Spider-Man: Into the Spider-Verse

Spider-Man: Into the Spider-Verse

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

spider-man into the spider-verse 2018 dv 2160p web h265-rvkd
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Spider-Man: Into the Spider-Verse 2018 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-01-30
ഡൗൺലോഡുകൾ: 98
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 189 വരികൾ.

خیله خب، بیاین واسه آخرین بار این کار رو انجام بدیم

اسم من پیتر پارکر‌ـه

یه عنکبوت رادیواکتیو من رو نیش زد

و ۱۰ ساله که من تنها

و یگانه

مرد عنکبوتی‌ام

مطمئنم بقیش رو خودتون می‌دونین

قدرت زیاد، مسئولیت زیادی با خودش میاره

یه عالمه آدم رو نجات دادم، عاشق شدم، شهر رو نجات دادم

و بعد دوباره شهر رو نجات دادم. و دوباره و دوباره و دوباره

و بعدش هم، اوم

این کار رو کردم

راستش زیاد درباره این یکی حرف نمی‌زنیم

ببینید، من یه کمیک‌بوکم. یه برند کورن‌فلکسم

یه آلبوم کریسمس هم دادم بیرون

یه آهنگ تیتراژ عالی دارم

و یه بستنی یخیِ نه چندان تعریفی

منظورم اینه که، قیافه‌ام از این بدتر هم شده

اما بعد از این همه اتفاق

آخ! - ...هنوزم عاشق مرد عنکبوتی بودنم

آخه کی نیست؟

پس مهم نیست چقدر ضربه بخورم

همیشه یه راهی واسه برگشتن پیدا می‌کنم

چون تنها چیزی که بین این شهر و نابودی ایستاده

منم

فقط یه مرد عنکبوتی وجود داره

و الان دارین بهش نگاه می‌کنین

ریو: مایلز

مایلز، پسرم، وقت مدرسه است

جفرسون: مایلز

مایلز

مایلز! آره! آره؟

وسایلت رو واسه مدرسه جمع کردی؟

آره

فقط دارم آخرین پیرهنم رو اتو می‌کنم

جفرسون: زود باش! دیگه واسه خودت مردی شدی. بیا این رو به معلم‌ها نشون بدیم

ریو: مایلز

لپ‌تاپم کجاست؟

اگه می‌خوای با ماشین برسونمت، همین الان باید بریم

نه بابا، پیاده میرم

راننده شخصی داره می‌پره‌ها. - اشکالی نداره

مایلز! - باید برم. - الان میام

باید برم. - یه دقیقه دیگه

مامان، باید برم. - الان میام

تا جمعه

ببین کی برگشته. چطوری داداش؟ چه خبر؟

هی، فقط دارم رد میشم. چطوری؟

هی مایلز! زلزله دیشب رو حس کردی؟

چی میگی؟ دیشب مثل خرس خوابیده بودم

مدرسه جدید چطوره؟ - خیلی ردیفه

دلمون واست تنگ شده مایلز. - دلتون واسم تنگ شده؟ من که هنوز همین‌جا زندگی می‌کنم

صبر کن، دلت واسم تنگ شده؟

کنترا

