The K2

The K2 (더케이투)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

Specials

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

더케이투The K2 Persian E09-2016 (Opus-sub)
കമന്ററി എഴുതിയത് niloo1991
Opus_sub Team ►► https://telegram.me/OpusSub

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2016-10-22
ഡൗൺലോഡുകൾ: 44
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

.تماشای این سریال به افراد زیر 15 سال توصیه نمی گردد

ترجمه و زيرنويس Opus-Sub Team

.هی، نگران نباش

.تو از پسش بر میای

...پس

فکر می کنی فقط تظاهر می کرد که ترس از اجتماع داره؟

احتمالا فقط نمی خواسته ما رو ببینه

.و این کاملا قابل درکه

پس احتمالا هر کاری که من تا به حال باهاش کردم

!و هر مزخرفاتی پشت سرش گفتم یادشه

.واسه همین بهت می گفتم کمتر دری وری بگی

آخه کی می دونست همچین روزی می رسه؟

!صبح بخیر

...اوه خدای من

...صبح بخیر

.خانم

اوه خدای من، مشکلی دارید خانم؟

می شه منم با شماها صبحونه بخورم؟

.خیلی گشنه امه

.بله خانم

چی؟

!اوه البته که می تونید! می تونید! می شه

.اوم، پس دست و صورتمُ می شورم برمیگردم پایین

چیه؟

شما اینقدر خوب می خورید و با این حال .من تا حالا خوردنتونُ ندیده بودم

حس می کنم حالا که داریم همه با هم .می خوریم طعم غذا حتی بهتر هم شده

.چقدر خوب می شد اگه هر روز اینطوری با هم غذا خورده بودیم

.بله خانم

.خواهر

دارید با من حرف می زنید خانم؟

.متاسفم

هاه؟ اوم، چرا؟

.اوم، مگه چی گفتم؟ من که چیزی نگفتم

به این فکر نکرده بودم که شرایط برای تو هم سخته

.چون تمام مدت فقط به خودم فکر می کردم

و همینطورم ممنونم

.که دیروز نجاتم دادی

خب، اون...چیزه

مطمئن می شم دیگه به خاطر من مشکلی برات پیش نیاد

.و اینکه بتونی از اینجا بری

چی؟

مطمئنم چویی یوجین تا این حدشُ دیگه بهم اجازه می ده

اوم، می تونم یه چیزی بگم خانم؟

.متاسفم اما هیچ کدوم از ماها نمی تونیم از اینجا بریم

!حتی اگه بخوایم

.با خانم در نیوفت وگرنه با دستای خودم می کشمت

.هر کار دوست داری بکن

این بار هم یه "دلسوزی بی فایده" است؟

.مطمئن نیستم

.ممکنه باشه یا نباشه

تو نیومدی اینجا مراقب یه بچه کوچولو باشی نه؟

و نیومدم که فقط بشینم و نگاه کنم

.تو جلوی اومدن آمبولانس برای یه دختر در حال مرگُ بگیری

اوه همچین اتفاقی افتاده؟

!خیلی خوب بهش فکر کن که من چرا می خوام پارک کوان سو رو بکشم

کشتن یه نفر به جرم ترجمه ی یه مکالمه ی فوق محرمانه

یا تلاش برای کشتن یه نصاب بنر به خاطر تصادفا دیدن یه صحنه ی خصوصی

.همچینم با هم فرقی نمی کنن

اوه آره، تازه بدتر از اون سعی کردی اون پیرزن و پیر مرد رو هم بکشی

مبادا که اون نصاب بنر اطلاعاتی بهشون داده باشه که نباید می دونستن نه؟

.گوش کن. شماها همتون مثل پارک کوان سوئید

اینُ می دونی؟

.و من نمی خوام یه نفر دیگه هم عاقبتش مثل رانیا بشه

.پس اینطور

...آنا

برات مثل یه رانیای دیگه است، نه؟

.فکر کنم قابل درک باشه که اینطوری فکر کنی

.آنا باید خیلی خوشحال باشه

.خیلی خب، فهمیدم

چه فایده ای برام داره بیشتر از این در مورد این مسائل باهات بحث کنم؟

.بالاخره کلی کار داریم که باید انجام بدیم

.باید پارک کوان سو رو بگیریم

...اما می دونی

اگه همه ی خطاکارهای دنیا پارک کوان سو باشن

...و همه ی قربانی های دنیا رانیا

پس منم رانیا بودم، درسته؟

و بابام پارک کوان سو؟

و جانگ سه جون هم احتمالا

منُ بیشتر تبدیل به رانیا می کرد؟

یه گرگ فقط چون گوسفند می خوره هیولا نمی شه

.گرگ ها ساخته شدن که گوسفند بخورن

...به علاوه

.توله ی گرگ ها هم خودشون گرگ می شن

.این شامل آنا هم می شه

!می دونی اونم بچه ی یه بره نبوده

.هرچی

وقتی ما سرمون گرم آنا بود آینه داشت به سختی کار می کرد

ازت پرسیدم منظورت از اون حرفت چی بود؟

یعنی که اتفاقی برای شما بیوفته ما هم می میریم

چی؟

این حرف یعنی چی؟

کی این حرفُ زده؟

.این حرفی بود که رییس قبل از اینجا اومدنم بهم گفتن

هر کس دیگه ای هم جز ما که در مورد هویت اصلی خانم بدونه

.بعدا ناپدید می شه

به عبارت دیگه

.فقط یه معامله ی نفتی ساده نبوده

.قطعا یه چیز دیگه هم کنارش هست

و واسه همین دنبال یه مترجم خاص گشتند

.که نه انگلیسی و عربی، بلکه کره ای و کوماری صحبت کنه

