Power

Power

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Power S06E09 1080p WEB H264-METCON
Power S06E09 720p WEB H264-METCON
Power S06E09 WEB H264-METCON
Power - 06x09 - Scorched Earth
കമന്ററി എഴുതിയത് EISHEN
██► مصطفــی | NightMovie.CO ◄◄

ടാഗുകൾ

web
720p
720
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2019-10-27
ഡൗൺലോഡുകൾ: 66
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫ آنچه گذشت...

‫گوست اسم کسی بهم داده ‫که جوئی رو کشته

‫من تا آخر عمر رفیقشم

‫آره، بدون شک

‫لحظه‌ای که گذاشتی تامی بیاد توی پنت‌هاوس ‫تا منو بکشه

‫از اون لحظه به بعد دیگه پسرم نبودی

‫و حالا دشمنمی

‫تو فرصت اینو داشتی

‫تا درازی ویژگیم رو ببینی

‫از دستت رفت قشنگم

‫من کوئینتنم ‫دوستام صدا می‌زنن کیو

‫من تاشام

‫می‌خوام یه اسلحه کار بذاری

‫جیسون رو می‌برم اونجا ‫ماشه رو می‌کشم

‫اعتبار اسم جیمز سنت‌پاتریک هم زیاده

‫اگه اون بره سراغ یه تیم دیگه

‫دیگه نمی‌تونی رای‌دهنده‌هایی که ‫همراه جیمز میرن رو پس بگیری

‫من درمورد جیمز سنت‌پاتریک ‫نگرانی ندارم

‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا ‫شلیک نکن

‫پلیسا بهم ردیاب بستند اسپنکی

‫ازم خواستن گوست رو تحویل بدم ‫من دارم دوجانبه کار می‌کنم تامی

‫می‌دونم بلای بدی سر کولمن آوردم

‫اما بعدا خودت می‌بینی که ‫ارزشش رو داشت

‫اخراجی ساکس

‫تامی قراره زندانی بشه

‫سوال اینه که

‫ تو می‌خوای کدوم طرف میله‌ها باشی؟

‫برگه رو بده بهم

‫تاشا، می‌دونی که من خبرچین نیستم!

‫برگه رو امضا کردی کیشا!

‫اگه این حلقه رو بدم مادرت

‫یعنی سه‌تاییمون یه خونواده میشیم

‫- از نظرت اشکالی نداره؟ ‫- نه

‫تاشا، خواهش می‌کنم اینکارو نکن!

ترجمه توسط مـصطفــی .:: ELSHEN ::.

‫باورم نمیشه لاکیشا مُرده

‫دمت گرم که کش رو آوردی پیشم ‫لطف کردی

‫این حرفا چیه کادیم ‫این حداقل کاریه که می‌تونستم بکنم

‫ اون بچه‌ی خوبیه

‫خب قضیه چیه؟ ‫می‌دونیم کار کی بوده یا نه؟

‫مطمئن نیستم...