اووه، بیخیال

جدی میگم بابا. پیاده میومدم هم اوکی بود

شنبه که داشتی اون برچسب‌ها رو از در و دیوار می‌کندی، قشنگ می‌تونی پیاده‌روی کنی

اون رو دیدی؟ نمی‌دونم کار من بود یا نه

و اون دو تا هم که دیروز توی خیابون کلینتون چسبوندی

آره، اونا کار من بود

اوه. اونجا رو ببین. یه کافه جدید دیگه

دیدی؟ - کاملاً. آره

اسم این یکی چیه؟ جشن کف

«جشن کف»؟ هه هه. بیخیال

همه هم صف کشیدن. می‌بینی؟

می‌بینم

این کافه‌ست یا دیسکو؟ - بابا، دیگه پیر شدی

زن: گزارش‌های متعددی رسیده

از یه حادثه لرزه‌ای مرموز دیگه در شب گذشته

منابع نزدیک به مرد عنکبوتی می‌گن که اون داره روی این مشکل تحقیق می‌کنه

مرد عنکبوتی. آخه این یارو روزی یه بار با تارش میاد

زیپ-زاپ-زوپ با اون ماسک فسقلیش و به هیچ‌کس هم جوابگو نیست. مگه نه؟

آره بابا. آره

اون وقت، آدم‌های من اون بیرونن

جونشون کف دستشونه، بدون ماسک. - آره

ما صورتمون رو نشون می‌دیم. گاز بده. این بچه‌ها رو می‌شناسم

توانایی زیاد، پاسخگویی زیادی با خودش میاره

ضرب‌المثلش اصلاً اینجوری نبود

ولی از کورن‌فلکسش خوشم میاد. این یه مورد رو بهش امتیاز میدم

ای وای. مگه پلیس‌ها از چراغ قرمز رد نمی‌شن؟

اوه آره، بعضیاشون آره. ولی، اوم، نه بابای تو

چرا نمی‌تونم برگردم به مدرسه راهنمایی بروکلین؟

الان دو هفته‌ست که اینجایی. دیگه نمی‌خوام در این مورد حرف بزنم

فقط فکر می‌کنم این مدرسه جدید خیلی افاده‌ایه. - «افاده‌ای»؟

و ترجیح می‌دم توی یه مدرسه معمولی پیش مردم باشم

«مردم»؟ اینا هم مردمِ خودتن

من فقط چون توی اون قرعه‌کشی لعنتی برنده شدم اینجام

اصلاً. تو هم مثل بقیه توی آزمون ورودی قبول شدی

اینجا یه فرصت خوب داری. می‌خوای از دستش بدی؟

می‌خوای آخرش بشی مثل عموت؟

مگه عمو آرون چشه؟ اون آدم خوبیه

همه ما توی زندگی انتخاب‌هایی می‌کنیم

الان اصلاً حس نمی‌کنم که انتخابی داشته باشم

نداری هم

دوستت دارم مایلز

آره می‌دونم بابا. تا جمعه

تو هم باید بگی «دوستت دارم»

بابا، جدی میگی؟

می‌خوام بشنوم. «دوستت دارم بابا». - واقعاً می‌خوای بگم؟

داری من رو جلوی مدرسه پیاده می‌کنی. - «دوستت دارم بابا»

اینجا رو نگاه کن. - «بابا، دوستت دارم»

بابا، دوستت دارم

دریافت شد

بند کفش‌هات رو هم ببند، لطفاً

پسر ۱: «دوستت دارم بابا»

هی، صبح بخیر. چطوری؟

آخر هفته کوتاه بود، نه؟ - پسر ۲: «دریافت شد»

