Second To Last Love

Second To Last Love (끝에서 두번째 사랑)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Second to Last Love Episode 05
കമന്ററി എഴുതിയത് Persian Dream Team
➤ Elie - Yas Afagh @persiandreamteam

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-08-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 19
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

حالت خوبه؟

بايد چيکار کنيم؟

اگه مورد ضروري اي هست بايد بري

من تا بارون بند بياد ميمونم

بيا با هم بريم مي رسونمت

ايرادي نداره، من خوبم

پس بعدا بهت زنگ مي زنم

ميتوني نگهش داري؟- آره-

دارم ميرم اونور- باشه-

کارا تموم نشده؟

هنوز داري اينجا چيکار ميکني؟

حالا ديگه ميتوني بري؟

معلومه

بيا با هم بريم

من که به هر حال خيس شدم

اينطوري نميشه

چرا نه؟

اگه همديگه رو دوست داشته باشين ميتونين با هم قرار بذارين

با اين سن چته؟ چرا ممکن نيست؟

خانواده مهمه، اما زندگي خودت مهمتره

داري چيکار ميکني؟

بدو

حالت خوبه؟

سکته کردم

خوبي؟

آره ، خوبم

خداي من

چرا داري ميخندي؟

جالبه

خوشحالم که برات جالبه

اينجا کجاست؟

اينجا انبارمونه

بيا از اينور

نمي دونستم يه همچين جايي هم اينجا هست

خودم درستش کردم

واقعا؟ جدي؟

براي گردشگرا هم جاي استراحته

تو فوق العاده اي

خوشمزه است، خيلي شيرينه بگير بخور

نميخوام

حالا که بارون شستتش بايد خوب باشه

بارون اينجا با بارون سئول فرق داره

خيلي آبداره

اينقدر خوبه؟

بيا

بذار ببينم

حق با توئه

فکر کنم بارون طول بکشه

بگذريم، چرا اومدي به جشنواره؟

من حالا ديگه شهروند شهر ووري هستم

جدا که

راستي، اون برچسب رو گذاشتم رو ماشينم

چي؟

"اين ماشين شسته شده، فاصله مناسب رو رعايت کنيد"

دارم فاصله مناسب رو رعايت مي کنم پس نگران نباش

تصادفا حتي اگه تو دقت کني بازم ميتونه اتفاق بيافته

از رانندگي تدافعي استفاده کن و هميشه مراقب باش

اگه نميخواي تصادف کني شايد بايد دست به دعا برداري

تا زمانيکه خانواده جنابعالي هستن لازم نيستش

کي گفته که حرکت بعدي از طرف خانواده منه

بايد بيشتر تحقيق مي کردم دارم ازش پشيمون ميشم

واقعا؟ پس چرا چسبيدي داري بهم کمک ميکني؟

چون برا همسايه ام حس بدي داشتم

متوجه ام، همسايه ات

چيه؟

هيچي

خيلي شيرينه

يه دزد؟

يه دزد اونجا بود؟

فکر ميکني دارم دروغ ميگم؟

اگه بياي خونه ام حرفمو باور ميکني خيلي بده

اين بارم مثل پارسال بود

يه زن به اسم مين جي سون" "از کانادا داره دنبال تو مي گرده

از همين اداره پليس باهام تماس گرفتن

فکر کنم اون روزم بارون ميومد

خوب بود که اسمتو شنيدم و کنجکاو هم بودم

نگرانت بودم و تو بارون دويدم اومدم

بايد بهشون مي گفتم که نميشناسمت

جون وو

مهم نيست شرايط چيه

بعد اينکه غذا خوردي بايد بفرستمت بري

نه، قصد ندارم برگردم

نمي خوام، نمي تونم

پس بايد به زندگي اينجا عادت کني

چرا مدام داري منو اذيت ميکني؟

خيلي پستي

تو همه چيزي هستي که دارم

من اينجا تنهام

تو اين دنيا خودمم فقط

جون وو! جون وو

منو تنها نذار، جون وو

برگرد

جون وو! جون وو

نرو! نرو! جون وو

چند سال شده؟

محشر شديااا

ايول، خوشحالم اينجايي

بيا بريم

چرا هنوز خيره شدي به بالا؟

خيلي سپاسگزارم، همش همين

تنها خونواده اي که براي مونده بود مادرم بود

بعد فرستادنش پيش مرد ديگه اي

واقعا برام سخت بود که توي يه جاي غريب باشم

کره خر

جون وو

تنها نيستي، تو هميشه جزئي از خانواده مايي

ما خانواده اي هستيم که وقتي از هم جداييم بيشتر دلمون براي همديگه تنگ ميشه

مردم گاهي فکر ميکنن تنها هستن

هر چند، هيچ کسي نيست که تو اين دنيا تنها باشه

"عشق دقيقه نودي"

