A Hidden Life

A Hidden Life

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

A Hidden Life 2019 WEBRip x264-ION10
A Hidden Life 2019 HDRip XviD AC3-EVO
A Hidden Life 2019 WEBRip XviD MP3-FGT
A Hidden Life 2019 WEBRip XviD AC3-FGT
A Hidden Life 2019 720p WEBRip XviD AC3-FGT
A Hidden Life 2019 1080p WEBRip DD5 1 x264-CM
A Hidden Life 2019 1080p WEB-DL H264 AC3-EVO
കമന്ററി എഴുതിയത് Notion
█ زیرنویس از عـرفـان مـرادی

ടാഗുകൾ

webrip
web
BRip
XviD
AC3
x264
hdrip
HDRip
HD
720p
720
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-03-03
ഡൗൺലോഡുകൾ: 47
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

زیرنویس از عرفان مرادی

‫فکر می‌کردم می‌تونیم ‫آشیانه‌مون رو اون بالاها بسازیم

‫ روی درختا

‫مثل پرنده‌ها پرواز کنیم ...

‫ به سمت کوه‌ها

«این داستان بر اساس واقعیت می‌باشد»

در طول جنگ جهانی دوم هر سرباز اتریشی که به جنگ فراخوانده میشد باید قسم وفاداری به هیتلر می‌خورد

اتریش - رادگاند سال 1939

‫- سیب‌زمینی ‫- سیب‌زمینی

‫همین‌حالاشم چندتا ازشون داریم

‫اون روز رو یادته ‫که اولین بار باهم آشنا شدیم؟

‫خیلی خجالتی بودی

‫اون موتور رو به یاد دارم

‫بهترین لباسم رو

‫اون به من نگاه کرد

‫و من فهمیدم

‫اون موقع‌ها زندگی خیلی آسون بود

‫بنظر میومد هیچ مشکلی ‫نمی‌تونست به دره ما برسه

‫ ما بالای ابرها زندگی می‌کردیم

‫ خواهر اومد با ما زندگی کنه

‫ ما خونه خودمون رو داشتیم

‫ مادرت

‫ خانواده‌مون

‫ دهکده‌مون

‫ «رادیگاند»

پایگاه نظامی ای.ان.اس سال 1940

‫«فانی» عزیز

‫درود و احترام به تو ‫‫از طرف دوستت در آموزشی ارتش

‫این هفته اوضاع آسون بود

‫صبح‌ها موتور میرونم

‫واسه من این یه جور سرگرمیه

خیلی دوست دارم ‫‫الآن آواز خوندنت رو بشنوم

‫مشتاق دیدار دوباره‌مون هستم

‫اینجا با یه نفر آشنا شدم

‫اسم «والدلند» ـه

‫آدم صادقیه

‫همیشه لبخند میزنه

‫همسر عزیزم ...

‫اینجا میگن فرانسه تسلیم شده

‫دارن کشاورزها رو به خونه می‌فرستن

‫حداقل واسه الآن

‫واقعیت داره؟

‫خواهرم تنهاست

‫ای کاش اونم یکی مثل تو رو داشت

‫می‌تونیم اینجا ازت استفاده کنیم

‫گاو‌ها رو ببری

‫برداشت محصول نزدیکه

‫ما علف‌ها هرز رو سوزوندیم

‫از «موسباور» چندتا بچه خوک گرفتم

‫فقط چهار هفته سن دارن

‫با درود احترام به تو ...

‫همسر عزیزت، فانی

‫اوه، همسرم

‫چه بلایی داره سر کشورمون میاد؟

‫سرزمینی که دوستش داشتیم

‫بچه‌ها کجان؟

‫داخلن

‫چی شده؟

‫ما رو فرا خوندن

‫فکر کردیم صلح میشه

‫ولی این جنگ ادامه داره

‫دلیلش رو نمی‌دونم

‫به دلیلی که براش می‌جنگیم اعتقاد داری؟

‫نه راستش

‫کاری رو کرد که مجبور بود

‫نمی‌تونست شاهد این باشه ‫که شهرش نابود بشه

‫قبل از اینکه اون بیاد ‫اینجا یه ویرانه بود

‫ما خدایان خارجی رو می‌پرستیم

‫تو مستی

‫و من دوست تو نیستم. ‫من شهردار توئم!

