ആദ്യത്തെ 103 വരികൾ.
لعنتی! چرا؟!
چرا کسی بهم نگفت؟
چون برنامه رو دنبال نکردی!
اژدهای شرور بزرگ، منو عفو کنید که مزاحم خوابتون شدم.
التماس میکنم، قدرتت رو به ما قرض بده، به بشریت کمک کن تا پادشاه شیاطین رو شکست بده.
در عوض من زندگیم رو پیشکش میکنم.
لطفاً منو ببلع، اژدهای شرور بزرگ!
جان؟!
اژدهای شرور بزرگ لطفاًمنو بخور...
صبرکن صبرکن صبرکن!
مسخره بازی درنیار، چرا من باید بخوام تو رو بخورم؟
اوه، نکنه من به مذاق شما خوش نمیام؟
مذاقم؟ مسخره نباش!
من یه اژدهای گیاهخوارم، گوشت نمیخورم!
ولی من کاملاً به کیفیت گوشتم مطمئنم. حتماً یه گاز بزن.
نه صبرکن! دیوونهای؟!
نمیدونی وقتی بخورمت میمیری؟!
من آماده مرگم.
باعث افتخاره که توسط شما خورده بشم،
اژدهای شرور بزرگ.
گوش کن دیگه. من نه اژدهای شرورم و نه یه گوشتخوار.
اونو میبینی؟ این گیاها و میوهها چیزاییان که ترجیح میدم بخورم.
باشه فهمیدم.
آخی بلأخره فهمید.
اون دختر خیلی عجیبه.
اژدهای شرور بزرگ.
دیگه چیه؟
بزن تو رگ!
دارم چینیای چیزی حرف میزنم؟!
شما صرفاً یه عضو سطح پایین بین جنرالهای پادشاه شیاطیناید.
ولی ما همه میدونیم قدرت واقعیتون از قدرت خود پادشاه شیاطین هم بیشتره.
برای همین من زندگیم رو پیشکش میکنم. لطفاً کمکمون کن.
دنیای بیرون از کی همچین مزخرفاتی راجع به من رو پخش کرده؟
من یه پنجهزار سالی زندگی کردم. درسته، و هنوزم بزرگتر شدنم متوقف نشده.
ولی همیشه جرئت کمی داشتم.
جنرال پادشاه شیاطین؟ من؟!
منی که تا حالا به هیچ انسان یا حیوونی آسیب نزدم!
پاشو دختر کوچولو.
من خواستهت رو فهمیدم.
ولی جدی به جز سنم هیچ چیز خاصی راجع به من نیست.
باید بری خونه تا مامان بابات نگران نشدن.
من تنهام، مادر و پدری ندارم.
اگه بمیرم هم کسی ناراحت نمیشه.
بعدشم من قراره پیشکش تو باشم. اگه فرار کنم روستاییها منو میکشن.
اگه گوشتم رو نمیخوری، پس بهت روحم رو پیشکش میکنم.
داری چیکار میکنی؟! چاقو رو بذار کنار!
ولی اژدهای شرور بزرگ،
برای پیشکش کردن روحم اول باید بمیرم تا بشه روحم رو کشید بیرون.
گوش نمیدی؟ من نمیخورمت!
و به مشکل از شر بدنت خلاص شدن هم خوب فکر کن!
نگرانیت رو میفهمم. اول یه چاله میکنم.
چرا انقدر میخوای بمیری؟
حیف.
میتونم رد جادو ازش حس کنم.
اگه قرار نبود قربانی بشه، میتونست یه جادوگر ذخیرهای بشه.
اژدهای شرور بزرگ کجا باید بمیرم تا براتون مشکلی ایجاد نشه؟
من نمیتونم بذارم خودش رو بکشه.
اژدهای شرور بزرگ؟ اژدهای شرور بزرگ؟
چیکار کنم؟
باشه، متوجه شدم. دختر کوچولو، من همین الانش هم روحت رو بلعیدم.
اژدها های بالا رتبهای مثل من میتونن بدون کشتن، روح رو بخورن.
من میام تا به روستاییها توضیح بدم، پس برو خونه و نگران نباش.
واقعاً؟
اممم، اون روح ارزش ۲ روز طول عمر رو داشت.
روحت خیلی خوشمزه بود، من راضی شدم.
اون روح من رو خورد...
که یعنی...
من الان شاگرد اژدهای شرور بزرگم!
ها؟
بگذریم، میبرمت سمت روستات.
ولی بدون کفش آسیب میبینی. بیا بالا.
نه، نباید براتون دردسر ایجاد کنم اژدهای شرور بزرگ!
اوه، فهمیدم!
الان که شاگردتونم،
بدن من بخشی از شماست، پس نیازی به مؤدب بودن نیست درسته؟
خب هرچی.
قسمت ۱
لطفاً من رو بخور اژدهای شرور بزرگ!
چرا از من ترسیدن؟
من که تو جنگل به کسی آسیب نزدم.
من فقط یه اژدهای گیاهخوارم که تو خونهش نشسته.
اژدهای شرور بزرگ.
اون روستای منه.
امیدوارم خوب بهم خوشآمد بگن.
خب من که میدونستم...
نباید ترسم رو نشون بدم!
اگه بفهمن چه بازندهای هستم به فنا میرم...
ا- اژدهای شرور بزرگ
ممکنه هدف بازدیدتون رو بپرسم؟
شما ها این قربانی رو برای من آماده کردید؟
اژدهای شرور بزرگ. نکنه قربانی به مذاقتون خوش نیومد؟
انسانهای احمق!
این دختر بچه ممکنه هنوز زنده باشه.
هرچند من همین الانش هم روحش رو خوردم.
من میخوام از مزه خوب پس طعمش لذت ببرم.
پس جرئت نکنید برای من قربانی دیگهای بیارید،
غده چشاییم رو آلوده میکنه.
فهمیدید؟
هـ- هرجور مایلید!
خوبه هرچی بخوام میتونم بگم و اینا هم باورشون میشه.
هرچند...
من تنهام، مادر و پدری هم ندارم.
اگه بمیرم کسی ناراحت نمیشه.
No comments yet. Be the first to leave one.