‫اما بهت قول میدم ‫کسی که اینکارو کرده رو پیدا می‌کنم

‫و کارشو تلافی می‌کنم

‫لاکیشا زن خوبی بود

‫چیزی لازم داشتی ‫خبرم کن

‫حتما

‫بازم میای دیدن کش یا نه؟

‫روحمم خبر نداره

‫خیلی‌خب، اگه خبری شد ‫می‌دونی که کجا پیدام کنی

‫لطف کردی

‫توماس پاتریک ایگان

‫انگار خیلی مشغولی

‫بهتره سریع تمومش کنی ‫من کار دارم

‫کار مواد فروشی و مدیریت سازمان جنایت‌کارت؟

‫کشتن دوست‌دخترت؟

‫می‌دونی، وقتی یه مرد بیگناه

‫خبردار میشه که دوست‌دخترش به قتل رسیده

‫یه واکنش عاطفی نشون میده

‫آره ‫خودم جسدش رو پیدا کردم

‫اما به پلیس گزارش نکردی

‫بین ساعت 6 تا 7 عصر کجا بودی؟

‫توی پاساژ واسه لاکیشا حلقه‌ی ازدواج می‌خریدم

‫پسرش کش هم پیشم بود ‫برو دوربین‌ها رو چک کن

‫حتما می‌کنم ‫حالا کش کجاست؟

‫پیش باباشه ‫جایی که باید باشه

‫طرف اون بچه نمیری

‫کش بهت گفته، نه؟

‫که جلوی مادرش رو گرفتیم

‫و قبول کرد باهامون همکاری کنه

‫و علیه‌ت شهادت بده

‫نه

‫لاکیشا بهم گفت تو چه بلایی سرش آوردی

‫اما نمی‌خواست چیزی علیه من بگه

‫دلیلی نداشت بکشمش

‫اون دختر به من وفادار بود... ‫تا آخرش

‫اگه تو لاکیشا رو نکشتی

‫کی می‌خواسته ساکتش کنه؟

‫بذار یه چیزی بهت بگم نابغه ‫برو کارت رو بکن تا جوابتو پیدا کنی

‫اگه نمی‌خوای منو بازداشت کنی ‫من کار دارم

‫اگه می‌دونی کی لاکیشا رو کشته ‫بذارش به عهده‌ی من

‫انتقام نگیر

‫اینجوری به خودت صدمه می‌زنی

‫می‌تونم برم؟

‫ما مراقبتیم

‫ما دست به فضا نزدیم ‫تا بشه براساس نیاز خریدار، تغییرش داد

‫خیلی عالیه

‫امکان گسترش هم وجود داره

‫دو طرف خونه، هیچ همسایه‌ای زندگی نمی‌کنه

‫از این قسمتش خیلی خوشم اومد ‫من آدم خیلی سربسته‌ایم

‫برای یه خریدار با رویایی شبیه شما

‫اینجا موقعیت خیلی خوبیه

‫اما باید قاطع باشی

‫آدمای زیادی دنبال اینجان

‫دقیقا جاییه که لازم دارم

‫فورا سرمایه‌ش رو جور می‌کنم

‫اگه جدی میگی ‫سریع اقدام کن

‫اداره‌ی من قراره جواب پیشنهاد دهنده‌ها رو بده

‫شک ندارم که قیمت من از همه بالاتره

‫تا صبح بهت خبر میدم

‫هرموقع دوست داشتید تشریف ببرید

‫من اون سر شهر قرار دارم

‫- خوشحال شدم ‫- ممنون

‫ممنون

‫یه الماس دست نخورده

‫خانوما ‫خب می‌دونی رامونا

‫یه زمانی یه آدم خردمند بهم گفت...

‫بعضی وقتا باید فرای سطح رو ببینی

‫تا بتونی پتانسیلش رو درک کنی

‫ خب مثل شما ‫ من و لورت هم

‫این توانایی رو داریم ‫تا پتانسیل رو درک کنیم

‫و توی تو، پتانسیل زیادی می‌بینیم جیمز

‫من اومدم تا درمورد آیندت حرف بزنم

‫باعث افتخاره

‫اما آینده‌ی من چیکار به شما داره ‫خانوم والش؟

‫من یاد گرفتم که توی سیاست

‫بزرگترین خصیصه برای پیروزی...

‫وفق پیدا کردنه

‫- وفق پیدا کردن ‫- هرچی زودتر نیاز به تغییر رو ببینی

‫بهتر می‌تونی سازگاری‌های لازم رو انجام بدی

‫جیمز ‫یه نیاز به تغییر در راهه

‫و من می‌خوام سازگار بشم...

‫سازگاری‌ای که روی وجود من

‫در کمپین فرمانداری تیت ‫تاثیر می‌ذاره

‫دوباره می‌پرسم ‫اینا چه ربطی به من داره؟

‫وقتی از رامونا خواستم ‫بیاد توی کمپین من

‫روی یه مورد ‫اصرار زیادی داشت

‫توانایی تاثیرگذاری سیاسی در پشت پرده

‫برای راضی کردن مردم سختی کشیده ‫کافی نیست

‫می‌خوام یکی کنارم باشه

‫که نمایشگر تجربیات اون مردم باشه

‫منافعشون باشه...

