Star Wars: The Force Awakens

Star Wars: The Force Awakens

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Star Wars Episode VII The Force Awakens 2015 BrRip Filamingo Fa
കമന്ററി എഴുതിയത് filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

ടാഗുകൾ

bluray
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-08-09
ഡൗൺലോഡുകൾ: 1
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi/persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏این تازه اولِ درست‌کردن اوضاعه.‏

‏خیلی راه اومدم و خیلی چیزها دیدم‏ ‏که دیگه نمی‌تونم ناامیدیِ این کهکشان رو نادیده بگیرم.‏

‏بدون جدای‌ها،‏ ‏تعادلی در نیرو وجود نداره.‏

‏خب، به‌خاطر تو‏ ‏حالا یه شانسی داریم.‏

‏ژنرال مدت‌هاست دنبال اینه.‏

‏اوه، ژنرال؟‏

‏برای من، اون از خاندان سلطنتیه.‏

‏خب، واقعاً هم هست.‏

‏مهمون داریم.‏

‏باید قایم بشی.‏

‏باید بری.‏

‏برو.‏

‏زود باش، بی‌بی-۸، عجله کن!‏

‏اون ایکس‌وینگ رو بزنید!‏ ‏اونجاست! اونجاست!‏

‏می‌بینمشون.‏

‏این رو بگیر.‏

‏پیش تو امن‌تره تا پیش من.‏

‏تا جایی که می‌تونی‏ ‏از اینجا دور شو.‏

‏شنیدی چی گفتم؟‏

‏برمی‌گردم دنبالت.‏

‏همه‌چی درست می‌شه.‏

‏حرکت کنید!‏

‏همین‌جا بمون.‏

‏ببین چقدر پیر شدی.‏

‏ولی بلایی خیلی بدتر‏ ‏سر خودت اومده.‏

‏می‌دونی برای چی اومدم.‏

‏می‌دونم از کجا اومدی.‏

‏قبل از اینکه خودت رو کایلو رن صدا کنی.‏

‏نقشه‌ی اسکای‌واکر.‏ ‏می‌دونیم پیداش کردی.‏

‏و حالا هم می‌دی‌ش‏ ‏به محفل یکم.‏

‏محفل یکم از دلِ تاریکی برخاست.‏

‏اما تو نه.‏

‏تاریکی رو نشونت می‌دم.‏

‏می‌تونی تلاش کنی.‏

‏ولی نمی‌تونی حقیقتی رو انکار کنی‏ ‏که توی خونته.‏

‏کاملاً درست می‌گی.‏

‏خب، اول کی حرف می‌زنه؟‏ ‏تو؟ یا من؟‏

‏پیرمرد دادش به تو.‏

‏فقط... با این همه چیز روی صورتت‏ ‏خیلی سخت می‌شه فهمید چی می‌گی...‏

‏بگردینش.‏ ‏...این دم‌ودستگاه.‏

‏- هیچی نیست، قربان.‏ ‏- ببریدش داخل.‏

‏قربان، با روستایی‌ها چی کار کنیم؟‏

‏همه‌شون رو بکشید.‏

‏با فرمان من.‏

‏- آتش!‏ ‏- خواهش می‌کنم، نه!‏

‏اینجا هیچی نیست.‏ ‏برو جلو!‏

‏باشه.‏

‏باشه!‏

‏اف‌ان-۲۱۸۷.‏

‏سلاحت رو برای بازرسی تحویل بده.‏

‏بله، کاپیتان.‏

‏کی بهت اجازه داده‏ ‏کلاهت رو دربیاری؟‏

‏ببخشید، کاپیتان.‏ ‏همین حالا خودت رو به واحد من معرفی کن.‏

‏چیزی که امروز آوردی می‌ارزه...‏ ‏هوم...‏

‏یک‌چهارم سهم.‏

‏هیس.‏

