Gone Girl

Gone Girl

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Gone Girl 2014 2160p 4K WEB x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian Gone Girl 2014 زیرنویس فارسی فیلم

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-12-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 93
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 199 വരികൾ.

وقتی به زنم فکر می‌کنم

همیشه سرش می‌آد جلوی چشمم

تصور می‌کنم که جمجمه‌ی قشنگش رو خرد می‌کنم

مغزش رو می‌کشم بیرون

تا به جواب‌هایی که می‌خوام برسم

سوال‌های اصلیِ هر ازدواجی:

«داری به چی فکر می‌کنی؟»

«چه حسی داری؟»

«ما با هم چیکار کردیم؟»

خب، بالاخره پرنس ایرلندی

با حضورشون به ما افتخار دادن

اعلی‌حضرت ترجیح می‌دن

که خیس نشن

برات کادو گرفتم

اه، از این بازی متنفر بودم

عاشقش بودی. خیلی هم دوستش داشتی

ممنون

می‌ذارمش کنار بقیه‌ی کلکسیون

می‌شه یه بوربون برام بریزی؟

چیه، چرا انقدر مضطربی؟

خب، اگه نمی‌خوای حرف بزنی

مجبورم سکوت رو پر کنم

با یه قصه‌ی عذاب‌آور دیگه از مارگو دان

بذار ببینم، می‌تونم برات تعریف کنم

که اخیراً وقتی می‌خواستم سرویس اینترنتم رو

عوض کنم، چه برخوردی با خدمات مشتریان داشتم

اون خوبه. یا مثلاً اون دفعه‌ای که

یه زنی رو دیدم که دقیقاً شبیه رفیقم مونیکا بود

ولی مونیکا نبود، یه غریبه بود که

اونم اسمش مونیکا بود

یه جورایی جالب شد. خیلی باحاله

فقط امروز حال و حوصله ندارم

امی؟ امروز سالگردمونه

پنج سال. پنج؟

چه زود گذشت

با سرعت و شدت زیاد

انقدر خوشحالم که دارم از دیوونگی می‌میرم

با یه پسری آشنا شدم

یه آدم فوق‌العاده، مهربون، جذاب

و یه پسر خیلی باحال

ببخشید خانم؟ بله

فقط خواستم بگم مواظب باش

اون آبجوی گندمی بلژیکی رو کجا می‌ذاری

چون بساط مهمونی داره تموم می‌شه و فقط سه تا آبجوی ارزون مونده

و یه شیشه لیکور داغون

ممکنه آدم‌های ناامیدی رو به خودش جذب کنه

ممکنه. آخه آمیش‌ها تو دوره‌ی جوانی و خوش‌گذرونی‌شونن

همین الانشم سینی مزه‌ی گوشتم رو ازم زدن

بالاخره یکی بهم گفت اون کلمه چطوری تلفظ می‌شه

«گوشت»؟

بله، «گوشت»، تک‌سیلابی

ممنون

حالا قراره آبجوی کی رو بخورم؟

به من نگو

بذار ببینم، تیپ مورد علاقه‌ت چیه؟

بهت نمی‌آد ساکت نشسته باشی

و به اراجیفی که اون درباره‌ی پایان‌نامه‌ش راجع به پروست می‌گه گوش بدی

اوه اوه، خودشه؟ (خنده کوتاه)

از این هیپسترهای متظاهر که انقدر ادای روشنفکری درمیارن که همه چیز رو مسخره می‌کنن؟

