ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
چیکن از تو دزدی نکرده، باشه؟
اون... اون چیزی نمیخواست جز اینکه فقط برات کار کنه. همین...
و منم چیزی نمیخوام جز اینکه به اون مادرجنده زنگ بزنی
ولی فقط یه بار میپرسم
«آنچه در شب مبارزه گذشت»
- هی - بردم
- بیخیال بابا - دویست و پنجاه دلار بردم
دو سه روز دیگه بیا خونه
میدم ویویان باهات حساب کنه
- ولی، چیکن! - بیخیال دیگه، هواتو دارم
بازم صاحبخونه بود؟
صاحبخونه داره لت و پارت میکنه؟
حقش رو بذار کف دستش
این گنگسترهای کاکاسیاه برای سرت جایزه گذاشتن
اومدن سراغ من
الان فقط یه راه داری پسر، فرار کن
و پشت سرت رو هم نگاه نکن
هی، آندره
فقط میخوایم چندتا سوال بپرسیم
لعنتی! لعنتی!
- باید بریم - یالا، یالا
- میدونی مشکل تو چیه، هادسون؟ - عه مشکل من چیه؟
تو بیشتر نگرانی که این کاکاسیاهها رو نجات بدی...
خفهخون بگیر بابا!
یه همکار پلیس رو جلو چشم من زدی. تعلیق شدی
- چیکن... - چیکن میکن نیستم، ویوین، ساکت شو!
بهبه چیکن من معروف
دیگه مردی، مادرجنده
اون کون دهاتیت رو بیدار کن!
الان میخوای راستشو بگی؟ ها؟
یا میخوای کیسه رو دوباره سرت بکشم
و تا وقتی بگی حسابی کتکت بزنیم؟
ها
ببین، همون لحظه که تصمیم گرفتی از من بدزدی
کارت تموم بود
تو هم باهاشون دستت تو یه کاسهست، ویو؟
اسلحه گذاشتن رو سرم، چیکن
تو رو بردم خونه خونوادهام
خیلی وقاحت داری
واقعاً که مادرجندهی خودخواهی هستی
یه چیزی بگم، شاید بینقص نباشم...
ولی هیچوقت نفروختمت، ویو
هیچوقت نفروختمت
اینا قراره منو بکشن، ویو
تو هممون رو فروختی وقتی سرت باد کرد واسه این مهمونی لعنتی
هی، ببین اینجا رو، اسلیم
من از هیچ مهمونیای دزدی نکردم، رفیق
نکته جالبش اینه که الان دیگه برام مهم نیست
میدونی، تو یه چیزی هستی که من بهش میگم برگ برنده
و بهتره بدونی که میخوام ازت برای برنده شدن استفاده کنم
از اینش مطمئن شو، رفیق
ببریدش بیرون
باشه، باشه، باشه، بسه
تفتوش
چی!
پاشو!
حرومزاده چه تیز پاـه
کجایی لعنتی؟
لعنت
کیرتوش!
خدا بگم چیکارت کنه گوردون
- فی - گوردون، اونجایی؟
فی، فکر کردم تنهام گذاشتی عزیزم
فی؟
هی بابا...
مامان میگفت فقط میخواست ببینه هنوز زندهای
چرا نباشم پسرم؟
روزنامه امروز رو ندیدی؟
میگن تو از مهمونی دزدی کردی
چی چی گفتن؟
گفتن تو «مظنون اصلی...
«سرقت جسورانه تو یه مهمونی بعد از مبارزهای
احتمالاً یه عالمه از خطرناکترین خلافکارای کشور اونجا بودن»
بابا؟
هی، گوردون، گوش کن چی میگم
باشه
- بابا؟ - هی، هی
آره، هی
پسرم، آه...
ببین، میخوام خوب گوش بدی به حرفام
مامانت الان خیلی فشار روشه، داره نهایت تلاشش رو میکنه، باشه؟
یعنی تو هم باید تلاشت رو بکنی
پس، میخوام از خواهرهات مراقبت کنی...
و مرد خونه باشی
واقعاً اون از آدما دزدی کردی؟
- نه. نه! - نمیخوام دوباره بری زندان
هی، بابا هیچ جا نمیره
ببین، باید تلفنو قطع کنم
قبلش میخوام بدونی که دوستت دارم
- منم دوستت دارم، بابا - خداحافظ پسرم
چیکن من؟ هی، دارم بهت میگم، اشتباه گرفتی داداش
- ساکت شو، چیکن من - همهمون که شبیه هم نیستیم!
صبر کن. اون نیستش!
اون چیکن منه!
ایست!
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
کانال زیرنویسهای فیلمکیو: @SubKio
«شب مبارزه: سرقت میلیون دلاری»
ترجمه و زیرنویس از: Ali_Master
تا جایی که یادمه، آدمربایی جرمه
هیچکس کون لاغرتو ندزدیده
تو سر کاریی
و ما قوانین خیلی سفت و سختی درباره ظاهر داریم
واسه همینه که یه کم داریم بهت میزسیم
حالا قرار بود چه کاری برات انجام بدم؟
داری قرضتو پس میدی
- قرضم؟ - آره دیگه
تو اجازه دادی اون کوچولوی پررو فرار کنه
- پس تو مدیون منی - اون غالتون گذاشت
اینش به من ربطی نداره
و خوب میدونی که چیکن ازتون دزدی نکرده
اون توانایی این کار رو نداره
جرم تو مهمونی اون اتفاق اُفتاد...
