Revolutionary Sisters

Revolutionary Sisters (오케이 광자매)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

Specials

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Revolutionary Sisters E32 Sarah First Sub
കമന്ററി എഴുതിയത് sara_firstsub
Tele:@Sarah_FirstSub

ടാഗുകൾ

other
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2021-07-09
ഡൗൺലോഡുകൾ: 18
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫‫ ....:::::::: Sarah_FirstSub@ ::::::::.... ‫ ::::: تـقـدیم می کنـد ::::: ‫‫

‫(قسمت 32)

میخوای چیکار کنی؟

چجوری میخوای نظرشُ عوض کنی اونم وقتی انقدر سرسخته؟

مطمئنی میتونی اون بچه رو بزرگ کنی؟

این راهِ آسونی نیست

اونم اون مردی نیست که باهاش ازدواج کردی

میدونم، تو مسیر سختی قدم گذاشتم

‫حتی اگه این مسیر یه بن بست باشه ...

و جایی برای رفتن نداشته باشم بازم همین مسیر انتخاب میکنم

بابا، این خواسته ی منه

دوباره باهاش ازدواج میکنم پس دعاتونُ بدرقه ی راهم کنید

تو این قضیه فقط شما دوتا درگیر نیستید

الان پایِ یه بچه وسطه

مادر هیون وو هم درگیره

منم نمیتونم به راحتی طرف تو رو بگیرم

تو نه بچه ای داشتی نه دلت میخواست بچه دار شی

چجوری میخوای بچه ی یکی دیگه بزرگ کنی؟

‫این مربوط به منِ قدیمیِ. الان میخوام اینکارُ بکنم

‫خواستن یه چیزه ‫و توانایی انجامش یه چیز دیگه

‫این چیزی نیست که هر وقت بخوای نظرتُ عوض کنی

تو میتونی از شوهرت جدا بشی اما از بچه نه

‫حق با اونه

این اولین باریه که تو یه مورد باهم توافق داریم

‫به جز وقتی که ‫مرغ سُماقی بونگ جا رو خوردیم .

اگه برگردی دیگه اولویت اول زندگیش نیستی

‫برکت شماره یکه ، ‫مادر شوهرت شماره دوئه ،

هیون وو شماره سه توام شماره 8و9

تو اونجا فقط یه خونه داری

، بعد از اینکه از دستش دادم

تازه فهمیدم که چقدر برام باارزش بود

دیگه هیچوقت نمیتونم تو زندگیم با مردی مثل هیون وو آشنا بشم

‫فکر نکنم بتونم

بخاطر وضعیت مالیش که این حرفُ نمیزنی؟

راستش ،اینم یکی از دلایلشه اما همه ـش نیست

واقعاً میخوام از اول شروع کنم ، بابا

انگاری عزمشُ جزم کرده

بذارید امتحان کنه

اگه نتیجه نداد میتونه دوباره طلاق بگیره

! اوه تنگ جا

‫چیه؟ نکنه اینم درست نیست

منکه فکر میکنم درسته

اگه اون مرتیکه هوانگ چون گیلُ ندیده بودی

الان اوضاع بهتر بود

وقتی مادر شوهرت قضیه ـشُ پیش کشید حالم بد شد

مگه تقصیر اون بود؟

انگاری توام جبهه گرفتی نمیدونم چرا بعضی وقتا از تنگ جا هم سرسخت تر میشی

پیش بقیه که طرفُ اونُ میگیرم

فقط بین خودمون صادقانه نظرمُ میگم

بابا،ببخشید که نگرانت کردم

میخواستم به موقع ـش همه چیُ بهتون بگم

‫بابا ، من میخوام برگردم پیشش

اینبار خوشبخت میشم

به چیز دیگه ای اهمیت نمیدم

‫"رابطه ـمونُ شروع کنیم؟"

ندیدی بامن چیکار کردن؟

بعداً بهشون میگم ازتون عذرخواهی کنن

الان وقتش نبود

خوشحالی سکه یه پولم کردی؟

‫ببخشید مادر

واقعاً مسخره ـس

نباید خودمون درگیر اینجور مسائل میکردم

اصلا چرا باهاشون دهن به دهن شدم؟

آره، تو فکر کن نمیخوام کم بیارم

اما این فقط مربوط به تو نمیشه به برکتم مربوط میشه

‫باید محتاط باشی مگه اینکه بخوای زندگی پسرتُ خراب کن

‫امیدوارم تو زندگی بعدی....

کنار هم باشیم

‫مرد هیچ کسِ دیگه ای نباش ،

فقط مالِ من باش

بابت همه چی متاسفم

و ممنونم که به یکی مثل من فرصت دادی

‫دوسِت دارم....

‫و دوسِت خواهم داشت

‫تا آخرین نفس،

هیچوقت فراموشت نمی کنم

این وقت شب اینجا چیکار میکنی؟

برات سبزیجات آوردم

اشتباهی آوردی

منکه میدونم اینارو برای اون آوردی

‫برو پیش همون

‫احمق امشبُ همینجا میمونم

میدونم به چی فکر میکنی

میترسی نتونی حستُ بهش بگی

میخوام بخوابم

‫- بابا ‫- خوابیدم.

کارم تموم شد فقط باید امتحانش کنی

‫باید اعتراف کنم....

خوشمزه ـس

دیدی؟ این اون کاریه که گوانگ ته ازم خواست

اون مـَردِ بهتری ازم میسازه

هرچی بیشتر میخورم خوشمزه تر میشه

خوش بحالت

‫گونگ چه ، سوجو بیار.

