ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
صبح بخير. خواب نديدي؟
اوهوم
من هيچوقت خوابهام رو يادم نميمونه
امروز برنامهاي داري؟
نه
فکر نکن که من متوجه نميشم
اينکه هي مياي و ميري
و بيبند و بار و قانونشکن شدي
کل شب رو بيرون ميموني
خونهي دوستم موندم
ميتونم هروقت دوست داشتم بيام و برم
من که نميگم همهاش بايد بشيني تو خونه
فقط فکر ميکنم بدک نباشه که هرازگاهي
با همديگه بريم بيرون
من واقعاً خوشحالت ميکنم؟
آره
« ارائهای از ایـرانفیلـم »
:ترجمه و زیرنویس رضـــا
بهت گفتم که موهای همه شلختهست به جز ما
آه، نه. در واقع تو نگران بودی که شاید هیچکس موهاشو شلخته نکنه
بخاطر همین مجبورم کردی که بشورمش و درستش کنم
و دوباره بازم بشورمش
چون تو فقط یه گیرهی احمقانه داشتی
و یه اسپری نقرهای که چشمم رو میسوزوند
،خیلیخب، الان شاخ گوزن و تاج همراهمه
اگه میخوای بذاریشون رو سرت
.اینا فقط کلاههای احمقانهان روزِ کلاه احمقانه که نیست
خیلیخب - ...تو بدترینی -
ممنون. خدانگهدار. ممنون - استوارت، ایول -
پاپی"؟"
بله؟ - سلام. صبح بخیر -
در مورد روزِ موهای شلخته. مسئله اینه که
...بچهها به طور طبیعی هر روز
،نگرانِ ظاهرشون هستن
،پس، بهم زدن این روال همیشگی، میدونی
روالی که بعضیهامون به سختی تحملش میکنیم
اینکه بیدارشون کنیم و لباسشون رو بپوشیم و خوراکی آماده کنیم
و ناهار آماده کنیم و ضد آفتاب بهشون بزنیم
،و سوار ماشینشون کنیم و به موقع برسونیمشون
،و بعدش شما این قضیهی احمقانهی مسخره ،روز موهای شلخته
...رو بهش اضافه میکنین و
سارا، حالت خوبه؟ - آه، نه -
...نه. من
من الان یه مادر تنهام
...و نمیدونم - خیلیخب. بیا -
نمیدونم مردم چجوری از پس اینکار بر میان
میدونم که چقدر سخته، خب؟
هفتهی "علایق فردی" برای همهی ما هم معرکهست
و هم سخت
،روز پیژامه، روز ابرقهرمان مورد علاقه
...روز لباس ملجسی - اوه گندش بزنن. لباس مجلسی -
لباس ملجسی - مجلسی -
چطوری رفیق؟ !اوه
سلام - ...ببخشید. آه -
نه، چیزی نیست - به کارت برس -
الان میام بیرون - خیلیخب. باشه -
،همین الان مچ کولتون رو گرفتم ،و داشت دعا میکرد
یعنی، زانو زده بود و دستهاش رو بههم گرفته بود
مثل این تندیسهای درحال دعا
همینجوری انجامش میدن دیگه
یکم خجالتآور بود
منم دعا میکنم
آره. معلومه
تو خاخام هستی
و تو... تو هم همینکارو میکنی؟
...به گمونم
،توی خونهی قبلیم، یه بالش داشتم
...و یه جورایی
،جای مخصوصی برای اینکار داشتم
و هر روز صبح و عصر همونجا
...دعا میکردم، و - اینجا هم جای مخصوص داری؟ -
نه
نه، جدیداً تنبلی کردم - تنبلی؟ -
باید بساطش رو ردیف کنیم
با بالش و همهچی، نه؟
آره، چون به گمونم من اهلِ
زانو زدن موقع دعا کردن نیستم
سلام، چطوری؟ - داشتیم دربارهی این حرف میزدیم -
،که چقدر عالیه که تو یه عادت معنوی داری
و اینکه منم اینکارو میکنم - آره، عالیه -
آره، یعنی، هردوی شماها
انگار من توی این خونه کافرم
نه، اینطور نیست - لطفاً این حرفو نزن -
تو آدم معنویای هستی. فقط فرایندش رو
...انجام نمیدی - فرایندش. آره -
که یه چیز شخصیه...
