The Beast in Me

The Beast in Me

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

The Beast in Me S01E03 Elephant in the Room 720p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 3 The Beast in Me 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2025-11-14
ഡൗൺലോഡുകൾ: 129
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

ولم کن! نه! آی‌پد منه! بدش به من! همین الان!

ولش کن! بده!

بابا!

بدش! مارتین!

چت شده تو؟ دارم میذارم خودشون حلش کنن.

با کشتن همدیگه؟ ای بابا.

پرستون! وایِت! بس کنید. وایستید!

پرستون!

از داداشت معذرت‌خواهی کن! اون آی‌پد منو برداشت.

پرستون!

وایِت آی‌پد منو برداشت. اون شروع کرد.

و تو تمومش کردی.

بفرما.

برو اینو بذار روی چشمت و خودتو تمیز کن.

بله قربان.

هی، عمو ریک. چی شد؟ خوردی به دیوار؟

نه بابا، همین الان وایِت رو حسابی کتک زدم.

پرستون میگه همین الان وایِت رو حسابی کتک زده.

یاد بچگی‌های خودت افتادم. هیچ بچه‌ای رو ندیدی که دلت نخواد بزنیش.

آره. فقط به خاطر اینکه می‌دونستم داداش بزرگم پشتمه.

به جز اون یه بار.

گذاشتی اون لات‌های کره‌ای حسابی کتکم بزنن.

آره، می‌خواستم بهت یه درس بدم.

بذار ببینم.

البته نه اینکه تو هیچ وقت به حرفام گوش کرده باشی.

خب، باید باهات در مورد یه چیزی حرف بزنم. در مورد پسر دیگه‌ت.

حالا دیگه چی کار کرده؟

یه زنی در میونه.

بقای اصلح.

این مرام پدرمه.

اسماً کاتولیکه. دین واقعی‌ش داروینیسمه.

هوم.

مرد خودساخته.

آره، اون... یه یتیم بود که خودش و برادر ناتنی‌شو تأمین می‌کرد.

با کار تو یه گاوداری.

هر روز قبل مدرسه فضولات گاو پارو می‌کرد.

هیچ وقت هم نذاشت یادمون بره.

و با همه مقاومت‌هاش، پدرم رو کشوندم به آینده.

وادارش کردم چند تا حرکت بزرگ انجام بده و کسب و کار رو ده برابر بزرگ کردم.

یک سال دیگه، افق شهر رو دوباره طراحی کرده‌ام.

با بزرگترین پروژه چند منظوره‌ای که این شهر در یک نسل به خودش دیده.

این میراث منه.

ولی نه میراث پدرت.

نسل و اولاد. این چیزیه که اونو به جلو می‌بره.

نسل‌های جرویس‌های کوچولو که فقط ژن‌های اون رو به آینده ببرن.

تو هیچ وقت بچه نخواستی؟

آدم‌های بیشتری که وقتی مردی ازت متنفر باشن؟ نه، ممنون.

ساختن چیزی که ارزش به جا گذاشتن داشته باشه.

این نزدیکترین چیزیه که هر کدوم از ما به جاودانگی می‌رسیم.

به خاطر همین نیست که می‌نویسی؟

در مورد اون مطمئن نیستم.

فکر کنم می‌نویسم که... اه...

تا از چیزهایی که نمی‌فهمم سر در بیارم.

چطور پیش میره؟

ما داشتیم در مورد تو حرف می‌زدیم. و پدرت.

درسته.

فکر می‌کنی کی میتونم ببینمش؟

خب، اون... اون یه شخصیت مهمیه تو داستانت.

من چند تا سوال دارم.

اون باهات حرف نمی‌زنه.

اون اینو گفت؟

من پدرمو می‌شناسم.

بهش نگفتی، نه؟

در مورد کتاب.

چرا نه؟

می‌دونی مادرم چطور مرد؟

سرطان تخمدان. وقتی تو دو ساله بودی.

اون تنگی دهانه رحم داشت.

قبل از اینکه مارتی رو به دنیا بیاره، دوازده تا سقط داشت.

یعنی، بارداری نزدیک بود بکشتش.