‏فقط تیدوئه. می‌خواد تیکه‌تیکه‌ت کنه برای قطعه.‏

‏برای هیچ‌کس هم احترامی قائل نیست.‏

‏آنتنت کجه.‏

‏از کجا اومدی؟‏

‏محرمانه‌ست؟ جدی؟‏

‏مال من هم. یه راز بزرگ.‏

‏پایگاه نیما اون طرفه.‏ ‏سمت خط‌الرأس کلوین نرو.‏

‏از میدان‌های فرورونده‌ی شمال‏ ‏دور بمون.‏

‏توی شن‌ها غرق می‌شی.‏

‏دنبالم نیا. شهر اون طرفه.‏

‏نه...‏

‏صبح که شد، می‌ری.‏

‏خواهش می‌کنم.‏

‏خبر نداشتم که...‏

‏بهترین خلبانِ مقاومت‏ ‏پیش ماست.‏

‏راحتی؟‏

‏نه چندان.‏

‏تحت تأثیر قرار گرفتم.‏

‏تا حالا هیچ‌کس نتونسته‏ ‏از زیر زبونت بکشه...‏

‏با نقشه چی کار کردی.‏

‏شاید بد نباشه‏ ‏روش کارت رو عوض کنی.‏

‏کجاست؟‏

‏مقاومت...‏

‏از تو نمی‌ترسه.‏

‏کجاست؟‏

‏توی یه درویده. یه واحد بی‌بی.‏

‏خب، اگه روی جاکو باشه‏ ‏خیلی زود دستمون بهش می‌رسه.‏

‏این رو می‌سپرم به تو.‏

‏امیدت رو از دست نده.‏ ‏شاید هنوز پیداش بشه.‏

‏هر کسی که منتظرشی.‏

‏محرمانه‌ست.‏

‏من انتظار کشیدن رو خوب می‌شناسم.‏

‏منتظر خانواده‌م.‏

‏یه روز برمی‌گردن.‏

‏بیا.‏

‏این پنج تکه می‌ارزه...‏

‏بذار ببینم... هوم...‏

‏نصف سهم.‏

‏هفته‌ی پیش هر کدوم‌شون نصف سهم می‌ارزید.‏ ‏دروید چی؟‏

‏اون چی؟‏

‏می‌خرمش.‏

‏شصت سهم.‏

‏راستش...‏

‏دروید فروشی نیست.‏

‏بیا.‏

‏دختره رو تعقیب کن و اون دروید رو بیار.‏

‏رن زندانی رو می‌خواد.‏

‏اینجا بپیچ.‏

‏خوب گوش کن.‏

‏اگه دقیقاً کاری رو که می‌گم بکنی،‏ ‏می‌تونم از اینجا بیرونت ببرم.‏

‏چی؟‏

‏این یه نجاته. دارم کمکت می‌کنم فرار کنی.‏

‏بلدی یه جنگنده‌ی تای رو برونی؟‏

‏تو از مقاومت هستی؟‏

‏چی؟ نه، نه، نه. دارم فراریت می‌دم.‏

‏- بلدی جنگنده‌ی تای برونی؟‏ ‏- هر چیزی رو می‌تونم برونم.‏

‏چرا؟ چرا داری کمکم می‌کنی؟‏

‏چون کار درست همینه.‏

‏تو خلبان لازم داری.‏

‏من خلبان لازم دارم.‏

‏پس انجامش می‌دیم.‏ ‏آره؟‏

‏باشه. آروم باش. آروم باش.‏

‏- من آرومم.‏ ‏- داشتم با خودم حرف می‌زدم.‏

‏هنوز نه.‏

‏باشه، برو. از این طرف.‏

‏همیشه دلم می‌خواست‏ ‏یکی از این‌ها رو برونم.‏

‏- تیراندازی بلدی؟‏ ‏- با بلستر، آره.‏

‏باشه، همون قاعده‌ست.‏

‏کلید سمت چپ رو بزن...‏

‏تا بین موشک، توپ‏ ‏و پالس مغناطیسی عوض کنی.‏

‏با نشانه‌گیر سمت راست هدف بگیر.‏

‏- ماشه‌ها برای شلیک‌اند.‏ ‏- این خیلی پیچیده‌ست.‏

‏درستش می‌کنم.‏

‏یک خروج بدون مجوز‏ ‏از آشیانه‌ی دو داریم.‏

‏ژنرال هاکس رو خبر کنید. اون جنگنده رو متوقف کنید.‏

‏چهارده خطا.‏ ‏هجده...‏

‏گرفتمش.‏

