ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
الادیو باعث خیالپردازیت میشه؟
کدوم خیالات؟
مادر بودن. داشتن فرزند
حتما لحظهای بوده که درمانجو از یه...
آدم معمولی فراتر رفته
مثل ما
میدونم چطوری کنترل کنم، باشه؟
همیشه حواسم به این مسئله هست
تو منو در نقش مادرت تصویر میکنی...
تا بتونم کارایی برات بکنم که مادرت نمیتونه
الانم میخوام مادرت بشم
کاری میکنم که زندگی برات قابل درک بشه
خب، صبح بخیر
منتظرم که نبودی، بودی؟
نه
شاید یه کم
هفته پیش اوضاع عجیب شد
اگه تو عجیب بشی منم میتونم بشم
فکر کردی داری با کی حرف میزنی؟
خوراکم عجیب بودنه
یه گوشوارهت رو گم کردی؟
اوه
حتما یه جایی همین دور و بره
میخواستم بهت بگم که...
سر حرفم بودم
گفتم اگه به جاهای خوبی برسیم، معرفیت میکنم
و اینکارو کردم
با یه روانپزشک صحبت کردم که تو رو ببینه
ممنونم. برام نسخه مینویسه؟
خب، شاید. آره
چی، شاید؟
از دکتر احمدی خواستم اونم نظرشو بگه...
پس اول...
خودش تو رو یه ارزیابی میکنه
یه مرحله کافی نیست
این یه رابطهی پویاست
پس شرایط رو بررسی و تعیین میکنه که...
خب، وایسا، وایسا، وایسا
رابطهی پویا
دکتر تایلر...
پولشو ندارم. قرارمون این نبود
میتونی این جلسات رو بری
خودم تضمین میکنم
خودت...
پولشو میدی، یا...
دارم بهت میگم...
امکانش برات فراهم شده
باشه
ولی، الادیو، اگه بخوام درمورد تحلیلم...
درمورد حرفایی که با دکتر احمدی...
رد و بدل شد روراست باشم
خب؟
دارم به تشخیص...
اختلال دو قطبی فکر میکنم
آره، میدونم هضم کردنش یه کم زمان میخواد، پس...
میخوام هرچی فکر میکنم رو...
باهات درمیون بذارم و...
چی؟
« ترجمه از فـرزانـه و مهـرداد » .:: Mehrdadss & Farzaneh ::.
اگه مشکلسازی قطع کن
اگه مشکلی نداری پیغام بذار
الادیو؟ بروکام
ارتباطمون قطع شد ولی هنوز وقت داری
بهم زنگ بزن تا بتونیم ادامه بدیم
- همهچی مرتبه عزیزم؟ - ای وای
ترسوندیم
- یادت رفته بود اینجام؟ - غیر ممکنه
گوشوارهت رو کف حموم پیدا کردم
اوه، ممنون!
داشتم قهوه درست میکردم، تو هم میخوای؟
خدا خیرت بده
- مریض بعدیم تا 20 دقیقه دیگه - باشه
میاد اینجا...
- خونه... - اوه، اوه
- پس اینطوریه - آره
امشب شام باهم بخوریم؟
غذای ژاپنی؟
میتونیم از بیرون...
غذا بگیریم
تو راه که میام کیریکو میگیرم
خب، خدا خیرت بده
تا پنج دقیقه دیگه محو میشم
اگه درست متوجه شده باشم، مارشا...
بیشتر از این حرفاست، مگه نه؟
توصیفی که ازش میکنی، تقریبا...
رسمی و سرده
زمان خوبیه برای بودن تو نیویورک
خوشحالم به سلامت رسیدی
همچنین. اینجا رو ببین
وای خدا! پنت هاوس رو ببین!
اگه مشکلسازی قطع کن
اگه مشکلی نداری پیغام بذار
لعنتی
آروم باش
بیا. برات یه چیزی گرفتم حالتو خوب کنه
پاشو
رفیقم ویل ذائقهم رو عوض کرد
یعنی، اولش ترسیدما
یعنی، از مشروبای شیری خوشم نمیاد، مثلا...
