ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
فرمانده، سوژه رو میبینی؟
نه درستوحسابی. خیلی سریع حرکت میکنه
اجازۀ حمله دارید. نباید بذاریم وارد حریم فضایی ایالاتمتحده بشه
اطاعت میشه. سلاحها آماده
به صلاح خود شلیک کنید
خورد! شیء رو زدیم. داره سقوط میکنه
به کجا؟
« نیویورک »
« سال ۱۹۸۸ »
- از سر جات تکون نخور! - دستا بالا!
وایسا ببینم...
چی...
ببینم اون یه بچهس؟
نه هر بچهای، اون پیتر کوئیلـه
فرزندِ سیاره زمین و ستارهها که احساس رنج و فقداناش
حالا همون دنیایی رو تهدید میکنه که زمانی خونهش بود
بههمراه تمام جهان هستی
زمان
فضا
واقعيت
اینها بيشتر از يک خط صاف هستن
منشوری از احتمالات بیپاياناند
که درشون يک انتخاب واحد ممکنه به واقعيتهای بیشماری منتهی بشه
و باعث ایجاد دنیاهایی متفاوت از اون چه شما میشناسین میشه
من ناظر هستم
و راهنمای شما در این واقعیتهای گسترده.
با من همراه باشید و به این سؤال بیاندیشید که...
«چه میشد اگر؟»
فصل دوم، قسمت دوم: «چه میشد اگر پیتر کوئیل به قدرتمندترین قهرمانان زمین حمله میکرد؟»
شش ماه قبل،
«غارتگران» اعزام شدند تا پیتر کوئیل رو از خانه و سیارهاش بدزدند
اما گروگانگیرِ کوئیل کوچولو طاقت نیاورد که اونو تحویل بده،
و پیتر رو مثل پسر خودش بزرگ کرد
حداقل، در بیشتر مواقع ماجرا اینطور بوده
اما در این جهان، یاندو نظرش رو عوض نکرد
بنابراین پیتر رو تحویلِ پدرش داد، موجودی آسمانی به نام «ایگو»
خب تو دیگه نیازی به این نداری، پیتر
اونم وقتی که میتونی با چیزهای خفنتری بازی کنی
ایگو اسمش رو گذاشته بود «توسعه»،
رؤیایی بسیار قدیمی که میخواست جهان رو براساس تصویر ذهنی خودش بازسازی کنه
و حالا که پسرش هم اومده بود پیشش،
دیگه قدرت کافی برای عملیکردن اون رؤیا رو داشت
آژانس اطلاعات فضایی رد پای اون رو در سرتاسرِ
دهها منظومۀ شمسی نزدیک، پیدا کرده ( پروژهی پگاسوس: مرکز فرماندهی غربی شیلد )
که همهشون از بین رفتن، و کمتر از ۲۴ ساعت پس از حضور اون
توسط موجی از تشعشعات کیهانی بلعیده شدن
بعد من فکر میکردم بچۀ خودم رو اعصابـه
تونی جربزه داره
ولی این پسره یه توپخانۀ اتمی کامل توی رگهاش داره
با همچین قدرت تسلیحاتیای
فکر نمیکنم هیچکس تو کرۀ زمین بتونه جلوش رو بگیره
یک نفر به تنهایی نمیتونه، اما یک تیم
متشکل از بهترین افرادِ سیارۀ کوچیکمون.
یادت رفته که وسط جنگ سردیم؟
اون خزعبلاتِ آهنگ «دنیا ما هستیم» خارج از امتیوی فایدهای نداره
این پسر بچه تا همینالان منطقۀ میدتاون منهتن رو
در عرض چند دقیقه پودر کرده، هاوارد
با این سرعت سیارهمون یه روز هم دوام نمیاره. کمک لازم داریم
خیلیخب. کیها رو تو ترکیب میذاری؟
آم.. این که سبزیجات نداره
سیبزمینیهاش سبزیجاتن دیگه
خدایی؟
- مگه تو نباید دانشمند باشی؟ - تو هم باید چیپس دوست داشته باشی
هنک، خواهش میکنم قطع نکن
ببین استارک، با اینکه آدم نابغهای هستی ولی دوزاریت خیلی کجـه
ببین اگه نمیخوای با من حرف بزنی هیچ اشکالی نداره
فقط یهکاری بکن. تلویزیونت رو روشن کن
- چی؟ - بابا؟ بیا این رو ببین
...ترمینال گراند سنترال و بخشهایی از میدتاون
صاحب این سفینه درحالی دیده شده که...
