ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
کمیل و عوضیه
.نشستن زیر یه درخت
.خیلی دوست داریم
تو فکر می:نی کار کی بوده؟ .یه خبر دست اول میخوایم
...روز کالهون، حرکت مناسبی نیست
.با توجه به اتفاقات اخیر
.من قاتل رو نگرفتم
"نزدیکتر"
اگه میتونی بهم آسیب بزن، ولی زخمهایم ،قویتر از قبل التیام پیدا میکنن
.و جای زخمهایم از من محافظت خواهند کرد
!هرگز از همسرم ناامید نمیشم
!هرگز به شهرم خیانت نمیکنم
الن؟
.ببینش. بیعیب
میتونی...؟ - .آره -
جشن امروز بهخاطر چیزیه که .از این مکان جدانشدنیه
.درمورد خودمون
.من فقط میخوام همهچیز خوب باشه
.و همینطور هم میشه
.امروز بهترین روز کالهون میشه
...حالا
کدومشون رو دوست داری؟
.مردم دارن حرف میزنن، کوبی .این داستان ترکونده
نگو "ترکونده". ما دیگه برای ترکوندن .خیلی پیر شدیم
خب، بیشترین بازخورد رو توی سایت .تاحالا داشته
بچهها به این چی میگن؟
.ببین، باید این جریان رو بزرگ کنیم
میتونی تا 24 یا 48ساعت دیگه یه بخش بهش اضافه کنی؟
.تا 48ساعت شاید بتونم
.باید بیشتر درمورد اون دخترها اطلاعات داشته باشیم
بهترین دوستهاشون کیا بودن؟
الگوی این قتلها چیه؟
این شهر چه مرگشه؟
.خب اینها رو نمیشه توی 800تا کلمه جا داد
.دورنما. آمریکای در حال فساد .سقوط رُم و این حرفها
.آره، این بیشتر شبیه سقوط جنوبه
حیاط پشتی خونهمون قرارِ پر از .پرچمهای ایالات جنوبی بشه
.این خوبه .باید حسابی شیر از اون گاوِ بدوشی
آره، مطمئن نیستم این دوتا استعاره .کنار هم کاربرد داشته باشن
مشروب میخوری؟
.دختر بامزه
.هی، بچه، بهت افتخار میکنم
.ردیفش میکنم. مرسی
...تو
،اگه خوانندههات میخوان درمورد کفِ زمین بخونن
.نور از ورودی خونه بهتره
شما به عکاسی علاقه دارید، خانوم کرلین؟
،فقط... این زمین رو میشناسم
.و این خونه چندین نسل بخشی از خانوادهم بوده
.روی زمین خون سربازان هست
.مامانم یه کالهون بود. با یکی از پریکرها ازدواج کرد
.اونها پول داشتن، کالهونها خونه رو داشتن
البته این جریان هیچوقت نباید توی روزنامه ...چاپ به. درهرحال
...نه، فقط
.من فقط یه عکاسم
.پس زمینهی خوبیه
.این توی دههی 30 اضافه شد
...و، میبینی
کجا عاج تموم میشه؟
.دوران خوبی برای کالهونها نبود
.و البته، دیگه عاج گیر نمیاد
!کمیل
.نه، نه، مشکلی نیست
.کفشهای جدیدت
...چند بار باید بگم
!کمیل
مشکلی نیست، مشکلی نیست. میبینی؟
.ممنون
سلام، اممـ، هزوقت وقت داشتی .یه تماس باهام بگیر
.میخوام درمورد مقالهای که تازه خوندم حرف بزنم
.زیبا بود
.درست توی روز کالهون
.بفرما
.آقای کنزاسسیتی
.خب، رسمـه
.هرسال میپوشمش .باید خوشتیپ بشم
آره، هنوز فکر میکنم رسم و رسونمتون .فکر خوبی نیست
.الان میام خدمتت، کاراگاه
.عجله نکن
.نمیتونم الان کنسلش کنم ،تازه
.مردم باید یهجایی خشمشون رو تخلیه کنن - .از همینش میترسم -
.خب، قبلاً باید به اینجاش فکر میکردی
.قربانیان ویندگپ قاتل رو میشناختن"
.پلیس محلیها رو بادقت زیرنظر داره
"...منابع نزدیک به تحقیقات
.از اون کلمهی "نزدیک" خوشم میاد - من غیر از چیزهایی که خودش -
.از قبل میدونسته چیزی بهش نگفتم
.خودمم از این ماجرا یه چیزهایی نصیبم شد
.امیدوارم همینطور باشه، پسرم
،حالا که همه عصبانی شدن .میرن سراغ کین و نش
.من اشارهای بهشون نکردم .اون هم نکرد
نمیدونم چند نفر توی دو ساعت گذشته .این مقاله رو برام فرستادن
هنوز فکر میکنی فکر خوبیه که این ملت عصبانی رو یه جا جمع کنی؟
،اگه از من بپرسی
.اگه کنسلش کنی یعنی دنبال دردسری
،کلی آدم هست که آمادهی مشروب خوردن هستن
و بیکارن؟ .نه ممنون
.بفرما
.من جزئیات رو دوبرابر کردم
.آدمهای خوب و درستکاری میان به این شهر
