What If…? - Second Season

What If…? - Second Season

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 2

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

What If 2021 S02E02 What if Peter Quill Attacked Earths Mightiest Heroes 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
കമന്ററി എഴുതിയത് SuRouSH_AbG

ടാഗുകൾ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
2CH
HD
x264
480p
480
XviD
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2023-12-23
ഡൗൺലോഡുകൾ: 43
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫فرمانده، سوژه رو می‌بینی؟

‫نه درست‌وحسابی. ‫خیلی سریع حرکت می‌کنه

‫اجازۀ حمله دارید. نباید بذاریم ‫وارد حریم فضایی ایالات‌متحده بشه

‫اطاعت می‌شه. سلاح‌ها آماده

‫به صلاح خود شلیک کنید

‫خورد! ‫شیء رو زدیم. داره سقوط می‌کنه

‫به کجا؟

‫« نیویورک »

‫« سال ۱۹۸۸ »

‫- از سر جات تکون نخور! ‫- دستا بالا!

‫وایسا ببینم...

‫چی...

‫ببینم اون یه بچه‌س؟

‫نه هر بچه‌ای، اون پیتر کوئیل‌ـه

‫فرزندِ سیاره زمین و ستاره‌ها ‫که احساس رنج و فقدان‌اش

‫حالا همون دنیایی رو تهدید می‌کنه ‫که زمانی خونه‌ش بود

‫به‌همراه تمام جهان هستی

‫ زمان

‫ فضا

‫ واقعيت

‫ این‌ها بيشتر از يک خط صاف هستن

‫ منشوری از احتمالات بی‌پايان‌اند

‫ که درشون يک انتخاب واحد ‫ممکنه به واقعيت‌های بی‌شماری منتهی بشه

‫ و باعث ایجاد دنیاهایی متفاوت ‫از اون چه شما می‌شناسین می‌شه

‫ من ناظر هستم

‫ و راهنمای شما در این واقعیت‌های گسترده.

‫ با من همراه باشید و به این سؤال بیاندیشید که...

‫«چه می‌شد اگر؟»

‫فصل دوم، قسمت دوم: ‫«چه می‌شد اگر پیتر کوئیل ‫به قدرتمندترین قهرمانان زمین حمله می‌کرد؟»

‫شش ماه قبل،

‫«غارتگران» اعزام شدند تا پیتر کوئیل ‫رو از خانه و سیاره‌اش بدزدند

‫اما گروگان‌گیرِ کوئیل کوچولو ‫طاقت نیاورد که اونو تحویل بده،

‫و پیتر رو مثل پسر خودش بزرگ کرد

‫حداقل، در بیشتر مواقع ‫ماجرا این‌طور بوده

‫اما در این جهان، ‫یاندو نظرش رو عوض نکرد

‫بنابراین پیتر رو تحویلِ پدرش داد، ‫موجودی آسمانی به نام «ایگو»

‫خب تو دیگه نیازی به این نداری، پیتر

‫اونم وقتی که می‌تونی ‫با چیزهای خفن‌تری بازی کنی

‫ایگو اسمش رو گذاشته بود «توسعه»،

‫رؤیایی بسیار قدیمی که می‌خواست جهان رو ‫براساس تصویر ذهنی خودش بازسازی کنه

‫و حالا که پسرش هم ‫اومده بود پیشش،

‫دیگه قدرت کافی برای ‫عملی‌کردن اون رؤیا رو داشت

‫آژانس اطلاعات فضایی ‫رد پای اون رو در سرتاسرِ

‫ده‌ها منظومۀ شمسی نزدیک، پیدا کرده ‫( پروژه‌ی پگاسوس: مرکز فرماندهی غربی شیلد )

‫که همه‌شون از بین رفتن، ‫و کمتر از ۲۴ ساعت پس از حضور اون

‫توسط موجی از تشعشعات کیهانی بلعیده شدن

‫بعد من فکر می‌کردم بچۀ خودم رو اعصابـه

‫تونی جربزه داره

‫ولی این پسره یه توپ‌خانۀ اتمی کامل ‫توی رگ‌هاش داره

‫با همچین قدرت تسلیحاتی‌ای

‫فکر نمی‌کنم هیچکس تو کرۀ زمین ‫بتونه جلوش رو بگیره

‫یک نفر به تنهایی نمی‌تونه، ‫اما یک تیم

‫متشکل از بهترین افرادِ سیارۀ کوچیک‌مون.

