ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.اینجا امنیت نداری
ما یه خواهر مُرده داریم
.و اون هیچوقت باهاش کنار نیومد
.توی بازپروری، هماتاقیش خودکُشی کرد
چطوری مُرد؟
.سم خورد
این دیگه چه کوفتیه؟
"سقوط"
.صبحبخیر
لباسهام رو عوض کردی؟
.نابود شده بودن
.برات یخ آوردم
.مُچت خیلی ورم کرده
.حتماً دیشب خیلی بدجور پیچیده
.اما خودش بهتر میدونه
...افتادن از اون پلهها با چراغ خاموش
.خداروشکر که تو گرفتیش
.ممکن بود جمجمهش بشکنه
.تو خیلی مراقبش هستی
.مامان، باید برم .باید برم سرکار
.دراز بکش، کمیل
...نه من یه مُهلتی دارم - .دراز بکش -
...یه مقدار چیز شیرین
.قبل از چیز تلخ .کمک میکنه
...باز کن
...بعدش یه مقدار دیگه چیز تلخ و یه روز کامل توی تخت
.این نسخهی منه
مامان، امروز واقعاً باید برم سرکار، خب؟
.کمیل - هومـ؟ -
میذاری مُچت رو ببندم، لطفاً؟
.برو پی کارت، خواهش میکنم
.ببخشید ،فقط خیلی خستم
و واقعاً باید امروز یه سری کارها رو .انجام بدم
خب، پس سریع کارت رو تموم کن .و برگرد خونه
.یه مدتیه این وضعیت ادامه داشته
.سلامتیت بدهی نیست که همینجوری کنسلش کنی
.بدنت وصول میکنه، کمیل
.سلام، خانومها
.بیا. باقیش برا خودت
واسه امروزت بنزین میزنی، بیلی؟
.میبینم خودت هم همینکار رو میکنی
.فقط کمک میکنه سوخت راحتتر بسوزه
.آها
.هنوز یه توضیح بهت بدهکارم
.نه، چیزی که میخواستم رو فهمیدم
جدی؟ چیزی هست که لازم باشه من بدونم؟
.باشه، پس
حاله دختره چطوره؟ - .جاسلین خوبه -
.سلام من رو بهش برسون
.نه، منظورم اون یکیه
قرار همینطوری به اینکار ادامه بدیم؟
،خب، میتونیم کاری که همیشه اینجا میکنیم رو بکنیم
.و تضاهر کنیم اصلاً وجود نداره
.از این بیشتر خوشم میاد
واقعاً؟
.من باید برم به کار محافظت و خدمتم برسم
.منم باید برم به کار میکس و خدمتم برسم
خوبی؟
از اون آبیا بهت داد؟
.نه، نخواستم بخورمش
میدونی از کدوم بخش نعشه شدن خوشم میاد؟
.بعدش مامان ازم مراقبت میکنه
فکر میکنم خودت بتونی از خودت مراقبت کنی
.من مامان رو میخوام، و اون هم من رو اینطوری دوست داره
این کار رو برای اون نکن، باشه؟
.مجبور نیستی
چیه؟ اجازه ندارم به اتاقش دست بزنم؟
حتی اینجا هم نمیتونم؟
.امروز دستگیرش میکنن
جان رو؟
.روی میگه امروز قاتل گیر میوفته
.روی پسرعمومی کلسیه .برای یه قاضی یا همچین کسی کار میکنه
عنتر خان بهت نگفت؟
.هی
اومدی سر بزنی؟ یا فقط یه بوپرنوفین بگیری رو بری؟
.دنبال برلی ون لوم میگردم
.ما اسامی رو در اختیار مراجعهکنندهها قرار نمیدیم
.ولی اون بیمار نیست
.پرستاره
.ما اسامی رو در اختیار مراجعهکنندهها قرار نمیدیم
.وای، لعنتی
.تو اون پلیسهای .وای، پسر
...تا حالا هیچ آدم معروفی رو ندیده بودم
میشه فقط یه کمکی بهم بکنی؟
.برلی ون لوم
دنبال من میگردی؟
...میدونم، عزیزم
.اسمت رو از جکی اونیل گرفتم
.هی
خبر مرگتون کی قراره
کار ما رو راه بندازید؟
.گفت ممکنه یه چیزهایی درمورد مرین کرلین بدونی
.برگردید سرجاتون، خانوم
.وقتی دکتر حاضر باشه صداتون میکنم
.بیخیال واین پنجرهی لعنتی رو باز کن
.برو تو .الان من هم میام
.باشه، رئیس
اینجا چهخبره؟
.اشلی، فقط یهثانیه صبر کن .فقط یهثانیه صبر کن
.نه. بذار برم تو
توی خونهی من چیکار میکنید؟
.من حکم بازرسی دارم
برای چی؟ - .فقط برو تو -
.برو
جان کجاست؟
،رفت رانندگی .هنوز برنگشته
