Mom

Mom

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 6

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Mom S06E01 1080p WEB H264-XLF
Mom S06E01 1080p WEB 720p WEB H264-AMRAP
Mom S06E01 1080p WEB 720p WEBRip x264-ION10
Mom S06E01 1080p WEB 720p WEBRip Pahe
കമന്ററി എഴുതിയത് SantaFilm
Web-rip تنظیم برای

ടാഗുകൾ

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-06-09
ഡൗൺലോഡുകൾ: 39
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

صبح بخیر - صبح بخیر -

کی واسه خوردن صبحونه‏ی اولین روز دانشکده حقوقش آمادست؟

واقعاً زودتر بیدار شدی تا صبحونه‏امو آماده کنی؟

اگر دادگاه رو راضی می‌کنه

مایلم این پنکیکا رو بعنوان شاهدم معرفی کنم

و من هم مایلم تیکه تیکه‏اشون کنم

یکم خوراکی هم برات گذاشتم

یه خوراکی سالم و یکی که در واقع می‏خوری

اگه یکی ببینتت فکر می‏کنه چه مامان فوق‏العاده‏ای هستی

می‏خوام حرفتو نادیده بگیرم

..چون باورم نمیشه همچین روزی بالاخره

می‏دونم! خیلی به خودم افتخار می‏کنم

اوه، آره پسر می‏خواستم همینو بگم

یه چیزی واست نوشتم

"...کریستی، 40 سال پیش"

آخه معمولاً از خودم طرفداری نمی‏کنم

اما وقتی امروز از خواب پا شدم "به خودم گفتم "مثل یه معجزه‏ی خفن می‌مونم

هی، اینجا رو باش. منم از کلمه‏ی "معجزه" استفاده کردم

"...کریستی، 40 سال پیش"

وقتی پاک شدم به خودم گفتم

"می‌خوام برم دانشکده حقوق" و حالا هم بفرما

واقعنی دارم میرم دانشکده حقوق

وقتی مست بودم می‏گفتم "اوه، دلم یخ در بهشت می‏خواد"

و هیچوقت توانایی خریدشو نداشتم

خب، نوشته‏ی من خیلی قشنگتر تو رو یاد روزای داغونت میندازه

اما مثال خوبی بود

آخه، دیوونه کننده نیست؟

قبلنا همش داشتم از دست قانون فرار می‏کردم و الان دارم به سمتش می‏دوم

واو، این جمله‏ات خیلی خوب بود کاش به ذهن خودم رسیده بود

"...کریستی، 40 سال پیش"

بهترین قسمتش اینه که ،هیچکس توی کلاسم خبر نداره

که قبلاً چجور آدمی بودم

فقط یه وکیل خیلی باهوش و آینده‏دار رو می‏بینن

چون دیگه عوض شدم و کتم تنم کردم

آره. باهوش به نظر می‌رسی

اوه، باید برم

عزیزم، از پسش برمیای

برای اولین بار توی عمرم واقعاً همین فکرو می‌کنم

لعنتی

انگار باید چند دقیقه بیشتر بمونم نوشته‏اتو بخون

اوه

کریستی، وقتی 40 سال پیش لنگامو باز کردم"

