ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
لورن برایس همسر و مادری دوست داشتنی
جالبه وقتی که آدم میمیره
به چه چیزایی فکر میکنه
همه چیزای کوچیک
کارای اشتباه
و کارای درست
چی میشد اگه میشد برگردی؟
فرشتهای در خانواده
بابا؟
قبلاً باهاش مشکلی نداشتم
خب، دیر وقته. تو هم خستهای
من خسته نیستم
باشه، خسته نیستی ولی دیروقته
و جو به خواب نیاز داره
صدام خیلی بلند بود؟
ما دربارهش حرف زدیم و تو بهم قول دادی
فقط باید بدونم که میتونم این...آهنگو بزنم
آهنگ مورد علاقه مادرت بود
...لورن همیشه
تو خوب میزنی
ولی من با یه جاش مشکل دارم
و قبلاً مشکل نداشتم
باشه برای فردا، خب؟
فردا برام بزنش
بث؟
هی
نباید الآن تو رختخواب باشی؟
ساعت چنده؟ - دیروقته -
چطور بود؟
چند کپی از قراردادهای گمشده پیدا کردیم، بنابراین
اونا هیچ شانسی ندارن
یالا، باید جشن بگیریم
اوه، من نمیتونم
کار دارم
فردا هم روز خداست
درسته، ولی فردا موعدشه
باید امشب تمومش کنم
اگه این کار برات ...خیلی زیاده
کار من خیلی زیاد نیست
باشه
بسیارخب
میای بخوابی؟
نه تا وقتی اینو تموم نکردم
شب بخیر
فکر کردم امروز صبح بدون خداحافظی میری
تو خواب بودی نمیخواستم بیدارت کنم
سفرت چند روز طول میکشه؟
بستگی داره به اینکه اونطرف برام چی دارن
تا کریسمس که میای خونه، مگه نه؟
جو؟
...بین، اگه موضوع پدرمه
امروز صبح باهاش حرف زدم ...و اون قول داد
مشکل «بادی» نیست
...این قضایا خیلی
بهم بگو چیه؟
از پسش برمیام
من دیگه توانشو ندارم
ببین، من این ...قضیه رو تا حالا
هزار بار میخواستم پیش بکشم
اوه، و فکر کردی حالا بهترین موقعیته؟
سه روز مونده به کریسمس
وقتی شروع کردیم تو از این خبر داشتی
یعنی، منظورم اینه که قرار بود یه رابطه عادی باشه
بدون هیچ وابستگی
و وقتی دیدیم به هم نمیخوریم
بعداً بهت زنگ میزنم، خب؟ و دربارهش صحبت میکنیم
باشه، حتماً
لطف میکنی
نذار بادی دیوونهت کنه
اون بابامه. کارش همینه
خب، بیاین شروع کنیم با 20 دقیقه بدون پیام بازرگانی
از برنامههای ویژه تعطیلات
کریسمس مبارک
چه خبر؟
کمک نمیخوای؟
نه، تمومه
هنوز نمیفهمم چطور یه نفر
میتونه با اینا درآمد داشته باشه؟
میشه با فروش هر چیزی تو اینترنت درآمد کسب کرد
!اوه، بابا! اونا هنوز خیسن
ببین، مامانت قبلاً از اونا جمع میکرد
و هر جای خونه که میشد میچسبوندشون
چی به سرشون اومد؟ سر در نمیارم
پیش منن
این دفعه چند روز میره؟
خیلی زیاد
شما دوتا به ازدواج فکر نمیکنین؟
...بابا، من راستش
باید برم اداره پست
نمیتونم تصور کنم ...که من و مادرت
بدون ازدواج با هم زندگی کنیم...