وایت راشنز و برندی الکزندر...
حالمو به هم میزنن ولی، ولی این؟ یعنی...
- میشه بخوری؟ میگن بدشانسی میاره و این حرفا
- مطمئنی نمیخوای؟ - قبلا هم از اینکارا کردم آدام
باشه
میخوای بگی چت شده؟
تمام روز رو مضطرب بودی
نه تمام روز
درمورد یکی از درمانجوهامـه
همون پسره؟ فکر کنم ناراحته
باشه
امروز ارتباطمون قطع شد...
و به هیچ پیام و تماس منم جواب نمیده
- چیکار کردی؟ - چیکار کردم؟
کارمو انجام دادم
داشتم تشخیص یه متخصص دیگه رو...
درموردش زیر سوال میبردم...
و فکر کردم بهتره به خودشم بگم...
که اون قطع کرد
تا حالا هیچ کدومشون از دستت عصبانی نشده بودن؟
- معلومه که شدن - پس این یکی چرا مهمه برات؟
امروز واقعا چی شده عزیزم؟
پیچیدهس
واقعا؟
به خاطر...
اگه به خاطر اینه که باید از...
بیشتر از اینا...
مراقب کنی چون...
نتونستی خودت مادر باشی...
من درک میکنم
واقعا
میخوای مادر بشی بروک؟
چون میتونیم اینکارو بکنیم
میتونیم، بروک. یعنی...
این چیزی نیست که...
فکر میکردم بهش تمایل داشته باشم...
ولی با تو؟ همین فردا میخوام
فکر نمیکنم خیلی پیر شدم؟
پیر؟ شوخیت گرفته؟ اینجا لس انجلسه
سرزمین عجایب. تا اینکه یه روز...
وقتش میشه
آره، ولی ما...
ما...
- من و تو... - آره
آره، ولی شاید...
شاید این همونی باشه...
که ما رو بالاخره به هم پیوند بده
دیوونگی نیست بروک
هیچ تلاشی نمیخواد. کار همیشگیته
تمام مدت از آدما مراقبت میکنی
من هر دفعه یک ساعت با بقیه سر و کله میزنم
باید باشم...
و بله، حمایتشون میکنم
ولی به محض تموم شدن زمانشون به زندگیم ادامه میدم
بچه اینطوری نیست
مثل امروزی؟
بعد از تموم شدن جلسهت قشنگ به...
- زندگیت رسیدی دیگه، درسته؟ - دوستت دارم
اینم شد...
یه دلیل دیگه برای انجامش
دوستت دارم و یه چیزی هست که باید بهت بگم
شروع کردم به گشتن برای پیدا کردن پسرم
تا الان که نتیجه نداشته، ولی...
با یه وکیل صحبت کردم و قول داد میتونه کمک کنه
و ریتا فکر میکنه کار خوبیـه
فقط...
اگه میتونستم توضیح میدادم...
فقط اینکه تمام زندگیم...
یه...
من واقعیام
پسر منم واقعیـه
میدونم. البته
ولی بیشتر...
یه تصوره
من واقعیام
و ما این فرصت رو داریم...
که یه تجربه واقعی داشته باشیم
یه خانواده
مانعمون چیه بروک؟ ما میتونیم
میتونیم حلش کنیم
ما...
هی...
داریم حرف میزنیما
متاسفم
ولی قرار نیست این تصمیم...
مهم و دائمی رو دقیقا تو همین لحظه بگیریم
واقعا میخوای جواب بدی؟
مجبورم
الادیو؟
هستی؟
یه چیزی بگو الادیو
مگه مهمه؟
نگران بودم
آره، خب
نمیفهمم این کارا برای چیه...
چرا میخوای از شر من خلاص بشی؟
من... چی؟
اعتراف کن
میدونی، اعتراف کن که دیگه نمیخوای معالجهم کنی
و میتونیم تمومش کنیم
چرا نباید بخوام معالجهت کنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.