The Hawk

The Hawk

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Hawk 2026 S01 NF WEB H264-EDITH
കമന്ററി എഴുതിയത് shine021
سریال شاهین

ടാഗുകൾ

webdl
netflix_synced
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-07-17
ഡൗൺലോഡുകൾ: 45
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No
FPS: 23.976

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

زيرنويس از مهدي shine021

به روز دوم مسابقات «دبلیو اچ رولینگز تایر» خوش اومدین، که به صورت دعوتی برگزار میشه.

بخشی از تور «کورن فِری».

در این دور، ۶۵ نفر برتر به همراه نفرات مساوی شرکت دارن.

هدف بلند، جلوتر رفتن و رسیدن به عظمت.

برای اطلاعات بیشتر دربارهٔ جامعهٔ استعدادهای ما،

با «لیندا پاتاتاتا» تماس بگیرین،

یا «سیندا تراینستی» از دفتر باشگاه.

«بازارو میکشه»

«لونی هاوکینز»

«گلف‌بازِ شرور رقیباشو له میکنه»

بجنب! باید بری جلو!

مشتت می‌زنم که بجنبی، «لونی».

وای به حالت «هنری» پیر! جداً بگو، عجله کن مرد!

«گلف این‌جوری بازی میشه!»

نوبت گلف من رو به خاطر تو از دست می‌دم.

اینو قبول نمی‌کنم، این توهین عاطفیه و تحملش رو ندارم!

برو جلو! چیکار داری میکنی؟ از چراغ قرمز رد شو! بیا دیگه!

- آره! - وای!

نه، خوبه، ادامه بده.

بازیکنان ساعت ۹:۴۷

«مکنیلی»، «هان» و «هاوکینز» هستن.

دیگه تمومه «هنری» پیر، مدت طولانی‌ای استخدامت کردم، کارت تمومه.

- چی؟ - اخراجی!

اخراج؟ منو اخراج میکنی؟ کی کیف تو رو حمل کنه؟

صبر کن! خط چپ! چپ!

ای خدا!

چه رانندهٔ افتضاحی.

حالا، برندهٔ جایزهٔ شایستگی تور کره، «بابی هان».

گیر بده!

- وای! - وای!

داری می‌درخشی «هنری» پیر!

«راس، لباس‌های ارزون»

و با ما همراه باشین برای قهرمان سه دورهٔ مسابقات بزرگ

و رنکینگ یک سابق جهان از «یوبا سیتی» کالیفرنیا،

«لونی هاوکینز».

«لونی هاوکینز»؟

تو!

تو خودتی داداش!

آروم!

من «لونی هاوکینز» هستم! گلف‌باز حرفه‌ای.

به صورتم نگاه کن.

- به صورتم نگاه کن! - برو کنار!

«لونی هاوکینز».

این رفتارای لونیه.

فک کردم بازنشسته شده.

وای خدا! هیچکس مثل «هنری» پیر اتوبوس نمیرونه.

«لونی هاوکینز»؟

«لونی هاوکینز»؟

صبر کنید.

رسیدیم.

حاملِ چوبام ساعت خوندن بلد نیست، پس تقصیر من نیست.

- چی؟ - آره.

- سلام «دِو»، سلام «بابی». - چت شده؟

خب، پس بیاید برنامه رو شروع کنیم.

ضربه‌هاتون رو زدین؟

«هاوکینز»

بفرما.

این چیه؟ توپ «کالاوی وان»؟

دوست داری یه دور بریم؟

چی گفتی؟

«لونی هاوکینز»

باید بلندتر حرف بزنی.

دوست داری بریم دورتر؟

دوست داری بریم فضا؟

تو اون هوا اوج میگیری، از ته دل فریاد میزنی از شدت لذت

در حالی که توی کائنات منفجر میشی.

کاری رو کن که بلدی.

خب، بیا بریم یه دوری بزنیم.

گلف این‌جوری بازی میشه!

گلف این‌جوری بازی میشه!

گلف این‌جوری بازی میشه!

«بازارو»

«بهش میگن بازارو، اون گلف‌بازه

بزرگترین گلف‌باز دنیا!»

باید این استیک رو تصور کنی.

تصور کن پر از پیاز و قارچه، درسته؟

با سس غلیظ، و کنارش چیه؟

یه سیب‌زمینی پختهٔ عالی.

غرق در خامه ترش و پیازچه.

- گشنم کرد. - و نکتهٔ دیگه رو بشنو.

یه «اوت بک» تصادفی یه جایی خارج از «دالاس» بود.

دلم پیاز سوخاریشون رو خواسته.

این متعلق به «چیلیز» هست، نه «اوت بک».

- احمق پیر، «اوت بک» هست. - چی؟

نه، پیاز سوخاری؟ نه، جونم رو میدم که از «چیلیز» هست.

تو به هیچی واقف نیستی، «اوت بک» هست.

خب، چیزی که میدونم اینه که امشب میریم «کارابا».

هوس غذای ایتالیایی کردم.

ترجیح میدم با سوزن بافتنی مدفوع گربه بخورم تا این.

- به «کارابا» نمیام. - خب.

- نوبت توئه. - خب.

سکوت لطفاً.

