龍門飛甲
ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
.:.: تــرجـــمـه و زيـرنـويـس : ســـبــا & هـــيــراد :.:.
سلسله ي مينگ، دوران چنگ هوا
امپراتو با خواجه سراياني که در پي جمع آوري قدرت .و ثروت بيشتر اند مدارا ميکرد
خواجه يان دانگ براي مقابله با مخالفان .امپراتوري اختيار تام داشت
(امپراتور ، دانگ چان ( کارخانه ي شرقي و زي چانگ ( کارخانه ي غربي ) را به عنوان .دو قدرت اصلي کشور تاسيس کرد
.با حقِ نظارت بر فعاليت ها و اقدامات غير نظامي
نام کامل دانگ چان دانگ سي سه چانگ بود
خواجه سرايان فاسد تمامِ پستهاي مهمِ دولتي را اشغال کرده بودند
کارخانه ي غربي در حين تحقيقات ، حتي قدرت .گرفتن يا بخشيدن زندگي به خودش ميداد
کارخانه ي غربي درست مانند ماموران .مخفيِ شهر ممنوعه عمل ميکرد
جاسوسي امپراتور، شرکت در مبادلات محرمانه ي ...ملي، تحقيقات
اگر جرمِ کسي ثابت ميشد، فرد مورد نظر .بلافاصله روانه ي زندان بود
مقامات وحشت زده از داخل و خارج پايتخت .دور هم گرد آمده اند
به محض اينکه مضنوني دستگير ميشد مورد بازجويي و شکنجه قرار گرفته تا .به طور کامل اعتراف کنند
رهبرانِ دانگ چان تمامِ مقامات را براي دادگاهِ .امروز دعوت نموده اند
...امپراتور خواجه وان يولو را به عنوانِ
سرپرست کارگاه کشتي سازي نيروي دريايي ...لانگ جيانگ
.منصوب کرده بود
ولي او قصد دارد که بر خلاف دستور امپراتور .مقاماتي که عليه دانگ چان فعاليت ميکنند را دستگير نمايد
.تا به راحتي آن ها را محاکمه و اعدام نمايد
!پزشک سابق دربار و وزير دادگستري رو فورا احضار کنيد
!بياريدشون بيرون
!زنداني ها رو بيارين! زنداني ها رو بيارين
!زنداني ها حاضر اند! زنداني ها حاضر اند
!زنداني ها ، زانو بزنيد
شما دو نفر به امپراتور نامه اي در ،مورد فساد و رشوه خواري من فرستاديد
واي بر شما،خواستيد مقامات درستکاري باشيد،بله؟
،نامه اي که براي امپراتور فرستاديد
،به دستِ من اُفتاده
شما بي ارزشها به خودتون جرات عرض اندام در مقابل دانگ چان رو داديد
مردن يک سرباز پياده در جنگ .مشکل زيادي به بار نمياره
ميتونم در مقابل اين کارتون سکوت کنم
...ولي فکر نميکنم شما ارزششُ داشته باشين
چطور به خودتون جرات دادين که !منُ جلوي امپراتور متهم کنيد؟
!من بودم که هميشه هواي شما رو داشتم
فرماندار نظامي مناطق 5 گانه ، کيان جين !بيا جلو
فرماندار نظامي مناطق 5 گانه !کيان جين ، گزارش ميدهد
واقعا که لياقت شماست بهتون بگن !مجرم پستِ آب زيرکاه
.کسي که بايد براي اين رسوايي سرزنش بشه ، شما ييد
چطور به خودت جرات دادي !خودتُ عقلِ کِل فرض کني
.همه از شنيدن حرفهاي شما خسته شدن
!نگهبان ها
.يکم بهش شراب بدين تا حالش جا بياد
!زبانشُ از حلقومش بکشيد بيرون
!زنداني رو نگه داريد
!حواستون به اونجا باشه- !ما شما رو محکوم ميکنيم-
!از افسرها محافظت کنيد
!وِي لانگ تو چنگشونه
!نميخواد تعجب کنيد، براي نجات شماست که اينجاييم
از قرار معلوم زره طلايي پوشيدي
با وجود مهارتِ بالايي که در مبارزه با دست داري
اين همه محافظ با خودت آوردي، انگار بدجوري از مرگ ميترسي
!اسمتو يادم نمياد
يه ميزبان خوب هميشه اسم تمام .مهمونهايي رو که دعوت ميکنه رو ميدونه
!درست گوش کن
!اسم من ژائو هوايانه
