ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «نــازنــین برادران»
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
برو به سمت دیوار
- بیا بریم - بخواب روی زمین
گرفتمش
- بچسب به دیوار - زندانی
از کی تاحالا تو جزو نظافتچی های اینجا شدی؟
از امروز
پس آشپزخونه چی شد؟
اونجا هم کار میکنم
خیلی سخت کار میکنی
اون ها سگ هستن سرت به کار خودت باشه
هی
- من و تو باید صحبت کنیم، جنده - راه برو، زر زر نکن
- عوضی - بس کن!
- خواب های خوب میبینی ،اره؟ - !"داری اعصابم رو بهم میریزی "نیکول
خفه شو، پرنسس
خب بگو ببینم قضیه چی بود؟
- قضیه ی چی؟ - قضیه ی "نیکول"، همین چیزی که الان اتفاق افتاد
- هیچی - "من رو نپیچون "سندرا
منظورت چه قضیه ای هستش؟
با من رو راست باش تا بتونم کمکت کنم
چی رو کمک کنی؟
میدونم داری سعی میکنی اینجا بهترین رفتارت رو داشته باشی خرابش نکن
اون همیشه راه میره و ملت رو تهدید میکنه مدلش اینجوریه
اگر چیزی به گوشم برسه، پشیمون میشی
من فقط سرم به کار خودمه
درباره ی اون موضوعی که توی درمانگاه بود، چی میدونی؟
چه موضوعی؟
"سندرا"
من توی اون قضیه نقشی نداشتم
میدونم نقشی نداشتی من همچین چیزی نپرسیدم
دارم میپرسم درموردش چی میدونی؟
چرا من باید چیزی در این مورد بدونم؟
چون اگه خیلی اتفاقی چیزی بدونی که به دردم بخوره منم میتونم بهت کمک کنم
کمکم کنی چکار کنم؟ سرم رو به باد بدم؟
در رو باز کن
افسر!
چرا مدام میگی میتونی کمکم کنی؟
- چون میتونم - چجوری؟
توی پروندت برای قاضی مینویسم که اینجا رفتار خوبی داشتی
چه مدته که اینجایی "سندرا"؟
- دو ماه؟ - چهار ماه و نیم
بهت خوش میگذره؟
میدونی رمز موفقیت اینجا بودن چیه؟
اینکه نامرئی باشی
پس، یه چیزی بهم بگو که من نمیدونم
- درمورد درمانگاه چیزی نمیدونم - درمورد چه موضوعی اطلاعات داری؟
- درباره قضیه ی حوله ها - "یالا، یالا، یالا، یالا "ساندریتا
میدونم دلت نمیخواد توی این خراب شده پیر بشی
شنیدم که یک نفر گفت، پای "جین" درمیونه
لعنتی توی چه موضوعی؟ چه موضوعی؟
- درمورد درمانگاه - کی این رو گفت؟
نمیدونمپشت سرم بودن نمیخواستم روم رو برگردونم
باشه
باشه
دختر خوب
من کارم تموم شده
هی!
افسر، من ملاقاتی دارم
امروز از ملاقاتی خبری نیست!
- میدونم، اون ها تاییدش کردن - ملاقاتی بی ملاقاتی
من مطمئنم که تاییدش کردن لطفا بررسی کنین
تعارف نکن چیز دیگه ای نمیخوای؟
هنوز دو دقیقه نشده که اومدم اینجا بعد باید با این عالیجناب سر و کله بزنم
بلیت ها لطفا
"جونز"
به گوشم
امروز ملاقاتی هست یا نه؟
فکر نمیکنم، صبر کن
من مطمئنم که تاییدشون کردن
این یه درخواست نیست
برو عقب خانوم
میدونی، آدم های مثل تو اینجا زیاد خوب عمل نمیکنن
چرا همچین چیزی میگی؟
خب نمیتونین
طبیعت و ذاتتون اینطوریه
ملاقاتی دارن
باشه، امروز روز شانسته
بذار رد شه
بازم که تویی، حی و حاضر!
- میدونی این کلمه یعنی چی؟ - نه
یعنی کسی که همیشه همه جا هست، مثل تو
این چیزی که گفتی خوبه یا بد؟
داری تبدیل به پای ثابت اینجا میشی
نه
چیه؟
هیچی، متاسفم
- چرا بهم ذل زدی خواهر؟ -ببخشید
- میخوای دوست پیدا کنی؟ - نه
فکر میکنی نیازی به دوست نداری؟
- تو کی هستی؟ -"ساندرا"
اسم دختر من هم "ساندرا"ست چند سالته؟
سی و هفت سالمه مامان
اون جوون تر از توئه
چرا اینجایی؟
ملاقاتی دارم
نه منظورم اینه که چرا زندانی شدی؟
اولین بارته؟
اولین بار یه اشتباه بود
یه نصحیت کوچیک برات دارم
من نیاز به نصیحت تو ندارم پا توی کفش من نکن!
