ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
این تازه اولِ درستکردن اوضاعه.
خیلی راه اومدم و خیلی چیزها دیدم که دیگه نمیتونم ناامیدیِ این کهکشان رو نادیده بگیرم.
بدون جدایها، تعادلی در نیرو وجود نداره.
خب، بهخاطر تو حالا یه شانسی داریم.
ژنرال مدتهاست دنبال اینه.
اوه، ژنرال؟
برای من، اون از خاندان سلطنتیه.
خب، واقعاً هم هست.
مهمون داریم.
باید قایم بشی.
باید بری.
برو.
زود باش، بیبی-۸، عجله کن!
اون ایکسوینگ رو بزنید! اونجاست! اونجاست!
میبینمشون.
این رو بگیر.
پیش تو امنتره تا پیش من.
تا جایی که میتونی از اینجا دور شو.
شنیدی چی گفتم؟
برمیگردم دنبالت.
همهچی درست میشه.
حرکت کنید!
همینجا بمون.
ببین چقدر پیر شدی.
ولی بلایی خیلی بدتر سر خودت اومده.
میدونی برای چی اومدم.
میدونم از کجا اومدی.
قبل از اینکه خودت رو کایلو رن صدا کنی.
نقشهی اسکایواکر. میدونیم پیداش کردی.
و حالا هم میدیش به محفل یکم.
محفل یکم از دلِ تاریکی برخاست.
اما تو نه.
تاریکی رو نشونت میدم.
میتونی تلاش کنی.
ولی نمیتونی حقیقتی رو انکار کنی که توی خونته.
کاملاً درست میگی.
خب، اول کی حرف میزنه؟ تو؟ یا من؟
پیرمرد دادش به تو.
فقط... با این همه چیز روی صورتت خیلی سخت میشه فهمید چی میگی...
بگردینش. ...این دمودستگاه.
- هیچی نیست، قربان. - ببریدش داخل.
قربان، با روستاییها چی کار کنیم؟
همهشون رو بکشید.
با فرمان من.
- آتش! - خواهش میکنم، نه!
اینجا هیچی نیست. برو جلو!
باشه.
باشه!
افان-۲۱۸۷.
سلاحت رو برای بازرسی تحویل بده.
بله، کاپیتان.
کی بهت اجازه داده کلاهت رو دربیاری؟
ببخشید، کاپیتان. همین حالا خودت رو به واحد من معرفی کن.
چیزی که امروز آوردی میارزه... هوم...
یکچهارم سهم.
هیس.
فقط تیدوئه. میخواد تیکهتیکهت کنه برای قطعه.
برای هیچکس هم احترامی قائل نیست.
آنتنت کجه.
از کجا اومدی؟
محرمانهست؟ جدی؟
مال من هم. یه راز بزرگ.
پایگاه نیما اون طرفه. سمت خطالرأس کلوین نرو.
از میدانهای فروروندهی شمال دور بمون.
توی شنها غرق میشی.
دنبالم نیا. شهر اون طرفه.
نه...
صبح که شد، میری.
خواهش میکنم.
خبر نداشتم که...
بهترین خلبانِ مقاومت پیش ماست.
راحتی؟
نه چندان.
تحت تأثیر قرار گرفتم.
تا حالا هیچکس نتونسته از زیر زبونت بکشه...
با نقشه چی کار کردی.
شاید بد نباشه روش کارت رو عوض کنی.
کجاست؟
مقاومت...
از تو نمیترسه.
کجاست؟
توی یه درویده. یه واحد بیبی.
خب، اگه روی جاکو باشه خیلی زود دستمون بهش میرسه.
این رو میسپرم به تو.
امیدت رو از دست نده. شاید هنوز پیداش بشه.
هر کسی که منتظرشی.
محرمانهست.
من انتظار کشیدن رو خوب میشناسم.
منتظر خانوادهم.
یه روز برمیگردن.
بیا.
این پنج تکه میارزه...
بذار ببینم... هوم...
نصف سهم.
هفتهی پیش هر کدومشون نصف سهم میارزید. دروید چی؟
اون چی؟
میخرمش.
شصت سهم.
راستش...
دروید فروشی نیست.
بیا.
دختره رو تعقیب کن و اون دروید رو بیار.
رن زندانی رو میخواد.
اینجا بپیچ.
خوب گوش کن.
اگه دقیقاً کاری رو که میگم بکنی، میتونم از اینجا بیرونت ببرم.