‫و حالا بهمون میگن

‫که نژادهای دیگه رو ببخشیم

‫تحقیر آمیزه!

‫اونقدر شرم آوره ‫که باعث حقارت خودشون شده

‫اونا آدمای خوب و صادقی هستن

‫به جای دیوار دارن ‫فروشگاه درست می‌کنن

‫خارجی‌ها دارن خیابون‌های ما رو تصرف می‌کنن

‫مهاجرا به گذشته اهمیت نمیدن ‫فقط به فکر جیب خودشونن

‫این اتفاق زمانی میوفته ...

‫که یه جامعه در حال مرگ باشه

‫آدما زنده موندن،

‫ولی زندگی‌شون نابود شده

‫زندگی‌شون نابود شده. ‫دلیل زندگی‌شون

‫دیگه چیزی مخفی نیست

‫من بخاطر خانواده‌م می‌ترسم

‫مادر همیشه اینجا بوده

‫امیدوارم بزودی بمیره

‫به مردم، وقتی می‌تونن متوجه‌اش بشن ‫در مورد جنایات قدیمی نگو

‫دیگه بهش عادت کردیم

‫گریه کردن

‫خجالت نمی‌کشیم

‫مراقب باش

‫پدر، اگه منو فرا بخونن ‫نمی‌تونم خدمت کنم

‫داریم آدمای بی‌گناه رو می‌کشیم

‫کشورهای دیگه رو غارت می‌کنیم. ‫طعمه‌های ضعیف

‫و کشیش‌ها اونا رو قهرمان ‫صدا میزنن یا حتی مقدس

‫سربازها رو، کسایی ‫که این کارها رو می‌کنن

‫شاید اونا قهرمان باشن

‫کسایی که بخاطر وطن‌شون ‫در مقابل دشمن وایسادن ...

‫در مورد این با کس دیگه‌ای صحبت کردی؟

‫همسرت؟

‫- نه ‫- خانواده‌ات؟

‫نمی‌خوای فکر کنی عواقب کارت ‫برای اونا چه خواهد بود؟

‫قطعاً تیر بارانت می‌کنن

‫بله

‫فداکاری تو به نفع هیچکس نیست

‫در مورد این موضوع ‫با اسقف اعظم صحبت می‌کنم

‫از من مرد دانا‌تریه

‫ممنون. ‫ممنون

‫این دو هفته فرق کردی

‫چی شده؟

‫صبح بخیر

‫داریم برای جنگ کمک مالی جمع می‌کنیم

‫متوجه‌ام

‫متأسفم. من ...

‫متأسفم ‫ولی چیزی برای کمک کردن ندارم

‫خواهش می‌کنم. ‫نه

‫برای همه‌تون روز خوبی آرزو می‌کنم

‫تو پیشنهاد کمک به ...

‫کهنه سربازان رو رد کردی؟

‫به خانواده‌شون؟

‫همچنین شنیدم که درخواست ‫کمک به خانواده سربازان رو رد کردی

‫و کمک‌های دیگه‌ای ‫که کشور در زمان خدمت خودت برات فراهم کرده

‫چرا؟ ‫فرانز. بهم بگو

‫یه خورده بخند

‫آره

‫هیچکس به جز تو درخواست کمک رو رد نکرده

‫خواهش می‌کنم

‫ممنون

‫ما باید قوی باشیم

‫محکم بایستیم

‫از «آهنگر» درس بگیرید

‫مهم نیست ضربه چکش چقدر قوی باشه

‫سندان نباید ...