‫یادت رفته که وسط جنگ سردیم؟

‫اون خزعبلاتِ آهنگ «دنیا ما هستیم» ‫خارج از ام‌تی‌وی فایده‌ای نداره

‫این پسر بچه تا همین‌الان ‫منطقۀ میدتاون منهتن رو

‫در عرض چند دقیقه پودر کرده، هاوارد

‫با این سرعت سیاره‌مون ‫یه روز هم دوام نمیاره. کمک لازم داریم

‫خیلی‌خب. کی‌ها رو تو ترکیب می‌ذاری؟

‫آم.. این که سبزیجات نداره

‫سیب‌زمینی‌هاش سبزیجاتن دیگه

‫خدایی؟

‫- مگه تو نباید دانشمند باشی؟ ‫- تو هم باید چیپس دوست داشته باشی

‫هنک، خواهش می‌کنم قطع نکن

‫ببین استارک، با این‌که آدم نابغه‌ای هستی ‫ولی دوزاریت خیلی کجـه

‫ببین اگه نمی‌خوای با من حرف بزنی ‫هیچ اشکالی نداره

‫فقط یه‌کاری بکن. تلویزیونت رو روشن کن

‫- چی؟ ‫- بابا؟ بیا این رو ببین

‫...ترمینال گراند سنترال ‫و بخش‌هایی از میدتاون

‫صاحب این سفینه ‫درحالی دیده شده که...

‫هواپیما رو بفرست

‫زودتر فرستادم

‫اصلاً عوض نشدی

‫هی دختر عزیزم، دوست داری ‫با بابایی بیای سر کار؟

‫برگام! ‫محل کار تو اینجاست؟

‫نه، نه ‫محل کار سابقمـه، عزیزم. دیگه نیست

‫اینجا خیلی خفنه

‫اوضاع باید خیلی خراب باشه که ‫جرئت کردن ما رو فرا بخونن

‫فاستر! عالی شد. ‫حالا مطمئن شدم که فاجعه رخ داده

‫قربونت برم، هنک. قضیه چیه؟ ‫نمی‌خواستی پول به پرستار بدی؟

‫جناب‌عالی خوب می‌دونی که من کسی رو ندارم ‫دخترمـو پیشش بذارم، اونم به لطف این خراب‌شده

‫جنگ و دعوا رو بذارید برای میدون جنگ، باشه؟

‫وای... اون آقای زره‌پوش کیه؟

‫شاه تیچاکا از پادشاهی آفریقاییِ واکاندا

‫اونا معمولاً خودشونو درگیر ‫مسائل بین‌المللی نمی‌کنن، ولی...

