ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
خیلی... خیلی خوشحالم که زنگ زدی
خیلی خوشحالم که وقتت آزاد بود
اوه خدا. من... عاشق چشماتم
خب. حالا چی؟ هان
بیضههامو بگیر تو دستت. باشه. آره. حله. میتونم انجامش بدم
اوه! خودشه. اوه. آره، همینه
اوه. حس خوبیه
خودت میدونی باید چیکار کنی
خب، میدونی چیه؟ آرومتر. آرومترش کن. باشه
آرومتر. آره، حالا شد. این چطوره؟
خوبه. قشنگ و آروم، میبینی؟
حس خوبی نداره؟ آره. نه، میخوام تند بریم
میخوای تند بریم؟ اوه. آره. تند
آره. نه... اوه
اوه، این... این حسش خوبه. اوه، آره! اوه! اوه
آخ آره! خب. میدونی چیه؟
فکر کنم، اه... فکر کنم ریتمهامون با هم یکی نیست
آره
اوه! اوه! اوه! اوه! اوه! اوه
اوه
اوه، داشتم کابوس میدیدم. خیلی ترسیده بودم
اوه. صبح بخیر
خب، صبح بخیر
خیلی... خوشگل شدی
اوه نه. مطمئنم قیافهم افتضاحه. تازه بیدار شدم
شوخی میکنی؟ مطمئنم داغونم
شب رو اینجا موندی. آره، موندم
فکر کردم یه قانونی داشتیم که نباید این کار رو بکنیم
اوه. دارم شوخی میکنم
اوه. خندهدار بود. داشتم شوخی میکردم
صبحها بامزه میشی. ولی از وقت گذروندن باهات خوشم میآد
اوه، آره! منم عاشق وقت گذروندن با توام
فکر کنم خیلی خوب با هم کنار میآیم
و تو خیلی سکسی هستی و
میدونم. اوممم
فقط... میدونی، سرم توی کار خیلی شلوغه. اوه
و... و فقط نمیخوام قولهایی بدم که نمیتونم پاشون بمونم
میفهمی چی میگم؟ میدونم که میفهمی. اوممم. آره
ما همنظریم. منظورم اینه که منم الان دنبال رابطه نیستم
فقط همینو بگم. من... هر چی تو بخوای اوکیام، میدونی
ترجیح میدم... سادگی رو دوست دارم
نه مثل بقیه دخترا که میگن "بیا دوستپسرم شو!"
مگه اینکه خودت بگی "آره!"، اون وقت منم میگم "شاید." اوممم
آره، ولی ما اینجوری نیستیم. نه نه. منم اینو نمیخوام
منم همینطور. منم همینطور
واو، چقدر ضایع شد. واقعاً دلم میخواد بری
ولی نمیدونم چهجوری بگم که مثل یه آدم عوضی به نظر نیام. اوه
زود باشین! دستها پشت سر. یالله! درازنشست
حالم بههم خورد
بوی چربی میشنوم
منو میترسونه. اوه، منم همینطور
ولی انگیزهدهندهی فوقالعادهایه. درسته
به چی زل زدی؟
ای وای، ما رو دید. اوه خدا
هی! هی
اگه میخوای توی این کلاس شرکت کنی
باید مثل بقیهی این سلیطهها پولشو بدی
چیه، دارین... رقص، توی پارک. کلاس رقص
شما نمیرقصین. شما توی پارک نمیرقصین
برین، برین، برین! مفتخورها
دارم میآم اونجا. داره میآد؟
دارم میآم سراغتون! ببخشید رادنی. بودجهمون محدوده
بیخیال بابا! کلاً ۱۲ دلاره! ای خدای من
راه بیفتین دیگه مفتخورهای لعنتی
ما پاک دیوونه شدیم. میدونم
اشکالی نداره. خیلی خوشحالم که تونستیم این کار رو بکنیم
