ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
نمی دونم
شاید ما از اول محکوم شده بودیم
منظورم اینه که نه مثل بابا که خودشو آقای سانشاین کرده بود
بعضی وقت ها فکر می کنم مشکلاتمون
مستقیماً از سمت اونه
اما کارهای خوبی هم برامون کرده
یادته همیشه چی صدامون می کرد؟
"دوتا آدم ترسناک"
بهمون گفت هیچی مهم نیست فقط بچسبید به هم
خدایا
چه اتفاقی برامون افتاده؟
الو؟
سلام، شما «مگی دین» هستین؟
بله
از بیمارستان پرسبایترین لسآنجلس تماس می گیرم
می دونید؟ من شماره م رو برای تبلیغات بستم
چجوری این شماره رو گیر آوردین؟
...من زنگ زدم اطلاع بدم برادرتون، مایلو
امروز بعدازظهر بخاطر خودکشی بستری شده
حالش خوبه
خانوم دین؟
بله
حالش خوبه - خوبه، ممنون -
خوبه که صدای آهنگش رو بلند کرد بود
یه همسایه اعتراض کرد و مدیر ساختمون رو آورد
این یادداشت مایلوئه
"برای کسی که شاید نگرانم باشه: بعداً می بینمت"
خدایا
آخرین باری که همدیگه رو دیدید کی بوده؟
حدود 10 سال پیش
مایلو
مدل موهات رو عوض کردی
اوه، آره
فکر کنم یه مدتیه روشنه
خودت رو ببین
آره منو ببین
!یه تراژدی ِ همجنس بازانهی کلیشهای ِ دیگه
نمی دونم هنوز سیب رنده شده دوست داری یا نه
احتمالاً به خوبی مالِ جنسن نیست
راستش گرسنه م نیست
فقط می ذارمشون اینجا
گفتن چند روز باید اینجا باشی؟
یکی دو روز
...کسی رو داری که
تنها زندگی می کنی؟
آره، تنها
خوب اگه چیزی احتیاج داشتی این چند روز من همین جاهام
مگی این فقط یه کار احمقانه بود که کردم
...مست بودم و ناراحت، پس
مجبور نبودی بیای اینجا
بهتره بری
بهم گفتن این پایینی
من امروز مرخص می شم
همین الان زنگ زدن تاکسی بیاد فکر کردم داری می ری خونه
چرا، چون تو بهم گفتی برو؟
نه، چون من ازت خواهش کردم
خوب که چی؟ الان صاحب بیمارستانی؟
کتاب «مارلی و من» رو خوندی؟
آره، ناراحت کننده س
چرا ناراحت کننده س؟
نمی دونی چه اتفاقی می افته؟
نه، واسه همینه دارم می خونمش دیگه
!اوه، ببخشید
چی می شه؟ - هیچی -
چی؟ سگه آخرش می میره؟ - نه من اینو نگفتم -
سگ لعنتی آخرش می میره
من.... من که چیزی نگفتم
ببین چقدر از کتاب مونده
ببخشید که خرابش کردم
مگی، می دونم که سگه می میره
همه می دونن سگه می میره
ای کتابیه که سگه توش می میره
عوضی
می بینم که حس شوخ طبعیت برگشته
آره، کسی نمی تونه ازم بگیرتش
داشتم فکر می کردم
شاید بخوای بیای پیش من بمونی
چی؟ برگردم نیویورک؟
آره
یعنی برای یه مدت کوتاه، تا بهتر شی
من یه اتاق ِ مهمون دارم بالاخره می تونی لنس رو هم ببینی
این وقت سایل نایک خیلی قشنگه
پس تیم مشاورهی بیمارستان سراغ تو هم اومدن نه؟
تصمیم خودم بود
آره ، هرچی! اونا تو رو توی این مسئله مقصر دونستن
حق با توئه، شاید فکر اشتباهی باشه
هی مگی
من یه آکواریوم دارم
...پر از کلی
ماهی طلایی چاق ِ دوست داشتنی
می تونی یه ماهی طلایی جدید توی نیویورک بگیری
به خونه خوش اومدی
هی اینجایی
لنس - آره خودمم -
حالت چطوره؟ - خوشحالم می بینمت، آخ لعنتی! ببخشید پسر -
عیبی نداره، نگرانش نباش
داره خوب میشه، پس عیبی نداره
من خیلی خوشحالم که بالاخره دیدمت می دونی؟
آره، معلومه خیلی
مایلوی پر رمز و راز توی گوشت و استخون، نه؟
خوب راستش الان که لباس تنمه
پس باید یکم منو بهتر از این ها بشناسی
!قبل از اینکه منو با گوشت و پوست ببینی
!ایول ایول
خوب، اگه به چیزی احتیاج داشتی
من همین ورام، پس معطل نکن
من فقط... دارم یه سری کار انجام می دم
حتماً، حتماً، ممنونم مرسی از اینکه هوام رو داری
!خیلی خوب، راحت باش دوستم
!تو هم همین طور دوستم
خدایا، مگی