‫لازم نیست، به صدا در بیاد

‫و سندان بیشتر از چکش دووم میاره

‫و سندان زیر چکش به خودش شکل می‌گیره

‫نه فقط از ضربات چکش از خودش

‫اسقف منتظره

‫بشین

‫اسقف اعظم

‫ممنون که قبول کردین با من صحبت کنین

‫اگه خدا به ما اختیار عمل داده

‫پس مسئول کارهایی که می‌کنیم هستیم

‫خودمون باعث شکست خودمون میشیم

‫درسته؟

‫اگه رهبرامون خوب نباشن

‫اگر پست فطرت باشن. ‫باید چکار کرد؟

‫می‌خوام زندگیم رو نجات بدم ‫ولی نه با دروغ

‫تو در مقابل کشورت مسئولی

‫کلیسا این رو بهت میگه

‫سخنان پیامبر رو بلدی؟

‫هر انسانی در قدرت این مکان برای پرستش دخیله

‫اون دعای ما رو می‌شنوه

‫دارن اونا رو با گلوله از بین میبرن

‫فکر کنم می‌ترسید ‫که من یه جاسوس باشم

‫جرأت انجامش رو ندارن ‫وگرنه ممکنه دفعه بعدی خودشون رو لو بدن

‫نمی‌تونیم برای رفتن ‫اسقف رو مقصر بدونیم

‫امیدوار بود با رفتنش

‫رژیم با کلیسا با ملایمت رفتار کنه

‫حالا کشکش‌ها دارن ‫به اردوگاه کار اجباری فرستاده میشن

‫تشریفات کلیسا ممنوع شده

‫نباید حرفی بزنیم

‫باید چیکار کنیم؟

‫ما. ‫ما آدمایی که اینجا هستیم

‫- این یکی؟ ‫- آره

‫ممنون

‫من مقبره پیامبرهای زیادی رو رنگ کردم

‫به مردم کمک می‌کنم که از روی نیمکت کلیسا به این بالا نگاه کنن

‫به این بالا نگاه می‌کنن ‫و فکر می‌کنن اگه زمان مسیح زندگی می‌کردن

‫کاری که بقیه کردن رو انجام نمیدادن

‫اونا تمام کسایی که پیش مسیح بودن رو کُشتن

‫این همه آدمای در حال رنج رو میکشم ‫در حالی که خودمم در حال رنج کشیدنم

‫ازش خرج زندگیم رو در میارم

‫کاری که ما می‌کنیم

‫خلق همدردیه

‫ما ستاینده می‌سازیم

‫ما دنبال کننده می‌سازیم

‫خود مسیح اون زندگی رو انتخاب کرد

‫نمی‌خواست کسی ازش یاد کنه

‫تا لازم نباشه ببینیم ‫چه بلای سر حقیقت اومده

‫زمان جهل داره فرا میرسه

‫و انسان‌ها باهوش‌تر عمل می‌کنن

‫با حقیقت مخالفت نمی‌کنن

‫فقط نادیده‌اش میگیرن

‫من مسیح خوشایندشون رو می‌کشم

‫با هاله دور سرش

‫چطور می‌تونم نشون بدم ‫که زندگی نکردم؟

‫شاید یه روزی جسارت این کارو پیدا کنم. ‫ولی هنوز نه

‫یه روزی. ‫مسیح واقعی رو می‌کشم

‫اونا تو رو فرا نمی‌خونن

‫اونا به کشاورز نیاز دارن

‫مردم چی بیارن بخورن؟

‫شاید جنگ به زودی تموم بشه

‫اون خوابه؟

‫چرا اینجوری بهم نگاه می‌کنی؟

‫این دیوونگیه

‫یه گناه ... ‫یه گناه در حق خانواده و دهکده‌اش

‫ما باهم فرق داریم، مادر

‫متأسفم

More Farsi Persian subtitles for A Hidden Life

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left