ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
مرسی که گذاشتی اینجا بمونم
راستش یکی از بهترین تعطیلات کریسمسی بود که تا حالا داشتم
خیلی خوشحالم که اینجا بودی
آخی. دوستت دارم. عاشقتم
از اون پیرمرده خبری نداری؟
نه. راستش دارم تظاهر میکنم که آلیور
فقط توهمات خودم بوده و دارم دعا میکنم دیگه هیچوقت بهش برنخورم
باورم نمیشه با یه مرد متاهل سر و سری داشته
متاهل بود؟ همون پیرمرده؟
برگشتن پیش استیون واقعاً روانیبازیه
من و استیون خیلی خوب همدیگه رو میشناسیم
فکر نمیکنم دیگه تو این مرحله بتونه غافلگیرم کنه
هی، بعد اون قضایا، رابطهی من و تو اوکیه؟
راستش، فکر کردن به تو و لوسی با هم، برام سخت بوده
متاسفم رفیق. من... ولی واقعیت اینه که
هنوزم میخوام باهاش باشم
سلام بچهها
مولی، چیزی زدی؟
آره، زدم. امدیامایه
از یه دانشجوی ارشد گرفتم
قبلاً ازش گل خریده بودیم؟ فکر نکنم. چطور؟
خیلی برام آشنا به نظر میرسید
انگار یه جورایی تک افتادم
درکت میکنم
تو همیشه خیلی زود قضاوت میکنی
به نظر میرسه بدجوری تو فکرت بودم
آره، راستش مشکلم همینه، مخصوصاً چون دوستپسر دارم
استیون، چیزی نیست که بهت نگفته باشم
تو با اِوان رابطه داشتی
اون با تو به بری خیانت کرد. خودم میدونم
متاسفم
ببخشید. معذرت میخوام. خواهش میکنم، خواهش میکنم
قرار نیست این موضوع چیزی رو خراب کنه
خواهش میکنم، باید منو ببخشی. لطفاً
دارم سعی میکنم. نمیدونم بتونم یا نه
حالا ببینیم چی میشه
باشه
سلام، استیون هستم. پیغام بذارید
سلام، استیون هستم. پیغام بذارید
هی، اِم، فکر کردم داری میای اینجا ولی خبری ازت نشد
اِم، فقط میخواستم مطمئن بشم همهچی مرتبه
اِم، میشه... میشه بهم زنگ بزنی؟
باشه، فعلاً
سلام. هی
سلام
خوشگل شدی
مرسی. داشتم سعی میکردم بهت زنگ بزنم
اوه ببخشید، گوشیم رو بیصدا بود
اوه، اشکالی نداره
آره، نگاه کن. نه استیون، لازم نیست
هی، اِم، فکر کردم داری میای اینجا
ولی خبری ازت نشد
اِم، فقط میخواستم مطمئن بشم همهچی مرتبه
اِم، میشه... میشه بهم زنگ بزنی؟
باشه، فعلاً
چرا صدات اینقدر مضطرب به نظر میرسید؟
حماقت کردم
دیر کردی، فکر کردم اتفاقی افتاده
فقط ۱۵ دقیقه دیر کردم
میدونم. به خاطر حرفای دیروزمون داشتم زیادی فکر و خیال میکردم
فکر کردی میخوام چیکار کنم؟
نمیدونم. ببخشید
بیا فقط سعی کنیم امشب خوش بگذرونیم
باشه. آره
باشه
دوستت دارم
سلام
سلام! ببخشید دیر کردیم
تقصیر منه. اشکالی نداره
اوضاع چطوره؟
عالی
خیلی خوب بود
معرکه بود. عالی بود
اِوان با شما اومد؟
واسه چی باید با ما بیاد؟
نه، فقط فکر کردم که اون... نه، نیومده
شما هم قراره بخونید؟
اِم، حتماً باید بخونی
نمیدونم. بیخیال
عجب صدایی داری. باید بخونی
بیخیال دیگه. نمیدونم والا
چطوره واسه من بخونی؟ خیلی رمانتیک میشه
نمیدونم... خواهش؟
هی، بارمن محلم نمیذاره
اِم... میخوای من امتحان کنم؟
میخوای چیکار کنی؟ بری مخشو بزنی تا بهت نوشیدنی بده؟
نه. نه، منظورم این نبود
شوخی کردم. بیا بریم اونطرف
الان برمیگردم
چی میخوری؟ هر چی خودت میخوری
اِم! یادم رفت بهت بگم
ریگلی دوشنبه تو کلاس عکاسیت هست
من؟
آره. مبانی پرتره، یا هر چی که هست
همون واحد اختیاری که برات انتخاب کردیم
نه، آره، میدونم
فقط نمیدونستم بری هم تو اون کلاسه
خب، خوش میگذره
آره
از اینکه چقدر کم از عکاسی سر در میارم، وحشت میکنی