هواپیما رو بفرست
زودتر فرستادم
اصلاً عوض نشدی
هی دختر عزیزم، دوست داری با بابایی بیای سر کار؟
برگام! محل کار تو اینجاست؟
نه، نه محل کار سابقمـه، عزیزم. دیگه نیست
اینجا خیلی خفنه
اوضاع باید خیلی خراب باشه که جرئت کردن ما رو فرا بخونن
فاستر! عالی شد. حالا مطمئن شدم که فاجعه رخ داده
قربونت برم، هنک. قضیه چیه؟ نمیخواستی پول به پرستار بدی؟
جنابعالی خوب میدونی که من کسی رو ندارم دخترمـو پیشش بذارم، اونم به لطف این خرابشده
جنگ و دعوا رو بذارید برای میدون جنگ، باشه؟
وای... اون آقای زرهپوش کیه؟
شاه تیچاکا از پادشاهی آفریقاییِ واکاندا
اونا معمولاً خودشونو درگیر مسائل بینالمللی نمیکنن، ولی...
- آدم فضاییان؟ - آره آدم فضایی
اعلیحضرت، خوشحالم میبینمتون
پدرتون در دوران جنگ متحد قدرتمندی برای ما بودن
بله، و میدونم که اون حتی ویبرانیوم هم بهتون اهدا کرد
باهاش یه سپر ساختیم و توی قطب شمال گمش کردیم
اما بهجز اون قضیه، همهچی به خوبی و خوشی تموم شد
ببینم این کمونیستها رو کی دعوت کرده؟
گورباچف میخواست قبل اینکه برسه مسکو، سوژه خنثی بشه
واسه همین سرباز زمستان رو فرستاده، خطرناکترین آدمکش دنیا
با اون مو نمیزنه، هاوارد. عین باکیـه
منم شایعات رو شنیدم
ولی حتی اگرم حقیقت داشته باشه، مردی که ما میشناختیمش خیلیوقته مُرده، پگ
و الان مشکلات بزرگتری داریم
ماهوارههامون میزان خطرناکی از تشعشعات کیهانی رو نشون میدن
که داره از سمت دشمن ساطع میشه
اون راه افتاده و در راه کُنیآیلند هستش
و اگر همینالان نریم اونجا و کارشو یهسره نکنیم،
کل ساحل شرقی آمریکا تا نیمقرن آینده غیرقابلسکونت میشه
ما اصلاً میتونیم به موقع دستگیرش کنیم؟
از بیابان موهاوی تا نیویورک خیلی راهـه
- با پرندۀ من نه - دکتر وندی لاوسون، از نیروی هوایی آمریکا
ایشون درحالحاضر سرپرستِ تحقیقات مشترک ما دربارۀ مکعب تسراکت هستن
یونیفرمتون زیاد به نیروی هوایی نمیخوره
مال اونجا هم نیست. یونیفرمِ گروه استارفورسِ کریـه
- چی؟ - قصهش درازه. تو راه تعریف میکنم
خیلی عالیه. یه مرد گربهای داریم
یه داف فضایی، یه مرد غول
یک آدمکش ساکت. خیلی خوشوقتم
- و تو هم قراره عضو بدعُنق تیم باشی - والا منظوری نداشتم...
کمربندتـو ببند، آقای بدعنق. این پرنده خیلی سریع و خفنـه
« کُنیآیلند - نیویورک، بروکلین »
این بچه عجب نمایشی راه انداخته
هوم؟
اردک رو بنداز، جایزه ببر!
اردک رو بنداز، جایزه ببر!