من مردهایی رو ترجیح می‌دم که واقعاً بامزه باشن

نه اینکه فقط ادای بامزگی دربیارن. ممم

تو چه تیپی هستی؟

یه پسر ساده و خاکیِ اهل میزوری

میزوری. مم‌حم

بامزه است. هوم. منم اهل خودِ نیویورکم

از نظر ما دنیا به همون رودخونه‌ی هادسن ختم می‌شه

اسمت چیه؟

امی

خب امی، تو کی هستی؟

الف، من یه حکاک روی دندون وال هستم که کلی جایزه برده

ب، من یه جنگ‌سالار با نفوذ متوسطم

هوم

ج، برای مجله‌ها تست‌های شخصیت‌شناسی می‌نویسم

خب، دستات ظریف‌تر از اونه که

بخوای باهاشون حکاکی کنی

از قضا منم مشترک ثابتِ

«هفته‌نامه‌ی جنگ‌سالاران معمولی» هستم، پس حتماً می‌شناختمت

من گزینه‌ی «ج» رو انتخاب می‌کنم

و تو؟

تو کی هستی؟

من همونیم که قراره از دست این همه «عالی بودن» نجاتت بده

اوه، پس تو برای یه مجله‌ی مردانه می‌نویسی

خدای من، یعنی الان تو متخصص «مرد بودن» هستی؟

نه

می‌دونی، در مورد اینکه چی بپوشی

چی بنوشی. چطوری چرت‌وپرت بگی

هیچ‌وقت با تو این‌طوری نیستم

ها، ها

نه، جدی می‌گم

باورش سخته

چرا؟

فکر کنم به خاطر چونه‌ته

چونه‌م؟

آره

خیلی خبیثانه است

خب، این چطوره؟

صد درصد واقعی

بدون چرت‌وپرت. باشه

همه‌ی ما می‌آیم نیویورک

و آخرش تو این لونه‌موش‌های کوچیک زندگی می‌کنیم

ولی اصل قضیه این نیست

بیا بیرون

اون موقع است که تو دلِ ماجرایی

چی؟ باید این رو ببینی

هی. اوضاع چطوره بچه‌ها؟ خوبه

سلام. سلام

ردیفه؟ آره

الان باید ببوسمت

این‌طوریه؟

نمی‌تونم بذارم تو این طوفان شکر، بدون بوسه بمونی

هوم

اوه، یه لحظه صبر کن

بفرما

نیک دان

واقعاً ازت خوشم می‌آد

خب، امی قراره دوباره از اون بازی‌های

گنج‌یابی سالگرد راه بندازه؟

منظورت همون پیاده‌رویِ اجباریه که طراحی شده تا ثابت کنه

شوهرش چه آدم بی‌فکر و بی‌خیالیه؟

واو

نیک. زندگی

یادم نمی‌آد هدفش چی بود

تفکرات عمیقِ اسباب‌بازی «هزبرو»

بچرخون

اون راهنماییِ پارسال چی بود که انقدر از دستش عصبانی شد؟

«وقتی امیِ بیچاره‌ت

سرما خورده، این دسر

باید فروخته بشه.»

جوابش؟

هنوزم جوابش رو نمی‌دونم، گو

چند سال پیش، حتماً می‌دونستی

چند سال پیش، سرگرم‌کننده بود

سال اول کادوی سنتی کاغذ بود

اون یه دفترچه‌ی خوشگل برام گرفت

و بهم گفت برو رمانت رو بنویس

تو چی براش گرفتی؟

یه بادبادک. هوم

تا حالا بادبادک هوا نکرده بود. باشه

خلاصه، سال چهارم، گل

من رو برد بیرون

کنارِ بوته‌ی رُزِ در حال خشک شدنِ توی حیاط

اه، چه نمادین

آره

کادوی سال پنجم چیه؟

چوب. خب براش چی گرفتی؟

برای چوب کادوی خوبی وجود نداره

می‌دونم. برو خونه حالش رو ببر

یه دستی به سر و گوشش بکش

«بیا، اینم یه کادویِ چوبی برای تو، کثافت.»

کافه «دِ بار»

بله، حتماً

یه لحظه گوشی دستت باشه

هی، والیِ فضوله

هی، والت. چی شده؟

اوه

خیلی ممنون. همین الان می‌آم اونجا

خیلی خب، فعلاً خداحافظ

هی رفیق

اینجا چیکار می‌کنی؟

ممنون والت

امی؟

امی

کسی هست؟

بفرمایید تو

هی

آقای دان؟ سلام

من کارآگاه روندا بونی هستم

این هم افسر جیمز گیلپین هست

مثل اینکه نگرانی‌هایی در مورد همسرتون وجود داره

نمی‌دونم زنم کجاست و وقتی اومدم خونه با این صحنه مواجه شدم

خب، من

زود دست‌وپام رو گم نمی‌کنم، ولی

عجیبه، مگه نه؟

اشکالی نداره یه نگاهی به اطراف بندازیم؟

خواهش می‌کنم

شما دو تا چند وقته اینجایید؟

سپتامبر می‌شه دو سال

قبلاً نیویورک زندگی می‌کردیم

خودِ شهر؟

آره. من نویسنده بودم

جفتمون نویسنده بودیم

چرا برگشتین اینجا؟

مادرم مریض شد

اوه، متاسفم

حالشون چطوره؟

فوت کردن

واقعاً متاسفم

الان شغلتون چیه؟

من و خواهرم مارگو یه کافه تو مرکز شهر داریم به اسم «دِ بار»

اوه، «دِ بار»

عاشق اسمشم

خیلی خاصه

ممنون

چیزهای قشنگی داری

بمون

اینجا اتاق کارمه

لباس قشنگیه

قرار شام داشتید؟

سالگرد ازدواجمونه

More Farsi Persian subtitles for Gone Girl

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left