لازم نيست زحمت ياد گرفتنِ اسمِ منو !به خودت بدي
.خودش تو اون کله ي گچيت حّک ميشه
پس ميتوني در آرامش بميري
حالا فهميدم! اينها باقيمانده مردانِ يو چاي هستن
تمامِ فرزندانش به اعدام محکوم شدن
...تويِ ياغي
نميترسي به همون سرنوشت دچار بشي؟
همين ياغيها هزار بار به سگهاي !کارخانه ي دانگ چانگ شَرف دارن .حتي اگه نسلي ازشون به جا نمونه
اينقدر مشروب ميخوري که
که حتي شمشيرتم نميتوني درست بگيري
.مرگُ تو صورتت ميشه ديد
!اي گستاخ
!افسران زَبون
...تمام افرادت و مسايي که قصد کشتنشونو داشتي
!همه ناظر اين صحنه ان
و پايان زدنگيتُ مثل يه داستاني تراژدي !همه جا منتشر ميکنن
!بمير
!برو و ماجرا رو گزارش بده
!تمام دروازه ها رو ببنديد
منتظر فرمان بعدي باشيد
!بله قربان
فعلا که نجات پيدا کرديد
.در حال حاضر خانواده هاتون در امان هستند
.ميتونيد همين الان پيش اونها برگرديد
.در طول سفر مراقب خودتون باشيد
.از شما 3 قهرمان متشکريم .تا ملاقات بعدي
،با وجود اين دولت پر هرج و مرج
.مسئوليت هاي دولتي بر دوش ما اساتيد هنر هاي رزمي است
امپراتور که خودشو از تصميم گيري هاي اساسي !کتار کشيده
!مايه ي تاسفه! اه
همين چند تا دولتمرد مسئوليت پذير هم که مونده بودن، رفتن
ديگه کسي نمونده که به امور مهم دولتي رسيدگي کنه
اون خواجه سرايان دانگ چانگي
.فقط براي منفعت روساي خودشون خدمت ميکنن
.سالِ گذشته طعم شمشير ما رو چشيدن
اگه بتونيم اين دانگ چانگي ها رو به زير بکشيم
اونوقت اين دولتمران با مسئوليت ميتونن .سرِ پستهاشون برگردن
.بر فراز هر کوهستاني ، کوهستان بلندتري هست
يعني وقتشونه ضرب شصتمونُ نشونشون بديم
موقعيت به اين راحتي ها هم که فکر ميکنيم نيست
نگهبانان به دقت از در جلويي و پشتي معبد .محافظت ميکنند
هر طرف معبد تحت حفاظت حدود 100 تن از مردان جينگ يي وِي قرار گرفته است
چه بيرون و چه درون معبد به شدت .تحت حفاظت است
هر کس که بخواهد بدون فرمان شما ...عبور و مرور کند بلادرنگ کشته خواهد شد
.ميتونيد برگرديد
!بله قربان
چطور بايد اين جريانُ به اعليحضرت امپراتور گزارش بديم؟
.اجازه بديد توضيح بديم
.بايد کاملا مواظب موقعيتمون باشيم
.همش به خاطر اون ژائو هوايان و دارو دسته اشه
اونهان که مارو مجبور کردن ، اينجا مخفي بشيم
خب اگه اين جريانُ گزارش نکنيم چي؟
گزارش نکنيم؟- مگه ميشه با وجود اون همه ناظر - واقعه ي کارخانه ي کشتي سازي رو گزارش نکنيم؟
کي جرائشو داره که بخواد ، سوء استفاده ما رو از اعتماد امپراتور گزارش کنه؟
اگه کسي هم پيدا بشه و همچين جراتي ...به خودش بده ، ميتونيم صداشو خفه کنيم
به اين راحتي ها م نيست
!گزارش!براي معاونِ فرمانده
جناب سو، رئيس کارخانه ي غربي !بي خبر قبلي به اينجا اومدن
ايشون الان وارد سرسراي اصلي شدن
دانگ چان و زي چانگ ( کارخانه ي غربي )هيچ رابطه اي با هم ندارن
اينجا چيکار ميکنه؟
...يعني حتي ورود يک مهمان نظامي
اينقدر شما رو آشفته ميکنه؟
يعني شما جرات ورود به خونه ي خودتون رو هم نداريد
که مثل ترسوها اينجا مخفي شديد؟
.مردم به در وررودي کارخانه حمله کردن ولي باز هم به خودتون جرات ميدين که !بگين رابطه اي با ما نداريد
چه مردمي؟
فقط چند تا شورشي بودن
که توسط دانگ چانگ به مجازاتشون خواهند رسيد
