ആദ്യത്തെ 199 വരികൾ.
آنچه در عهدها گذشت...
تبریک به ربکا گروو
که قراره با فرمانده جدیدمون یعنی فرمانده چیپین ازدواج کنه
و تبریک به اگنس مکنزی که با فرمانده وستون ازدواج میکنه
مردی که توسط خدا انتخاب شده تا هدایت کنه و محافظت کنه
نمیتونم دور و بر بابای بکا باشم اون یه کارهایی باهام کرد
فقط هم من نبودم
باید به عمه لیدیا بگی
از قبل بهش گفتم
و میخواد بابتش چیکار کنه؟
واقعا خوشحالم که بهم گفتی
به این نتیجه رسیدم که میخوام از اون دخترها محافظت کنم
چون هیچکس دیگه انجامش نمیده
دختر خیلی بدی بودی
باید بیشتر نخ دندان بزنی
- همین؟ - آره
اون سعی کرد بهم دست بزنه! اون سعی کرد بهم دست بزنه!
لطفا، لطفا، کمکم کنید!
- از خودت در آوردی؟ - داره ازشون سوءاستفاده میکنه
یکی باید یه کاری میکرد
و من هم کاری نکردم که ازش خجالت بکشم
من انگشتم هم به اون دختر مرواریدی نخورد!
چرا داری ازش دفاع میکنی؟
چون دروغ نمیگه
تو از کجا میدونی؟
اون این کار رو... با من کرده
بیاین دعا کنیم: "مرا در گل زوفا پاکسازی کن تا پاک شوم
"مرا بشوی تا سفیدتر از برف شوم
"ای خدا در من قلبی تمیز خلق کن
و دوباره روحی درستکار در من بِدَم"
دیگه نمیتونه بهت صدمه بزنه
- این عدالت الهیـه - تو چیکار کردی؟
نه! نه! نه! نه!
- تو چشمها رو خبر کردی؟ - اگنس!
واقعا فکر کردم اون رو میفرستین پیش یه دکتر
نه! اگنس! اگنس!
«با اینترنت ملی و بدون سانسور از امپایربستتیوی دانلود و آنلاین تماشا کن» :::.EmpireBestTv125.cfd.:::
« مترجم : پویا مزروعی » «Pooyamaz»
بعد از اینکه تمام ماجراها تموم شد گزارش پزشکی قانونی رو پیدا کردم
"این کالبدشکافی طبق قانون گیلیاد انجام شده است
"جسد متعلق به یک مرد بالغ
"و بدون کمبود غذایی و مسیحی سفیدپوست است
"دلیل مرگ:
"خونریزی ناشی از چندین جراحت ناشی از شیء تیز
"که توسط یک سلاح با لبه تیز انجام شده
"ریهها، کبد و شریان آئورت به طرز مرگباری آسیب دیدند
"زخمهای دفاعی شامل سوراخ شدن دستها و اندامهای بالایی میشوند
"چندین زخم چاقو روی اندامهای تحتانی
"از جمله اندام جنسی مشاهده شد
"عمق هر کدام از 2 تا 10 سانتیمتر متغیر است
"آسیب وارد شده برای کشتن قربانی فراتر از حد نیاز بوده
که نشان میدهد قاتل با مقتول خصومت شخصی داشته"
بین تو و بکا چه خبره؟
مامانم به مارتامون گفته یه رسوایی بزرگ داره درست میشه
به تو هیچ ربطی مبارکی نداره
نمیخواد در موردش صحبت کنه
پس تو میدونی چه خبره؟
شو برو گورت رو گم کن
یه گروه ارکستر 12 نفره با یه پیکولو نواز گیرم میاد
چه باکلاس
بچهها! خب چیه؟
اگنس؟
اگنس چی شده؟
اگنس، حالت خوبه؟
درور بر خداوندگار بزرگ
او ازمون میخواد که همگی سریع توی سالن ناهارخوری جمع بشیم
لطفا راه بیفتید
تحریکش نکن
غذا خوردی؟
نیازی به دستبند نیست! بازش کنید!
عمه لیدیا فرمانده اینجان
الان باهاتون صحبت میکنن
ربکا رو چیکار میکنیم؟
کار خاصی نمیکنیم اون باباش رو به قتل رسونده
یکی از مردان گیلیاد توسط یه زن سلاخی شده
یکی از نور چشمیهای تو
بیا وانمود نکنیم که اون مرد باخدایی بوده
جفتمون از حکمش خبر داشتیم قرار بود اعدام بشه
الان دیگه اصلا مهم نیست
چیزی که مهمه اینه که نتیجه مهفی بعدش رو به حداقل برسونیم
پس باید قربانی بشه؟ صرفا به خاطر پیامد بهتر؟
شاید اینطور نشه خب، اون دختر باروریـه
مطمئنم یکی از مراکز سرخ از داشتنش خیلی خوشحال میشه
یه ندیمه؟
احتمالا آخر عاقبتش به دیوار ختم میشه
اگه ندیمه بشه خیلی بهش لطف شده
در هر صورت سرنوشتش دست دادگاهه
نه! نمیتونیم بذاریم همچین اتفاقی بیفته
دیگه هیچ "ما"ای وجود نداره
روز خوش، عمه لیدیا
دخترها، یه خبر بد دارم که باید بهتون بگم
ولی باید بهتون بگمش
در مورد یکی از خودمونه
ربکا گروو
ربکا دیگه تا مدت نامعلومی قرار نیست بیاد مدرسه...
