ആദ്യത്തെ 167 വരികൾ.
.راس"؟ اینو ببین"
- نظرت چیه؟ - مهمونی میری؟
نه، کلوب لُختی ...دخترا وقتی میبینن طرفشون دُکتره
.یه ذره بیشتر حال و حول میدن
.- دو زاریم افتاد ...- جنسِ لباسش
!- خیلی نازک و رقص پَسنده ...هیچوقت فکر نمیکردم اهلِ -
.- کلوپ لختی اینا باشی .- "اِی.جی" دعوتم کرده
.توهم باید بیای
.- باید بیای .- نه،نمیتونم
.من و "لینا" امشب میخوایم بریم بیرون عشق و حال
.باز این بچه ــه اومد میخوای ترتیبش رو بدم؟
.- همین الانش که لباس عمل پوشیدم .- نه بابا،نه
- روش چی نوشته؟ .- باید بزنی به سینت خُب
منظورم این نیست ."روش نوشته "مدیر
حال و احوال؟ کمکی از دستم بر میاد؟
آره .اومدم اینو ببرم
هی، این کیف رو از کجا گرفتی؟
."یه مغازهی خیلی خفن توی "ونیس
- "سوییک" رو میگی؟ - میشناسیش؟
.آره
.من و شریک قدیمیم اونجا رو درست کردیم
راستش این لوگو رو خودم طراحی کردم .و روی اسکیت بورد گذاشتمش
.- تقریباً همچی از اینجا شروع شد .- دمت جیز
آره،به همچنین این بنرِ ...نمایشگاه کتابِ راهنمایی رو
طراحی کردی که بنظرم باهام موافقی که !توی این یکی هم بدجوری دَمت جیزه
آره،کلاً دَمَم بدجوری جیزه !هنوزم
.باورم نمیشه برنامهریزی کردی بریم بیرون
چشه مگه؟
.چون اندازه عَنم برنامهریزی نمیکنی
...- خُب .- خوبه بعضی وقتا یه تکونی به خودت میدی
...فکر میکردم خیلی حال میده
محلِ قدیمی ــمون رو ببینیم ...مثلِ قدیما جینگولگ بازی در بیاریم
.- یه سری به مغازه بزنیم - برگشتی به دوران قدیم؟
.آره،یکم
میدونی منو به یادِ کی میندازه؟ .درسته...خودم
.- هر دوتامون قیافه ــمون خیلی بامزست .- بعله،نه. آره همینطوره
.- شصت درصد همینطوره .- شب خوبی داشته باشی
.ممنون،ممنون
.دلم واسه "ونیس" تنگ شده بود
.آره،عینِ این بود که خودمو تو آینه میدیدم
.بریم یه سری به مغازه قدیمی ــمون بزنیم
.فکر میکردم میریم کلوپ لُختی
.- میریم ...پس چرا رفتیم -
- خونه زنِ سابقت؟ .- آروم باش بابا، یه دقیقه هم طول نمیکشه
.تسلیت میگم
واقعاً فکر میکنی اینجا اومدنت فکر خوبیه؟
- خدایی؟ .- واسه تو نیومدم
.- واسه "جری" اومدم !- آره، جون عمت
!بَس کن
اینجا چیکار میکنیم؟
.مامانِ "جری" فوت کرده
.- سرطان سینه داشت ...- آخی
باید خیلی واست سخت باشه که ...مادرِ کسی که زنِ سابقت رو
سیخ میزنه رو از دست داده باشی الان چطوری؟
خرابم رفیق .شنیده بودم "استر" خیلی زنِ خوبی بود
...تصمیم بسیار عاقلانهای بود که
.اومدی اینجا تا از "رکسانا" و "جری" حمایت کنی
باز هم عاقل بمون و بیا بریم !یکم تفریح آدم بزرگا رو ببینیم
.آره،حق با توئه
.- باشه .- ولی اول یکم نوشیدنی آدم بزرگا رو میزنم به بدن
غمِ خیلی بزرگیه، مگه نه؟
.امسال میخوام برم درمان رو شروع کنم
.بهتر باور کنی رفیق
.وای خدا، بسته ــست
!واقعاً؟ باید تازه بسته باشن
.یا خدا، پایان یه دوره .چقدر بد
...آره خیلی بده ...خیلی خوش گذروندیم
.- این تو .- آره،میدونم
.- یه جورایی خیالم راحت شد ...- چرا؟ یعنی
- چی این حرفت؟ .- نمیدونم
همیشه فکر میکردم که تقصیر من بود .که اینجا رو فروختیم
.باهم دیگه این تصمیم رو گرفتیم
من ترغیبت کردم ...بگذریم،همیشه تو کفِ این بودی که
!اگه اینجا رو نمیفروختیم،چی میشد؟ !خُب،الان میدونی
صبر کن، تعطیل نکردن .نقلِ مکان کردن
."- به خیابونِ "ابوت کینی - "ابوت کینی"؟
.- باید درآمدشون خیلی خوب باشه ...- بیاید مغازه
.بزرگترمون رو ببینید .باور نکردنیه
چقدر بزرگتر؟
بریم ببینیمش؟ طاقتش رو داری؟
.نه احتمالاً .بیا بریم یه چیزی بخوریم
