In Treatment

In Treatment

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 4

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

In Treatment S04E13 720p WEB H264-GGEZ
കമന്ററി എഴുതിയത് mehrdadss

ടാഗുകൾ

web
1080
720p
720
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2022-04-29
ഡൗൺലോഡുകൾ: 65
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫الادیو باعث خیالپردازیت میشه؟

‫کدوم خیالات؟

‫مادر بودن. داشتن فرزند

‫حتما لحظه‌ای بوده که درمانجو از یه...

‫آدم معمولی فراتر رفته

‫مثل ما

‫می‌دونم چطوری کنترل کنم، باشه؟

‫همیشه حواسم به این مسئله هست

‫تو منو در نقش مادرت تصویر می‌کنی...

‫تا بتونم کارایی برات بکنم که مادرت نمی‌تونه

‫الانم می‌خوام مادرت بشم

‫کاری می‌کنم که زندگی برات قابل درک بشه

‫خب، صبح بخیر

‫منتظرم که نبودی، بودی؟

‫نه

‫شاید یه کم

‫هفته پیش اوضاع عجیب شد

‫اگه تو عجیب بشی منم می‌تونم بشم

‫فکر کردی داری با کی حرف می‌زنی؟

خوراکم عجیب بودنه

‫یه گوشواره‌ت رو گم کردی؟

‫اوه

‫حتما یه جایی همین دور و بره

‫می‌خواستم بهت بگم که...

‫سر حرفم بودم

‫گفتم اگه به جاهای خوبی برسیم، ‫معرفیت می‌کنم

‫و اینکارو کردم

‫با یه روانپزشک صحبت کردم که تو رو ببینه

‫ممنونم. برام نسخه می‌نویسه؟

‫خب، شاید. آره

‫چی، شاید؟

‫از دکتر احمدی خواستم اونم نظرشو بگه...

‫پس اول...

‫خودش تو رو یه ارزیابی می‌کنه

‫یه مرحله کافی نیست

‫این یه رابطه‌ی پویاست

‫پس شرایط رو بررسی و تعیین می‌کنه که...

‫خب، وایسا، وایسا، وایسا

‫رابطه‌ی پویا

‫دکتر تایلر...

‫پولشو ندارم. قرارمون این نبود

‫می‌تونی این جلسات رو بری

‫خودم تضمین می‌کنم

‫خودت...

‫پولشو میدی، یا...

‫دارم بهت میگم...

‫امکانش برات فراهم شده

‫باشه

‫ولی، الادیو، اگه بخوام درمورد تحلیلم...

‫درمورد حرفایی که با دکتر احمدی...

‫رد و بدل شد روراست باشم

‫خب؟

‫دارم به تشخیص...

‫اختلال دو قطبی فکر می‌کنم

‫آره، می‌دونم هضم کردنش ‫یه کم زمان می‌خواد، پس...

‫می‌خوام هرچی فکر می‌کنم رو...

‫باهات درمیون بذارم و...

‫چی؟

‫« ترجمه از فـرزانـه و مهـرداد » ‫ .:: Mehrdadss & Farzaneh ::.

‫اگه مشکل‌سازی قطع کن

‫اگه مشکلی نداری پیغام بذار

‫الادیو؟ بروک‌ام

‫ارتباطمون قطع شد ولی هنوز وقت داری

‫بهم زنگ بزن تا بتونیم ادامه بدیم

‫- همه‌چی مرتبه عزیزم؟ ‫- ای وای

‫ترسوندیم

‫- یادت رفته بود اینجام؟ ‫- غیر ممکنه

‫گوشواره‌ت رو کف حموم پیدا کردم

‫اوه، ممنون!

‫داشتم قهوه درست می‌کردم، تو هم می‌خوای؟

‫خدا خیرت بده

‫- مریض بعدیم تا 20 دقیقه دیگه ‫- باشه

‫میاد اینجا...

‫- خونه... ‫- اوه، اوه

‫- پس اینطوریه ‫- آره

‫امشب شام باهم بخوریم؟

‫غذای ژاپنی؟

‫می‌تونیم از بیرون...

‫غذا بگیریم

‫تو راه که میام کیریکو می‌گیرم

‫خب، خدا خیرت بده

‫تا پنج دقیقه دیگه محو میشم

‫اگه درست متوجه شده باشم، مارشا...

‫بیشتر از این حرفاست، مگه نه؟

‫توصیفی که ازش می‌کنی، تقریبا...

‫رسمی و سرده

‫زمان خوبیه برای بودن تو نیویورک

‫خوشحالم به سلامت رسیدی

‫همچنین. اینجا رو ببین

‫وای خدا! پنت هاوس رو ببین!

‫اگه مشکل‌سازی قطع کن

‫اگه مشکلی نداری پیغام بذار

‫لعنتی

‫آروم باش

‫بیا. برات یه چیزی گرفتم حالتو خوب کنه

‫پاشو

‫رفیقم ویل ذائقه‌م رو عوض کرد

‫یعنی، اولش ترسیدما

‫یعنی، از مشروبای شیری خوشم نمیاد، مثلا...

