ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
در رو باز کن، حرومزادهی احمق! در رو باز کن!
کلیدش رو دارم، استن!
اینطوری سریعتره.
بهش احتیاج دارم.
آروم باش، الآن بهت میدم.
خیلی بهش احتیاج دارم.
در رو باز کن، جانی!
یالا!
نه! خواهش میکنم نرو پایین.
بله، خیابون "اوسمان دراگ" بلوار هفتم...
چیکار میکنی، جانی! فکر میکردم جاش رو بلدی!
اونارو همیشه اینجا میذاشت.
لعنت!
تا سه میشمارم.
یا چی؟
یا همسرم فردا خونتون رو از اینجا جمع میکنه.
اوه جدی، بابابزرگ؟
میخوای به یه جوون شلیک کنی؟ با اون اسلحهی بزرگ میخوای...
شلیک کنی و جانی دی کوچیک رو بکشی؟
جانی؟
میخوای پسر خودت رو بکشی؟ هان؟
- خفهشو! - خودت خفهشو، بابابزرگ!
و کمک کن جانی دی اونو پیدا کنه!
پلیسا!
نه، شلیک نکن!
نه، شلیک نکن!
من اینجا زندگی میکنم!
میخواین بازی در بیارین؟
یالا، حرومزادهها!
میخواین باهام بازی کنید؟ پس بیاین!
چیزی پیدا کردی؟
چی؟
بیا بریم.
یالا!
بشین!
بشین، جندهی بدشکل!
بذارش روی صندلی.
فقط بدشکل نیستی، احمق هم هستی.
اگه زرنگبازی در بیاری میزنم صورتت رو لتوپار میکنم!
خیلیخب...
اسمت چیه؟
- مگی. - اسم کامل.
جقی.
مگی جقی.
بفرما. بخند.
وقتی اعدامت کردیم لبخند یادت میره.
بیا.
امضاش کن. وقت شنیدن مضخرفاتت رو ندارم.
میشه یه خودکار بهم بدین؟
به جرم قتل محکوم شناخته میشود...
و حکم دادگاه اعدام از طریق تزریق است.
و به موجب این حکم شما را تا قبل از اعدام...
به زندان فدرال "پلزنتون" میبرن.
باشد که خداوند گناهان تو را ببخشد.
حرومزاده!
نه، نه...!
خواهش میکنم صبر کنین تا مامانم بیاد!
صبر کنین، دارین چیکار میکنین؟ دارین چیکار میکنین؟
صبر کنین تا مامانم بیاد!
صبر کنین بیاد!
باید به مامانم بگین! مامانم میاد و منو میبره!
مامان!
سلام.
من باب هستم.
مگی مخفف "مارگارتـه"؟
آقا، اینجا دیگه کجاست؟
من کجام؟
تو مُردی. حداقل این چیزیه که بقیه فکر میکنن.
مراسم خاک سپاریت.
روز شنبه عصر برگذارش کردیم.
اینجا دفن شدی. "اوکمنت سمنتری."
قطعه48 ستون12.
- این پدر توئه. - مامانم اومد؟
نه، مامانت... اون...
میدونی که نمیتونی از اینجا بیرون بری.
من واسه یه سری آدم کار میکنم.
"دولت" بذار اینطوری صداش بزنیم.
ما تصمیم گرفتیم یه فرصت دیگه بهت بدیم.
اون در مورد منه؟
آره، همینطوره.
خیلی چیزا در موردم میدونید.
درسته.
پس...
واسه چی این شانس رو بهم دادین؟
باید چیکار کنم؟
یاد بگیری، مگی.
واسه شروع یاد بگیر درست حرف بزنی، یاد بگیر صاف وایستی.
زبان، کامپیوتر و چیزای دیگه.
به کشورت کمک کن.
اگه علاقهای نداشته باشم چی؟
ستون48...
قطعه12.
میشه در موردش فکر کنم؟
آره، چطوره در موردش فکر کنی؟
یه ساعت وقت داری.
احمق عوضی!
یالا، پاشو! پاشو!
کدوم راه بیرون میره؟
این طرف.
این عوضیها کی هستن؟
اینا فقط اینجا کار میکنن. چیزی نیست.
بذارش زمین. مشکلی نیست. برگرد سر میزت.
مضخرف میگه. همچی به فنا رفته!
بیخیال، گی. میدونی که نمیتونی قِسر در بری.
بذارش کنار!
برگرد کنار دیواز.
