ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
:زيرنويس از آريا ,پريسا ,نگين شهاب,مهدي,سامان
خانم؟
خانم؟
خانم؟داري سعي ميکني دوباره آشپزي کني؟
چرا اينکارو ميکني؟
تو همش قابلمه ها رو ميسوزوني و بعدش من بايد تميزشون کنم
شلخته
بوش خوب نيست خانم
هرچي که درست کردي, نخورش
خانم؟
فکر کنم خيلي زياد اون تو موندي بوي عرق ميدي
به من اعتماد کن هيچ کس نميخواد اينقدر برنزه بشه
خانم؟
کدوم خري يه تخت برنزه کننده خونگي داره؟
راه آسونتري براي سرطان گرفتن نيست؟
باتوجه به پستان ها و استخوان پيشاني نشون ميده مونثه
فکر کنم با اين بيکيني که پوشيده ديگه خيلي تابلو بود - درسته
پرمنفذ بودن استخوان جناغ پاياني نشون ميده که در اواخر 30 سالگي بوده
چهره برنزه تا سال 1920 اصلا جذاب به نطر نميرسيد
تا وقتي که کوکو شنل به جنوب فرانسه رفت و بايه صورت برنزه برگشت
فکر ميکني اينجا خوابش برده؟ احتمالاً يه اتفاق باشه نه؟
خوب من هيچ نظري ندارم،بايد به طور کامل باقاياشو رو بررسي کنم
مسئله اينه که درست قبل از اينکه از آزمايشگاه برم کَم يه چيزايي در باره ي برنامه هاي امشب گفت
براي روز ولنتاين و اين چيزا ديگه
براي همين فکر کنم بخواد اين قضيه رو زودتر بخوابونه
ميگي که کارمون رو خوب انجام نديم؟
هي من نه،رئيسم کم
من فقط اطلاعات رو مي يارم اينجا
بخاطر دوست پسر جديدش امروز واسش روز خاصيه
روز ولنتاين در اصل واسه بزرگداشت ....يه شهيد مسيحيه که
که به طرز فجيعي کشته شد هست
تحقيق کردن راجب اين پرونده راه بهتري واسه جشن گرفتنه
ميذارم اون يکي رو خودت بهش بگي
خدمتکار خونه جسد رو به عنوان" وندي بوويتس" معرفي کرد اون يه برنامه ريز عروسي بود
خوب،اين معلوم ميکنه اين همه دکور و عکس براي چيه
يه جورايي غمناکه نيست؟ که کسي که تو عشق تخصص داره
تو روز ولنتاين مرده پيدا بشه
يه روز ديگه هاجينز يه روز ديگه
نه وقتي که يه زن حامله داري
خيلي خب وقتي خدمتکار اومد اينجا زنگ خطر روشن بوده
هيچ نشوني از به زور وارد شدن نيست چيزي دزديده نشده
هي استخوني اين چيزا يه جاييشون تايمر نيست؟
- شکسته - شايد خوابش برد و تبديل به تاس کباب شده
آره با اين جور درمي ياد فکر کنم کم ميتونه اينو امضا کنه
اوه نه نه،کم نميخواد اين رو ببره آزمايشگاه و آزمايشش کنه؟
- اون براي روز ولنتاين برنامه ريخته - آره
خيلي خب ببين ميدونم تو و هانا از هم جدا شدين
...ولي براي خيلي از آدما روز ولنتاين
نميخواي که اون جمله رو تموم کني؟
نه نميخوام
خوب من حدس ميزم ميخواي همه ي اينارو ببري آزمايشگاه؟
آره البته
اوه هه
روز ولنتاين مبارک ,استخوني
بنابر حلالي که توسط گرما و اشعه متاثر شده
قرباني بين 32 الي 38 ساعته که مرده
لازم نيست واسه نورا هديه ي روز ولنتاين بگيرم
چون هرسال نورا واسم درخواست ميفرسته
- نميتونم شکست بخورم - داشتيم راجب تو و دوست دخترت حرف ميزديم؟
