ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
توی انجیل نوشته که باید از مصیبتها لذت ببریم
چرا که مصیبت، استقامت
استقامت، شخصیت
و شخصیت، امید رو بهدنبال داره
هنوز دارم سعی میکنم که از مصیبتها لذت ببرم
هی، دوک
دوک، بیا اینجا
بیا پسر جون، اونجا چی کار میکنی؟
چی کار میکنی؟
دنبال گنج میگردی؟
این سگ، آخر من رو دق میده
دوک
پشمهام
اورژانس، بفرماید؟
«گورستان»
فکرکنم گورستونِ یک قاتل سریالی رو پیدا کردیم
«مترجمان: علیرضا نورزاده و سینا اعظمیان» ::. MrLightborn11 & Sina_z .::
بهنظرتون همه اینا
کارِ یک نفر بوده؟
یعنی میگی بعیده؟ - نمیدونم رئیس -
آخه اونور، هنوز دارن جسد درمیارن
یالا
آماده - وارد عمل شید -
سر و صدا نکنید
چه گهی میخوری؟
!دهنت سرویس مثل پلیسها در میزنی
سلام - لعنتی -
شرمنده رفیق
هی، پنجاه گرم گل میخوام
ردیفه - خیلیخب، ممنون -
هی، اگه اسید جور کردی خبرم کن
آخرهفته، تولد دوست دخترمه
خیلیخب، ردیفه
یه دلار هم کم نداره
بههرحال باید بشمارم
ردیفه، داداش
پلیس! بخوابید رو زمین
یالا، آروم باشید
ببین چی پیدا کردیم، گروهبان
تفنگهای گندهای قایم کردینها بچهها
ظاهراً یهنفر قراره به حسابِ
دولت ایالتیِ نیو مکزیکو بره تعطیلات
کون لقتون - وقت رفتنه، رفیق -
.چشم رو هم بذارید، آزاد میشم کیرم دهنِتون، خوکهای کثیف
یکی دیگه هم برامون گیر انداختی، جسی
باید اقرار کنم
که هنوز نا امیدم نکردی
و به نفعت شده
اگه یکی دیگه مثل همین برام گیر بیاری
فکرکنم بتونیم رابطهمون رو تموم کنیم
ردیفه گراهام
به محض اینکه یکی دیگه رو پیدا کنم
بهت خبر میدم، باشه؟
بزن قدش - برو گم شو بیرون ببینم -
خیلیخب، آروم باش
!خدای من عجب
...یک خبر فوری - هی، گروهبان -
از اداره پلیس آلباکورکی به دستمون رسیده
بیانیه رئیس کارتر رو بهصورت زنده براتون پخش میکنیم
حدوداً شش هفته پیش
یکی از شهروندان دغدغهمندمون مادامی که داشت سگگردانی میکرد
بقایای یک انسان رو پیدا کرد
درجا به پلیس آلباکورکی گزارش داد
به کمکِ محققان صحنه جرم
بقایای یازده زن و یک جنین رو پیدا کردیم
داریم بقایا رو میفرستیم پزشک قانونی
تا مشخص کنن که قربانیها چه زمانی و چهجوری مُردن
هروقت اطلاعات بیشتری کسب کنیم
دوباره به مردم خبر میدیم
تا اون موقع، این یک تحقیقات درحال پیشرفته
سروکله یک قاتل سریالی جدید در آلباکورکی پیدا شده؟
همونطور که گفتم این یک تحقیقات درحال پیشرفته
در حال حاضر قادر به ارائهی اطلاعات بیشتری نیستیم
.واسه امروز کافیه ممنون
رئیس کارتر، چندتا قربانی دارید؟
بیاید این یارو رو گیر بندازیم - چندتا سرنخ گیر آوردم -
رئیس، من لیست افراد مفقودی رو میگردم
چون طول میکشه تا جوابِ کالبدشکافی بیاد
،یک شکارگر بینمونه اما نه از نوع چهارپاش
یه آدمه مثل خودمون که توی شهر زندگی و کار میکنه و میلِ به کشتن داره
مهم نیست چه اسمی روش میذارین
فقط باید جلوش رو بگیریم
داشت یادم میرفت. شهردار میخواد پای افبیآی رو به پرونده باز کنه
دارن یکی از تحلیلگران جناییشون رو میفرستن
باید تا دو ساعت دیگه برید دنبالش
باشه
کی برونه؟ - من میرونم -
همهجام خاکی شده - میدونم -
حالت چطوره؟ - پیت هستم -
کارآگاه اورتگا هستم. خوشوقتم - پیت صدام کن -
.نه، ممنون کارآگاه عمر آدم رو کوتاه میکنه
باعثِ بیخوابی، فشار خونِ بالا و اضطراب میشه
پس از اونایی هستی که خیلی پیگیر سلامتیشونن
نه بابا! من از اون آدمهاییام که صبحش رو
با ویسکی و ماریجوانا شروع میکنه
،اینا هم عمر آدم رو کوتاه میکنن ولی حال میدن
بعید میدونم ماریجوانا
یا ویسکی همراهتون باشه، هان؟
نه جناب، همراهمون نیست
.داشتم امتحانتون میکردم آفرین کارآگاه
من توی هواپیما خوابم نبرد
عیبی نداره یه چرت بزنم؟
راحت باش
از پرواز میترسی؟
