Only Murders in the Building

Only Murders in the Building

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 5

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Only Murders in the Building S05E03 1080p WEB h264-ETHEL
കമന്ററി എഴുതിയത് Overhaul
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼𝗯𝗼𝘅.𝘅𝘆𝘇 ● ســپـهــر 🔶◢◤

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-09-13
ഡൗൺലോഡുകൾ: 77
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

خیلی‌خب رندال

امروز روز تمرینی بزرگیه

سال‌ها یادداشت توی اینه - اون چیه؟ -

چیزی نیست. اما اگه یه مرد با ... یاسمن سفید اومد

نباید باهاش حرف بزنی فقط من باهاش حرف می‌زنم، باشه؟

اصلا نباید خودت رو قاطی کنی، فهمیدی؟

بچه‌ها، گزارش پلیس منتشر شد

مرگ تصادفی؟ - مرگ تصادفی؟ -

!تو جوجه‌ی کوکو هستی - جوجه‌ی چی‌چی؟ -

لستر دوست داشت اسم پرنده روی مستاجرها بذاره

... چرا میگویی که دستته

ناخن داره؟

انگار یه‌جور قارچ سبز روی ناخن‌ـه

حتما در مورد ارتباط خانواده‌ام با فعالیت‌های مجرمانه شنیدید

... می‌تونی توضیح بدی منظورت از این حرف که

شوهرت گمشده‌ات خیلی با ساختمون ما ربط داره، چی بود؟

ما صاحب کلین‌آپز هستیم خشک‌شویی توی آرکونیا

چندتا مهمون قراره بیاد؟

فقط آلتیا، تیم و چندتا دوست از بی‌پورت

نیکی قبلا هرجا که می‌رفت این ورق‌ها رو با خودش می‌برد

یه نقشه پشت یکی از کارت‌های نیکی‌ـه

سلام؟

فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.

... جورج برنارد شاو قبلا گفته

... توی قمار، خیلی‌ها باید ببازن»