ببخشيد فقط داشتم بهش فکر ميکردم عشق اينجوري جالب ميشه
يادته وقتي خيلي حرفه اي بودي
هيچي راجب زندگي شخصيت نميگفتي؟
ميدونم چه سرباري که من نبودم
شکستگي قوس استخوان و
شکستگي دو فک پايين و مفصل
- ميتونه قتل باشه - قتل نيست
پائول واسه اين بعدازظهر شگفت انگيز برنامه داره
شام تو ايمي جين که تهش به يه اتاق زرق و برق دار تو خونه ي همپسشاير ميرسه
يه پرونده پيچيده که اينطوري ميشه
و اين منو خيلي بدخو ميکنه
بازسازي نشون ميده که اين زخم ها چند ساله برداشته شدن
خداروشکر،صفحه تاکس مصرف الکل و ردي از ديازپام رو نشون ميده
گرفتيمش،اون يه ليوان مشروب خورده يه قرص زده و خوابيده
استخون هاي بيشتري واسه آزمايش داريم
خود داني
سال پيش ميخواست تو اين کابين توي ارتفاعات بره
و پر از برف شديم و تنها راهي که ....ميتونستيم خودمونو گرم نگه داريم اين بود که
خوب يه روز ولنتاين خوبي بود
برنان،اوه سلام داگلس
نه امشب نميتونم مشغولم
متاسفم باشه،خداحافظ
پس واسه امشب برنامه داري؟ خوبه
نه نه
...يه قرار تو روز ولنتاين
به همراهي محبت آميز و احتمالا سکس ختم ميشه
من هيچ قصدي براي درگير شدن ندارم
اوه من چرا
اوه نه نه
زخم با نيروي زياد تو دنده و بدون بازسازي
قدامي چهارم سمت چپ و دنده پنجم
زخم ها دارن رسوخ ميکنن
دکتر اديسون،بايد بخش مربوط به ستون فقرات سينه رو چک کنيم
خيلي خب،چيه؟
يه سري جاي بريدگي جلوي مهره هاي سينه هست
که به اين معنيه که برنامه ريز ازدواج از ناحيه قلب چاقو خورده
ببخشيد دکتر سارويان
اين يه قتله
آره
اســـتخوانـــها
:زيرنويس از آريا ,پريسا ,نگين شهاب,مهدي,سامان
!!اين داستان : بيکيني در سوپ
بچه ها بچه ها ميتونم توجهتون رو داشته باشم؟ خواهش ميکنم
ممنون
ظاهراً اين احتمال وجود داره .که اين مورد يه قتل باشه
،اوه، اين قطعاً قتله .دکتر سورويان
،باشه، از اونجايي که اين يه قتله
شما دقيقاً هشت ساعت .و 22 دقيقه وقت داريد که حلش کنيد
آه، ببخشيد، کم. چرا؟
،چون سر ساعت 6:45 عصر ...من اين ساختمون رو ترک ميکنم
که روز ولنتاين رو .با پائول جشن بگيرم
خب، اگه پرونده قتل حل نشده باشه، چي؟
،بچه ها ,توي اين دنيا مرگ هست .و عشق هم هست
امروز، مرگ بازنده اس .و عشق برنده ميشه
پس عدالت چي ميشه؟
.خوبه. .برين. حلش کنيد
ميدونيد که معنيش چيه، درسته؟ چيه؟
،ميتونيم امشب زود بزنيم بيرون
.و يه شب خوش بسازيم
.احتياجي نيست اينکارو بکنيم !بي خيال
.شام و رقص
رقص؟
.باشه، شام و... و پياده روي
.يه پياده روي خيلي کوتاه
ديگه احتياجي نيست .نگران روز ولنتاين باشي
.ما ديگه متاهليم
.اوه، بيا ديگه آدماي متاهل .هم احتياج به عشق دارن
.اينو بهت ثابت ميکنم
.اينم تاييديه مون
قرباني قتل .وندي بويتسه
واو. يه طراح عروسي که درست قبل از روز ولنتاين .کشته شده
.خيلي کنايه آميزه
،آره. ولي ما يه هويت داريم .که خودش خيلي خوبه
