ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
آنچه در "وقتی دل فرا میخواند" گذشت
جشن برداشت محصول؟
یه جور جشن خداحافظیه
برای خانوادههای ساکن بنسون هیلز
بازرس مکگیل ترتیب یه مصاحبه رو داد
با بنیادی که اینجاست
و آیا این سمت رو میپذیرید؟
بله
میتونم ده تا کار رو در نصف زمان معمول انجام بدم
اگه خارج از دولت کار کنم
یاد بگیر که عاشق این بازی بشی
و اگه نتونستی بازی دیگهای پیدا کنی
منتظر یه لحظهی مناسب میمونم
جعبهی حلقه رو درمیارم
الجییه
رفته بالای درخت و حالا نمیتونه بیاد پایین
اشکالی نداره. ولش کن
من هیچوقت نمیتونم کاری انجام بدم
برای اون، همیشه اوضاع همینطور متفاوت خواهد بود
به غریزهت اعتماد کن
خودت میفهمی کی وقت پرواز کردنشه
با اون حلیم جو دوسر فقط همینقدر تونستی راه بیای؟
گمانم گرسنه نیستم
خب، برات چندتا برش سیب اضافه گذاشتم
بفرمایید تو
صبح بخیر. سلام
امیدوارم خیلی زود نیومده باشم
نه، ما هنوز داریم آماده میشیم
آرنجت چطوره؟
بانداژش کردم
خوشبختانه فقط یه خراشه. ممنون که سر زدی
بله، خواهش میکنم
اوم، اون وسایله اونجاست؟
اوهوم. بقیهش رو تا امروز بعدازظهر میآرم
هی، شنیدم قراره توی جشنواره بازی "کورنهول" (پرتاب کیسه) داشته باشیم
اوه
بهتر نیست آماده شدنت رو تموم کنی؟
چشم، مامان
هنوز سر قضیهی صخرهنوردیه؟
از سرش میافته
آره. کاش کاری از دستم برمیاومد که کمکش کنم
خب، جز اینکه قلهی "پارسونز" رو بیاری به "هوپ ولی"
فکر نمیکنم کاری از دست کسی بربیاد
آه، بسیار خب
خب، توی جشنواره میبینمت
و، اوم
شاید بعدش، بتونیم دوباره برای اون شام برنامهریزی کنیم
عالی میشه
ممنونم نیتن
صبح بخیر مامان
ببخشید که دیر کردم
اوه، درست به موقع رسیدی
باید اعتراف کنم، داشتم با خودم فکر میکردم کجا بودی
تمام این هفته هر روز صبح
من؟ من، اوم
فقط جلوی یه دکهی آلویِ فوقالعادهی کنار جادهای ایستادم
پس این آلوهای فوقالعاده کجا هستن؟
اوه، فقط یکی براشون مونده بود
اما این شیرینترین آلو بین همهشونه
اوه، آنجلا! اوه، عزیزم
اوه، چقدر از دیدنت خوشحالم
سلام مامان
کوپر؟ آنجلا؟
چقدر بلند شدی
میدونی که دلم برات تنگ شده بود
لازم نیست اینقدر تظاهر به غافلگیری کنی
ای وروجک! ای وروجکِ دوستداشتنی و شگفتانگیز
حالا، چطور شد که اینطوری شد؟
همهش زیر سر آنجلا بود
وقتی هفتهی پیش بهم زنگ زدی
و دربارهی جشنوارهی برداشت محصول گفتی
فقط دلم خیلی برای همهتون تنگ شده بود
و مخصوصاً بعد از اتفاقی که برای کوپر افتاد
فقط فکر کردم شاید سورپرایز خوبی بشه
پس، باید بگم سورپرایز خیلی خوبیه
بیا اینجا! اوه عزیزم
اوه، اوه
اوم، گوئن؟ صبحانه، عزیزم
یه صبحانهی مخصوص
اومدم
باورم نمیشه که این آخریشه
اوه، نگران نباش
اینطور نیست که دیگه هیچوقت قرار نباشه ببینیمش
این اتفاق خوبیه
اوهوم. آره
اوه! چـ
لباسه؟
خودت رو ببین، وروجک
چقدر زیبا شدی
ممنونم آقای کولتر
ا-ا-اما اگه زبره... اشکالی نداره
دوستش دارم
خب پس. بیاین صبحانه بخوریم
بسیار خب. بریم بخوریم. خیلی خب
خیلی خوشمزه به نظر میرسه
با چی شروع کنیم؟
کسی میتونه بهم بگه اسم این چیه؟
شاخِ فراوانی
درسته، یه شاخِ فراوانی
و به نظرتون شاخ فراوانی نماد چیه؟
تغذیه
وفورِ محصول
شکرگزار بودن؟
دقیقاً
شاخ فراوانی نماد تمام چیزاییه که باید براشون شکرگزار باشیم