حس میکنم ۱۰۰ ساله ندیدمت. خیلی شیکاگو بودم
میدونم. خونهی داگی میخوابیدی
خب، به محل کارم نزدیکتره. حالا با اون چطوری؟
نمیدونم. یعنی، خوبه
ولی حس میکنم تازگیها یه جورایی سرد شده و، نمیدونم
خیلی بهم میگه "رفیق". این که دلیلی نمیشه
فکر کنم همهچی روبهراهه. نمیدونم
بگذریم، دیشب چیکار کردی؟
اوممم... دیشب چیکار کردی؟
یه چیزی رو داری بهم نمیگی
من... یه مدت کوتاهی با تد بودم. میدونستم
بهمون خوش گذشت. باحال بود. ببین، چیزی که من ازش خوشم نمیآد اینه
هر بار که میبینیش، بعدش از خودت متنفر میشی
بعدش این داستانها رو داریم و حالت افتضاح میشه
و انگار این کار رو میکنی چون نسبت به خودت حس بدی داری
دیروقت بهم زنگ زد و با هم بودیم
چیز مهمی نبود. و منظورم اینه که خوش گذشت
اه، باهاش خوابیدی
یه شبنشینیِ بزرگسالانه داشتیم
اوه! گذاشتی تو دهنت جا خوش کنه؟
آنی! متاسفم
تو باورنکردنی هستی. همش... میآوردش نزدیک صورتم
این کار رو میکنن، مگه نه؟ چرا این کار رو میکنن؟
بذار ما پیشنهاد بدیم. اگه ما ندیم
باید بزنی کنار. نتونستم
آدم نمیخواد مستقیم بهش نگاه کنه
نه. خیلی تهاجمیه
انگار که
"سلام." این ادای منه
اونا بیضههاشن؟ آره
سعی میکنم گردش کنم ولی نمیتونم چون آرنج دارم
ولی خیلی جذابه خدایی
ببین، میدونم میگی نازه و این حرفها
ولی باعث میشه حس گند داشته باشی، میفهمی؟
تو یه لقمهی چربی و هر پسری آرزوشه با تو باشه
باید فقط جا باز کنی
برای کسی که باهات مهربونه و
میدونی چیه؟ اون صادقه
بهم گفت ما همینیم که هستیم و فقط داریم خوش میگذرونیم
و من از این خوشم میآد. اونم بهت گفت که دندونات کار داره
اون یه بیشعوره
دندونهای من کاری نداره
حق با توئه. دندونام هیچ مشکلی ندارن
تو خیلی خوشگلی
با من ازدواج میکنی؟ بله
عاشقتم. عاشقتم
امروز نمیخوام برم سر کار. اوممم
بذار ببینم تری چند بار زنگ زده. اوه! فقط ۱۵ بار
میدونی چیه تری؟ نمیخوام چراغهای میمونیت رو جابهجا کنم
ببخشید. چراغهای میمونی؟
لحظهشماری میکنم که دیگه برای یه روانی کار نکنم
اوه آنی، متاسفم
کاش اون نونوایی رو باز نمیکردم
خب، من اون نابغهایام که توی دوران رکود اقتصادی قنادی باز کرد
کیکهای خوبی بودن آنی. مرسی
زود باش. روتو برگردون، برنگرد نگاه کن، برنگرد نگاه کن
ایدهای برای مدلش داری؟
اوه. نمیدونم. تو چی فکر میکنی عزیزم؟ هر چی تو بخوای
ببینین چطور دارین با هم تصمیم میگیرین
چقدر لطیف. شماها عاشق هم هستین، نه؟ آره
آره. اوه. چقدر رمانتیک
این حس از سرتون میپره
آدم نمیتونه اعتماد کنه
به هیچکس، هیچوقت
مخصوصاً کسی که باهاش تو رابطهای، میدونی
دارن باهات زندگی میکنن. نمیدونی بغل کی داری میخوابی
ترسناکه. منظورم اینه که، به این نگاه کن
شاید اصلاً آسیایی هم نباشه
