Nine Lives

Nine Lives

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Nine Lives 2005 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
കമന്ററി എഴുതിയത് PrincessN
.::::: 30nama.click ::::::. ترجمه و زیرنویس از نازنین برادران

ടാഗുകൾ

BluRay
1080
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2017-03-26
ഡൗൺലോഡുകൾ: 45
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

ارائه‌ایی از بزرگ‌ترین و کامل‌ترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click

تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «نــازنــین برادران»

:تمامی فیلم‌ها و سریال‌ها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click

‫برو به سمت دیوار

‫- بیا بریم ‫- بخواب روی زمین

‫گرفتمش

‫- بچسب به دیوار ‫- زندانی

‫از کی تاحالا تو جزو نظافتچی های اینجا شدی؟

‫از امروز

‫پس آشپزخونه چی شد؟

‫اونجا هم کار میکنم

‫خیلی سخت کار میکنی

‫اون ها سگ هستن ‫سرت به کار خودت باشه

‫هی

‫- من و تو باید صحبت کنیم، جنده ‫- راه برو، زر زر نکن

‫- عوضی ‫- بس کن!

‫- خواب های خوب میبینی ،اره؟ ‫- !"داری اعصابم رو بهم میریزی "نیکول

‫خفه شو، پرنسس

‫خب بگو ببینم قضیه چی بود؟

‫- قضیه ی چی؟ ‫- قضیه ی "نیکول"، همین چیزی که الان اتفاق افتاد

‫- هیچی ‫- "من رو نپیچون "سندرا

‫منظورت چه قضیه ای هستش؟

‫با من رو راست باش تا بتونم کمکت کنم

‫چی رو کمک کنی؟

‫میدونم داری سعی میکنی اینجا بهترین رفتارت رو داشته باشی ‫خرابش نکن

‫اون همیشه راه میره و ملت رو تهدید میکنه ‫مدلش اینجوریه

‫اگر چیزی به گوشم برسه، پشیمون میشی

‫من فقط سرم به کار خودمه

‫درباره ی اون موضوعی که توی درمانگاه بود، چی میدونی؟

‫چه موضوعی؟

‫"سندرا"

‫من توی اون قضیه نقشی نداشتم

‫میدونم نقشی نداشتی ‫من همچین چیزی نپرسیدم

‫دارم میپرسم درموردش چی میدونی؟

‫چرا من باید چیزی در این مورد بدونم؟

‫چون اگه خیلی اتفاقی چیزی بدونی که به دردم بخوره ‫منم میتونم بهت کمک کنم

‫کمکم کنی چکار کنم؟ سرم رو به باد بدم؟

‫در رو باز کن

‫افسر!

‫چرا مدام میگی میتونی کمکم کنی؟

‫- چون میتونم ‫- چجوری؟

‫توی پروندت برای قاضی مینویسم که اینجا رفتار خوبی داشتی

‫چه مدته که اینجایی "سندرا"؟

‫- دو ماه؟ ‫- چهار ماه و نیم

‫بهت خوش میگذره؟

‫میدونی رمز موفقیت اینجا بودن چیه؟

‫اینکه نامرئی باشی

‫پس، یه چیزی بهم بگو که من نمیدونم

‫- درمورد درمانگاه چیزی نمیدونم ‫- درمورد چه موضوعی اطلاعات داری؟

‫- درباره قضیه ی حوله ها ‫- "یالا، یالا، یالا، یالا "ساندریتا

‫میدونم دلت نمیخواد توی این خراب شده پیر بشی

‫شنیدم که یک نفر گفت، پای "جین" درمیونه

‫لعنتی توی چه موضوعی؟ چه موضوعی؟

‫- درمورد درمانگاه ‫- کی این رو گفت؟

‫نمیدونمپشت سرم بودن ‫نمیخواستم روم رو برگردونم

‫باشه

‫باشه

‫دختر خوب

‫من کارم تموم شده

‫هی!