.برای داشتن یه حریم کاملا خصوصی

.و متاسفانه قرعه به نام رانیا افتاد

تمام چیزی که الان احتیاج داریم یه مدرک محکمه که این ادعا رو ثابت کنه

صبر کنید، از کجا می تونید مطمئن باشید که همچین مدرکی وجود داره؟

می تونسته تا حالا از شرشون خلاص شده باشه

آدم بدها همیشه وقتی پای معامله وسط باشه رسیدشونُ حتما نگه می دارن

.چون وقتی تو خطر باشن ازشون مراقبت می کنه

.چویی یوجین یه شیطانه

تمام این مدت واسه اهدافش ازمون استفاده کرد و حالا چی؟

فقط از شرمون خلاص می شه؟

.و تو هم تا همین یه کم پیش مدام پاچه خواریشُ می کردی

پس مطمئن شو از این به بعد درست از آنا مراقبت کنی

.این تنها راهیه که می تونیم زنده بمونیم

و همینطور شنیدی سونگ گیو چی گفت نه؟

اگه نماینده واقعا رییس جمهور بشه

...اونوقت ما احتمالا

.می شیم دارایی های با ارزشش- .آره-

داراریی های با ارزش نه؟

.هی

درست می گی. پس اینطوریه نه؟

.خیلی خب، من تصمیمُ گرفتم

...تا آخرش، من حتما کاملا

.خواهر

.هی، داره تو رو صدا می کنه

من؟

بله خانمم؟

...صبر کن، پس

اگه من اون مدرکُ برات بیارم

پارک کوان سو شانسشُ توی ریاست جمهوری از دست می ده؟

.دقیقا درسته

.فکر کنم یکم دچار سوءتفاهم شدی

من قطعا هیچ علاقه ای به سیاست و این حرفا ندارم

...دلیلی که من باهات متحد شدم این بود که- .پارک کوان سو رو بکشی-

.تا انتقام رانیا رو بگیری

.خب راهش همینه

.اون اینجاست- .اوه خدای من-

.عیبی نداره خانم. اونها همه طرفداراتونن

.قوی باشید. دیروز هم خیلی خوب بودید

.از پسش برمیاید

!فقط یه لحظه

!ببخشید

.دوسِت داریم- می شه بهمون امضا بدی؟-

.لطفا سوار شید خانم

من امضا ندارم

اما دوست دارید باهام عکس بگیرید؟

!بله- !بله-

!من! من می گیرم- !منم همینطور-

!پس لطفا صف ببندید

!الان می گیرم

!یک، دو، سه

!یه بار دیگه !یک، دو، سه

می دونی برای یه سیاست مدار مرگ چیه؟

برای اونها مرگ واقعی اینه که دیگه نتونن تو سیاست شرکت داشته باشن

اونها این قدرتُ دارن که در مورد چیزی که ازشون گرفته شده رویا پردازی کنند

.نه ممنونم. قصد ندارم همچین مرگی بهش بدم

فهمیدی؟

فقط می خوام پارک کوان سو حسرت کشتن رانیا رو بخوره

.و با دست خودم بکشمش

!مردی که رویا داره از مرگ نمی ترسه

اون تمام عمرش رویای رییس جمهور شدن داشته

و بعدش یه روز بی هوا به دست تو بمیره

این یکم عجیب نیست؟

اسم اینُ می ذاری انتقام؟

باید اول از این خواب شیرینش بیدارش کنیم

و باید محوش کنیم تا دیگه هرگز نتونه رویایی داشته باشه

و توی لحظه ی آخر می تونی بهش یه طناب تقدیم کنی

اگه این کارُ بکنی، خودش با دست خودش به خاطر این مصالحه اش

وقتی که داره به تلخی حسرت کشتن رانیا رو می خوره خودشُ دار می زنه

می دونی که گلوله تنها چیزی نیست که می تونه یه نفرُ از پا در بیاره

.اومدیم یه مقدار دارو بگیریم

.می دونید که خانممون اخیرا شبا نمی تونن راحت بخوابند

.من کارم تموم شد

!دارید چه غلطی می کنید، پاشید عذرخواهی کنید

!گمشید بیرون! بیرون

.خانم

من آخرین استاد هنرمند پاک هنرهای رزمی .این دوره و زمونه ام احتمالا

من استاد هنرهای رزمی، وارث چون افسانه ای

.اسمم سونگ یونگ چونه

شما چطور بانوی من؟

...بانوی ما هم فرشته ی مشهور

.بارسلونا .آره، آره خودم می دونم

خانم جوان، می خواید از من یکم دفاع شخصی یاد بگیرید؟

.اوه دفاع شخصی دیگه واسه چی؟ برید استاد

...اما- دفاع شخصی؟-

!بله

خیلی خب، من امروز کلاس دفاع شخصی .خانم های استاد سونگ رو شروع می کنم

.دفاع شخصی واقعا چیز خاصی نیست

بذارید بگیم توی خیابون دارید راه می رید و یه نفرُ مثل این می بینید

صورت خشنی داره، نداره؟

فکر می کنید بی رحمانه شانسی برای شما باقی نذاره، درسته؟

.نه

خب، اولین کاری که می کنید اینه که نگاهش می کنید

و وقتی این کارُ می کنم...می بینی؟ .اونم مستقیم زل می زنه به من

!با چشم های کامل باز اینطوری

...بعد شما فقط لازمه- !آخ-

!کی اهمیت می ده اون قوی تر باشه؟ اون که حتی نمی تونه ببینه

.خب حالا شکست دادنش مثل آب خوردن می شه

!آخ، آخ !واقعا درد می گیره

می بینی؟ می گه واقعا درد می گیره؟

پس حتی اگه خانم جوانی مثل شما خیلی ضعیف باشه

More Farsi Persian subtitles for The K2

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left