دهن‌هاتون رو ببندید لطفاً.

آماده، توجه.

نور، دوربین…

مرسی!

ضربهٔ خوبی بود.

ضربهٔ خوبی بود «لونی».

میدونی که خوب بود «بابی»، دیدیش؟

حتماً دیدم، از اون ضربه‌های که تو دوران «سیسکو» می‌زدی.

- آهنگ «شلوارِ تنگ». - بله آقا.

«بذار ببینم کونت می‌رقصه»

عاشق اون آهنگم.

مطمئناً.

نتیجهٔ دور چیه؟

یکی، دو تا بالاتر از استاندارد.

کی یه کم از آبمیوهٔ «لونی» میخواد؟

میخواین انفجار ببینین؟

این «آبه»!

«کُـلـِـش مثل کامیون میشه

چی؟ تکونش بده عزیزم

فک کنم دوباره بخونمش

اون کامیونه

چی؟

تمام شب

بذار ببینم اون شلوار تنگ رو»

زدش زیر خاک، یه ضربهٔ کوتاه.

آهنگ «شلوار تنگ» رو زیاد زدی.

چقدر از این تله‌های شنی بدم میاد!

«لونی».

مسابقات «دورال» ۲۰۰۹ رو یادته؟

- نه. - تو هفت سوراخ، پنج تا پرنده زدی.

آره.

فرصت داری یه ضربهٔ کمتر بزنی.

- چقدر دوست دارم رفیق! - میتونی.

انگار امروز روز من نیست.

اینطوری فکر نکن پسر.

گلف زیادی مونده برات.

یه ضربه میتونه روزتو عوض کنه.

از استاد افتخاری «لونی هاوکینز» یاد بگیر.

دارندهٔ چندین مدرک

در گلف،

آداب معاشرت و روانشناسی.

وای خدا!

به باشگاه زنگ بزنید.

وای خدا!

حالش خوبه.

حالش خوبه، داره استراحت میکنه، یه روز طولانی مسافرت داشتیم، من…

نفس نمیکشه!

حالش خوب میشه، بیاید ادامه بدیم…

بازی رو ادامه بدیم.

میخوای با آمبولانس ببریش؟

چطور میشه؟

مرده رو تا سردخانه همراهی میکنی و چندتا کاغذ امضا میکنی.

نه، میدونم، ولی منظورم توپم اونجاست.

علامت بزنمش بعد برگردیم؟

نه! «لونی»!

- چی؟ - باید انصراف بدی، بازی تمومه.

انصراف؟ نه «کارلوس»!

من ۶۰ سانت با سوراخ فاصله دارم.

- جدی میگی؟ - این ضربهٔ روزه، من «لونی هاوکینز» هستم!

- «لونی»، حامل چوبات تازه مرد. - من…

دوستش داشتم، خیلی دوستش داشتم، میدونی.

اما رفت.

و برنمیگرده، و میتونم بپذیرمش.

اما باید بفهمی «کارلوس».

اون میخواست که من ادامه بدم.

بدون حامل چوبا نمیتونی بازی کنی، این قوانین مسابقاته.

خب پس… تو!

- اون با پیراهن «سانز»، کیف من رو حمل میکنی؟ - بس کن «لونی».

۵ سوراخ ۱۰۰ دلار بهت میدم، آخر هفته ۲۰۰ دلار.

انصراف بده «لونی»، «هنری» پیر مرد.

مرد.

وای!

وای به حالت «هنری» پیر.

داشتم یه رکورد میزدم.

داشتم صدرنشین میشدم.

و برمی‌گشتیم توی تور، اما نه.

باید میمردی.

فک کنم تنها ادامه بدم.

چیکار میکنی؟

این ساعتمه.

- جدی؟ - آره.

برام میپوشید.

وقتی گلف بازی میکنم، و وقتی تموم میشه،

برمیگردوندش بهم، این کار حامل‌های چوباست.

مجبورم توی گزارش بنویسمش. اگه کسی پرسید.

این دفترچه چیه؟

همهٔ اطلاعات هر زمین گلفی که بازی کردم توشه.

اونم یادداشت میکنم.

آره، و این پولو بهش قرض دادم، مال خودمه، الان یادم اومد.

- چقدر؟ - نمیدونم.

حدود ۷۶ یا ۷۷؟

- ۲۰ دلاره. - ۲۰ دلار؟

دو تا اسکناس صد دلاری میبینم.

- مهم نیست، کی حساب میکنه؟ - من.

سیصد دلار.

- این مزخرفه. - چی گفتی؟

ازت خوشم نمیاد.

آره.

- پنج دقیقه استراحت، پدرت زنگ زده. - الان نه «جری».

پدرته، و به هر حال میخوام استراحت کنی.

بعداً حرف بزنیم، دارم تمرین میکنم.

و کلی کراتین خوردم.

«لانسلوت»! کی به تلفنت جواب میده؟ آنجا یه عاشقانه داری؟

برام مهم نیست، عشق همون عشقه و همهٔ این چرندیات، درسته؟

چی میخوای بابا؟

بشنو، بدم میاد غافلگیرت کنم، ولی…

«هنری» پیر مرد.

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left