"قسمت پنجم"

بله، جون وو

هي، سانگ شيک، همه چي مرتبه؟

ها؟ چي؟

خيلي بارون اومد همه چي مرتبه؟

چرا نگران هستي؟

اگه من نگرانت نباشم کي ميخواد باشه؟

آره، آره

تمومش کرديم

کجايي الان؟

متوجه ام، باشه

بارون بند اومد

چرا جواب نميدي؟

جون ووئه

الو؟

متاسفم که زودتر رفتم به سلامتي رسيدي؟

البته رسيدم

کارتو انجام دادي؟ به نظر فوري بود

نه، نه، نيازي نيست بارون بند اومده، ميتوني بري

باشه

به نظر خيلي باهاش صميمي هستي

شما دو تا به نظر واقعا صميمي هستين

جون وو يه مرد خيلي اجتماعيه

ببين

رنگين کمانه

نميتونم باور کنم که با اين سنم برا يه رنگين کمان هيجان زده بشم

چه سني مگه؟

سني که حداقل با ديدن يه ...رنگين کمان

بعد يه بارون رگباري هيجان زده ميشي

...به جاي دويدن به سمت مرگ

بعد يه دويدن طولاني و مشکل

باعث ميشه حس خوبي داشته باشي و راضي باشي

اگه يه چيز هيجان انگيز منتظر تو باشه

اگه چيزي غير اين انتظار داشته باشي زندگي خسته کننده ميشه

پس وضعيت الان من نتيجه اتفاقات گذشته امه

"چيزي که کاشتي رو درو ميکني"

واقعا بايد هر چي ميگم رو دوباره بگي؟

بيا بريم، بارون بند اومد

جون وو، بهم يه ليوان شير بده

باشه

احتمالا نمي دوني اما امروز مين جو رفت به جشنواره ات

من اونجا گذاشتمش موندم سالم رسيده خونه يا نه

ميخواي چيکارش کني؟

داري درباره مين جو حرف ميزني؟

آره

من جديم

چيه؟ مخالفي؟

نه، اون از تو بزرگتره

سن و اين چيزاي ديگه قديمي شده

...منظورت اينه

که اونم همين احساسو به تو داره؟

فعلا، فقط خودمم

خداي من

چي رو درباره اش اينقدر دوست داري؟

تو ممکنه اينطوري فکر نکني اما به چشم من خيلي خوشگله

چطوري بايد بگم؟

جدا از آدمايي که ديدم

حس ميکنم اون اولين زن بالغه

يه زن بالغ؟- آره-

فکر کنم خودشه

ديدي امروز بخش له کردن انگور چطور شلوغ شد؟

آره

اون وقتي ديد مردم دارن با نااميدي ميرن

خودش رفت تو استخر انگور

اولش، فکر کردم شايد واقعا ميخواد تجربه اش کنه

بعدش متوجه شدم سعي داره مردم رو اونجا جمع کنه

به لطف اون، شراب تو اون منطقه فروخته شد

هميشه سعي ميکنه کاري که ميتونه رو انجام بده

فک کنم باحاله خوشگلم هستش

بزغاله

اونو خيلي خوب نمشناسي

چيه؟

رازي هست که من نمي دونم؟

يه راز؟ همچين چيزي نيست

بين همسايه ها رو خراب نکن باشه؟

اوکي

اينو امتحان کن، خودم انار رو انتخاب کردم و درستش کردم

ازت شير خواستم

چشه؟

چرا جواب نميدي؟

جون ووئه

البته رسيدم

نه، نه، نيازي نيست بارون بند اومده، ميتوني بري

چرا نتونستم به جون وو درباره بودن باهاش بگم؟

چرا؟

اين چيه؟

من چم شده؟

ميخواي بهم بگي چه مرگت شده؟

خيلي منتظر شدي

حالا وقتشه

More Farsi Persian subtitles for Second To Last Love

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left