"...و تو رو به این دنیا فرستادم

،خب، وقتی توی مطب متخصص پوست بودم

با یه متخصص پوست خیلی بانمک آشنا شدم

و حدس بزنین چی شد

ازت خواست باهاش دوست بشی - ازم خواست باهاش دوست بشم -

حالا همتون آماده باشین تا ،بهم افتخار کنین چون بهش گفتم

من 4 ماهه که پاکم و نمی‏تونم" "تا سالگرد پاکیم با کسی دوست بشم

بعداً بهم پیام داد

"233روز مونده" "روز بعدش گفت "232 روز

و روز بعدشم گفت

"231روز" - تمومش کن -

بهرحال، انگار قراره با یه متخصص پوست ازدواج کنم

انگار آدم با یه خون‏آشام ازدواج می‌کنه

چون دیگه پیر نمیشی. ممنون

بانی، الکلی هستم - سلام، بانی -

این آخر هفته کارای عروسیمو شروع می‌کنم

اولش فکر می‏کردم قراره شکنجه‏ام بده

...و بعد این به ذهنم رسید که

این روز، روز مخصوص به منه من برنامه‏اشو می‏ریزیم، همه به من خیره میشن

مگه هر روز همینطوری نیست؟

شاید دلیل اینکه همیشه از این عروسیا متنفر بودم، این بود که ته دلم

از این می‏ترسیدم که هیچکس به اندازه کافی دوستم نداشته باشه

و بخواد باهام ازدواج کنه

چه احساس بدی پیدا کردم

،اما با پاک شدنم تبدیل شدم

به آدمی که می‏تونه ازدواج کنه

تنها پشیمونیم از اینه که 49 سال صبر کردم تا این کارو بکنم

دیگه کی می‏خواد صحبت کنه؟

من. کریستی هستم، یه الکلی

سلام، کریستی

خب، امروز اولین روزم توی دانشکده حقوق بود

امروز، نقطه اوج رویاهام بود

و حدس بزنین چی شد

وحشتناک بود

به حدی وحشتناک که انگار توی یوتا، مشروب تموم کنی

قبل از اینکه کارمونو شروع کنیم

می‏خوام همگیتون یه نگاه به سمت چپ

و یه نگاه به سمت راستتون بندازین

آخر امسال

یکی از شماها از جمع حذف میشه

صبر کنین، صبر کنین، اینجا چه خبره؟

می‏دونستم دانشکده حقوق زیاد درگیری داره

یه جورایی فکر می‏کردم اول بهمون سخت نمی‏گیرن

می‏دونین، اینکه دور اتاق می‏شینیم

و راجب این حرف می‏زنیم که چرا دوست داریم وکیل بشیم

"نه اینکه بگن "این پرونده‏ها چه ارتباطی با هم دارن

"یا "پیامد این تصمیم رو آنالیز کن

،خیلی بی‏انصافیه

،که بقیه‏ی بچه‏ها درگیر درس و مشق

یه کار تمام وقت، جلسات ترک اعتیاد

ترک قمار و یه مامان که مدام

برادران املاک می‏بینه و هی برات تعریف میکنه، نیستن

و آره، خودمو بچه حساب کردم

اگه این 49 سالشه پس منم بچه‏ام

آدام، باید بریم چرا نشستی آبجو می‌خوری؟

چون آبجو خیلی باحاله؟

اصلاً نمی‏دونی کجا داریم میریم

...چرا می‏دونم. داریم میریم به

...لیک ساید تریس - لیک ساید تریس! درسته. دیدی می‏دونم -

به خاطر اینکه...؟ - به خاطر یه چیزی که روش توافق کرده بودیم -

یالا، همه اینا رو قبلاً بهت گفته بودم

...امکانش هست که یه محل برگزاری - محل برگزاری! محل برگزاری، آره -

اوه، خدای من

می‏دونم. هیچوقت چیزایی رو که بهت میگم یادت نمی‌مونه

اما تک تک جزئیات مسابقه‏ی چهار سال پیش

بسکتبال رو که دیدی یادته

همون موقع که تیم واریورز اولین ،قهرمانیشو به دست آورد

.و کولیرز رو شکست داد خیلی خفن بود

دوتا بازی به وقت اضافه کشید

آره، فهمیدم

فقط چیزایی رو یادت می‌مونه که واست مهمه

پرونده‏های کلاسیک یک آلزایمری

ببین، ازدواج‏مون واسه‏ی من مهمه

...اما می‏دونی، اینکه کجا ازدواج کنیم

چی بپوشیم، کبوترا چه رنگی باشن، مهم نیستن

کبوتر؟