ترسناکه
خب، میخواستین به این حلقههای نامزدی نگاه کنین؟
فعلاً یه چرخی میزنیم. باشه، حتماً
من همینجام. مرسی
شیکه. واقعاً باید امتحانش کنی
ممنون
جریان چی بود؟ اوممم، هیچی. باید میرفتن
باید یه جایی میرفتن. تعجبی هم نداره
تو داری خوشبختیِ ابدی میفروشی. بله
نباید همهجا جار بزنی که چه مشکلاتی داری
و اینکه دوستپسرت ولت کرده و شاید ازدواج تهش خوب بشه
قیافهی "عشق جاودانه"ت رو بهم نشون بده
نه. این تهش دو سال، چهار ساله. جاودانه نیست
کالوآ، میشه یه لحظه بیای اینجا لطفاً؟ نه، نه
چه خبر دان-دان؟ بهترین لقبها رو تو میسازی
تو نیاز به لقب نداری چون اسمت به تنهایی خیلی خوشمزهست
واسه لمس کردنت ازم شکایت نکنی یه وقت
قیافهی "عشق جاودانه"ت رو به آنی نشون بده
اوممم
انگار دردهای پریود داری
خیلی ممنون کالوآ
حالا چرا نمیتونی یه ذره شبیه کالوآ باشی؟
ببین من دارم خیلی تلاش میکنم. فقط باید بیشتر تلاش کنی
آنی، کل دلیلی که این کار رو داری اینه که مامانت راهنمای منه توی انجمن الکلیهای گمنام
و دارم بهش لطف میکنم. میفهمم
اسکار، برگرد سر کارت
تو نباید پشت پیشخون باشی
اندرو، تو پدر این بچه نیستی
عالیه. آره
تمومش کن. نکن. این کار رو نکن
اوه
هی برین. اوه هی، همخونه
هی. حدس بزن امروز چه اتفاقی برام افتاد
اوممم. چی؟ یه تتو مجانی زدم
چیکار کردی؟ باورم نمیشد. طرف گفت "میخوای برات تتو بزنم؟"
همینجوری الکی؟ آره. در ونشو باز کرد
نه بابا. گفت "مجانیه!" منم گفتم "حتماً."
قبول کردی؟ آره! آره
نگاه کن. اینجا رو میبینی؟ اوه. این چیه؟
اونو میبینی؟ اوه! اوه خدای من
ای وای برین. این کرم ته بطری مشروب مکزیکیه
یه جور نماد سرخپوستی به معنی "پاتیل" شدنه
باشه برین، فقط جهت اطلاعت... هی، ببین
سلام. درود. چطوری؟ گیل، سلام
تتوی خواهرت رو دیدی؟ بدجوری عفونت کرده
شاید بهتره یکم یخ بذاری روش. آره، یکم
یکم یخ. یکم نخودفرنگی منجمد بذار روش
آره، ضرر نداره. آره، باشه
خب، اوممم، میخواستم یه کلمه حرف بزنم
اه، میدونی که فردا موعد اجارهست
داشتم چک خودمو ردیف میکردم، گفتم ببینم چک تو هم حاضره؟
آره. دارم پولشو جور میکنم. آره
یه ذره، اوممم، کساد بوده. آاااخ
باید بذاریش توی کیسه، بعد کیسه رو بذاری روش
آخ. خب، چک چی شد؟
آره. آره. باشه
آخه یه جورایی وضعیت جوریه که همین امروز لازمش دارم
آره. اونم... تو راهه
کیه؟
منم! کیه؟
ای خدا، عجله کن. این همسایهی چندشت باز ازم پرسید میخوام با هم اخبار ببینیم یا نه
ببخشید. خیلی اِندهِ حالبههمزنیه
"پلیز"، بیا تو. بذار مجلههاتو بگیرم
به مهمونیِ مجله و شراب خوش اومدی. اوه
اوه! بفرما بشین
خیلی خوشحالم که اینجایی
No comments yet. Be the first to leave one.