و میدونم که دوستامون از بنسون هیلز
شکرگزار هستن که میتونن به خونههاشون برگردن
بعد از جشنوارهی برداشت محصول
پس فکر کردم میتونیم لحظهای رو به این فکر کنیم که
امسال چه چیزایی شاخ فراوانیِ ما رو پر کردن
بله
اما اگه برای برگشتن اونقدرها هم شکرگزار نباشیم چی؟
اوه، از شنیدنش متأسفم، دخترم
میتونی بگی چرا؟
همهچیز قراره... متفاوت باشه
میدونم سخته که بعضی چیزها در مورد شهر قدیمیتون
تغییر میکنه، اما آدمها همون آدمها هستن
دلمون برای آدمهای اینجا تنگ میشه
ما هم دلمون برای همهی شما تنگ میشه
ولی هنوزم میتونیم برای دیدن بیایم، درسته؟
البته که میتونید
قدم همهتون همیشه روی چشم ماست
یک جامعه فقط به خاطر اینکه
هر روز همدیگه رو نمیبینیم، از هم نمیپاشه
اما مثل قبل نمیشه
به نظر میرسه اوضاع بین تو و جورجی خیلی خوب پیش میره
معلوم شد که هیچوقت دیر نیست
خب، امیدواریم که واقعیت همین باشه
قضیه چیه؟
بذار اینطوری بگم که
هدف اینه که بالاخره توی آزمون دروغسنج قبول بشم
اوه
پس معطلی برای چیه؟
خب، من یه نقشه داشتم
و بعد یه اتفاقی بین من و الجی افتاد
به یه نقشهی جدید نیاز دارم. و بیل
ممنونم
هیچوقت برات تعریف کردم چطور از نورا خواستگاری کردم؟
یعنی، با توجه به سرانجامِ اون ازدواج، چرا باید تعریف میکردم؟
سنگ تموم گذاشتم
رستوران بالای کوه، گروه موسیقی برنجی
حتی یه آهنگ نوشتم به اسم "جفتِ بینظیر"
واو. باید یادداشتبرداری کنم؟
آره. در مورد کارهایی که نباید انجام بدی
معلوم شد این خواستگاریِ بینظیر
به یه جفتِ نه چندان بینظیر ختم شد
خب، من هنوزم دلم میخواد اون آهنگ رو بشنوم
نکته اینجاست که حرکاتِ بزرگ و نمایشی قشنگن
اما تعهد به چیزی خیلی فراتر از اینهاست
و نیتن
وقتشه که ثابت کنی
آمادهای همون شوهر و پدری باشی که
الیزابت و الجی واقعاً بهش نیاز دارن
بهش نشون بده چیزی رو با خودت میآری
که اونا حتی فکرش رو هم نمیکردن جاش خالی باشه
یا حتی خوابش رو هم نمیدیدن که ممکن باشه
آره
خیالمم که از هر جهت راحته
شما دوتا جدی به نظر میرسین. چیزی رو از دست دادم؟
فقط داشتیم دربارهی آینده صحبت میکردیم
اوه، خب، پس به سلامتیِ آینده
دقیقاً
به سلامتیِ آینده
اونجاست؟ عالیه
توی جشنواره دربارهش باهاش صحبت میکنم
اوه. سلام بابا
سلام
سلام
امیدوار بود موقع ناهار گیرت بیارم
یه لحظه وقت داری؟
برای تو؟ همیشه
خوبه. چون یه چیزی هست که باید ازت بپرسم
متأسفم
اوه، ببخشید
ایدی
خوب گرفتیش
شانس آوردی میز نبود
انتظار نداشتم دوباره ببینمت
بهم ملحق میشی؟
البته
خب، حالا که بالاخره بیمهی ملی پول رو سرفه کرده
فـ... فکر کردم برگردم و به مشتریهام کمک کنم
برای مطالباتشون
منطقیه
اوم، چی؟ اینها همه چی هستن؟
اوه، اینا برای جشنوارهی برداشت محصوله
دارم یه ذره
اوه. ممنونم
یه کم جادو برای بدرقهی دوستامون از بنسون هیلز آماده میکنم
مطمئنم دلنشین میشه
خوشحال میشم اونجا ببینمت
اگه کارهام تموم بشه، سعی میکنم بیام
خب، زندگیِ جدیدت توی "یونیون سیتی" چطوره؟
خوبه
یه کم پیچیدهست ولی... رضایتبخشه
خب، من تا چند هفتهی دیگه از اونجا رد میشم
شاید، اگه برای چای وقت داشتی؟
اوه، من
دلم میخواست، اما بنیاد
داره یه اقامتگاه جدید برای زنان باز میکنه، برای همین
No comments yet. Be the first to leave one.