تنها چیزی که می‌دونم اینه که

مهم نیست چی باشه اون رو بهترین روز زندگیِ منه

متنفرم از اینکه موقع عصبانیتم چیزای قشنگ قشنگ بهم میگی

ببین، بیا بیخیال یه میلیون دعوایی که باید بکنیم، بشیم

تو برنامه‏ی عروسی رو بریز، منم سر مراسم حاضر میشم

واقعاً؟

البته. هرکاری که دوست داری بکن

اوهوم. قول میدی راجب هر چیزی که انتخاب می‏کنم

ناله و شکایت نکنی؟ - قسم می‏خورم -

اگه گروه موسیقی ترکی بیارم چی؟ - میگم یاشاسین -

اگه فواره شکلاتی بیارم چی؟

کله‏امو می‏کنم توش

می‏خوام کشیش مراسممون، یه پانتومیم کار باشه

داری بلوف می‌زنی. تو از اونا می‌ترسی - نخیرم -

خیلی بامزه بود. بسه دیگه

بسه. جدی میگم. بسه

ممنونم. سالگرد ازدواجتون مبارک

حرومزاده‏های گدای خرفت

کریستی، کجا داری میری؟

آخرین میزم خالی شد دارم از اینجا میرم

نه، نه، نه، نه. سیندی حالش بد شد و رفت خونه

می‏خوام بقیه‏ی شب رو صرف رسیدگی به کارای اون بکنی

چی؟ نه، نه، نه ...نمی‏تونم. این اولین هفته‏ی

اولین هفته‏ی دانشکده حقوقته می‏دونم. هممون می‏دونیم

دیگه انقدرام راجبش حرف نزدم

مکس، چه خبر از اوضاع کریستی؟

دانشکده حقوق، یه نگاه به چپ یه نگاه به راست، خیلی ترسناک بود

خب، واقعاً هم ترسناک بود

یه کوه درس و مشق

واسه امشب دارم. فردا می‏بینمت

!کریستی

...کریستی

به اندازه‏ی کافی ظرفیت احساسی

واسه سر و کله زدن با تو رو ندارم

ازدواجم جلوی روم داره از هم می‏پاشه

اوه، متاسفم. خبر نداشتم

چون مدام درباره‏ی دیدار شوهرم با مهماندار هواپیمایی که

توی راه برگشت از سینسیناتی اتفاق افتاده، زر زر نمی‏کنم

...باشه اما واقعاً من

می‌مونی. برو سر میز 6

میرم توی دفترم تا دراز نشست برم و

خودمو برای زندگی جدیدم بعنوان یه مرد 40 ساله‏ی مجرد آماده کنم

!برای ما همجنسبازا، 40 سالگی یعنی 85 سالگی

هی

خودت ازم سوال پرسیده بودی

سلام

کریستی هستم. برای بقیه‏ی امشب

من پیشخدمتتونم

می‏دونم ظاهرم ناراحت و استرسیه

اما نذارید تجربه‏ی شام خوردنتون با این موضوع خراب بشه

!لعنتی

هاه؟

چطور تونستی؟

بانی، بیدار شو داری خواب می‌بینی

ای حرومزاده - چیه؟ -

بهم خیانت کردی

داشتی خواب می‌دیدی

با کی؟

خودتو به خریت نزن

واقعاً نمی‏دونم

لوئیس از فروشگاه جو

وقتی مچتو گرفتم، شونه‏هاتو انداختی بالا

"و گفتی "حالا مگه چی شده؟

نمی‏تونی به خاطر کاری که توی خوابت کردم

منو سرزنش کنی - بشین و تماشا کن -

مث دوتا خرگوش میانسال داشتین روی

کاهوهای شسته نشده سکس می‏کردین

سلام- سلام-

چرا بیداری؟

آدام داره بهم خیانت می‌کنه - چی؟ -

توی خواب دیدم اما چیزی از واقعیت کم نمی‌کنه

چرا انقدر دیر اومدی خونه؟

باید جای یکی از گارسونا وایمیستادم

تا ساعت 10 تمام میزام خالی شد جز یکی

قهوه‏اشون رو خورده بودن و داشتم صورتحسابو می‌ذاشتم روی میز

که اون مردک اوسکول روی زانوش نشست

و از دوست‏دختر شاسکولش خواستگاری کرد

مجبور شدم ازشون عکس بگیرم

و دختره هم شروع کرد به گریه و زنگ زدن به تک تک آشناهاش

چندش‏آور بود

خب، شاید الان خوشحال باشه اما به محض اینکه حلقه رو بندازه توی دستش

یارو شروع می‌کنه به خیانت کردن

More Farsi Persian subtitles for Mom

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left