ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
."سلام "اسکار
.فیلیکس"، متنفرم که به این عادت کردم"
.تماشا کن
...بعد از هفتهها تمرین، بالاخره با موفقیت
.توی سختترین بالانس سر استاد شدم
..با متمرکز کردن نیروم توی اعماق زمین
.تبدیل به یه برج استوار قدرت شدم
!اوه
.و به زیبایی تبدیل به تراکتور شدم
...ممنونم، "فیلیکس". این نشونهای بود
.برای یه روز مسخرهی دیگه
چی شده؟ - ...داشتم از خیابون 71ام رد میشدم -
...و یه مشنگ که لباس هاتداگ پوشیده بود
.یه آگهی رو پرت کرد توی صورتم
.اوه، آره، میشناسمش
.اون یه سوسیس خیلی سمجـه
،به هرحال، من گرفتمش و انداختمش سطل آشغال
اما چون هیچکس توی این شهـر مزخرف ،آشغالها رو جمع نمیکنه
...از بالای کوه آشغالها افتاد پایین
.و روی زمین فرود اومد
...من برای آشغال پرت کردن، جریمـه شدم
.و اون هاتداگ راحت گذاشت رفت
.خب، یه هاتداگ که نمیتونه بره زندان
.اما میشه زنده زنده خورده شه
جدی؟
هیچی؟ انقدر بیحوصلهای؟
.فقط خیلی از نیویورک خستهم
میدونی میخوام چیکار کنم؟
.میخوام برم توی کابین توی جنگل زندگی کنم
آره و با یه آدم سکسیِ مصمم به بقا ...ازدواج کنی
.و گوشتهای خشک خودتون رو دود کنید
.هر چند ماه یه بار اینو میگی
.این دفعه جدی میگم
.کارم با این شهر تمومه
...میدونی چی لازم داری
،یه تجربهی شهریِ نشاط بخش
.و راهحلش دست خودمه
،"اگه دوباره بگی "قایق پدالی
...پس خدا به دادم برسـه
.نه، نه، البته که نه
.نه وقتی که قوها دارن تولیـد مثل میکنن
.درسته
...نه، مربی یوگای من، "دانتـه"، ازم خواسته
.توی کلاس بعدیش موقتاً جاش رو بگیرم
.نمیدونستم انقدر برای تدریس خوبی
...اوه، آره، اون گفته بود و منم نقل قول میکنم
،اگه خیلی درمورد یوگا میدونی" "چرا کلاس رو مربیگری نمیکنی؟
."و بعدش بهم گفت "آدم باهوش
.از این "دانتـه" خوشم میاد
.آره، مشکل همینه، همه خوششون میاد
...نمیتونه مربی خوبی باشه
.چون با محبوبیتش خیلی سرگرمـه
.خب، قرار نیست تو همچین مشکلی داشته باشی
خب، چی میگی؟
.خب، یه لحظه بذار فکر کنم. نـه
.اسکار"، ضرر میکنی"
.واقعاً آرزو دارم که خودت رو با چیزهای جدید آشنا کنی
!واو
!به حد کافی الان داری آشنام میکنی
.اسکار"، با یکم تمرین، میتونی این کارو بکنی"
...فیلیکس"، اگه میتونستم انجامش بدم"
.هیچوقت آپارتمان رو ترک نمیکردم
:تــــــرجــــمــــــه و زیــــــرنویـــــــس پري سا (ELKA) فرشاد
...از وقتی که توی بیسبال بازنشسته شدم
برای پشتیبانی و این چیزها ،خیلی پیشنهاد داشتم
...و از وقتی که توی برای "اسکار" انقدر خوب کار کردی
.امیدوار بودم بتونی نمایندهم باشی
.اوه، فکر کردم همچین چیزی باشه
...عالیه. این شرکت نروژی ازم میخواد
.از این مکمل جدید ورزشی حمایت کنم
...اسمش اینه
."فیجیلیاترکـر"
...قراره که
...عملکردت رو افزایش بده
.و بهت انرژی اضافه بده
.باشه، باید برات یه استاد بازیگری گیر بیاریم - .درستـه -
اما اگه این چیزها کاری کنه ...مثل تو بنظر بیام
.همین الان یکم استفاده میکنم
."خب، این داروئـه "تدی
.جادو که نیست
هی، من فقط این چرندیات رو .از طرف مشتریهام تحمل میکنم
.پس اینجا رو امضا کن و اونجا تایید کن
.جادو، چه باحال
.خیلی خب، من دوبل چیزبرگر آوردم
.یه ساندویچ مرغ
.و یه سیبزمینی پختهی پر
.و هیچکدوم اینا اونی نبود که سفارش دادیم
دوباره؟
.ببخشید
چی میتونم براتون بیارم؟
.اوه، عالی شد
...همهتون توی بار هستین
.اونم صبح خیلی زود
...فردا میخوام یه کلاس یوگا رو اداره کنم
.و خوشحالم میشم که همهتون بیاید
.البته اگه کشش بدن اذیتتون نمیکنه
.آهان، من اهل یوگا نیستم
.بچهها ،یوگا زندگیـم رو عوض کرده
،ممکنه با دونستنش غافلگیر بشید ...اما وقتی که
،داشتم طلاق رو پشت سر میـذاشتم .یکم اعصابم بهم ریخته بود