ام، و دکتر گفت دیگه هرگز، ولی پدرم بیشتر می‌خواست.

و اون هم قرار نبود بچه قبول کنه، پس بعد از پنج تا سقط دیگه، منو به دنیا آورد.

اونقدر شدید خونریزی کرد که نزدیک بود روی میز عمل جون بده.

هیسترکتومی اورژانسی. اینجوری سرطان رو پیدا کردن.

پس بابا با ما دو تا تنها موند.

تا اینکه مارتی تو سی و یک سالگی اوردوز کرد.

وقتی پدرم بالاخره تو کله‌ش فرو رفت...

که من قرار نیست بچه‌دار بشم.

رفت و برای خودش یه خانم جرویس دیگه پیدا کرد.

نیم میلیون دلار خرج لقاح مصنوعی کرد تا اینکه...

دو تا پسر دیگه گیرش اومد.

و یکشنبه هشت ساله میشن.

میراث پدرم کسب و کار خودشه ولی قرار نیست میراث منو کنترل کنه.

با محروم کردنش از نوه، این یه حرکت برای قدرت‌نمایی بود؟

یه دهن کجی گنده؟

هیچ ربطی به اون نداره.

من بیش از حد دوستشون خواهم داشت.

مگه همچین چیزی ممکنه؟

تو بگو.

من بیش از حد دوستشون خواهم داشت.

مگه همچین چیزی ممکنه؟

تو بگو.

دیر کردی.

گلد کجاست؟ ریک داره خونه رو نشونش میده.

بهش گفتم چند دقیقه دیگه می‌خوام با تو تنها باشم.

مشکلی پیش اومده؟

اوه، تو بگو.

چون من کنجکاوم.

کی می‌خواستی در مورد این کتاب به من بگی، نایل؟

قبل از اینکه منتشر بشه یا بعدش؟

من... من خبر نداشتم که به یک...

برگه اجازه احتیاج دارم.

کل دلیل نقل مکان از منهتن این بود که تو از حواشی "پیج سیکس" دور باشی.

حداقل تا وقتی که پروژه جرویس یاردز تموم بشه.

و تو تمام تلاشت رو کردی که بیشتر زیر ذره‌بین بری.

برنامه تو برای تبعیت من... جواب نمی‌ده.

اگه بخوایم بگیم، داره نتیجه عکس می‌ده چون من باید روایت رو کنترل کنم.

اوه؟ و چی انقدر مطمئنت کرده که می‌تونی آگاتا ویگز رو کنترل کنی؟

همون چیزی که تو رو انقدر مطمئن می‌کنه که من نمی‌تونم.

این یه اشتباهه! پس بیا توافق کنیم که با هم مخالفیم.

آره؟

سلام، نایل. آقای عضو شورا.

می‌دونی، فکر کردم باید رد نون‌پَرک می‌ذاشتم تا راه برگشت اینجا رو پیدا کنم.

خب، یک بار دیگه، ممنون که با این وقت کم اومدین ما رو ببینید.

امیدوارم عجله‌ای نکرده باشم.

ولی حدوداً یه ساعت دیگه جلسه کمیسیون پارک‌ها رو دارم.

مشکلی نیست، فینیاس.

حرفامون تموم شد. مگه نه، بابا؟

آره.

چرا اینجا نمی‌شینیم؟

می‌دونی، بنیتز همین الان...

اون... اون یهو پیداش شد.

سازماندهی اجتماعی، حرکت‌های مردمی، و همه اون مزخرفات.

تا وقتی پاتل کمپینش رو جدی گرفت، دیگه دیر شده بود.

اصلا چطور این اتفاق افتاد؟ فاز دوم قرار بود به طور خودکار تأیید بشه.

ببین، هیچکس تو کمیته...

بیشتر از من حامی جرویس یاردز نبوده.

هیچکس بیشتر از ما از حرفه سیاسی تو حمایت نکرده.

من این رو ازت نپرسیدم.

بنیتز داره به بعضی از اعضای آسیب‌پذیرتر کمیته فشار میاره.

ظاهراً، با سوءاستفاده از وضعیت نایل... داره پیشرفت می‌کنه.