خوب، مایلو، در مورد خواهر دیوونه و وحشیت شنیدی؟
تو... اون نمی دونه؟
....خواهر وحشی و دیوونه ت
بزن رو میز
بدو بزن، بلندتر
داره می ره کلاس غواصی
آره - باحال نیست؟ -
آهان، اگه غواصی دوست داشته باشی خوبه
دوست دارم
اون داری برای ماه عسلمون توی هاوایی آماده می شه
قراره بدجوری حال بده
ماه عسل؟
دوسال دیر بشه که بهتر از هیچ وقته
نظر اون بود، نظر تو بود یعنی
دیر بشه بهتر از هیچ وقته - آره -
همش ایده های احمقانه ای داره
ماه پیش نظرش رقص سالسا بود
تا حالا در مورد رقص سالسا شنیدی؟
یه جورایی شبیه رقص اسپانیاییـه
اوهوم، آره آره
خوب حالا هم که غواصی - آره -
تا حالا رفتی؟ - نه، نه -
رفیق حتماً خوشت میاد عالیـه - آهان -
من و دوستم کریگ، چند سال پیش باهم رفتیم کاستاریکا
قیل این بود که مگی وارد زندگیم بشه ...قبل از مگی
و اولین باری بود که واسه غواصی رفتیم
یه لاک پشت دریایی ناجوری دیدیم که کمیابه
به طور باورنکردنی نادره - فکر کنم دیدن لاک پشت دریایی عادی باشه، نه؟ -
چی؟ - ...اینکه غواصی کنی و لاک پشت ببینی -
...فکر کنم خیلی - نه، فکر کنم تو داری به لاک پشت های معمولی فکر می کنی -
که توی دریاچه یا رودخونه دیدی
من دارم در مورد یه لاک پشت ِ دریایی وحشی صحبت می کنم
ما خیلی نزدیک بهش داشتیم شنا می کردیم اونقدر که می تونستی کاملاً لمسش کنی
مشکلی نیست بهش بگم؟ می تونم؟
چیزی نیست که بخوای فعلاً بهش بگی - برای یه سری خبر بزرگ آماده ای؟ -
ما می خوایم بچه دار بشیم
جداً؟ - داریم سعی می کنیم بچه دار بشیم -
اوهوم - !و می گم "ما" چون این جوری سکسی تره -
نه؟ این چیزیـه که تو بهم گفتی - آره -
فکر می کردم تو هیچ وقت بچه نمی خوای
خوب باید بگم اون موقع دبیرستانی بودم
اما مشخصه که مردم نظرشون در این باره عوض می شه
نه، من... این عالیـه
من بچه دوست دارم
به جز اون هایی که چاقن
گندشون بزنن پشکل هارو، نه؟
شوخی می کنه، اون خیلی حاضرجوابه
ولش کن - من فقط دارم باهات قاطی می شم -
داشتم فکر می کردم وا چرا این یارو از بچه های چاق بدش میاد؟
...نه، اون - یعنی من خودم بچه ی چاقی بودم -
اوه، چاق بودی؟ - !آره، من شبیه یه بشکه بودم -
آره اون عکس هامو دیده - به هر حال بامزه ست -
من شبیه یه بالشی بودم که دست و پا در آورده
!یکم کلوچه بودی - آره -
به سلامتی شما دوتا
مرسی
!با آرزوی اینکه بچه هاتون چاق و خوشبخت باشن
ایول مَرد، مرسی
یعنی هنوز که اتفاق نیفتاده
اما قطعاً انجامش میدیم
!خوب، به تلاشتون ادامه بدید بچه ها
نمی تونم واسه اینکه یه دایی ِ خل و چل ِ همجنس باز باشم، صبر کنم
!تو استخدامی - !باوشه -
!شغل رو گرفتی
وسایلت رو جابجا کردی؟ - آره -
نه، راحتم! اینجا شبیه ِ سرزمین عجایب مارتا استوارت بود
خوب، لنس رو دیدی
آره دیدم
خوب نیست؟
آره اون شبیه این سگ های شکاریـه
آره انگار
اون بهترین آدم روی زمینه
واقعاً شانس آوردم
آره تو واقعاً می خوایش
منظورت چیه؟
تو می خوایش... درست مثل کار، خونه
یه مبل.... لنس رو می خوای
فکر کنم بزرگ شدم
خوب، تو چی؟ - من چی؟ -
خوب، آخرین باری که شنیدم تو رفتی لسآنجلس که بازیگر بشی
مال ِ 10 سال پیش نبود؟
!آره، نشنیدی من اسکار بردم؟ - اوه، بامزه بود -
آره من نقش یه مهاجر اوکراینی عقب مونده رو بازی کردم
...که با شطرنج بازی کردن روی یه سری
بچه مدرسه ای تو بروکلین تأثیر گذاشتم
جدی؟ - واقعاً، بازی کردن اونم بدون مدیر برنامه سخته -
...پس
خوب، برای پول درآوردن چی کار می کنی؟
بذار حدس بزنم حتماً واسه مردها فاحشه بودی
No comments yet. Be the first to leave one.