ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.بله، آقاي پرسکات
.ميدونم، شما سلطان جنگل هستي
.اوه، همه منو ميشناسن .اصلاً نميشه اينجا خوش گذروند
چي ميخورين؟ - .بوربن، واسه همه بوربن سرو کن -
.من سلطان جنگل هستم
.ميشه يه دلار، آقاي پرسکات .و اينکه داريم تعطيل ميکنيم
.منو دستپاچه نکن
.پول خيلي زيادي همراهتونه، آقاي پرسکات
.فقط ده هزار دلاره
دهها بار بيش از اين همراهم بوده .بدون اينکه يه سکهش گم بشه
.به بانک اعتقادي ندارم .ميدوني، قبلاً امتحانشون کردم
،امشب ميخوام خوش بگذرونم .بله، قربان
...و وقتي سم پرسکات واسه تفريح بيرون ميره ...اوه، خيلي ممنون
...و وقتي سم پرسکات واسه تفريح بيرون ميره
.تا صبح نشه، به خونه نميره
.تا صبح به خونه نميرم
...نميرم
.شايد اصلاً به خونه نرسم
.شانس شماست، آقا .ازش بپرسين
چيه، دوست من؟ چي توي فکرت داري؟
.شهر پر از همايش شده .اين آقا نميتونن يه اتاق گير بيارن
کي ميگه نميتونه؟ .ميتونه از مال من استفاده کنه
دوستِ دوست سم پرسکات .دوست منم هست
.دنبالم بيا، دوست من، فقط دنبالم بيا
.من سلطان جنگل هستم
.درسته
.حالا يه نفس عميق بکشين
آمادهاين؟ .حالا، تقلب نکنين
.گفتم يه نفس عميق بکشين ...درسته، دَم
.بازدَم حالا بهتر نشدين؟
.همه آمادهايم
.خم، کشش، خم، کشش
.انگشتهاي پاتون رو لمس کنين، خم، کشش .انگشتهاي پاتون رو لمس کنين، حالا
.اه، ميتونين انجامش بدين، بهتره
.خم، کشش، خم، کشش ...خم، کشش
...خم
حالا ببينين، من 26 تا اتاق واسه نظافت دارم .و نميتونم برنامهي خودمو تغيير بدم
.لطفاً آقاي پرسکات، سخت نگيرين
.آقاي پرسکات
.منو ببخشين
.ببخشين، قربان
.بيا داخل
.ببخشيد، دوستان
قطار، پُر هست، امکانش هست يه خانم جووني بياد و مدتي اينجا باشه؟
.اه، گمونم - .ممنون، قربان -
.اين طرف، خانم
ازدواج کردين؟
.اين اولين سفرم به نيويورک هست .منم تازه ازدواج کردم
...منظورم اينه که
.شما ميدونين منظورم چيه - .آره -
.پس تازه ازدواج کردي
.اوهوم
.گمونم کاملاً مشخص باشه
.خب، زودباش، همهچيز رو درموردش بهمون بگو
اولين بار کجا ديديش؟
توي يه رستوران کوچيک توي گرنتسويل، اوهايو ...مشغول کار بودم
.جايي که زندگي ميکنم
.يه روز اومد اونجا
عشق در نگاه اول، هاه؟
.نه، من حتي توجه زيادي بهش نکردم
.عجيب بود
،اولين قرارمون رو يادمه ...نميخواستم برم، ولي
اون شب يه جورايي .احساس کردم منتظرش هستم
.فقط قدم زديم، چيز زيادي نگفت
...توضيح دادنش سخته، ولي
.همون عجيب بودن رو احساس کردم
منظورت اينه اون مرد رو فقط سه بار ديدي و بعد باهاش ازدواج کردي؟
.اوهوم
واسه درآمدش چيکار ميکنه؟
،يه چيزهايي ميفروشه .دقيقاً نميدونم
و درست بعد از اينکه ازدواج کردين .تو رو تنها گذاشت
.واسه کار خواسته بودنش
يه جورايي انگار با يه غريبه ازدواج کرده بودي، درسته؟
.تماس واسه آقاي کينگ
.تماس واسه آقاي کينگ
.تماس واسه آقاي کينگ
.تماس واسه آقاي کينگ
.صبح بخير - .صبح بخير -
.من خانم بکستر هستم - .بله، خانم بکستر -
.شوهرم يه اتاق رزرو کرده - .ببخشيد، الان چک ميکنم -
.درسته .ديروز بعدازظهر تماس گرفت
.اتاق 1210
آقاي بکستر هنوز نيومده؟
.نه، نيومده
...اوه
!جونيور
.ميلي - .فرد -
.ممنون
.نه، فرد، لطفاً
موضوع چيه، ميلي؟
.فقط نميدونم چطور بهت بگم
چي رو بهم بگي؟