در مورد چه چیزایی دعا میکنی؟
،اوه، برای شما، برای بچه، معلومه
،"برای خونوادهام توی "اووِرلند پارک
و کلی هم برای ریتا
،اخیراً، از زمانی که اومدم پیش شما
نمیدونم، انگار یه جورایی حالش خوب نیست
...آم
خیلیخب، بزن بریم - آره، باشه -
!بزن بریم - خیلیخب -
همانجمنیهام توی مرکز دگرباشها
گفتن که برای درمان فیزیکی
...به نامه احتیاج دارین
دیگه نیازی بهش نیست
اوه، اینو نمیدونستم
اینم خودش پیشرفته
میخوام که فعلاً با دوز پایینی از
بندآور تستوسترون شروع کنیم
لِوپرورِلین استفاده نمیکنید؟ - نه، خب نه -
چون ممکنه بیمهی سالمندان شامل لوپرورِلین نشه
بیمهی بلو کراس هم دارم. و بیمهی آزاد
دادمشون به... همون منشیتون
پس مشکلی نیست
فعالیت جنسی دارید؟
آره، یه جورایی
...یعنی، دوست دارم که
بیشتر بشه - خیلیخب -
چه نوع فعالیت جنسیای دارید؟ فاعل یا مفعول؟
،راستش... راستش دکتر
...متوجه نمیشم که نوع فعالیت جنسیم
چه ربطی به سلامت من داره؟
درمان هورمونی ممکنه از نعوظ آلت تناسلیتون جلوگیری کنه
نمیدونستم - میخواین سینه هم داشته باشین؟ -
دوتا لطفاً
قصد دارین عمل تغییر جنسیت هم انجام بدین؟
در مورد این یکی باید فکر کنم
خانم پفرمن، یه لطفی به خودتون بکنید
و بدنتون رو بشناسین
چه دماغ نازی
فرض کن وقتی پیر شدیم، توی همچین جایی
...پیش همدیگه زندگی کنیم
...اونقدرا هم که به نظر میاد افسردهکننده نیس
تخت دو طبقه یا کنار هم؟
تخت دو طبقه - چی؟ -
من پایین میخوابم - خیلیخب -
سلام. سلام رُز
سلام، منم الی
نوهات الی
واقعاً خیلـی وقته که همدیگه رو ندیدیم
رز، منو یادته؟
"گِرشان"
بالاخره اومدی
!آره - !یوهو -
!بهت که گفتم
ببین، داشتم در مورد حرفی که امروز صبح در مورد
ریتا و این قضایا زدی، فکر میکردم
و فکر کردم که باید برای شام دعوتش کنیم
اونم میتونه یه جورایی جزو خونوادهی بزرگمون باشه، نه؟
چرا
خوبه اینطوری؟ - آره. آره -
،خب، میگن که اولین قدم درخواستِ کمکه
!پس کمـک
...فقط اینکه... من تاحالا پیش یه خاخام نرفتم
راستش کلاً زیاد اهل این مشاورههای مذهبی نیستم
چون معمولاً همیشه یه سری ،آدم ریشی هستن که منو میترسونه
ولی، نمیدونم، تو باحالی
یه خاخام باحال
همهچی توی مدرسه خیلی درهمبرهمه
،و هروقت میرم اونجا دلم میخواد برم یه گوشه قایم بشم
آره - انگار من بیخانوادهام -
و اونا نمیدونن که باید باهام چیکار کنن
به اون مامانا اهمیتی نده
همهی آدما احساس بیگانگی میکنن
فقط تو نیستی
تو همیشه خوشحالی
چطور میتونی اینقدر خوشحال باشی؟
منم همیشه خوشحال نیستم - به نظر که خوشحال میای -
...تقریباً، هردفعه که میبینمت خیلی خوبی
منم مثل بقیهی آدما گیج و پیچیده هستم
واقعاً؟ - آره -
...ولی انگار خیلی
راحت و ریلکسی
منظورم اینه که اگه الان بخوام مثل یه دوست
...باهات صحبت کنم و نه اینجوری
آره! اوه خدای من! لطفاً
...ریتا
...نه، یه جورایی انگار - نه، متأسفم -
منم ریتا رو توی زندگیم دارم - آره، البته -
،و داره خیلی مشهود میشه که
...اگه
،کولتون رو بخوایم
،که جاش میخواد
،که هردومون میخوایم
اونوقت باید با ریتا هم کنار بیایم
منظورت چیه؟
خودت گفتی که قراره همون تاریخ رو بهمون بده
خدای من. باشه. خب
دوشنبه باهات صحبت میکنم
قاضیهای لعنتی. خیلی پیشداوری میکنن
ببخشید - نه -
اگه چیز دیگهای لازم داشتین بهم بگین
اورین"، میشه فعلاً حسابش نکنی؟"
من یه سانسر دیگه میخورم
...و، آم، یکی هم برای
خانم وکیل، درست میگم؟ - !اوه -
...چون فکر میکنم که - ممنون -
.به یه نوشیدنی نیاز داری... که یکم آروم بشی
همینطوره
آره. ممنون - خواهش میکنم -
شما چجور وکیلی هستین؟
آه، تصدیق وصیتنامه
اوه - شما چی؟ وکیل دادگستری هستین؟ -
نه، اما کاملاً تابع قانون هستم
خندهی باحالی داره
اوه - بفرمایید -
No comments yet. Be the first to leave one.