«تا افراد معدودی برنده بشن

یه‌سری حرف‌ها در حمایت از استالین هم زده

و یه‌جورایی ضد گاو هم بوده که ربطی به موضوع ما نداره

میبل، می‌شه کاتش کنیم؟ - نه -

خیلی‌خب، عالیه

در اوایل دهه 1910، محبوبیت خودروسازی

استبل‌های اسب زیر آرکونیا رو بلااستفاده کرد

طولی نکشید تا بعضی از بدنام‌ترین مافیاهای نیویورک

یه کاربرد پول‌سازتر دیگه برای اون فضا پیدا کردن

... تا دهه 1920، مافیا در سرتاسر شهر

اتاق‌های بازی مخفی ساخته بودن

... و قدرتمندترین بازیکن‌ها توی

اتاق مخملی جمع می‌شن

... بیش از یک دهه

بعضی از حیاتی‌ترین تصمیمات شهر در این اتاق گرفته می‌شد

... طبق شایعات

قرارداد ساخت ساختمان امپایر استیت اینجا واگذار شده

همین‌جا تصمیم گرفته شده که بارها می‌تونن تا ساعت 4 صبح باز باشن

... و همین‌جا، در آخرین لحظه

... اسم جزیره‌ی زکری تیلور

به جزیره‌ی رزولت تغییر کرد

با اینکه مُد، دکور و مشتری‌ها ... در طول این سال‌ها تغییر کردن

یه چیز تغییری نکرد. مافیا

... از لاکی لوچیانو تا جان گاتی

از اینجا که برای بعضی از افراد بالارده ... شناخته‌شده بود

حکمرانی می‌کردن

و این موضوع تا همین امروز ادامه داشته

همیشه فکر می‌کردم اتاق مخملی یه افسانه‌ست

اما کل مدت همین‌جا بوده

چطور متوجهش نشدم؟

خب، اگه بخوایم منصف باشیم پایین یه راه‌پله‌ی مخفی بود

که فقط با یه دسته ورق جادویی باز می‌شده

من اگه جات بودم خیلی خودم رو سرزنش نمی‌کردم

می‌دونی، این یه پیچش داستانی خیلی خوب برای شروع پادکست‌مونه

ازش فیلم بگیرم؟ ... خیلی از پادکست‌ها

الان دیگه ویدئو هم دارن

می‌شنوی؟

... صدای - !اوه خدای من. خدای من -

اولیور، تویی؟ - میبل؟ -

خوبی؟ چه خبره؟

من توی خشک‌شویی‌ام نیکی کاچیمیلیو رو پیدا کردم

!اوه، عالیه می‌تونی اونجا نگهش داری؟

!آره، کاری نداره

!طرف مُرده

انگشت‌هاش کامله؟

انگشت‌هاش؟

اه! خدایا - خیلی‌خب، باشه. آروم باش -

!بیا آپارتمان چارلز

اولیور، هر کاری می‌کنی !به جسدش دست نزن

اصلا نباید دی‌ان‌ایت روی بدن یه مافیای مُرده باشه

!اه

!اوه

!هی، مراقب باش رفیق - ببخشید -

!اوه نه - !وای -

اوه! چی ... چی کار می‌کنید؟

!اه

!محض اطلاع‌تون، برای آهار زدنش پول اضافه دادم‌ها

اوما، خیلی از دیدنت خوش‌حال شدم

بوی جسد میاد

واقعا ... واقعا بامزه‌ترین آدم این ساختمونی

تا حالا استندآپ کمدی اجرا کردی؟

چرا داری عرق می‌کنی؟

ببخشید؟

چرا داری عرق می‌کنی؟

اوه، نمی‌دونستم دارم عرق می‌کنم

یائسگی خیلی سخته حتی برای ما مردها

باید از این ساختمون برم

اولیور؟ - قضیه این سطل خشک‌شویی چیه؟ -

!خدای من، اولیور

چه غلطی کردی؟

«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::

::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::