‫وایت راشنز و برندی الکزندر...

‫حالمو به هم می‌زنن ‫ولی، ولی این؟ یعنی...

‫- میشه بخوری؟ میگن بدشانسی میاره و این حرفا

‫- مطمئنی نمی‌خوای؟ ‫- قبلا هم از اینکارا کردم آدام

‫باشه

‫می‌خوای بگی چت شده؟

‫تمام روز رو مضطرب بودی

‫نه تمام روز

‫درمورد یکی از درمان‌جوهام‌ـه

‫همون پسره؟ فکر کنم ناراحته

‫باشه

‫امروز ارتباطمون قطع شد...

‫و به هیچ پیام و تماس منم جواب نمیده

‫- چیکار کردی؟ ‫- چیکار کردم؟

‫کارمو انجام دادم

‫داشتم تشخیص یه متخصص دیگه رو...

‫درموردش زیر سوال می‌بردم...

‫و فکر کردم بهتره به خودشم بگم...

‫که اون قطع کرد

‫تا حالا هیچ کدومشون از دستت عصبانی نشده بودن؟

‫- معلومه که شدن ‫- پس این یکی چرا مهمه برات؟

‫امروز واقعا چی شده عزیزم؟

‫پیچیده‌س

‫واقعا؟

‫به خاطر...

‫اگه به خاطر اینه که باید از...

‫بیشتر از اینا...

‫مراقب کنی چون...

‫نتونستی خودت مادر باشی...

‫من درک می‌کنم

‫واقعا

‫می‌خوای مادر بشی بروک؟

‫چون می‌تونیم اینکارو بکنیم

‫می‌تونیم، بروک. یعنی...

‫این چیزی نیست که...

‫فکر می‌کردم بهش تمایل داشته باشم...

‫ولی با تو؟ همین فردا می‌خوام

‫فکر نمی‌کنم خیلی پیر شدم؟

‫پیر؟ شوخیت گرفته؟ ‫اینجا لس انجلسه

‫سرزمین عجایب. تا اینکه یه روز...

‫وقتش میشه

‫آره، ولی ما...

‫ما...

‫- من و تو... ‫- آره

‫آره، ولی شاید...

‫شاید این همونی باشه...

‫که ما رو بالاخره به هم پیوند بده

‫دیوونگی نیست بروک

‫هیچ تلاشی نمی‌خواد. کار همیشگیته

‫تمام مدت از آدما مراقبت می‌کنی

‫من هر دفعه یک ساعت با بقیه سر و کله می‌زنم

‫باید باشم...

‫و بله، حمایتشون می‌کنم

‫ولی به محض تموم شدن زمانشون ‫به زندگیم ادامه میدم

‫بچه اینطوری نیست

‫مثل امروزی؟

‫بعد از تموم شدن جلسه‌ت قشنگ به...

‫- زندگیت رسیدی دیگه، درسته؟ ‫- دوستت دارم

‫اینم شد...

‫یه دلیل دیگه برای انجامش

‫دوستت دارم و یه چیزی هست ‫که باید بهت بگم

‫شروع کردم به گشتن برای پیدا کردن پسرم

‫تا الان که نتیجه نداشته، ولی...

‫با یه وکیل صحبت کردم و ‫قول داد می‌تونه کمک کنه

‫و ریتا فکر می‌کنه کار خوبی‌ـه

‫فقط...

‫اگه می‌تونستم توضیح می‌دادم...

‫فقط اینکه تمام زندگیم...

‫یه...

‫من واقعی‌ام

‫پسر منم واقعی‌ـه

‫می‌دونم. البته

‫ولی بیشتر...

‫یه تصوره

‫من واقعی‌ام

‫و ما این فرصت رو داریم...

‫که یه تجربه واقعی داشته باشیم

‫یه خانواده

‫مانعمون چیه بروک؟ ما می‌تونیم

‫می‌تونیم حلش کنیم

‫ما...

‫هی...

‫داریم حرف می‌زنیما

‫متاسفم

‫ولی قرار نیست این تصمیم...

‫مهم و دائمی رو دقیقا تو همین لحظه بگیریم

‫واقعا می‌خوای جواب بدی؟

‫مجبورم

‫الادیو؟

‫هستی؟

‫یه چیزی بگو الادیو

‫مگه مهمه؟

‫نگران بودم

‫آره، خب

‫نمی‌فهمم این کارا برای چیه...

‫چرا می‌خوای از شر من خلاص بشی؟

‫من... چی؟

اعتراف کن

می‌دونی، اعتراف کن که دیگه نمی‌خوای معالجه‌م کنی

و می‌تونیم تمومش کنیم

چرا نباید بخوام معالجه‌ت کنم؟

More Farsi Persian subtitles for In Treatment

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left