وای خدا. خوب میشه. بری میتونه هواتو داشته باشه
واسه همین اون کلاس رو انتخاب کردم
هوای منو داشته باشه؟
آره، چون دوستت دارم
این کارو نکن
چیکار نکنم؟
لازم نیست از بقیه بخوای از من پرستاری کنن
منظورم اینجوری نبود
خب منظورت چی بود؟ منظورم فقط این بود
که مثلاً بتونه تو تکالیف و اینا کمکت کنه
فکر میکنی اوضاعم اینقدر داغونه؟
نه
عزیزم، داری زیادهروی میکنی
باید برم دستشویی
ببین، فقط فکر کردم ایدهی خوبی باشه
که با آدمایی که میشناسی سر یه کلاس باشی
چرا؟
چون در غیر این صورت، نگرانم که اصلاً سر کلاس نری
میدونی که برداشتنِ یه مشت واحد اختیاری
جلوی خودکشی کردنم رو نمیگیره، درسته؟
اگه بخوام خودمو بکشم، قبل کلاس این کارو میکنم
یا وقتی خوابی. موقعیتش رو پیدا میکنم
شوخی کردم. داشتم مزهپرانی میکردم
هی، تو پارسال تو کلاس اقتصاد من نبودی؟
اوه نه. من سال اولیام
اوه. ببخشید، حتماً با یکی دیگه اشتباه گرفتمت
من بری هستم
اوه، آماندا
راستش دارم تا جایی که میتونم اینجا وقت تلف میکنم
دوستم تو بار داره با دوستپسرش دعوا میکنه
متاسفم. اشکالی نداره
با کی اومدی اینجا؟
خب، با هماتاقیام اومده بودم
ولی همین الان با یه پسره گذاشت رفت
متنفرم وقتی اینجوری میشه. آره
دیگه میرم خونه
چرا نمیمونی با من و دوستام یه چیزی بخوری؟
واقعاً؟ مطمئنی؟
آره آره. میتونی نقش واسطه رو برام بازی کنی، اگه هنوز دارن دعوا میکنن
باشه. باشه؟ عالیه
میخوای با من یه آهنگ بخونی؟
اوه، من اصلاً آواز نمیخونم
خب، منم همینطور
بیخیال، خوش میگذره
باشه، حتماً. آره؟
سلام بچهها
سلام! سلام
سلام. سلام. هی
تو، اِم
شماها با هم اومدین یا...؟
میدونم. اصلاً برای خودم احترام قائل نیستم
اشکالی نداره
در ضمن، هیچی از چیزایی که بهتون گفتم یادم نیست
وقتی تحت تاثیر امدیاماِی بودم
اوه نه، نه. عالی بودی. خیلی هم بامزه بود
هی، خوبی؟
آره، همهچی ردیفه
اِم، شات بزنیم؟
آره. حتماً
هی، بیا بریم، بیا بریم یه آهنگ درخواست بدیم
اِوان داره شات میگیره. تو شات نمیخوای؟
اِم... بچهها، این آمانداست
سال اولیایه
سلام. هی
اوه، سلام. ای وای، کلاً ۶ تا گرفتم
اوه، مهم نیست. من که در هر صورت کوکتل میخواستم
میخوای یه چیزی بگیریم بخوریم؟ بیا. اِم-هِم
خب، پس انگار از این به بعد داریم سال اولیها رو به سرپرستی میگیریم؟
نه، فقط به نظرم بری آدم خیلی مهربونیه
فکر کنم میخوام یه آهنگ شاد بخونم
خب، از استادات راضی هستی؟
معمولین
آره. استادِ موردعلاقهای داری؟
نه واقعاً
اینو میخوای؟
دوستش نداری؟
خیلی شیرینه
و مطمئنم یه عالمه کالری داره
باید یه ۵ کیلویی کم کنم
چی؟ نه، لازم نیست
نه، این حرفا چیه
چرا، باور کن
امسال خیلی وزن اضافه کردم
و حس میکنم این پسری که باهاشم از این وضع خوشش نمیاد
با کسی دوستی؟
آره. رابطهمون پیچیدهست
از چه لحاظ پیچیدهست؟
از دبیرستان با هم بودیم
الان داریم سعی میکنیم رابطهی راه دور داشته باشیم
اون تو دانشگاه نیویورکه
درسته. آره
رابطهی راه دور سخته
داره دیوونهام میکنه
ترم قبل خیلی پراسترس بود
منظورم اینه که واقعاً هر شب پرخوری عصبی میکردم
و حالا فقط دارم سعی میکنم به سایز همیشگیم برگردم
قبل از اینکه دفعهی بعد ببینمش
تو خیلی خوشگلی. تو اصلاً
نباید اینطوری فکر کنی
ببخشید. معمولاً اینقدر چرت و پرت نمیگم، مگر اینکه مست باشم
No comments yet. Be the first to leave one.