میخوای پول منو بدی؟

‫هر کاری که بتونم انجام میدم.

‫"هر کاری که بتونم انجام میدم"...

‫آره... "با تمام وجودم".

‫- کی این مزخرفات رو نوشته؟ ‫- یه دوست.

‫دوست بدرد نخوریه، کار نمیکنه.

More Farsi/persian subtitles for The Forbidden City

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left