منظورم اینکه، ساحل عالیه ...ولی لازم نیست توی حومه شهر
.- انقدر تو صف رستوران وایسیم ...- آره حومه شهر
.- خیلی بهتره ...- اونجا لازم نیست
.- پولِ پارکینگ بدی !- وای چه خَفَن
.- باشه !- بَه بــــَه،ببین کی اینجاست
."- سلام "کارلوس .- از دیدنتون خیلی خوشحالم
- ما رو یادت نمیاد،نه؟ - عزیزم؟
.اسمها خیلی خوب یادم نمیمونن
.آره،فکر کردم ما رو میشناسی
شرمندم .آدم زیاد میبینم
.یکم دیگه گارسونتون میاد سر میز .لذت ببرید
...5سال مَدید، هفتهای یکبار میومدیم اینجا ...فکر میکردی
!- یارو ما رو یادش میمونه؟ !- امشب قرار بود کلی خوش بگذره مثلاً
قضیه این میزِ چیه راستی؟
- به اینم میگن میز آخه؟ .- میز مشکلی نداره
.سر تا پاش مشکله .باید بریم یه میزِ دیگه
.همین الانش که توی غذامون تُف میندازن
میخوای "مَنی" ــم بریزن توش؟
قبلاً که میومدیم اینجا ...همیشه دمِ پنجره
بهمون جا میدادن ...ولی الان پرتمون کردن این پُشت
.مثل پارک کردن وانتها توسط اون افراد دم هتل - درباره مغازهست؟ -
.نه
- صدف میخوری؟ ...- فقط میخوام بدونم
.چقدر فضا دارن - .بجنب. بریم -
- چیه؟ ...میریم -
.اون مغازه رو میبینیم ...تو که دست بردار نیستی،پس بهتره
.- بریم اونجا .- اصلاً واسم مهم نیست ببینمش
خدایی؟ مهم نیست؟
...فقط،شرط میبندم
...کلی آدم میان و میرن - ...فقط میخوای -
!- کونِ منو بسوزونی... چه عالی! پاشو بریم ...- نمیخوام
.- کونت رو بسوزونم .- میریم
.هیچجا نمیریم
.- میریم .- میخوام بشینم و غذام رو بخورم
.تا وقتی نریم اونجا، غذا بی غذا
.الان یادم اومد ."راس" و "لینا" ــید
!از فروشگاه موج سواری !بابت فروشگاهِ جدیدتون تبریک میگم
.- بگو دیگه - چی؟
.که زندگیت رو به گُه کشیدم
.- تقصیر تو نیست .- چرا هست
.- مجبورت کردم اینجا رو بفروشی .- حامله بودی
.منطقی فکر نمیکردی
.باشه؟ هیچکدوممون منطقی فکر نمیکردیم
."بروس" خیلی آدم عوضی بود
.هر دوتامون میخواستیم از شرش راحت شیم
.آره،الانم یه عوضی پولداره
.مدرسههای محلمون بهتره
.- باید اینکار رو میکردیم .- بچهها،مدرسه
.کارِ درست رو کردیم
.- بیا بریم یه چیزی بخوریم .- فقط باید یه چیزی رو چک کنم
.یا خدا
چقدر خوفه اینجا .دَم و دستگاهها رو ببین
- اسکیت بوردم کو؟ - کدوم رو میگی؟
.همونی که لوگوم روشه
چرا "بروس" باید کشیده باشدش پایین؟
...واسه این،اینکار رو کرده که
.- هیچ چیزی از من اینجا باقی نمونه ...- فکر نکنم
.حرفت درست باشه. لوگوت روی همچی هست
خوبه که حداقل یکی از طراحی من .پول به جیب میزنه
میدونی چیه؟ .کونِ لق اینجا
.عینک آفتابی جدید میخوام
- چطوره؟ .- هنوزم بامزهای
...نظرت چیه مست کنیم
بریم دَمِ ساحل،دکتربازی؟ .حال میدهها
.باشه
.بریم
.واقعاً نمیخواستم عینک رو بدزدم
.- شوخی بود - شوخی؟
.- آره بابــــــا ...- ببین،وقتی
جوون بودیم و ورشکسته ...پول نداشتیم که بریم عشق و حال
.- باهم جنس از فروشگاه بلند میکردیم .- خیلی رُمانتیک بود
میفهمی؟
.- زنگ میزنم پلیس .- نکن دیگه...نه،نه
!- نـــه !- زنگ نزن دیگه رفیق
- زنگ نزن دیگه، باشه؟ .- اصلاً کارِ باحالی نیست
با "بروس" دوستیم. حله؟
- "بروس" کیه؟ .شریک قدیمیمون -
.اینجا واسه ما و "بروس" بود
.- شما سه تا ..."- باشه،"بروسی
.نمیشناسم. مالکِ اینجا "مرتزمن اوتدورز" ــه
- چه بلایی سرِ "بروس" اومد؟ .- تیر خورد داداش
- جان چی شد؟ ."- تیر خورد "بروس
.یا خدا
.- "بروس" خوب خَر مایه ــستا .- خُب،خوشحالم که حال و احوالش خوبه
.- شِر نگو .- خفه شو
.وایسا
No comments yet. Be the first to leave one.