!خدای من، اولیور

کدوم بخش «به جسد دست نزن» رو متوجه نشدی؟

خب، روش عطسه کردم

من به یاسمن سفید و مایع لباس‌شویی حساسیت دارم

... ببینید، می‌دونم که به‌نظرم

به‌نظر میاد دیوونه شدی - به‌نظر میاد مرتکب قتل شدی -

«می‌خواستم بگم «عجیب اما آره، اینا هم می‌شه

اولیور، چی کار کردی؟

خیلی ساده‌ست ... بعد از عطسه

مجبور شدم جوهره‌ی وجودیم رو از روش پاک کنم

بعدش بی‌هوش شدم و ... تا به خودم اومدم دیدم

دارم یه جسد رو توی خیابون 86اُم جابه‌جا می‌کنم

و هیچ‌کس متوجه تو و یه جسد توی چرخ خشک‌شویی نشد؟

اوه بی‌خیال. اینجا منهتن‌ـه ... حتی جزو سه‌تا از

عجیب‌ترین اتفاقات توی خیابون هم نبود

آخه چرا آوردیش توی واحد من؟

خب، مسلما نمی‌خواستم یه جسد توی واحد خودم باشه

فقط به فکر خودتی همیشه همین‌طوری‌ای

تا حالا نشده بود جسد بیارم توی خونه‌ات

این الان چیه؟

خب، جوری گفتی انگار قبلا هم !این کار رو کردم اما نکردم

!برو درت رو بذار

باور کن، قبلا امتحان کردم اصلا نمی‌شه

امتحان کردی؟

!بچه‌ها - امتحان ... چیه؟ -

می‌شه تمرکزمون رو بذاریم روی اینکه می‌خوایم با این جسد چی کار کنیم؟

اوه، آره، آره، آره، آره - واقعا مُرده -

خب، همینه وضع همه‌مون آخرش همینه

نه، نه، نه، من نه من یه دستمال امضاشده از

گریمور فیلم سیاره‌ی میمون‌ها دارم

... و ریک بهم گفت هرچقدر هم داغون بشم

یه کاری می‌کنه که نهایت بشم شبیه یه مرد 35 ساله

حالم بده. سرم داره گیج می‌ره

از قیافه‌ام معلومه؟ سرم داره گیج می‌ره

خیلی‌خب، آروم باش آقای گیج

خشک‌شویی‌ها تا ساعت 7 باز نمی‌شن

... هرکسی که نیکی رو گذاشته اونجا، می‌خواسته

جسد رو فردا موقع باز کردن مغازه پیدا کن - درسته، درسته، درسته -

پس باید دی‌ان‌ای اولیور رو پاک کنیم و جسد رو برگردونیم

قبل از اینکه بفهمن ما برش داشتیم. باشه؟

نقشه‌ی خوبیه. آره - از این کار متنفرم -

حالا ... کسی بلده چطور می‌شه دی‌ان‌ای رو از روی یه جسد پاک کرد؟

خیلی‌خب فکر کنم دیگه هرچی بود، پاک شد

خوب شد این دستمال مرطوب‌ها رو از توی بالِ مرغ فروشی برداشتم

تو بال مرغ می‌خوری؟ - نه، معلومه که نه -

اما جای دیگه‌ای دستمال مرطوب گیر نمیاد

خب، حداقل می‌دونیم تمام انگشت‌هاش سر جاشه

صبر کنید

یه چیز سبز زیر ناخن‌هاشه

درست مثل میگوی انگشتی‌مون

نمد لاکلن درجه‌ای اف1

از پشم یه گوسفند اسکاتیش دان‌فیس که الان منقرض شده، تولید می‌شه

همین نمد رو توی اتاق مخملی طبقه پایین هم داشتن

منظورت چیه؟ - ... خب، قبلا شب‌های پوکر -

... دیلر بودم و باورت نمی‌شه

نمد چقدر روی حرکتِ ورق تاثیر داره

... آدم وقتی ورق رو هُل می‌ده، می‌خواد

خدایا، چارلز یه کاری کرد قمار هم حوصله‌سربر بشه

می‌شه تمرکزمون رو بذاریم روی نیکی؟

حتما لازمه جسد رو با اسمش صدا کنیم؟

خب، اصلا نباید روش اسم گذاشت

خب، ما جز اسمش هیچی در موردش نمی‌دونیم

یه‌جورایی عجیبه

اولین باره که قربانی رو نمی‌شناختیم

گمون کنم راحت می‌شه حدس زد چه‌جور آدمی بوده

اوه، تحمل ندارم نگاهش کنم - چی شده؟ -

داری به این فکر می‌کنی که قراره جسد تو توی این آپارتمان چه‌جوری باشه؟

گمون کنم قراره تنها بمیری

توی اتاق خوابت

یا روی توالت

اینم انتخاب پرطرف‌داریه

چرا همیشه این اتفاق برای من می‌افته؟

یا شاید یه‌خرده اوضاع رو جالب کنی

و تنهایی توی چرخ خشک‌شویی بمیری، نه؟ !می‌شیم عین همدیگه

با این فرق که من تنها نمُردم

من یه زنِ جذاب دارم

اما نمی‌دونم مجبور نیستم در موردش بهت بگم، نه؟

ای مردک هیز

خیلی‌خب، اینم از پایانِ این قسمتِ «سی‌اِس‌آی: آپارتمانِ من»

بیاید جسد رو برگردونیم - ... عه -

واقعا؟

گوش کن

ما پاکت رو پیدا کردیم

پس می‌دونیم که لستر توی اتاق بازی بوده

اگه در مورد نمد حق با تو باشه یعنی نیکی هم اونجا بوده

... و اگه احیانا این مرگ‌ها به‌هم ربط داشته باشن

فکر نمی‌کنی انقدر لستر گردن‌مون حق داره که ته‌وتوش رو در بیاریم؟

به‌هم ربط داشته باشه؟ اینا با فاصله‌ی یک هفته از هم مُردن

همون لباس روز عروسیم تنشه

ممکنه از اون موقع مُرده باشه

گل یاسمن سفیدش رو ببین پژمرده نشده

همین تازگی مُرده

موافقم. یه جای کار می‌لنگه

ببینید، ما جسد لستر رو تحویل پلیس دادیم

و گفتن مرگش یه تصادف بوده

واقعا می‌خوایم همین کار رو با نیکی کنیم؟

می‌دونم یه‌خرده چندشه ... اما این یه فرصته تا

دنبال سرنخ‌هایی بگردیم که ممکنه در حالت عادی اصلا پیدا نکنیم

تازه، برای پادکست‌مون هم خوبه

خب، فکر نمی‌کنم کسی تا حالا همچین کاری کرده باشه

خیلی دوست دارم توی یه کاری «اولین» باشم

گمون کنم ضرری نداشته باشه یه بررسی کوچولو بکنیم

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left