.درسته. تو برنامه داري ...من با کلارک چک ميکنم
ببينم براي شناسايي .آلت قتاله کمک نياز داره
.عاليه
.هي
تو توي کارهاي عاشقانه .ولنتاين متخصصي
.يه سوالي ازت دارم
.باشه در طول زمانيکه
داريم برميگرديم به دفترت تا اين پرونده رو .حل کنيم، بپرس
باشه. انجلا الان بهم گفت ،که، چون ازدواج کرديم
.ديگه نبايد کارهاي عاشقانه بکنيم
.درست نيست
باورش سخته، ولي اين .دقيقاً حرفيه که اون گفت
،نه. متاهل يا مجرد .شما بايد عاشقانه رفتار کنيد
.ميدونستم .اون داره منو امتحان ميکنه .نه، نه
.امتحانت نميکنه اون حامله اس .و پاهاش درد ميکنه
ممکنه فقط حوصله ،کارهاي عاشقانه نداشته باشه
،ولي اگه هيچکاري نکني .هيچوقت نميبخشتت
.استروژنه ديگه
.خيلي خوبه .پس من شروع ميکنم. خيلي خوب
باشه، چطوري؟
اون گردنبند زمرد سبز رو که کريسمس قبل براش خريدم، ديدي؟
.بله .اهمم
.اوه، واو .گوشواره هاش
!اوه چيه؟
خب، راستش انجلا از اون .گردنبند خيلي خوشش نمياد
.چي؟ اون عاشقشه .خودش بهم گفت .البته که گفت
ولي تا حالا ديدي به گردنش بندازه؟ .اوه، آره
حتي وقتي ازش نخواسته بودي؟
.اوه .آره
.به يه چيز ديگه فکر کن البته صبر کن تا بعد از .اينکه پرونده رو حل کرديم
و... وندي مرده؟
م... مطمئنين خودشه؟
.بدون شک .اوه، خداي من
.اين فاجعه اس خوب، بخصوص .براي خود وندي
پس، تو دستيارشي؟
،دستيار اجرايي .بله
...کار مهميه دستيار اجرايي؟
،فکر کنم، در حال حاضر ،در طراحي چيزاي بزرگ .نه، احتمالاً نيست
خيلي خوب. آخرين بار کي اونو ديدين؟
.دو روز پيش
.سعي داشتم باهاش تماس بگيرم فکر کنم براش ده .دوازده تا پيغام گذاشتم
و اصلاً تعجب نکردين وقتي جواب نداد؟ .نه. راستش نه
.يه جورايي وندي گونه بود
...وندي، آه
.وندي غرق ميشد
توي چي غرق ميشد؟
،اوه، خب ،يکي از چيزا .عروسي اريکسون بود
...مثل مثل وارن اريکسون؟
نه؟ واقعاً؟
اصلاً شما ميدنيد توي اين شهر چه اتفاقي داره ميفته؟ در مورد اتفاقاي مهم؟
.شرمنده
،فقط مسئله اينه که، اين عروسي .که خيلي هم بزرگه، امشبه
و من نميدونم چطوري قراره بدون وندي .سر و سامونش بدم
در واقع، من اصلاً نميدونم بدون وندي چطوري ميخوام زندگي کنم؟
پس شما کد رمزي خودتون رو براي سيستم هشدار اون داريد؟
.بله، کد دستيار آم، من يه... يه سري از .کليدهاشم دارم
،طبق گزارش گروه حفاظت پوسترن از کد براي روشن کردن .زنگ خطر استفاده شده
.اوه، آره من... من رفتم که چند تا .نمونه پارچه بردارم
.آه، ولي وندي اونجا نبود .ممنون
به تخت برنزه کننده هم سر زدي؟
نه. اون پارچه ها رو نزديک در گذاشته بود. چرا؟
خب، ما جسدش رو .اونجا پيدا کرديم
...آم، دارين ميگين
که ممکنه وقتي من ،توي خونه بودم آه، اون مرده بوده؟
دقيقاً همونجا .و دقيقاً مرده بوده
.مرده بوده .آره
.اوه، خدايا
...اوه .اوه، حالم داره بهم ميخوره
No comments yet. Be the first to leave one.