پس مسئولیتش با خودشه
و از اونجایی که اون کاکاسیاه فرار کرده...
بدهیش میافته گردن تو
پس، تو مدیون منی برای پول نقدم، جواهراتم،
و استرسی که کشیدم
وقتی اون کاکاسیاهها موهامو خراب کردن
پس، بذار بگیم ۵۰ هزارتا
۵۰ هزارتا؟
به علاوه ۸۵تا برای اون مدل خفن موهام
مگه روی پیشونیم «احمق» نوشته؟
اگه دوست داری میتونم یه سوراخ توش درست کنم
راستی، تا آخذ روز ۱۰ درصدش رو نیاز دارم
تا بهم ثابت کنی که جدی هستی و میخوای پولمو بدی
و جنده خانم، باهام بازی نکن!
از کجا باید پنج هزار دلار تو یه روز پیدا کنم؟
به من ربطی نداره، جنده. از کونت درش بیار
چیکنمن فراری شده
راجع بهش بخونید. فقط ۱۰ سنت
هی، جوون، من میخرم
میشه ده سنت
پولش رو بده
چه خبر داغی
به نظر میاد دوست پسر کوچولوت معروف شده
تیکتاک، عزیزم، باید پول دربیاری
به کمک نیاز دارم
از پشت بهم تیراندازی کردن
اگه خانوادهام اونجا بودن چی؟ بچههام؟
- الان کجان؟ - فِی رو فرستادم که ببرشون تو ماشین،
برن خونه خواهرش. الان خیلی خطرناکه بیرون
خب، این خوبه
برای چی باید بهت دروغ بگم؟
فِی دیشب منو ترک کرد
راستش رو بخوای، حتی بهش حق میدم
من سالها به این زن دروغ گفتم که آدم خوبی هستم
فکر میکنم بالاخره سر عقل اومد و رفت
خب، فِی اگر فکر میکرد تو آدم خوبی نیستی،
- هرگز باهات ازدواج نمیکرد، پس... - هوم
الان بهم گفتی آدم خوب؟
- عمراً، من اینو نگفتم - هوم
من با برادرهایی مثل تو بزرگ شدم
باهوش و با ابتکار
فقط نمیتونستن راه خودشون رو پیدا کنن
من نمیفهمم، گوردون
تو خانوادهای داری که دوستت دارند،
و یه زن خوب. چرا میخوای همه اینا رو به خاطر
تلاش برای بودن چیزی کنی که نیستی، دور بریزی؟
من دقیقاً دارم سعی میکنم چه چیزی باشم؟
یه جور آدم کله گنده یا چیزی شبیه این
- آدم کله گنده؟ - آره
اشتباه گرفتی، رفیق
این مردی که روبروت نشسته، یه مرد با تحصیلات چهارم ابتداییه
اون و این پوستمو دارم فقط
پس میدونی چی کار کردم؟ کاری که واسه سیر کردن شکم خانوادم، بهترین بود
به نظرم تصمیمات درستی گرفتم. کارها خردهپا کردم
بیخیال قاچاق مواد شدم و کاری که بلد بودم رو انجام دادم
فقط دخترها و عددها، رو همینا تمرکز کردم
سعی کردم یه کسب و کار قانونی راه بندازم
- قانونی - سعی کردم واسه خودم یه کار قانونی راه بندازم
گوردون، تو یه مهمونی واسه بعضی از
خطرناکترین و خلافکارترین مردای این کشور گرفتی
فکر نکردی که این یهجورایی پاچه خودت رو میگیره؟
ببین، نمیتونی یه پات اینجا باشه و یه پات اونجا
یا خلافکاری، یا نیستی
و تو نیستی
خب، فکر کنم این درس رو یه کم دیر یاد گرفتم، مگه نه؟
بذار بهت بگم، اگه امشب از این شهر نرم
- مردهم - از دید من،
یا میری قبرستون،
یا میری زندان
میتونی بری یه جایی واسه مخفی شدن پیدا کنی،
یا میتونیم کارمون رو تموم کنیم
میریم دزدا رو پیدا میکنیم و اسم تو رو پاک میکنیم
اون آخریش بد به نظر نمیاد
داری بهتر میشیها، جوون
خب، معلم خوبی داشتم
هی مک، چقدر دیگه باید اینجا مخفی بمونیم؟
امیدوارم یه روز، نهایتش
منتظر تماس رفیقم هستم در مورد واسطهش
وقتی پولمون رو گرفتیم، اوضاع رو به راه میشه
این یارو رفیقته؟
آره، با هم خدمت کردیم
بهش اطمینان داری؟
چارهای ندارم، ری
هی، حالا کی میخوای بگی چی بین تو و صاحبخونه گذشت؟
خوب حالش رو گرفتیم
لعنت بهت ری
بیخیال بابا، هر دومون میدونیم که حقش بود
No comments yet. Be the first to leave one.