ای وای! چقدر ضایع. کاپشن‌هامون مثل همه

هی. بند کفشت بازه

آره، می‌دونم. یه جور انتخابه

کی می‌تونه این رو برای XY حل کنه؟

و به این می‌گن قیاس منطقی

دو فصل از کتاب «آرزوهای بزرگ» رو بخونین

یه کوییز توی خونه درباره فشار حجمی

یه مقاله پنج صفحه‌ای که روی نتیجه‌گیری‌هاتون تأکید شده باشه

زن: ...بی‌شمار احتمالات دیگه

ممکنه جهانی باشه که من توش قرمز پوشیده باشم

یا شلوار چرمی پوشیده باشم

آقای مورالس. داری تو تاریکی می‌پلکی. باز هم که دیر کردی

اینشتین گفته بود زمان نسبیه، مگه نه؟

شاید من دیر نکردم، شاید شماها زود اومدین

ببخشید. آخه خیلی ساکت بود

می‌خوای همون‌جا بایستی یا می‌خوای بشینی؟

جهان ما در واقع یکی از چندین جهان موازیه

که دقیقاً در همون زمان دارن اتفاق میفتن

با تشکر از همه در بنیاد خانواده فیسک

از شوخیت خوشم اومد. - جدی؟

منظورم اینه که بامزه نبود. واسه همین خندیدم

ولی هوشمندانه بود، واسه همین خوشم اومد

فکر نکنم قبلاً تو رو دیده باشم. - خانم کالروس: ششش

هر انتخابی که ما می‌کنیم

بی‌شمار احتمال دیگه به وجود میاره

یه «چی می‌شد اگرِ» بی‌پایان

مایلز: صفر؟

اگه چند تا دیگه از اینا بگیرم، احتمالاً باید من رو از اینجا بندازین بیرون، نه؟

شاید من اصلاً به درد این مدرسه نمی‌خورم

اگه یه نفر با چشم‌بند جواب‌ها رو انتخاب می‌کرد

توی یه کوییز صحیح و غلط به صورت تصادفی

می‌دونی چه نمره‌ای می‌گرفت؟

۵۰ درصد؟ - درسته

تنها راهی که بشه همه جواب‌ها رو غلط زد اینه که بدونی کدوم جواب‌ها درستن

تو داری سعی می‌کنی جا بزنی

و من نمی‌ذارم این کار رو بکنی

بهت یه تکلیفِ مقاله شخصی میدم

نه درباره فیزیک، بلکه درباره خودت

و اینکه می‌خوای چه جور آدمی باشی

عمو آرون! - هی! ترسیدی؟

این رو می‌خوای؟ ها؟ ها

مدرسه چه خبر؟ - عالیه! کلی دوست پیدا کردم

نگو که اونجا همه‌اش بده. دخترهای باهوش حرف اول رو می‌زنن

اونجا لابد پر از اوناست

هه هه. نه بابا، هیچ‌کس نیست

ببین، نمی‌تونم بذارم برادرزاده‌ام بدون اینکه فنِ مخ‌زنی بلد باشه تو خیابون بگرده

هی، من بلدم چکار کنم

یه دختر جدید اومده. راستش، فکر کنم از من خوشش میاد. خودت که می‌دونی چطوریه

اسمش چیه؟

می‌دونی، فعلاً داریم زمینه‌سازی می‌کنیم

درباره «لمس شونه» چیزی می‌دونی؟

البته که می‌دونم. هه

ولی، اوم، حالا تو بگو

فردا اون دختره رو پیدا کن. میری سمتش و اینجوری میگی:

«هی.»

هه هه. جدی میگی عمو آرون؟ - دارم بهت میگم پسر، این علمه

پس میری سمتش و میگی: «هی»

نه، نه، نه. اینجوری: «هی»

«هی.» هه هه

نه. «هی»

«هی.» هه

مطمئنی تو برادرزاده منی؟

این همون دختره است؟

احتمالاً باید برم. هنوز یه تحقیق دارم که باید امشب انجامش بدم

هی، داشتی از من مخفی می‌کردی؟ تا حالا اینا رو جایی کشیدی؟

نه بابا. بابام رو که می‌شناسی. نمی‌تونم

بیا بریم. یه جایی رو می‌شناسم که باورت نمی‌شه

نه، نمی‌تونم. نمی‌تونم. نمی‌تونم

مایلز: بدبخت می‌شم

آرون: هی پسر، بهش بگو معلم هنرت مجبورت کرده

مایلز: از کجا این مکان رو می‌شناسی؟ - یه کار مهندسی اینجا داشتم

چه خبر؟ هه هه

آره پسر، می‌دونستم فامیلیم

مایلز: واو

بروکلین

آرون: روی این دیوارها کلی تاریخه

این خیلی باحاله

و حالا دیگه خودتی و خودت، مایلز

اووه، یه کم آروم‌تر

حالا بهتر شد

ببین چی از آب دراومد؟ اشتباه کردن هم بخشی از کاره

مایلزِ واقعی داره خودش رو نشون میده

حالا می‌تونی اون خط رو با یه رنگ دیگه ببری

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left