‫و مهمتر اینکه ‫الهام‌بخششون باشه

‫می‌خوای دوست سیاه‌پوستت باشم ‫تا رای سیاه‌پوست‌ها رو برات جمع کنم

‫ازش خوشم اومد

‫می‌خوام معاون فرماندار بشی

‫ بذار رسمیش کنیم

‫ تامی، اسلحه رو جایی گذاشتی که ‫ بتونم پیداش کنم؟

‫تامی، می‌شنوی؟

‫ حرف بزن پسر

‫ قراره جیسون رو ببرم ساختمونی که بهت گفتم

‫ بگو که کارت رو کردی

‫آره

‫گذاشتم جایی که گفتی

‫خیلی‌خب، خوبه

‫حواست باشه جواب تلفن جیسون رو ندی

‫چون ممکنه بیارتت اونجا ‫یا یه همچین چیزی

‫گوش کن رفیق ‫خیلی زود همه‌چی تموم میشه

‫آره درسته

‫اسلحه رو گذاشتم توی قوطی آسانسور...

‫همونطوری که خودت گفتی

‫ انجام شده

‫فعلا برادر

‫فعلا برادر

‫چرا هی مزاحمم میشی رفیق؟

‫می‌دونی کی لاکیشا گرنت رو کشته؟

‫نه، روحمم خبر نداره

‫اما به خود تامی هم مشکوکم

‫نه، کار تامی نبوده

‫فکر می‌کنی کار یکی از سربازاشه؟

‫یا یکی که می‌خواسته ایگان رو بکشه؟

‫گوش کن ‫اون یارو خیلی دشمن داره

‫می‌تونه کار هرکسی باشه

‫فکر می‌کنم اگه یکم دقیقتر ‫سربازای تامی رو بررسی کنی

‫می‌تونی قاتل رو پیدا کنی

‫اگه تامی می‌خواسته دوست‌دخترش رو بکشه

‫نمیره به هرکسی بگه

‫تازه اون حرومیای زیردستش ‫هر غلطی که بگه رو می‌کنن

‫افرادش رو چجوری پیدا کنم؟

‫انبار ایگان... ‫کجاست؟

‫نمی‌دونم

‫خنده‌داره

‫می‌دونی، وقتی می‌خواستی اینو باز کنم

‫حرفای قشنگتری می‌زدی

‫شاید اگه دوباره ببندمش

‫حافظه‌ت به کار می‌افته

‫شاید بهتره بری دستگاهت رو چک کنی

‫چون افراد تامی چندروز پیش ‫منو انداختند توی صندوق عقب

‫و بردنم به انبارش

‫بنابراین چندتا موقعیت آخر این کوفتی رو چک کن

‫تا انبارو پیدا کنی رفیق

‫تامی تموم جنساش رو اونجا نگه می‌داره ‫با افرادش

‫احتمالا خود تامی رو هم میشه اونجا پیدا کرد

‫بنابراین اون حرومیا رو بازداشت کن

‫و دست از سر من و خونوادم بردار

‫اگه اطلاعاتت درست باشه

‫تامی و افرادش تا آخر شب ‫از خیابون جمع میشن

‫و مساوی میشیم

‫این فرصتیه که یه بار در خونه‌ی آدمو می‌زنه

‫بیخیال جیمز ‫اینقد مزخرف نگو

‫بگو واقعا چی می‌خوای

‫خیلی‌خب بذار روراست باشم

‫ساخت پروژه‌ی بچه‌های کوئینز

‫به مشکل خورده

‫بنابراین خودم می‌خوام اقدام کنم

‫می‌خوای بری ساختمون خودت رو ‫توی کوئینز بخری؟

‫از کی تا حالا همچین پولایی داری؟

‫ندارم ‫واسه همینه که اومدم پیش تو

‫خیلی‌خب ‫گوش می‌کنم

‫من یه شریک ساکت می‌خوام... ‫یعنی خیلی ساکت

‫جفتمون نصف نصف پول می‌ذاریم

More Farsi Persian subtitles for Power

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left