اگه اینجا تنهات بذارم قول میدی سیگار نکشی؟
چطور سیگار بکشم؟ تو که نمیذاری
یازده ماهه
هر دو مون خوب میدونیم که وقتی نیستم سیگار میکشی
!نمیکشم
جعبه ای که پشت پیانو قایم کرده بودی پیدا کردم
من برش داشتم
فقط میخوام زنده نگهت دارم
خب، پس چه فایده اینجا تنهایی وایستم؟
شاید بهتر باشه همرات بیام
باشه
میخوای بیای؟ بیا
باید جعبه رو با خودت بیاری
نگفته بودی قراره ازم کار بکشی
زیاد خوب نیست به فروش محصول کمک نمیکنه
باید دقیقتر باشی - منو قانع نمیکنه -
اگه قراره مشتری رو جذبش کنیم
باید به شیوه جدیدی فکر کنیم
که به فکر اونا نرسیده باشه
قدیمیه
و یه زن با سایز سینه 40 ...چه ربطی به
غذای گربه داره؟
گربهی اونه
لازمه به ارائه محصول دوباره فکر کنید
هووی برای قرار ساعت 11 دنبالت میگشت
مشتری میخواست جلو بندازدش
چقدر جلو؟
حالا تو دفترته
این از اون روزاس، مگه نه؟
!اوه! به اورژانس زنگ بزنین
بابا؟
داریم جسته گریخته روی ...برنامهای کار میکنیم که
از مزایای برنامههای زنده بهره میگیره
یه چیز دستی، طبیعی
اگه میشه سریع جمعش کنیم من باید به ناهارم برسم
بسیارخب
بث، چطوره تو یه مقدار درباره جزئیاتش صحبت کنی؟
تحقیقات ما نشون داده که
سس غلیظ ماکارونی شما
فقط تا حدودی بیشتر از انواع دیگه فروش رفته
ولی تهیهش یک سوم هزینه بیشتری داره
...پیشنهاد ما اینه
که برنامهمون رو روی سس غلیظ متمرکز کنیم
حضور بیشتری تو بازار بهش بدیم
خوشتون میاد؟ - خوبه -
خوبه
چطور میخوای انجامش بدی؟
ببخش که تو حرفت پریدم بث ولی
تلفن باهات کار داره
میشه بگی پیغام بذارن؟
خواهرته. میگه ضروریه
منو میبخشین. الآن برمیگردم
الآن برمیگرده
هووی، ناهارم دیر میشه
اون...اون سکته کرده
حداقل...نمیدونم بنظرم سکته کرده
حالش خوب بود یهو دیدم پخش زمین شد
بهیارها دارن میبرنش بیمارستان سنت جو
!رفتارتون واقعاً غیرحرفهای بود
با پرواز بیام اونجا؟ چقدر جدیه؟
جدی هست؟
نه، بث !فقط بابامونه
ببخش که بدموقع تماس گرفتم
فقط منظورم این بود که ...تقریباً کریسمسه
و جدا شدن از کار چندان آسون نیست
میدونی؟ ...ولش
نمیدونم چرا باهات تماس گرفتم
الو؟
سارا
عالیه
پائولا؟
بله، خانم؟
تو این عکسو روی میزم گذاشتی؟
کدوم عکس؟
بیمارستان کالیفرنیا
دکتر فاینس به رادیولوژی
کتاب جدولت رو برات آوردم
بیشترشونو تموم کردی
پس میرم از طبقه پایین برات یکی دیگه بیارم
بهت چی گفتن؟
گفتن مراقب خودت نبودی
نگفتن علتش چی بوده؟
احتمالاً سکته خفیف بوده
ولی هنوز کسی چیزی نمیدونه ...پس فقط
استراحت کن و بذار اونا کارشونو بکنن، باشه؟
به لورن زنگ زدی؟ اون خبر داره؟
بابا، مامان سالهاست که مرده
منظورم بث بود به بث زنگ زدی؟
آره. داره با پرواز میاد
پس حالم بده
نه، هیچم بد نیست
نه بده، نه خوبه
تا نتایج آزمایشا نیاد هیچی معلوم نیست
کاش شما دوتا بهتر با هم کنار میومدین
و کاش تو هم استراحت میکردی و کمتر حرف میزدی
برات خوب نیست
یه کم برات آدامس و شکلات آوردم
ولی اول باید با دکتر صحبت کنی
تا مطمئن بشی ضرری نداره
من میترسم
میدونم بابا
پرواز خیلی مزخرف بود
دوبار توقف کردن. غذا هم ندادن بازرسی و اینجور چیزا
خدا رو شکر ...خانم بغل دستیم
شکلات مغزی داشت وگرنه تا اینجا نمیرسیدم
حالا بابا بهتره
لابد میخواستی همینو بپرسی
خدا رو شکر
تو بیمارستان، تحت نظره
No comments yet. Be the first to leave one.