ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آناستازیا، تعهد میدهم که صادقانه، و تنها به تو عشق بورزم
و قول میدهم که به تو، عشق، اعتماد و احترام بذارم
و مواقعی که لازم داری آرومت کنم و ازت مراقبت کنم
الآن هر چیزی که دارم مال توئه
تا زمانی که دوتاییمون زنده بمونیم دست و قلبم رو به تو میدهم
کریستین
تعهد میدهم که در مریضی و سلامتی یار با وفای تو باشم
قول میدهم تحت هر شرایطی به تو عشق بورزم
و در مواقعی که نیاز داشته باشی بهت احترام بذارم و بهت افتخار کنم
قول میدهم تا زمانی که هردومون زنده باشیم
قَدرت رو بدونم
و اکنون شما را زن و شوهر اعلام میکنم
میتونید عروس رو ببوسید
سلام
خدای من، ممنون
خواهش می کنم
خیلی خوشگل شدی
باورم نمیشه بالأخره دارم ازدواج میکنم
میدونم
هی، اون کیه که پیش الیوته
نمیدونم، ولی الآن میرم دستاشو قلم کُ نم
باشه
خانوم گری
خودمم
آره. خودتی
بیا از اینجا بریم نمیخوام تو رو با بقیه سهیم کنم
باید لباسامو عوض کنم
باشه
عجله کن
برید کنار
این مال توئه؟
مال دوتامونه
خانوم گری، آقای گری
دیشب زیاد نخوابیدم
روی امشبم حساب نکن
آقا، آقا
بگیرش، یه هدیهاس
یه سنگه
بگیرش
نباید اینجوری مزاحم مردم بشی ببخشید
میشه یکم از این رو روی پشتم بمالی، بدعنق؟
هر چی تو بگی
همشو در بیار
امکان نداره
چرا؟
به اندازهی کافی بیرون انداختی
من از تمام زنای دیگه اینجا پوشیدهترم
میخوای تمام مردای لب ساحل بهت نگاه کنن، همینطور تیلور؟
همم
تیلور خودش کی به مسافرت میره؟
ما به محافظ نیاز داریم
لب ساحل؟ چرا؟
چون نیاز داریم
تموم شد
میرم شنا کنم میای؟
اوهوم
پشت سرت میام
بفرمایید، قربان
آنا
داری چیکار میکنی؟
احتمالاً تو خواب برگشتم
- جدی؟ اصلاً خندهدار نیست - اوه!
بیخیال یه خورده خندهداره
صورتحساب لطفاً - چشم -
کریستین، اطرافت رو ببین
تا جایی که چشم کار میکنه فقط سینه میبینی
مثل یه سینه تو جزیرهی سینهها میمونه
هیچکس به سینه من اهمیت نمیده
میدن، مخصوصاً وقتی که عکست روی روزنامههای مشهور باشه
باشه؟
برمیگردیم به قایق
- وای! - سفت بچسب
همیشه اصرار داری منو تحریک کنی، خانوم گری
باید چیکارش کنم؟
یاد بگیر باهاش زندگی کنی
امم، من اینطوری نیستم
چرا همیشه موهامو میبافی؟
ساکت
کلمهی امن رو بخاطر داری؟
اوهوم
بنفش
آنا
قرمز
درسته خوبه
دستاتو بیار بالا
فردا، اینو با چسب بهت میچسبونم
نکش. گاز میگیرن
اینقدر میکنمت تا دادت در بیاد
دوستم داری؟
میدونی که دوست دارم
پس چرا منو به چالش میکشی؟
چون از دستم برمیاد
باید هرزگاهی باهات بدرفتاری کنم
آره، شاید بهتر باشه همینکارو بکنی
امم
سلام، راس. چه خبر؟
متأسفم که مزاحم ماهعسلت شدم
امروز اتاق سرور اصلی آتیش گرفت
- کسی صدمه دیده؟ - نه
صدمه میتونست خیلی بیشتر از این باشه
ولی سیستم اتفاء حریق اونو خاموش کرد
بنظر میاد آتیشسوزی عمدی بوده
یه نفر یه دستگاه انفجاری اونجا گذاشته
این یارو
