ആദ്യത്തെ 31 വരികൾ.
هی، اون چیه ؟- دوربین قدیمیه بابا هستش -
.خوبه !دوباره کار انداختمش
اونجا رو ببین - اون تولد ۷ سالگی منه -
دیدی ؟- چی رو ؟-
یه چیز عجیب دیدم - بچهها، باید اینو ببینید -
.این فیلم تولد ۷ سالگی منه
هممون توی تولدت بودیم - آره -
!فقط نگاه کنید
!اونجا !تو آیینه رو نگاه کنید
.اون منم .اون تی-شرت منه و اونم کول پشتی منه
قطعاً اون منم - با عقل جور درنمیاد -
...بعضی از اسرار
شنیدید ؟- آره، صدا از توی کارگاه قدیمی بابام میاد -
.یه صدای تیک.تیک میاد
این دیگه چیه ؟- یه جور دستگاه هستش -
...باید حل شوند
.بفرمایید .یه پروژه کاملاً جدید
پدرم داشته روی این پروژه .کار میکرده
!نمومه اولیه جابجایی زمانی - یعنی چی ؟ -
یعنی سفر در زمان - چی ؟-
باید سعی کنیم بازسازیش کنیم - ما نمیتونیم یه ماشین زمان بسازیم -
مگه فیلم تولدت ۷ سالگیت رو ندیدی ؟
.پس ما قبلاً این ماشین زمان رو ساختیم
بچهها دیدین ؟
نباید دفعه دیگه روی خودمون آزمایش کنیم ؟
.خیلیخب آماده هستین ؟
چرا داریم میریم خونه تو ؟ - اینجا رو ببینید، ببینید -
!این منم که خوابیدم
!اوه خدای من
موفق شدیم - !به گذشته برگشتیم -
!به گذشته برگشتیم
No comments yet. Be the first to leave one.