کِی رفت؟ - .دیشب -
.اشلی، عزیزدلم
...به خاطر خودش ،به خاطر خودت
.نمیخوای که بیوفتی زندان
.باید بهم بگی اون کجاست
.نمیدونم کجاست
.نمیتونم همینطوری رهاش کنم
.اونطوری مثل یه جندهی واقعی بهنظر میام
،حقیقت اینه که، بهش کمک میکنی
،و به چشم مردم شهر
.یه قهرمان میشی
...اشلی، اگه بهمون کمک کنی
همه میفهمن که چقدر شجاع بودی
.که کمک کردی جون دخترکوچولوها رو نجات بدیم
یعنی مثلاً، اسمم میره توی روزنامهها؟
.من که میگم، میری توی تلویزیون
.اصلاً باهام سکس نمیکنه
دلیل مرگش چی بود؟
.موضوع همینه .اینور و اونور میبردنش
.دکترهای مختلف. تشخیصهای مختلف
.التهاب روده. تپش قلب. مشکلات تنفسی
...مشکلات معده و روده، مشکلات کلیوی
.خدای من
،به تمام این بیماریها مشکوک بودن .ولی هیچکدوم تأیید نشد
،شبی که فوت کرد
.دکترش مردی بود که تا حالا ندیده بودش
.ولی چندین سال اونجا تحت درمان بود .چارت داشت
این چارت؟ .این یه "ماجراجویی خودت رو انتخاب بکن"ـه
.اونموقعها گزارشات کامل نبود
...پرستارها .حکم گزارشات رو داشتن
.من یه کپی ازش رو نگه داشتم
.گفتم شاید یهروز به روز بهدرد بخوره
،مونشهاوزن با سندروم وکالت MBP.
این باعث مرگ مرین شد؟
.آره
.این یه بیماری روانی، در بزرگسالانه
مونشهاوزن وقتیه که برای جلبتوجه .به خودت آسیب میزنی
،خودت رو به مریضی میزنی
.که همه ازت مراقبت کنن
،مونشهاوزن با سندروم وکالت ،برعکس اون
وقتیه که یه نفر دیگه رو مریض میکنی
،که بتونی ازش مراقبت کنی
...که بتونی نجاتش بدی ...یا حداقل تلاشت رو بکنی
.بقیه ببینن که داری تلاشت رو کنی
.داری میگی که ادورا این بیماری رو داره
.دارم میگم که مردم این بیماری رو دارن
.بیشتر مادرها
.مادرانی که میخوان پرستیده بشن، میخوان قهرمان باشن
هیچچیز ستودنیتر از مادری نیست که
.تمام انرژیش رو برای بچهی مریضش میذاره
.تو تمام درخواستهای اطلاعات رو رد کردی
.کاری که دکترها ازم خواستن رو انجام دادم
چرا به پلیس چیزی نگفتی؟
...گفتم
،بعدش شغلم رو توی بیمارستان از دست دادم
.بعدش هم دیگه چیزی درموردش نشنیدم
،هنوز هم دوستانی توی بیمارستان وودبری دارم
...اگه میخوای باهاشون حرف بزنی
.نه درمورد مرین
.درمورد اون یکی
.بیا. ببریمت روی تخت
.بیا
.بیا - .نمیخوام -
.نمیخوام
.اِما - .واقعاً مریض نیستم -
...فقط - فقط چی؟ -
.دیشب چندتا آبجو خوردم .متأسفم
.روی مرین تأثیر بدی داشت
...تأثیر بدی هم
.روی تو داره
.نه، نداره
.خب، درمانشون تقریباً یکیه
،همهی اینها فقط بهخاطر بیآبی
...کمبود ویتامین، و خستگیه
.مامان، من حالم خوبه
...فقط یکم بخواب
.شاید یهمقدار پنیر سرخشده خوب باشه
.فکر نمیکنم
منظورم اینه که، نیازی به من برای .خوب کردن حالت نداری
...به من نیازی نداری برای .درست کردن پنیر سرخشده
.ولی من بلد نیستم چطوری درستشون کنم
...نه، نه، نه. برو
.وقتی داری اونکار رو میکنی لباسهات رو هم بشون
...مامان - ...اتاق خودت رو مرتب کن -
...خرج خودت رو بده، و
آره، به این هم دیگه نیازی نداری، غیر از اینه؟
.نه، مامان، خواهش میکنم. بس کن - وقت بازی تموم شده، آره؟ -
...برای اینچیزها دیگه بزرگ شدی
!نکن... بس کن
اینکه برای خوب کردن حالت
.بهم اعتماد نداری اذیتم میکنه
.چک میشه. یک، دو - .سه، چهار -
.یک، دو، سه ...یک، دو
سلام، جای دیگه رو رو میشناسی که بشه
No comments yet. Be the first to leave one.