والا از دید من که خیلی خطرناک بهنظر نمیاد
ظواهر میتونه فریبدهنده باشه، اعلیحضرت
فکر میکردم رهبر یه ابرقدرت تو حوزۀ فناوری
که خودشون رو یه کشور جهانسومی جا زدن، اینو بهتر بدونه
الان متوجه شدم
لاوسون، اوضاع در چه حاله؟
رسیدم به محل برخورد. دارم میرم کنترل سفینه رو بهدست بگیرم
همه تو موقعیتشون هستن؟
نگران نباش. من نگهبانی میدم
دوپینگ کردی، فاستر؟
تا جایی که یادمه قدّت نهایتاً ۶.۵ متر بود
آره یهکم ارتقاش دادم، هنک دیگه گفتم آخرالزمانـه
باید تهِ زورمون رو بزنیم
اگه قد و قامت همدیگه رو متر کردید تموم شد،
باید بگم که سوژه توی دیدرسمـه
بهنظر توی این دستگاه داره خیلی بهش خوش میگذره
اگر بتونید بچه رو تنها گیر بیارید،
احتمالاً میتونید تو شبکۀ فوتونی حبسش کنید
تو تله رو بنداز. پسره با من
ببینم مطمئنی نیروی کمکی نمیخوای؟
نه بابا. بچهها عاشق منن
چی شده، پسر جون؟
- چی؟ - چیزی داره «اذیتت» میکنه؟ (باگ معنی حشره هم داره)
خیلهخب، الان وقتشه پلنگ، آرامبخش رو آماده کن
دارم میکشونمش سمت تو
در اسرع وقت خودمـو میرسونم
این تکنولوژی خیلی پیشرفتهست. یه دقیقه وقت میخوام کشفش کنم
با مقاومتکردن فقط کار رو سختتر میکنی، دوست کوچک من
خب، اصلاً خوب پیش نرفت
گرفتمش
وای نه. نه!
اوه اوه!
یه کمکی به ما میکنید؟
غلاف کن، آدمکش عزیز
اگر مکعبِ داخل اون جت منفجر شه، سیارهای باقی نمیمونه که بخوایم نجاتش بدیم
- دمت گرم، گندهبک - قربان شما
اوه!
بچهها. پسر مشکلساز، درست جلوتونـه
وای نه!
کسی نقشهای داره؟
من یه نقشه دارم. عقبنشینی میکنیم
زود باشید، رفقا
خب، زود راه بیفت
وای! ای بابا، بیخیال!
اوه اوه!
اون یارو دیگه کیه؟
پشمام. واقعاً خودتی؟
اگر منظورت فرشتۀ مرگته، بله خودمم
حیف شد. فکر کردم خوانندۀ «ونهیلن» هستی ( یک گروه راک مشهور )
من... ون چیچی؟
یوتنهایم اولین جایی بود که سقوط کرد. و کمی بعد آزگارد
ارتشهای ۹ قلمروی جهان یکییکی به دست اون پسربچه نابود شدند
تا جایی که تنها قلمروی باقیمونده همین سیاره زمینـه
خب، مطمئناً اگه انقدر راه اومدی حتماً یه نقشهای هم داری؟
«نهال آسمانی»
ایگو از اینا استفاده کرده تا جوهرۀ وجودیش رو توی تمام سیارههای جهان بکاره
من اومدنی، نهالِ کره زمین رو از محلی به نام میزوری خارج کردم
پس اینجوری داره انجامش میده. اون داره این سیارهها رو میخوره
این نهالها حکم فیتیلۀ توسعۀ ایگو رو دارن، فیتیلهای که باید روشن بشه
توسط اون بچه. برای همین به اینجا فرستاده شده
خب چرا نمیریم اینو بندازیم تو سطل آشغال؟ حل میشه دیگه
اشتباه میکنی. هالهای از انرژی کیهانی از این نهال حفاظت میکنه
فقط موجودی که منشأ آسمانی داره میتونه بهش نفوذ کنه
خب خوشبختانه ما یکی از این موجودات رو دستگیر کردیم
وای!
آهنگشو که بلدی
بخون دیگه
نه؟ فقط من اینو حفظم؟
یهکم ناجور شد
ولی آهنگ قشنگیـه. از آهنگای موردعلاقۀ مادرمـه
یا حداقل، بود
- مامان منم خیلی این آهنگ رو دوست داشت - اون واکمن مادرته؟
آم...
آخه.. سفت چسبیدی بهش
منم اگه هنوز واکمن مامانم رو داشتم، مثل تو سفت میچسبیدمش
میگما، تو اونقدرام بد نیستی، نسبت به اصل و نسبی که داری
No comments yet. Be the first to leave one.