‫- آدم فضایی‌ان؟ ‫- آره آدم فضایی

‫اعلی‌حضرت، خوشحالم می‌بینمتون

‫پدرتون در دوران جنگ ‫متحد قدرتمندی برای ما بودن

‫بله، و می‌دونم که اون حتی ‫ویبرانیوم هم بهتون اهدا کرد

‫باهاش یه سپر ساختیم ‫و توی قطب شمال گمش کردیم

‫اما به‌جز اون قضیه، ‫همه‌چی به خوبی و خوشی تموم شد

‫ببینم این کمونیست‌ها رو کی دعوت کرده؟

‫گورباچف می‌خواست قبل این‌که ‫برسه مسکو، سوژه خنثی بشه

‫واسه همین سرباز زمستان رو فرستاده، ‫خطرناک‌ترین آدمکش دنیا

‫با اون مو نمی‌زنه، هاوارد. ‫عین باکی‌ـه

‫منم شایعات رو شنیدم

‫ولی حتی اگرم حقیقت داشته باشه، ‫مردی که ما می‌شناختیمش خیلی‌وقته مُرده، پگ

‫و الان مشکلات بزرگ‌تری داریم

‫ماهواره‌هامون میزان خطرناکی ‫از تشعشعات کیهانی رو نشون میدن

‫که داره از سمت دشمن ساطع می‌شه

‫اون راه افتاده ‫و در راه کُنی‌آیلند هستش

‫و اگر همین‌الان نریم اونجا ‫و کارشو یه‌سره نکنیم،

‫کل ساحل شرقی آمریکا ‫تا نیم‌قرن آینده غیرقابل‌سکونت می‌شه

‫ما اصلاً می‌تونیم به موقع دستگیرش کنیم؟

‫از بیابان موهاوی تا نیویورک خیلی راهـه

‫- با پرندۀ من نه ‫- دکتر وندی لاوسون، از نیروی هوایی آمریکا

‫ایشون درحال‌حاضر سرپرستِ ‫تحقیقات مشترک ما دربارۀ مکعب تسراکت هستن

‫یونیفرم‌تون زیاد به نیروی هوایی نمی‌خوره

‫مال اونجا هم نیست. ‫یونیفرمِ گروه استارفورسِ کری‌ـه

‫- چی؟ ‫- قصه‌ش درازه. تو راه تعریف می‌کنم

‫خیلی عالیه. یه مرد گربه‌ای داریم

‫یه داف فضایی، یه مرد غول

‫یک آدمکش ساکت. ‫خیلی خوش‌وقتم

‫- و تو هم قراره عضو بدعُنق تیم باشی ‫- والا منظوری نداشتم...

‫کمربندتـو ببند، آقای بدعنق. ‫این پرنده خیلی سریع و خفنـه

‫« کُنی‌آیلند - نیویورک، بروکلین »

‫این بچه عجب نمایشی راه انداخته

‫هوم؟

‫ اردک رو بنداز، جایزه ببر!

‫ اردک رو بنداز، جایزه ببر!

‫والا از دید من که ‫خیلی خطرناک به‌نظر نمیاد

‫ظواهر می‌تونه فریب‌دهنده باشه، اعلی‌حضرت

‫فکر می‌کردم رهبر یه ابرقدرت ‫تو حوزۀ فناوری

‫که خودشون رو یه کشور جهان‌سومی ‫جا زدن، اینو بهتر بدونه

‫الان متوجه شدم

‫لاوسون، اوضاع در چه حاله؟

‫رسیدم به محل برخورد. ‫دارم میرم کنترل سفینه رو به‌دست بگیرم

‫همه تو موقعیت‌شون هستن؟

‫نگران نباش. من نگهبانی میدم

‫دوپینگ کردی، فاستر؟

‫تا جایی که یادمه قدّت نهایتاً ۶.۵ متر بود

‫آره یه‌کم ارتقاش دادم، هنک ‫دیگه گفتم آخرالزمانـه

‫باید تهِ زورمون رو بزنیم

‫اگه قد و قامت همدیگه رو ‫متر کردید تموم شد،

‫باید بگم که سوژه توی دیدرسمـه

‫به‌نظر توی این دستگاه ‫داره خیلی بهش خوش می‌گذره

‫اگر بتونید بچه رو تنها گیر بیارید،

‫احتمالاً می‌تونید ‫تو شبکۀ فوتونی حبسش کنید

‫تو تله رو بنداز. پسره با من

‫ببینم مطمئنی نیروی کمکی نمی‌خوای؟

‫نه بابا. بچه‌ها عاشق منن

‫چی شده، پسر جون؟

‫- چی؟ ‫- چیزی داره «اذیتت» می‌کنه؟ ‫(باگ معنی حشره هم داره)