تو چه توصیه ای میتونی بهم بکنی؟
!یه نگاه به خودت بنداز! با این سن و سال توی زندانی
شرم آوره نه حال بهم زنه
"سندرا" نوبت توئه
سلام عزیزمچطوری عسلم؟
میشنوی؟
صدام رو میشنوی؟
اون نمیتونه صدام رو بشنوه
سلام
- خرابه - آرهممنون،خرابه
صبر کن
!الان درستش میکنن
!الان درستش میکنن
حالت خوبه؟
خوبی؟
خوبی عزیزم؟
ساکت باش
تلفن خرابه
- خب - نمیشه برم یه جای دیگه؟
- نه، باز نیستن - صبر میکنم
نمیتونی صبر کنی، پنج دقیقه دیگه زمان ملاقات تموم میشه
- گزارش دادم - باشه
من باید چیکار کنم؟
- تا یه ماه دیگه نمیتونه بیاد اینجا - "آروم باش "سندرا
- حالا من باید چه غلطی بکنم؟ - اولین کاری که باید بکنی اینه که
دستت رو از من بکشی و بعدش هم آروم باشی
- من باید با دخترم صحبت کنم - باید به سلولت برگردی
چرا من نباید بتونم با دختر خودم صحبت کنم؟
- چرا من نباید بتونم با دختر خودم صحبت کنم؟ - وقت ملاقاتی دیگه تموم شد
- "صدات رو بیار پایین "سندرا - چرا؟
"خیلی خب، دیگه تموم شد، "جونز
- هرکاری بکنین فایده ندارهحالت خوبه عزیزم؟ - یالا
- نه! - آره،آره،آره،آره
بیا اینجا!بیا اینجا،بیا اینجا
باشه، ببخشید، ببخشید منظوری نداشتم، منظوری نداشتم، متاسفم
متاسفم،لطفا،لطفا
باشه
عزیزم، دفعه ی بعد میبینمت
مامان عاشقته
- تو این خراب شده هیچی کار نمیکنه - خیلی خب، خیلی خب
اینجا مثل یه طویلست، آشغالای مادر جنده
- گرفتیش؟ گرفتیش؟ - آره
بذارین دخترم رو ببینم!
آره، خوبه
سلام "دی" حالت چطوره؟
چند وقته برگشتی؟
نمیدونمحول و هوش 5 سال
- 5؟ - خب نه، حدود یک سال برگشتم
بعدش دو سال دیگه توی لندن بودم و باز دو ساله که برگشتم
نه، سه سال!نمیدونم
اون یک سالی که برگشته بودی رو همینجا توی شهر بودی یا؟
آره؟
چیه؟ انقدر داغون شدم؟
نه، نه
- هنوز خودتی - خب فکر کنم خوبه
این دور و برا زندگی میکنی؟
خلیج جنوب زندگی میکنم، ولی دارم جا به جا میشم یعنی داریم جا به جا میشیم
تو چی؟
نزدیکای همینجام، آره
- حامله ای ! - آره، تابلوئه هاه؟
- تبریک میگم - مرسی
- واو، کی به دنیا میاد؟ - آگوست
- من ازدواج کردم - آره میدونم
- میدونی؟ - شنیدم
از کی شنیدی؟
میدونی
"از "لورنا
"لورنا"
من دیگه هیچ کدوم از اون ها رو نمیشناسم
من هم ازدواج کردم
- همسرت رو میشناسم؟ - نه
خدای من، همین دو هفته پیش داشتم بهت فکر میکردم
ماشینم خراب شد و
و اون شخصی که ماشین رو هل داد اهل دوبرنیک بود
خیلی سخت انگلیسی صحبت میکرد
- اوه، نه - من فقط
درمورد ماجراجویی های شبانت در ادریاتیک بهش گفتی؟
- آره، نه، اون نپرسید - فکرش رو میکردم
ببخشید که شکل گاو شدم ولی
خیلی هم خوبی
مهمونی داری یا قراره زانوی غم بغل بگیری؟
نه، فردا یک پیکنیک کوچیک داریم
- فردا قراره بارون بیاد - جدی؟
لعنتی امیدوارم بارون نیاد
خدایا، خیلی خوشحال شدم دیدمت
من هم همینطور
ما باید
ما باید همدیگه رو ببینیم، یه قهوه ای چیزی با همدیگه بخوریم
میتونم باهات تماس بگیرم؟
اگه نمیخوای مشکلی نداره،درک میکنم
- اشکالی نداره - اشکالی نداره؟
شماره ام عوض نشده
همون قبلی رو نگه داشتی؟
پس
بهرحال میره روی پیغامگیر یه چندتا گزینه داره
یه صندوق صوتی هست میتونی پیغام بذاری
خیلی خب، اگه دوست داریم میتونیم ایمیل بزنیم
No comments yet. Be the first to leave one.