‫افسر، من ملاقاتی دارم

‫امروز از ملاقاتی خبری نیست!

‫- میدونم، اون ها تاییدش کردن ‫- ملاقاتی بی ملاقاتی

‫من مطمئنم که تاییدش کردن ‫لطفا بررسی کنین

‫تعارف نکن چیز دیگه ای نمیخوای؟

‫هنوز دو دقیقه نشده که اومدم اینجا ‫بعد باید با این عالیجناب سر و کله بزنم

‫بلیت ها لطفا

‫"جونز"

‫به گوشم

‫امروز ملاقاتی هست یا نه؟

‫فکر نمیکنم، صبر کن

‫من مطمئنم که تاییدشون کردن

‫این یه درخواست نیست

‫برو عقب خانوم

‫میدونی، آدم های مثل تو اینجا زیاد خوب عمل نمیکنن

‫چرا همچین چیزی میگی؟

‫خب نمیتونین

‫طبیعت و ذاتتون اینطوریه

‫ملاقاتی دارن

‫باشه، امروز روز شانسته

‫بذار رد شه

‫بازم که تویی، حی و حاضر!

‫- میدونی این کلمه یعنی چی؟ ‫- نه

‫یعنی کسی که همیشه همه جا هست، مثل تو

‫این چیزی که گفتی خوبه یا بد؟

‫داری تبدیل به پای ثابت اینجا میشی

‫نه

‫چیه؟

‫هیچی، متاسفم

‫- چرا بهم ذل زدی خواهر؟ ‫-ببخشید

‫- میخوای دوست پیدا کنی؟ ‫- نه

‫فکر میکنی نیازی به دوست نداری؟

‫- تو کی هستی؟ ‫-"ساندرا"

‫اسم دختر من هم "ساندرا"ست ‫چند سالته؟

‫سی و هفت سالمه مامان

‫اون جوون تر از توئه

‫چرا اینجایی؟

‫ملاقاتی دارم

‫نه منظورم اینه که چرا زندانی شدی؟

‫اولین بارته؟

‫اولین بار یه اشتباه بود

‫یه نصحیت کوچیک برات دارم

‫من نیاز به نصیحت تو ندارم ‫پا توی کفش من نکن!