چی؟
این یه نجاته. دارم کمکت میکنم فرار کنی.
بلدی یه جنگندهی تای رو برونی؟
تو از مقاومت هستی؟
چی؟ نه، نه، نه. دارم فراریت میدم.
- بلدی جنگندهی تای برونی؟ - هر چیزی رو میتونم برونم.
چرا؟ چرا داری کمکم میکنی؟
چون کار درست همینه.
تو خلبان لازم داری.
من خلبان لازم دارم.
پس انجامش میدیم. آره؟
باشه. آروم باش. آروم باش.
- من آرومم. - داشتم با خودم حرف میزدم.
هنوز نه.
باشه، برو. از این طرف.
همیشه دلم میخواست یکی از اینها رو برونم.
- تیراندازی بلدی؟ - با بلستر، آره.
باشه، همون قاعدهست.
کلید سمت چپ رو بزن...
تا بین موشک، توپ و پالس مغناطیسی عوض کنی.
با نشانهگیر سمت راست هدف بگیر.
- ماشهها برای شلیکاند. - این خیلی پیچیدهست.
درستش میکنم.
یک خروج بدون مجوز از آشیانهی دو داریم.
ژنرال هاکس رو خبر کنید. اون جنگنده رو متوقف کنید.
چهارده خطا. هجده...
گرفتمش.
این چیز واقعاً تند میره.
باید تا جایی که میتونیم این توپها رو از کار بندازیم...
وگرنه خیلی دور نمیرسیم.
- باشه. - میبرمت توی موقعیت.
فقط حواست جمع باشه.
جلو! جلو! میبینیش؟
دقیقاً وسط بردمت.
- شلیک تمیزه. - باشه، گرفتمش.
- آره! - بله! دیدی؟
- دیدی؟ - دیدم!
هی، اسمت چیه؟
افان-۲۱۸۷.
اف... چی؟
تنها اسمیه که بهم دادن.
خب، من که این رو صدات نمیکنم. افان، هان؟
فین. صدات میکنم فین.
- اشکالی نداره؟ - فین.
آره. فین، خوشم اومد.
- من هم خوشم اومد. - من پو هستم. پو دامرون.
- خوشوقتم، پو. - من هم همینطور، فین.
قربان، توربولیزرهای ما رو از کار انداختن.
از توپهای زیرین استفاده کنید.
بله، قربان. فعالشون میکنم.
ژنرال هاکس، اون خلبانِ مقاومته؟
بله، و یکی هم کمکش کرده...
یکی از خودمون.
داریم فهرستها رو بررسی میکنیم...
تا بفهمیم کدوم استورمتروپر بوده.
همونِ روستا. افان-۲۱۸۷.
قربان، توپهای زیرین آمادهاند.
شلیک کنید...
یکی داره میاد سمتت! سمت راست من، چپ تو. میبینیش؟ صبر کن.
میبینمش!
عالی زدی!
کجا داریم میریم؟
برمیگردیم جاکو. همونجا. نه. نمیتونیم برگردیم جاکو.
باید از این منظومه بزنیم بیرون.
باید قبل از محفل یکم درویدم رو پیدا کنم.
- چی، یه دروید؟ - آره.
یه واحد بیبیه، نارنجی و سفید. تکنسخهست.
برام مهم نیست چه رنگیه!
هیچ درویدی نمیتونه اینقدر مهم باشه.
این یکی هست، رفیق! باید تا جایی که میشه از محفل یکم دور بشیم.
برگردیم جاکو، میمیریم.
اون دروید نقشهای داره که مستقیم میرسه به لوک اسکایواکر.
شوخی میکنی!
افان-۲۱۸۷ گزارش شده بود به واحد من...
ارزیابی شد و فرستادنش برای بازآموزی.
قبلاً هیچ نشونهای از نافرمانی نداشت؟
این اولین تخلفش بود.
ژنرال!
- بهشون شلیک شده. - نابود شدن؟
از کار افتادن.
داشتن برمیگشتن جاکو.
طبق برآورد، جنگنده توی برهوت گوازون سقوط میکنه.
داشتن برمیگشتن دنبال دروید.
یه دسته بفرستید سر لاشه.
پو!
پو!
پو!
پو! گرفتمت.
پو!
پو!
رهبر اعظم اسنوک صریح دستور داده.
اگه میشه دروید رو بگیریم، و اگه نشد نابودش کنیم.
سربازهات چقدر قابل اتکا هستن، ژنرال؟
No comments yet. Be the first to leave one.