دلیلش هم مرگ بدموقع پدرش...
دکتر گروو هستش
البته، در این زمانه ناراحتکننده...
برای خانواده گروو دعا میکنم
بیاین
نباید فراموش کنیم که اون همراه با دلشکستگانه
درخواستهای بر حق خدا اونها رو میشنوه
اونها رو از همه مصیبتهاشون میرهانه
بذارید که ما رو هم از دردسر رهایی بده
بذارید اون صدای دعای ما رو بشونه
بذارید ما رو در سوگی که داریم در آغوش بگیره
چرا که بدون او ما گم میشیم
حالش خوبه؟
- نباید این بیرون باشی - کجا بردنش؟
گفتی میره پیش دکتر بهم بگو کجاست. لطفا!
یه جور زندان برای زنانه نمیدونم کجاست
داشت جیغ میکشید!
میدونم
متاسفم
متاسفم
اگنس؟ اگنس مکنزی! همین الان دستت رو ازش بکش!
- نمیبینی ناراحته؟ - مرد جوان، همین الان دستت رو بردار!
نه. خودت میدونی چه بلایی سر دوستش اومد یکم فهم و شعور داشته باش
حالت خوبه؟
متاسفم، متاسفم متاسفم
اگه این داستان رو واسه عمه لیدیا تعریف کنم
از مدرسه پرتت میکنن بیرون
اگنس!
سر عقل بیا، لطفا!
حالا برو با بقیه بچهها برو سر کلاس
چه بلایی سر بابای بکا اومده؟
حالت خوبه؟
اگنس، قیافهت یه جوریه انگار شیطان رو دیدی
بکا کجاست؟
- چشمها بردئنش - بیرون!
نه، بیرون!
برید بیرون، حالا! خداحافظ!
غرق در خون اومد خونه ما
خون کی؟
غرق خون بود همه جاش خونی بود
چیکار کرده بود؟
چه بلایی سرش میاد؟
چشمها بردنش
دیگه هیچوقت نمیبینیمش
شاید بهش رحم کنن
اونها رحم نمیکنن
هیچوقت
پس باید یه کاری بابتش بکنیم
تا کمکش کنیم
حق با توئه
وایسا، اگنس؟!
واسه کمک به بکا چیکار میکنین؟
اگنس، داریم سعی میکنیم توی این شرایط سخت، ازش حمایت...
میدونم چه اتفاقی افتاد
میدونم چشمها بردنش واسه محافظت از بکا چیکار میکنید؟
دنبالم بیا، لطفا
- داره چیکار میکنه؟ - داره خودش رو جمع و جور میکنه
شجاعت به خرج میده
به عمه گابانا بگید لازم شد برم دفتر پرستار
- مشکل چی بوده؟ - من میگم دلپیچه داشتی، برو!
اگنس، باید درک کنی
خدا سرپناه ما و منشا قدرت ماست
اون تنها کسیـه که میتونه بکا رو نجات بده
نه! نه، این کافی نیست
شما ابزار خدا هستید! شما باید یه کاری بکنید
کاری از دست من برنمیاد، اگنس
- پس بهمون دروغ گفتید - اگنس!
بهمون گفتید اگه از شما اطاعت کنیم اگه از خدا اطاعت کنیم...
ما رو هدایت میکنید و ازمون محافظت میکنید!
و بکا از حرف خدا اطاعت کرد؟
در کمال خونسردی پدرش رو کشت
فکر میکرد داره اراده خدا رو اجرا میکنه!
همونطور که شما یادمون دادید!
"مبارکاند کسانی که عطش عدالت دارند
و به میل باطنی خود میرسند"
به دست او!
اگه از مسیر درست خارج شد تقصیر شما بوده
به عمه استی میگم به مامانت زنگ بزنه
ناراحتی
برای ربکا دعا میکنم
من هم برای بکا دعا کردم
دعا کردم یکی رو داشته باشه که ازش دفاع کنه
خیلیخب، میأونی چیه؟ نمیتونی هر وقت خواستی باهام حرف بزنی
- خیلی خطرناکه - میدی باید به بکا کمک کنه
هیچ کاری از دستشون برنمیاد
بکا قراره اعدام بشه
اصلا برات اهمیتی داره؟
مسئولش تویی
- تفنگ دست توئه... - چی؟
... اونوقت نمیتونی هیچ کاری بکنی؟
اگه کمکش نکنی خودم انجامش میدم
و چطوری قصد داره این کار رو بکنی؟
با همینطوری دست روی دست نذاشتن
حرفهات مثل بچهها به نظر میرسه
گور بابات...
فرمانده
و گور بابای میدی
صرفا خودت...
و من و یه عالمه مامور میدی دیگه رو به کشتن میدی
من که مشکلی ندارم
استعفا میدم
نمیتونم هیچ کاری نکنم
لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.