نه، عاشق پروازم
نه، مهماندارهای هواپیماهای شخصی
اونقدر بهت مشروب میدن که خوابت ببره
ولی این یکی، مهماندار نداشت
خب، میتونیم تا هتلت برسونیمت
...که یهکم استراحت کنی و
نه، میخوام یه راست برم به ستاد مرکزی
میخوام تا آخرهفته
از اینجا برم
پرونده رو بررسی کردم
و میخوام حداکثر وقتم رو صرفش کنم
عزیزان کارآگاه، گلف بازی میکنید؟
کم
تو چی؟ - گاه و بیگاه. تو چی؟ -
نه
چندتا سوراخ دیگه توی اون گورستون بکنید
میشه زمین گلف
سلام
سلام - رئیس کارتر تویی، درسته؟ -
امیدوارم سفر خوبی بوده باشه، مامور پتروویک - همینطور بود. پیت صدام کن -
پیت. حله
ممنون که این همه راه رو اومدی
اختیار داری. خودم میخواستم دیر یا زود بیام اینجا
تا به یه سری پروندههای باز ...رسیدگی
و تکلیفِ دختران بومی مفقودیِ چند سال پیش رو مشخص کنم
بهنظرت ارتباطی به اون پرونده داره؟ - بعید میدونم -
سرنخی مبنی بر هویت قاتل سریالی نداری؟
من چه بدونم؟ ممکنه تو باشی
.نه، بعیده به احتمال زیاد، ایشونه
اگه جای تو بودم، زیرنظر میگرفتمش
ببینید، حتی بعد از دیدن مدارک و صحنه جرم
نهایت کاری که میتونم بکنم ارائه حدس حساب شدهامه
.بهترین حدست رو ارائه کن بهنظرت باید دنبال کی بگردیم؟
...بهترین حدسم
وای خدا
بیاید چند لحظه درباره قاتلهای سریالی صحبت کنیم
بیا
به به، قاتلان سریالی ستاره رو میبینید
بعید میدونم کار اینا باشه
این دلقکها رو به چهار دسته تقسیم میکنیم
یه دستهشون متوهمن
توهم میزنن که یهسری صداها میشنون
مثلا سگِ همسایه بهشون میگه برید آدم بکشید
و اونا هم عملیش میکنن
دسته بعدی، اونایی هستن که دنبال قدرت و کنترلن
قربانی رو در مدتی طولانی شکنجه میکنن و میکشن
مرگ و زندگی قربانی دستشونه و نقش خدا رو بازی میکنن
بعدها با یادگاریای که از قربانی براشون بهجا میمونه، جق میزنن
هروقت همچین موردی به پستتون خورد
خواستید خونهش رو بگردید با خودتون، دستکش و ضدعفونیکننده ببرید
دستهی بعدی، لذتگراهان
اینا از روی شهوت، آدم میکشن
قربانیهاشون رو چه زنده باشن چه مُرده، میکُنَن
بعضاً شیش ماه بعد از مردنشون باهاشون سکس میکنن
با نقص عضو
خونخواری و آدمخواری حال میکنن
اینا دیگه قطعا روانیان
ولی بعید میدونم قاتل پرونده ما جزء این دستهها باشه
شرط میبندم که طرف واسه تکمیل ماموریتش، آدم میکشه
فکر میکنه داره دنیا رو جای بهتری میکنه
چطور دنیا رو بهتر میکنه؟
خب، از نظر خودش داره کسایی
که به گناه انداختنش رو میکشه
یا کسایی که زندگیش رو خراب میکنن
مشخصه دارم حوصلهتون رو سر میبرم
پس بذارید یکی از حدسهام رو بهتون بگم
احتمالا یک مردِ لاتینتباره
توی دهه چهارمِ زندگیشه و بهشدت مذهبیه
حداقل یکبار بهجرم معاشرت با فاحشهها دستگیر شده
و به احتمال زیاد
در نزدیکیِ گورستون زندگی میکنه
با مادرش زندگی میکنه؟
لزوماً هر قاتل سریالیای توی زیرزمینِ مادرش، زندگی نمیکنه
مثلا دنیس ریدر، خیلی خوش مشرب بود
نه، این شخص احتمالاً زندگی باثباتی داره و شاغله
کل یا اکثر عمرش رو توی این محدوده زندگی کرده
به عبارتی، طرف یک آدم عادیه
که یه یک چمنزن، توستر
و یک شیشه شبیه به شیشه خیارشور داره
عملاً میتونه هرکسی باشه - آره -
ولی من اومدم که کارتون رو راحتتر کنم
نگران نباش، وقتی تو به سیبزمینی میگفتی تیبتمینی
من توی این کار بودم
مثل پیدا کردن سوزن توی انبار کاه میمونه، نه؟
این یارو پتروویک، شخصیت جالبی داره، نه؟
«میگن «کارش حرف نداره و صرفا اومده کمک کنه
جدی؟
فعلا میخواد بهمون یاد میده که چطور کارمون رو انجام بدیم
و بهجای اینکه مدرک واقعی جمعآوری کنیم بشینیم وقتمون رو هدر بدیم
چهت شده؟
هیچی - غذاتون قربان -
...طرف عجیب غریبه، ولی نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.