همچی تحت کنترلـه.
- بازش کن! - نمیتونم!
- در لعنتی رو باز کن! - نمیتونم.
- بهشون بگو بازش کنن! - اینکارو نمیکنن.
مخشو میترکونم.
بازم اونا اینکارو نمیکنن.
فقط اسلحه رو بهم بده، مگی.
دختر خوبی باش.
بذارش زمین.
یالا، مگی.
تو باهوشتر از اینایی که این کارا رو بکنی.
عیبی نداره.
چیزی نیست. بذارش زمین.
قانون شمارهی یک.
هیچوقت اسلحه رو از ضامن خارج نکن.
واسه یه مدتی سرعت حرکت کردنت رو میاره پایین...
"مگی مخفف مارگارت".
خب؟
جوابت چیه؟ آره یا نه؟
اگه بگم چندتا سوال دارم و یه خورده بیشتر وقت میخوام چی؟
اگه بگم وقت بیشتری وجود نداره چی؟
اگه بگم برو درت رو بذار چی؟
جوابت چیه، مگی؟ آره یا نه؟
چندتا چیز لازم دارم.
آره، یه سری چیز لازم دارم.
موسیقی میخوام.
موسیقی خوب.
آهنگهای "نینا سامون" رو میخوام.
"نینا سامون"
آره...
و یه خورده قرص مسکن.
پام خیلی درد داره.
همش همین بود؟
لیستش رو واست مینویسم.
همینکارو بکن، مگی.
معلومه اینکارو میکنم.
اول میخوایم با یه نرمافزار ساده شروع کنیم.
این دقیقاً مثل یه ماشین تحریر میرسه حروف و...
و اعداد رو داری. دکمه بازگشت...
تب... صبر کن، صبر کن، صبرکن.
این موسـه.
با این مینویسی، نقاشی میکنی و ذخیره میکنی. چیزای مثل این.
اون غلتک رو میبینی؟ غلتک رو بچرخون و به صفحه نمایش نگاه کن.
خوبه. خوبه.
صبر کن!
صبرکن، صبرکن. آورم. باشه؟
آروم. اینطوری. و الآن برو روی دکمهی پخش.
حالا یه بار روش کلیک کن.
توجه کن، مگی.
- میتونم کاری کنم دایناسور اونو بخوره؟ - میخوای کاری کنی دایناسور اونو بخوره؟
خیلی خوبه. خیلی خوبه.
سعی کن یه خورده آرومتر باشی.
تو.
نمیتونم. پام درد میکنه.
عیبی نداره، فقط میخوایم واکنشت رو ببینیم. آرومه.
گارد گرفتم. ببین میتونی بزنی تو صورتم.
منو بزن. یالا، منو بزن.
منو بزن. منو بزن، یالا.
وقتی وارد یه اتاق میشی لبخند بزن، عزیزم.
باعث میشه بقیه احساس راحتی کنن و چروکهای صورت رو از بین میبره.
میدونی "اولین سبزهی طبیعت طلاست" یعنی چی؟
"اولین سبزهی طبیعت طلاست."
یعنی اولین بهترینه...
یعنی جوانی بهتر از پیریـه.
تو نعمت جوانی رو داری. ما هم روی همین کار میکنیم.
حرکت جالبیه، عزیزم. ولی منظور من این نبود.
آدامست رو بنداز اینجا.
حالا بهتر شد.
بشین.
تو جوجه اردک زشتی...
یا قوی زیبا؟
چون انتخابش با خودته.
باور داشتن نصف موفقیته.
واسه مثال اگه بگی من خوشگلم...
و بعدش واقعاً خوشگل میشی.
خودت میبینی.
وقتی راحتی چیکار میکنی؟
یا وقتایی که عصبی یا ترسیدی؟
حمله میکنم.
شاید بهتر باشه لبخند بزنی.
فقط یه لبخند کوچیک و...
و یه حرف خوب بزنی. لزومی هم نداره به اون موضوع ربط داشته باشه.
بگو...
بگو "این چیزای کوچیک منو ناراحت نمیکنه."
بگو!
خواهش میکنم، عزیزم.
لبخند بزن و این جمله رو بگو.
"این چیزای کوچیک...
"این چیزای کوچیک...
منو ناراحت نمیکنه."
سر بالا. شونهها عقب.
یه خورده غرور داشته باش.
نشونم بده.
آره، مگی.
No comments yet. Be the first to leave one.