اينجا چيکار ميکني؟ نامه منو گرفتي؟
کدوم نامه؟
خب، چرا اينجا هستي؟
.شوهرم دنبالم فرستاد
شوهرت؟
...من ازدواج کردم، فرد... من
اونو ميشناسم؟
.گمون نکنم
.اسمش پل بکستر هست
کي ازدواج کردي؟
.يه ماه قبل، توي گرنتسويل
اينجا توي هتل شروين چيکار ميکني؟ .اين هتل فروشندههاست
.پل يه فروشندهست
منم همينطور، يادت هست؟ .به خاطر همين باهام ازدواج نکردي
.پل ظاهراً فروشندهي بهتري بود
.تبريک ميگم
.ممنون
.فرد
توي اون نامه چي نوشتي؟
.اوه، ديگه اهميتي نداره
بله؟
.بله، خانم بکستر
.نه، خانم بکستر
،بله، تمام تماسها رو وصل ميکنم .مهم نيست چه موقع باشه
چيزي واسه من اومده، چارلي؟
.نه، متأسفم، هيچي
هي، چارلي، ميشه يه نگاه به اين بندازي؟
الو؟
کي؟
.متأسفم، صداتون رو نميشنوم
کي؟
پل؟
.اوه
.اوه، فرد
.نه، چيزي ازش نشنيدم
.ممنون که زنگ زدي، فرد
.گفتم ممنون که زنگ زدي
.شب بخير
.صبح بخير - .صبح بخير -
خوب خوابيدي؟
.نه زياد
خبري شد؟
.نه
.خب، بهتره کمي صبحونه بخوري
.صبح بخير، سفارشتون، لطفاً
.نه، فرد، لطفاً، نميتونم
.اوه، بيخيال، کمي قهوه يا يه چيز ديگه بخور
.نه، ممنون
.به شدت نگران پل هستم
.مطمئني که ميدونست داري مياي
.اين تلگرام رو برام فرستاد
.تمام صبح داشتم تلفن ميزدم .حتي به بيمارستانها هم زنگ زدم
.از فيلادلفيا فرستاده شده .با قطار تا اينجا فقط چند ساعت راهه
.ميدونم
.کاش ميتونستم کاري بکنم
.خب، پليس هست
پليس؟
.دفتر مفقودين
چطور برم اونجا؟
.زودباش
.ولي نميخوام از کارت عقب بموني، فرد
.اوه، اون ميتونه منتظر بشه
.زودباش
.دايرهي قتل
ميخواست ديروز صبح منو اينجا ببينه .ولي پيداش نشد
.خب، به بخش اشتباه اومدين .اينجا واسه قتل هست
.دفتر مفقودين، پايين راهرو سمت چپه
نميتونين به ما کمک کنين؟
.باشه، اطلاعات رو ميگيرم
.بيل
نام؟ - .ميلدرد بکستر -
نام شوهر؟ - .پل بکستر -
آدرس؟ - .هتل شروين -
آخرين باري که شوهرتون رو ديدين، کي بود؟
.روزي که ازدواج کرديم .يه ماه و چهار روز قبل
کجا بود؟ - .توي گرنتسويل، اوهايو -
تحت چه شرايطي شما رو ترک کرد؟
.مجبور بود واسه کار به نيويورک برگرده
واسه کي کار ميکنه؟
.نميدونم
خب، ميدوني چجور کاري انجام ميده؟
.اوه، آره، فروشندهست
چطور باهاش آشنا شدي؟
.به رستوراني که توش کار ميکردم مياومد
قبل از اينکه ازدواج کنين چه مدت ميشناختيش؟
.چهار ماه
و در طي اين چهار ماه، در واقع چند بار اونو ديدين؟
.سه بار
منظورتون اينه فقط سه بار اين مرد رو ديدين و بعد باهاش ازدواج کردين؟
.بله
عکسي ازش دارين؟ - .نه -
ميتونين توصيفش کنين؟ - ...اوه، آره، 34 ساله و -
حدود شش فوت قد، موي تيره .و چشمهاي تيره
علامت خاصي داره، مثل جاي زخم، خال، ماهگرفتگي؟
.نميدونم، فکر نکنم
آخرين باري که اونو ديدين چه لباسي به تن داشت؟
کت و شلوار تيره و پيراهن سفيد .و يه جور کراوات تيره
چيز ديگهاي هست که بتونين بهم بگين؟
پيداش ميکنين، درسته؟
،نهايت تلاشمون رو ميکنيم .ولي در واقع شما با يه غريبه ازدواج کردين
.ممنون، ستوان
ميخواين اينو به دفتر مفقودين تحويل بدم؟
.خودم بهش رسيدگي ميکنم - شما؟ -
.تلگرام از فيلادلفيا فرستاده شده
.شب قتل در همايش
...فکر ميکنين ممکنه - .من هيچ فکري نميکنم -
.با وسترن يونيون، فيلادلفيا تماس بگير
.ببخشيد
No comments yet. Be the first to leave one.