.شوخی میکنی - !تو؟ دستبردار -
.آره، آره - .نه -
...به لطف یوگا، که کمکم کرد
با مشکلاتم روبرو بشم و به آرامش ...برسم، تبدیل به یه مرد قویتر شم
...که آمادهست بیخیال پیمان ازدواجش بشه
.و با فصل بعدی زندگیش ادامه بده
جدی؟ داری باهاش کنار میای؟
مثلاً با کسی قرار میـذاری؟
،یعنی تو اصلاً نگفتی قرار گذاشتن
.اما فکر کنم همهمون همین برداشت رو کردیم
.یعنی تو یه آدمی با احتیاجات و تمایلاتش
.یوگا رو میام
.عالیـه، "امیلی" میاد
مورف"، تو چی میگی؟"
.فکر کنم بتونم
...یکم قبلاً ترتیب یه
.مربی یوگا رو دادم
اینم از "مورف". "تدی"؟
...خب، زنم میخواد بمونم خونـه
...و فردا فیلم "نوتبوک" رو ببینم
پس قبول میکنم که یه ساعت .مشت کوبیده شه تو صورتم
،بیصبرانه منتظرم بهتون آموزش بدم
...اما یه هشدار بیطرفانـه
برنامهریزی کردم که تمرینات تعادلیِ .کشش دست انجام بدیم
.اوه، مشکلی نیست
.فقط منو بگیـر و انجامش بده
...خیلی وقته که گذشته از زمانی که
.تعادل داشتم
.بدو ،"اسکار"، اون کون لاغرت رو یه تکونی بده
.باید سیگار رو ترک کنم
.تو که سیگار نمیکشی
.پس واقعاً زوارم در رفته
حالا یادت باشه برای اینکه ...از جریمهی پرت کردن آشغال خلاص شی
.باید با احترام وارد اون دادگاه بشی
.رفتار مثبتی داشته باش
.دادگاه مزخرف، پلیس مزخرف، شهر مزخرف
الان سعی داری توی این شرایط ما رو بخندونی، نه؟
.اوه، برو کنار، شاش گندیده
ما توی مسابقهی بدترین بوی مترو .یه برنده داریـم
اوه، داره اذیتت میکنه؟
.خیلی متاسفم
.اوه، چه خفن
.شام و یه اجـرا
میشه تو یه ماشین دیگه این کارو کنی، لطفاً؟
کی تو رو پادشاه مترو کرده؟
.همین الان کلی ادویهی کاری تف کردی روی پیرهنم
.خیلی خب، خیلیهاش از قبل بود
...B برم به نقطهی A نمیشه از نقطهی
...بدون آهنگ، بدون تف
و عشقبازی؟
این آگهی رو اون بالا نمیبینید که درمورد بارداری نوجوونهاست؟
.اسکار"، آروم باش"
تا وقتی از این قطار بیرون نرم ...و از دست این احمقها
.راحت نشم، آروم نمیشم
...مادر
چه مدته قراره اینجا باشیم، نیم ساعت؟
.خب، تو آگهی گفته 90 دقیقه
بینشم چرت میزنیم دیگه؟
این تشک برای همینه؟
.احتمالاً به اون قرصها تقویتی احتیاج پیدا میکنم
چند تا باید بخورم؟
...بذار ببینم
."بین "چهارده" و "عصر
.پس، فقط موهات رو درست کردی و آرایش کردی
پاشنهبلند نپوشیدی؟
.خفه شو
.جایی بودم از اونجا اومدم
با میز توالت قرار داشتی؟
فیلیکس" رو ندیدین؟"
.کلاس باید شروع شه
...اون اینجوری نیست که
...به من ملحق شید، مسافرین همراه
...همونطور که داریم
.سوار کشتی باطن خودمون میشیم
...لطفاً به ناخدای روحانیتون خوشآمد بگید
."فیلیکس آنگـر"
دانتـه" کجاست؟"
خب، "دانتـه" برای جشن ازدواجِ ."پسرعموش رفته "پاراموس
برای همین من این حق ویژه رو دارم .که امروز بهتون آموزش بدم
.خیلی خب
...یه چند تا جای خوب خالی شد
...حالا
،همونطور که بعضیهاتون میدونید ...اخیــراً
...یه طلاق دردناک رو پشت سر گذاشتم
.اما این یوگا بود که به دادم رسید
...منو از اون مشکل پیچیده بیرون کشید
...گذاشت تا عصبانیتم رو تخلیه کنم
...و تبدیل به یه مرد متعادل بشم
.که امروز روبروتون میبینیدش
دانتـه" هفتهی بعد برمیگرده؟"
اعتقادم اینه که شما واقعاً ...یوگا تمرین نکردین
مگر اینکه یه مکاشفهی احساسی روانپاکساز .داشته بوده باشید
...چاکرا"تون رو نگه دارین"
.چون قراره حرکات "ناماسته"ای انجام بدیم
...با یه حرکتی شروع میکنیم که
هم قدرت فیزیکی هم روانیتون رو ...مورد آزمایش قرار میده
..."یوگانیداسانا"
.که بهش "هیومن پرتزل" هم میگن
.دانتـه" کلاس رو اینجوری شروع نمیکرد"
...خیلی خب، "استیو"، همونطور که مقرر کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.