بله

این اولین باریه که این حرفارُ میزنم

‫کی جین آ

راستش مامان بعد از زایمان تو فوت کرد

بهت نگفتم چون نمیخواستم ناراحتت کنم

بابا فکر میکرد تو باعث و بانی مرگشی

برای همینم ولت کرد به اَمون خدا

‫این من بودم که بچه بغل این طرف و اونطرف میرفتم

بلکه بتونم از اینُ اون شیر خشک گدایی کنم

اینجوری بزرگت کردم

‫یه روز ،

‫بابا برنگشت.

منم ماه ها منتظرش موندم که برگرده

فکر کردم با اومدنش همه چی درست میشه

سعی کردم تحمل کنم تا برگرده

یک ماه،دوماه

سه ماه ولی نیومد که نیومد

بعدها فهمیدم که دیگه هیچوقت برنمیگرده

کاش حداقل ‫قبل رفتنش یه جعبه رامیون برامون میخرید

اینجوری شد که فرستادنمون یتیم خونه

نمیخواستم یه خانواده دیگه ما رو به فرزند خوندگی قبول کنه

ترسیدم تنها بمونی

برای همین از اون پرورشگاه فرار کردیم

اون روزا فقط ده سالم بود مگه کار دیگه ایم از دستم برمیومد؟

با هرجون کندنی بود کار کردم که از تو حمایت کنم

تو ایستگاه قطار کفشای مردمُ واکس زدم

سعی میکردم پولامُ جمع کنم حتی تو مسافرخونه ها کار میکردم

هرکاری که از دستم برمیومد میکردم

آخرشم رفتم تو باند خلافکارا

پس چرا به زور فرستادیم اونور آب؟

چون میخواستم موفق شی

من نمیخواستم ازت جدا شم

میدونم، اما کار درستش همین بود فقط در این صورته که میتونیم زنده بمونیم

‫هنوزم،

نمیتونم از گوانگ ته جدا شم

حتما با خودت میگی این بشر دیوونه شده

آره ، واقعاً دیوونه شدم

من بدون اون نمیتونم زندگی کنم

‫کی جین آ

به سختی کار کردم تا به اینجا رسیدم

به لطف همین پولم الان زندگی راحتی داریم

شاید مردم بخوان برگردن به دوران کودکی ـشون ولی من نمیخوام

نمیخوام به اون دوران برگردم

میدونی واسه این پول چقدر بدبختی کشیدم؟

مطمئنم تو یه چشم بهم زدم کل پولُ به باد میده

و من هیچوقت همچین اجازه ای بهش نمیدم

تو هرکاری که اون بگه میکنی

از همینم میترسم

فقط وقتایی که حق با اونه به حرفش گوش میدم

خوبی؟

آره، خوبم

‫من ... من خوبم

خوبید قربان؟

‫- آره. ‫- همه اینا تقصیر توئه.

اگه از گوانگ ته جدا شده بودی الان انقدر مشروب نمیخورد

شنیدم دستپختتون فوق العاده ـس اومدم امتحان کنم

‫برای امرار معاش چیکار می کنی؟

‫والدینت چه کارن؟

‫لطفا خودتونُ جمع و جور کنید

بزن بریم

‫پونگ جین

‫یه پنگسو نمیتونه ‫با جغد دوست باشه.

اونی

بهتره ازش جدا شی

واسه چی باید جدا شم؟

به خودت بیا

، میدونم پول مهمه

ولی بابا از نزول خورا بیزاره

اون تمام عمرشُ اینجوری گذرونده

بابا حتی با یکی از دوستاش که تو این کارا بود قطع رابطه کرد

واسه همینه که میگم بین خودمون بمونه

‫مسخره بازی در نیار

تو این دوره زمونه مهم نیست منبع درآمدت از کجا باشه

مگه اجداد بابا واسه من چیکار کردن که باید مراقب آبرو و حیثیتشون باشم؟

بهتره باهم رو راست باشیم من چی دارم؟

نه پولی نه مهارتی

ساله آینده میشه 30 ساله ـم نمیخوام تا آخر عمرم گیمباپ سَق بزنم

اونیُ ببین برگشت پیش هیون وو

دعوای مامان و بابا منُ عقب انداخت

تازه فهمیدم به خود طرف بستگی داره

‫به خودم بستگی داره

بابا تازه افتاده تو خط خرید بلیطهای قرعه کشی

‫چی؟

اینجوری نمیشه

سعی میکنم بیشتر کار کنم

اینجوری سالها طول میکشه

تنها راهش ازدواج منه

سعی نکن قانعـم کنی

فقط زیپ دهنتُ بکشُ هیچی نگو

اونی، لطفاً

‫گوانگ ته، برو!

‫ لگد ، لگد

‫ادامه بده. ادامه بده

ادامه بده. پایین

اوکی

سختت نبود؟

‫من خوبم. بیا ادامه بدیم.

نه،من کارم تموم شد

آره،بهتره استراحت کنید

‫برادرم مست کرد و گریه ـش گرفت.

فعلا باید عروسیُ به تاخیر بندازیم

‫یاااا، لی گوانگ ته!

تو چرا انقدر خوشگل شدی؟

امروز مثل خورشید میدرخشی با خودت چیکار کردی؟

‫بیا دنبالم.

‫کجا میریم

More Farsi Persian subtitles for Revolutionary Sisters

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left