حراست داره اتاق رو برای اثر انگشت یا دی.ان.ای، بررسی میکنه
اطلاعاتی هم بُرده؟
چندتا از پروندههای شخصیت رو بُرده
و ممکنه آتیش رو بخاطر رد گمکنی درست کرده باشه
ام، میشه برگردی؟
خدای من اون جکـه
جک کیه؟
جک هاید، مدیر سابق اس.آی.پی
- اون رئیسم بود - آهان
الآن دیگه نیست. اخراجش کردن
متأسفم، باید بریم خونه
راس، میشه لطفاً به آندریا بگی فردا جت رو لازم دارم؟
باشه
متأسفم، آقای گری
اوه، نباش
چرا باید جک این کارو بکنه؟ دیوونگیه
چیه؟
یه گزارش از اداره هوانوردی فدرال دارم
اونا فکر نمیکنن سقوط هلیکوپتر تصادفی بوده باشه
گفتن بنظر میاد دستکاریش کرده باشن
دستکاری؟ چرا نباید اینو بهم بگی؟
نمیخواستم نگرانت کنم
فکر میکنی اینم کار جک بوده؟
چرا باید خودشو توی دردسر بندازه؟
نمیدونم
اما نگران نباش. قسم خوردم که ازت مراقبت کنم و همینکارم میکنم
لینک
گری
سلام
این همسرمه، آناستازیا
آه، خانوم گری - سلام -
تبریک میگم
ممنون
و موفق باشین
منظورش چی بود؟
بیخیال
بهم بگو
دوست پسر قبلیه الناست
آقای رابینسون؟
بله
زیاد از من خوشش نمیاد
معلوم بود
آنا، اصلاً خندهدار نیست
- سلام - اوه ...
خانوم و آقای گری به خونه خوش اومدین
- سلام، گیل - ممنون
ام، ساویر هستم، خانوم
سلام
- اینم همکارم، پرسکات هستن سلام -
فقط ساویر و پرسکات؟ همین؟
همیشه ساده نگهش دار!
اونا مسئول امنیت شخصی تو میشن
اوه. هردوتون؟
معمولاً جامونو باهم عوض میکنیم، خانوم گری
حتی متوجهی حضورمون نمیشین
بنظر غیرممکن میاد، اما ممنون
میخواین قبل از باز کردن وسایلتون یه چیزی بیارم بخورین؟
من سیرم. آناستازیا؟
یکم چایی میل دارین؟
بله، بله، ممنون
منظورم اینه که، لطفاً و ممنون
- میرم توی دفترم - باشه
تا بعد، عزیزم
حالا اگه وقت داشته باشین
تا در مورد ادارهی خونه باهم حرف بزنیم
ادارهی خونه؟
منو غذا
- لیست شرابها، گلها - اوه
و دوست دارین دکور رو چطوری تغییر بدیم
ام ...
میدونم خیلی زیاده، خانوم گری عجلهی نیست
نمیشه منو آنا صدا بزنی؟
خب، آقای گری دوست داره اونو آقای گری صدا بزنیم. پس اینجوری یه خورده عجیب میشه
درسته. باشه
حالا، برای امشب چی دوست دارین؟
گوشت پخته شده داریم ...
راستش، یه جورایی تو فکر این بودم که امشب بتونم
خودم واسه کریستین شام درست کنم
خانوم گری
واقعاً متأسفم. نمیخوام برنامهتون رو خراب کنم. شرمندم
خانوم گری، اینجا خونهی شماست
آشپزخونهی شماست لازم نیست از من اجازه بگیرین
و بعد از اینکه بهتون نشون دادم چی توی یخچاله
میتونید از اونجا به بعد مسئولیتش رو به عهده بگیرین
عالیه
به موقع اومدی
گیل کجاس؟
امشب رو بهش مرخصی دادم بشین
نیمه آبدار، همونجوری که آقا دوست داره
میتونم بهش عادت کنم
خب، یه جورایی باهم ازدواج کردیم، پس مجبوری بهش عادت کنی
منظورم حضور تو توی آشپزخونه بود
- امم - منظورت پابرهنه و حامله بودنمه؟
شوخی کردم
آره
گمون میکنم کلمهی «پابرهنه» نبود ...
No comments yet. Be the first to leave one.