‏این چیز واقعاً تند می‌ره.‏

‏باید تا جایی که می‌تونیم‏ ‏این توپ‌ها رو از کار بندازیم...‏

‏وگرنه خیلی دور نمی‌رسیم.‏

‏- باشه.‏ ‏- می‌برمت توی موقعیت.‏

‏فقط حواست جمع باشه.‏

‏جلو! جلو! می‌بینیش؟‏

‏دقیقاً وسط بردمت.‏

‏- شلیک تمیزه.‏ ‏- باشه، گرفتمش.‏

‏- آره!‏ ‏- بله! دیدی؟‏

‏- دیدی؟‏ ‏- دیدم!‏

‏هی، اسمت چیه؟‏

‏اف‌ان-۲۱۸۷.‏

‏اف... چی؟‏

‏تنها اسمیه که بهم دادن.‏

‏خب، من که این رو صدات نمی‌کنم. اف‌ان، هان؟‏

‏فین. صدات می‌کنم فین.‏

‏- اشکالی نداره؟‏ ‏- فین.‏

‏آره. فین، خوشم اومد.‏

‏- من هم خوشم اومد.‏ ‏- من پو هستم. پو دامرون.‏

‏- خوش‌وقتم، پو.‏ ‏- من هم همین‌طور، فین.‏

‏قربان،‏ ‏توربولیزرهای ما رو از کار انداختن.‏

‏از توپ‌های زیرین استفاده کنید.‏

‏بله، قربان. فعال‌شون می‌کنم.‏

‏ژنرال هاکس،‏ ‏اون خلبانِ مقاومته؟‏

‏بله، و یکی هم کمکش کرده...‏

‏یکی از خودمون.‏

‏داریم فهرست‌ها رو بررسی می‌کنیم...‏

‏تا بفهمیم کدوم استورم‌تروپر بوده.‏

‏همونِ روستا. اف‌ان-۲۱۸۷.‏

‏قربان، توپ‌های زیرین آماده‌اند.‏

‏ شلیک کنید... ‏

‏یکی داره میاد سمتت! سمت راست من،‏ ‏چپ تو. می‌بینیش؟ صبر کن.‏

‏می‌بینمش!‏

‏عالی زدی!‏

‏کجا داریم می‌ریم؟‏

‏برمی‌گردیم جاکو. همون‌جا.‏ ‏نه. نمی‌تونیم برگردیم جاکو.‏

‏باید از این منظومه بزنیم بیرون.‏

‏باید قبل از محفل یکم‏ ‏درویدم رو پیدا کنم.‏

‏- چی، یه دروید؟‏ ‏- آره.‏

‏یه واحد بی‌بیه، نارنجی و سفید.‏ ‏تک‌نسخه‌ست.‏

‏برام مهم نیست چه رنگیه!‏

‏هیچ درویدی نمی‌تونه این‌قدر مهم باشه.‏

‏این یکی هست، رفیق! باید تا جایی که می‌شه‏ ‏از محفل یکم دور بشیم.‏

‏برگردیم جاکو، می‌میریم.‏

‏اون دروید نقشه‌ای داره‏ ‏که مستقیم می‌رسه به لوک اسکای‌واکر.‏

‏شوخی می‌کنی!‏

‏اف‌ان-۲۱۸۷ گزارش شده بود‏ ‏به واحد من...‏

‏ارزیابی شد‏ ‏و فرستادنش برای بازآموزی.‏

‏قبلاً هیچ نشونه‌ای از نافرمانی نداشت؟‏

‏این اولین تخلفش بود.‏

‏ژنرال!‏

‏- بهشون شلیک شده.‏ ‏- نابود شدن؟‏

‏از کار افتادن.‏

‏داشتن برمی‌گشتن جاکو.‏

‏طبق برآورد، جنگنده‏ ‏توی برهوت گوازون سقوط می‌کنه.‏

‏داشتن برمی‌گشتن دنبال دروید.‏

‏یه دسته بفرستید سر لاشه.‏

‏پو!‏

‏پو!‏

‏پو!‏

‏پو! گرفتمت.‏

‏پو!‏

‏پو!‏

‏رهبر اعظم اسنوک‏ ‏صریح دستور داده.‏

‏اگه می‌شه دروید رو بگیریم،‏ ‏و اگه نشد نابودش کنیم.‏

‏سربازهات چقدر‏ ‏قابل اتکا هستن، ژنرال؟‏

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left