کارگاه لانگ جيانگ
به سختي محافظت ميشد ولي باز هم تونستن بهش نفوذ کنن
اون ژائو ي پست فقط با چند تا شورشي
.تونستن جونِ وان يولو رو بگيرن
حالا ديگه فقط چند تا زيردست بزدل مثل شما باقي موندن
با کدوم تواناييتون ميخواين کنترلشون کنين؟
اتفاق اون روز به خاطر اين بود که خواجه وان زيادي به قدرتهاي خودش اطمينان داشت
و حريفو دست کم گرفت
!دست کم گرفت
!خيلي بيشتر از اين حرفهاست
چندين تن از اساتيد هنرهاي رزمي دانگ چان کشته شدند
منشي برگزاري مراسم، مامورين زندان،رئيس کارخانه
به زودي نوبت شما هم ميرسه
!چه گستاخ
!بشين سرجات
مخفي شدن در معبد و ناليدن از اوضاع ...کمکي بهمون نميکنه
ما افسراني هستيم که توسط خود امپراتور منسوب .شديم و بايد مسئوليت ها رو با هم تقسيم کنيم
مگه اين کاخونه ي غربي چي هست؟
سابقه ي کارخانه ي شما به نصف سال هم نميرسه
...با چه پشتوانه اي
ميخواين به خاطر امپراتور بار مسئوليت دولت رو تقسيم کنيم؟
!گزارش
شما از من پرسيديد که کارخانه ي غربي چيه؟
...ميخوام بهتون بگم که
مسائلي که توسط دانگ چان حل نشدن .قراره از اين به بعد توسط کارخانه ي غربي حل بشن
...به علاوه
...بهتره خوب گوش کنيد
اون مردهايي که دانگ چان نتونست بکشه .به دست من کشته خواهند شد
مواردي که دانگ چان جرات نزديک شدن .بهشونُ نداره ، خودم بهشون رسيدگي ميکنم
...در ضمن
وظيفه ي من حل و فصل مسائل مربوط به خودمه
ولي ميخوام به مشکلات مربوط به دانگ چان هم ...رسيدگي کنم
.اول بُکش، بعدا حرف بزن .اين قدرت خاصيه که از طرف امپراتور اعطا ميشه
.به اين ميگن کاخانه ي غربي
شير فهم شد؟
.باز هم بانو وان رو از قصر براش فرستادن
.رئيس تازه از راه رسيده ي 6 ماهه
،با وجود جايگاهي که در دربار داره،
برايِ چي دنبالِ دشمن تراشيه؟
!همنشين سلطنتي ، وان
!همنشين
خواجه يو از کارخانه ي غربي .در قصر زي نينگ منتظر شما هستند
.به حضور ميپذيريم
،خواجه ي عزيز ما
!بيا اينجا ، آه
،من شما رو به کارخانه ي غربي فرستادم
در حال حاظر تبديل به يکي از قدرتهاي اصلي دربار شده ايد
چرا بايد سعي در تحريک دانگ چان داشته باشيد؟
...وظيفه ي شما اينه که جلوي بانواني دربارُ
در همنشيني با امپراتور بگيرين که نتونن .تخت ازدها رو با من شريک بشن
چرا بايد براي رسيدن به قدرت بيشتر خودتونُ با خواجه سرايان دانگ چانگ درگير کنيد؟
بهتره در حرمسرا بمانيد
.با من همنشين شويد و مرا سرگرم کنيد
همنشينان سلطنتي جرات ندارند سخاوت شما ،رو زير سوال ببرند
بانوان درباري که به خودشون جرات بِدن ،توجه امپراتورُ جلب کنن
.صبح فردا رو نخواهند ديد
.خيالتون راحت باشه، بانو
...کارخانه ي غربي اجازه نميده که در اين قصر
.بانويي از امپراتور باردار بشه
.ديروز چند نفر مظنون داشتيم
مظنونين کيا هستن؟
...که خودشونُ راحت در اختيار مردها گذاشتن
...از اون 4 تا هرزه
.سه تاشون باردار شدن
بچه چه از امپراتور باشه و چه نباشه .مايه ي دردسره
.اعدامشون ميکنم
...از اون 4 تا هرزه
،سه تاشونُ اعدام ميکني
چهارمي چي؟
.از قصر فرار کرده
اسمش سو هي يانگه
افرادي براي ساکت کردنش فرستادم
!به چه سرعتي ميتازن
يعني دنبالِ گرفتن کي هستن؟
...پرچمشونُ ببين
No comments yet. Be the first to leave one.