و اونطور که من شنیدم، اون قبلاً تونسته نظر تیرنان و اولشانسکی رو برگردونه.

لعنتی. نه، هی.

ما هنوز رأی کافی داریم تا جلوش رو بگیریم. باشه؟

اختلاف آرا کمتر از اون چیزی میشه که دلم می‌خواد، ولی مشکلی پیش نمیاد.

خوبه.

فینیاس، ما روت حساب می‌کنیم که پایبند باشی.

خوش آمدید.

این نقاشی‌ها فوق‌العاده‌ان.

مقیاس و رنگ‌بندی‌شون...

ممنون.

آلیس نیل تاثیرگذار بوده یا لوسین فروید؟

امم.

بیشتر، پسرم.

اون... اون ساعت‌ها با مداد رنگی‌هاش نقاشی می‌کشید، و، امم...

سِیِنای سوخته رنگ مورد علاقه‌اش بود.

نینا جرویس.

شلی موریس. خوشبختم.

پس شما، امم، کلکسیونر هستین؟

بله. خب، بیشتر یه جور مشکل شغلیه.

من مدیر گالری هستم. گالری جی. کان رو تو چلسی دارم.

اوه.

شما همون نینا جرویس معروف هستین.

آره، ازدواج کرده با همون نایل جرویس.

نگران نباشید. من... به این نگاه‌ها عادت دارم.

خب، من... من...

عاشق گالری جی. کان هستم. من، امم...

سال پیش اونجا نمایشگاه وینوگراد رو دیدم. واقعا مبهوت شدم.

اوه بله. بعد از اون، کارش گرفت.

و البته، به محض اینکه کارش گرفت، گاگوسیان سریع اومد و قاپیدش.

خب، این، اِم...

دلگرم‌کننده‌ست که هنوز داری استودیوهای باز رو می‌گردی.

باید اعتراف کنم، اِم...

در واقع بخاطر شما اینجا اومدم.

من؟

یکی از نقاشی‌های قبلی‌تون رو دیدم. می‌خواستم ببینم روی چی کار می‌کنید.

دیدید؟ کجا؟

من... من فقط... کار زیادی از من بیرون نیست.

تو خونه اگی دیدمش.

ما همسایه‌ایم. من و شوهرم همین چند هفته پیش نقل مکان کردیم.

صبر کنید، پس شما... شما و اگی دوست هستین؟

امم، دوستانه. تازه آشنا شدیم.

ولی من برای مدت کوتاهی اونجا بودم و یکی از نقاشی‌هاتون رو دیدم.

اون که تو اتاق نشیمنه. که البته محشره.

امم، اگی ازتون خواست که اینجا بیاین؟

چی؟ نه، اصلا اینطور نیست.

نه، من اون رو دیدم که آویزونه و... و واقعاً جذبش شدم.

و فقط از اگی پرسیدم که شما نماینده‌ای دارین یا نه، همین.

و کنجکاو بودم ببینم...

کارتون چطور تکامل پیدا کرده.

باشه.

خب، امم، شراب جعبه‌ای میل دارین؟

اومم. چه سالی؟

اوه، یه نوع خیلی نادر هوبوکنی محصول سال ۲۰۲۴.

سلام.

هی.

فقط یه... یه جای موقتیه.

چند وقته اینجایی؟

شش سال.

من... من داشتم با، امم...

همسر سابقم قبل از این تو موری هیل زندگی می‌کردم و اوضاع یه جورایی از هم پاشید.

به طرز فجیعی.

این قبل از پرونده جرویس بود یا بعدش؟

آره، می‌تونی، اه... می‌تونی ازدواج من رو هم به لیست قربانی‌ها اضافه کنی.

آبجو می‌خوای؟ نه.

خب، امم، ممنون که با من ملاقات کردین.

خب، همونطور که گفتم کار زیادی از دستم برنمیاد.

اصلا شانسی آوردی؟

یه رفیق که برای پلیس شهرستان ناسائو کار می‌کنه، یه لطفی بهم بدهکار بود.

یه کپی از پرونده فِنیگ رو بهم رسوند.

The Beast in Me subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left