‫تو چه توصیه ای میتونی بهم بکنی؟

‫!یه نگاه به خودت بنداز! با این سن و سال توی زندانی

‫شرم آوره نه حال بهم زنه

‫"سندرا" ‫نوبت توئه

‫سلام عزیزمچطوری عسلم؟

‫میشنوی؟

‫صدام رو میشنوی؟

‫اون نمیتونه صدام رو بشنوه

‫سلام

‫- خرابه ‫- آرهممنون،خرابه

‫صبر کن

‫!الان درستش میکنن

‫!الان درستش میکنن

‫حالت خوبه؟

‫خوبی؟

‫خوبی عزیزم؟

‫ساکت باش

‫تلفن خرابه

‫- خب ‫- نمیشه برم یه جای دیگه؟

‫- نه، باز نیستن ‫- صبر میکنم

‫نمیتونی صبر کنی، پنج دقیقه دیگه زمان ملاقات تموم میشه

‫- گزارش دادم ‫- باشه

‫من باید چیکار کنم؟

‫- تا یه ماه دیگه نمیتونه بیاد اینجا ‫- "آروم باش "سندرا

‫- حالا من باید چه غلطی بکنم؟ ‫- اولین کاری که باید بکنی اینه که

‫دستت رو از من بکشی و بعدش هم آروم باشی

‫- من باید با دخترم صحبت کنم ‫- باید به سلولت برگردی

‫چرا من نباید بتونم با دختر خودم صحبت کنم؟

‫- چرا من نباید بتونم با دختر خودم صحبت کنم؟ ‫- وقت ملاقاتی دیگه تموم شد

‫- "صدات رو بیار پایین "سندرا ‫- چرا؟

‫"خیلی خب، دیگه تموم شد، "جونز

‫- هرکاری بکنین فایده ندارهحالت خوبه عزیزم؟ ‫- یالا

‫- نه! ‫- آره،آره،آره،آره

‫بیا اینجا!بیا اینجا،بیا اینجا

‫باشه، ببخشید، ببخشید ‫منظوری نداشتم، منظوری نداشتم، متاسفم

‫متاسفم،لطفا،لطفا

‫باشه

‫عزیزم، دفعه ی بعد میبینمت

‫مامان عاشقته

‫- تو این خراب شده هیچی کار نمیکنه ‫- خیلی خب، خیلی خب

‫اینجا مثل یه طویلست، آشغالای مادر جنده

‫- گرفتیش؟ گرفتیش؟ ‫- آره

‫بذارین دخترم رو ببینم!

‫آره، خوبه

‫سلام "دی" حالت چطوره؟

‫چند وقته برگشتی؟

‫نمیدونمحول و هوش 5 سال

‫- 5؟ ‫- خب نه، حدود یک سال برگشتم

‫بعدش دو سال دیگه توی لندن بودم و باز دو ساله که برگشتم

‫نه، سه سال!نمیدونم

‫اون یک سالی که برگشته بودی رو همینجا توی شهر بودی یا؟

‫آره؟

‫چیه؟ انقدر داغون شدم؟

‫نه، نه

‫- هنوز خودتی ‫- خب فکر کنم خوبه

‫این دور و برا زندگی میکنی؟

‫خلیج جنوب زندگی میکنم، ولی دارم جا به جا میشم ‫یعنی داریم جا به جا میشیم

‫تو چی؟

‫نزدیکای همینجام، آره

‫- حامله ای ! ‫- آره، تابلوئه هاه؟

‫- تبریک میگم ‫- مرسی

‫- واو، کی به دنیا میاد؟ ‫- آگوست

‫- من ازدواج کردم ‫- آره میدونم

‫- میدونی؟ ‫- شنیدم

‫از کی شنیدی؟

‫میدونی

‫"از "لورنا

‫"لورنا"

‫من دیگه هیچ کدوم از اون ها رو نمیشناسم

‫من هم ازدواج کردم

‫- همسرت رو میشناسم؟ ‫- نه

‫خدای من، همین دو هفته پیش داشتم بهت فکر میکردم

‫ماشینم خراب شد و

‫و اون شخصی که ماشین رو هل داد اهل دوبرنیک بود

‫خیلی سخت انگلیسی صحبت میکرد

‫- اوه، نه ‫- من فقط

‫درمورد ماجراجویی های شبانت در ادریاتیک بهش گفتی؟

‫- آره، نه، اون نپرسید ‫- فکرش رو میکردم

‫ببخشید که شکل گاو شدم ولی

‫خیلی هم خوبی

‫مهمونی داری یا قراره زانوی غم بغل بگیری؟

‫نه، فردا یک پیکنیک کوچیک داریم

‫- فردا قراره بارون بیاد ‫- جدی؟

‫لعنتی امیدوارم بارون نیاد

‫خدایا، خیلی خوشحال شدم دیدمت

‫من هم همینطور

‫ما باید

‫ما باید همدیگه رو ببینیم، یه قهوه ای چیزی با همدیگه بخوریم

‫میتونم باهات تماس بگیرم؟

‫اگه نمیخوای مشکلی نداره،درک میکنم

‫- اشکالی نداره ‫- اشکالی نداره؟

‫شماره ام عوض نشده

‫همون قبلی رو نگه داشتی؟

‫پس

‫بهرحال میره روی پیغامگیر ‫یه چندتا گزینه داره

‫یه صندوق صوتی هست میتونی پیغام بذاری

‫خیلی خب، اگه دوست داریم میتونیم ایمیل بزنیم

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left