‫خیله‌خب، الان وقتشه ‫پلنگ، آرام‌بخش رو آماده کن

‫دارم می‌کشونمش سمت تو

‫در اسرع وقت خودمـو می‌رسونم

‫این تکنولوژی خیلی پیشرفته‌ست. ‫یه دقیقه وقت می‌خوام کشفش کنم

‫با مقاومت‌کردن فقط کار رو سخت‌تر می‌کنی، ‫دوست کوچک من

‫خب، اصلاً خوب پیش نرفت

‫گرفتمش

‫وای نه. نه!

‫اوه اوه!

‫یه کمکی به ما می‌کنید؟

‫غلاف کن، آدمکش عزیز

‫اگر مکعبِ داخل اون جت منفجر شه، ‫سیاره‌ای باقی نمی‌مونه که بخوایم نجاتش بدیم

‫- دمت گرم، گنده‌بک ‫- قربان شما

‫اوه!

‫بچه‌ها. پسر مشکل‌ساز، درست جلوتونـه

‫وای نه!

‫کسی نقشه‌ای داره؟

‫من یه نقشه دارم. عقب‌نشینی می‌کنیم

‫زود باشید، رفقا

‫خب، زود راه بیفت

‫وای! ای بابا، بی‌خیال!

‫اوه اوه!

‫اون یارو دیگه کیه؟

‫پشمام. واقعاً خودتی؟

‫اگر منظورت فرشتۀ مرگته، بله خودمم

‫حیف شد. فکر کردم خوانندۀ «ون‌هیلن» هستی ‫( یک گروه راک مشهور )

‫من... ون چی‌چی؟

‫یوتنهایم اولین جایی بود که سقوط کرد. ‫و کمی بعد آزگارد

‫ارتش‌های ۹ قلمروی جهان یکی‌یکی ‫به دست اون پسربچه نابود شدند

‫تا جایی که تنها قلمروی باقی‌مونده ‫همین سیاره زمین‌ـه

‫خب، مطمئناً اگه انقدر راه اومدی ‫حتماً یه نقشه‌ای هم داری؟

‫«نهال آسمانی»

‫ایگو از اینا استفاده کرده تا جوهرۀ وجودیش ‫رو توی تمام سیاره‌های جهان بکاره

‫من اومدنی، نهالِ کره زمین رو ‫از محلی به نام میزوری خارج کردم

‫پس این‌جوری داره انجامش میده. ‫اون داره این سیاره‌ها رو می‌خوره

‫این نهال‌ها حکم فیتیلۀ توسعۀ ایگو رو دارن، ‫فیتیله‌ای که باید روشن بشه

‫توسط اون بچه. ‫برای همین به اینجا فرستاده شده

‫خب چرا نمی‌ریم اینو بندازیم ‫تو سطل آشغال؟ حل می‌شه دیگه

‫اشتباه می‌کنی. هاله‌ای از انرژی کیهانی ‫از این نهال حفاظت می‌کنه

‫فقط موجودی که منشأ آسمانی داره ‫می‌تونه بهش نفوذ کنه

‫خب خوش‌بختانه ما یکی از ‫این موجودات رو دستگیر کردیم

‫وای!

‫آهنگشو که بلدی

‫بخون دیگه

‫نه؟ فقط من اینو حفظم؟

‫یه‌کم ناجور شد

‫ولی آهنگ قشنگیـه. ‫از آهنگای موردعلاقۀ مادرمـه

‫یا حداقل، بود

‫- مامان منم خیلی این آهنگ رو دوست داشت ‫- اون واکمن مادرته؟

‫آم...

‫آخه.. سفت چسبیدی بهش

‫منم اگه هنوز واکمن مامانم رو داشتم، ‫مثل تو سفت می‌چسبیدمش

‫میگما، تو اونقدرام بد نیستی، ‫نسبت به اصل و نسبی که داری

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left