.من نگران روز کالهون نیستم
.ممنون، کلاید
.یکمی نگرانتم، البته، پسرم
.دوست دخترت پریکر؟ درخت خوب، سیب خراب
.یه چیزهایی درمورد اون هست که تو نمیدونی
.مراقب خودت باش
...و آقای کنزاسسیتی
اگه میخاوی بیای، لباس یه سرباز اتحادیه .رو نپوش
!ممنون، کلاید - .رئیس -
هرچیزی با زنبق
.قرارِ توی سرویس اتاق ناهارخوری استفاده بشه
.غیر از بالکن
مامان، میشه دیالوگها رو باهام تمرین کنی؟
.یهلحظه صبر کن، عزیزم
،و البته
.هرچیزی که بیرون از چادرهاست باید پلاستیکی باشه
.این کار بزرگیه. ممنون. اینها زیبان
.من باهات تمرین میکنم - .لازم نیست -
...خب - .میخوام کمیل باهام تمرین کنه -
.کمیل هیچوقت از تاریخچهی نمایشیمون خوشش نمیومد
مگه نه؟
.نه، فقط فکر میکردم جشن گرفتنش چیز عجیبیه
.ولی اشکالی نداره - .من میلی کالهون هستم -
.تو متجاوز یانکیای
خیلیخوب. "میخوای بهمون بگی کجا ".مخفی شده یا نه، دختر
.من هیچوقت همسرم رو رها نمیکنم
!هیچوقت به شهرم خیانت نمیکنم
.باید این درخت رو بسوزونی
وای، یادم رفته بود این نمایشنامه .چقدر ترسناکه
سعی کردم تغییرش بدم، ولی .آقای لیسی تو کَتِش نمیرفت
.ولش کن. همینه که هست
اینطوری میگی فقط به این خاطر که .توسط مردها نوشته شده
آره، جدی؟ وای. پس تو طرفدار حقوق زنانی؟
برای مهمونی قرار نمیخوای این رو بپوشی، نه؟
.پیکنیکه، و شلوار جین پوشیدم
.پیکنیک نیست. و سرتا پا سیاه پوشیدی توی روز کالهون؟
.خب، راستش من جزئی از مهمونی نیستم
.مردم این حرفها حسرشون نمیشه، کمیل .تو توی خونهی منی
.بریم یه چیز مناسب برات پیدا کنم
بریم! فقط دخترها. میشنوی، اَلن؟
.چشم، عزیزم
.چه راحت عصبانی میشه
.اون یکی موبایلم. به مامان نگو
شماره و آنه و ناتالی هم اونجا داری؟
باهم دوست بودید، درسته؟
قبلاً باهاشون وقت میگذروندی؟
.نه زیاد
.منظورم اینه که، انگار 1 میلیون سال پیش بود
.سال هفتم
.یک سال پیش بود
فکر میکنی بتونی با من درموردش حرف بزنی؟
به طور رسمی؟ - .بیخیال -
.شوخی کردم
...فقط
.دوست ندارم درموردشون فکر کنم
.میترسونتم
،حس بدی پیدا میکنم
.چون وقتی اون اتفاق افتاد باهم دوست نبودیم
،هنوز میخواستن که، توی جنگل بازی کنیم
.قلعهبازی بازی و این چرت و پرتها
.کارهای بچهگونه
قبلاً توی اون کلبهی شکار وقت میگذروندید؟
.لعنتی
".ویندگپ از همشهریهای خودش محافظت میکنه"
.این رو توی شهر میسوری زیاد میشنوید
ولی دو قتل وحشتناک بچه معنی
.محافظت" رو ازش گرفته" - .اون رو نخون -
اون رو نخون. از کجا آوردیش؟
.کلسی. جودز براش فرستاده
منابع نزدیک به تحقیقات"
"...تأیید کردن که افراد محلی
"جان، آره؟ "به شدت زیرنظر هستن
میشه آروم صدات رو بیاری پایین، لطفاً؟
.لعنتی. سه نفر دیگه همین الان برام فرستادنش
.برات فرستادنت. و تو بذارش کنار
جودز؟ - !بذارش کنار -
جودز لعنتی قبل از من دیدتش؟
.دخترها؟ بریم
.جنده
.هنوز اون صدای کلفت زشتش رو داره
باعث شرمساریه که مردم این شهر .هنوز حس میکنن به این چیزها نیاز دارن
!صبحبخیر
.چیزهای فوقالعادهای برای خانومهاتون کنار گذاشتیم
و این خانوم زیبا کی هستن؟
.ایشون دختر بزرگم هست
.کمیل هستم. باعث افتخارمه - .سلام -
.به پدرش رفته
.رنگش، اخلاقیاتش
.دستهات چطورن؟ شنیدم چی شده
.گلهای رز خیلی برای پوست لطیفم خشنان
.تا حالا اینقدر درمورد پدرم حرف نزده بودی
.مامان، کمکم کن انتخاب کنم
.چیز زیادی برای گفتن نیست
.این رو بردار یا اینها
.یه دقیقه بهم وقت بده، عزیزم
.باید روی اینی که اینجاست تمرکز کنم
.بیا توی اتاق پرو - .اِما، یه دقیقه بهم وقت بده -
.کمیل یه مقالهی جدید نوشته
.همه درموردش حرف میزنن - چی نوشته؟ -
نوشته یا جان کین
No comments yet. Be the first to leave one.