ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
QUEENDVD با افتخار تقديم ميکند
داره نزدیک تر میشه ولی بهتر نمیشه
اوه واو
توی اینترنت این شکلی نبود
اره ، یادم نمیاد که رنگ سوسیس بوده باشه
وای پسر ، آشغاله
خیلی بد نیست
میتونیم درستش کنیم
میتونیم با اون شروع کنیم
خب مامان ، آخرین جعبس
مرسی جک من میرم یه نگاهی به مغازه جدید بندازم
و چطوره که تو بری پایین بعدش اونجا ببینمت ؟
مشکلی نیست مامان
سلام - سلام -
کمی کمک میخوای ؟
در واقع ، تو هم دعوتی
مامانش شنیده که ما اومدیم تو شهر
گو کارت برای بچه هاس مامان
اوه ، تو هم یه بچه ای
من ترجیح میدم که بری یکی از اونارو سوار بشی تا این که این کاپ کیک هارو بزاری تو ماشین
اسمشون دونات هستش ، مرسی - میدونم اسمشون چیه -
اون کار رو بس کن - من حتی کسی رو نمیشناسم -
همینطوره
وقتی تعطیلات تموم بشه با اون بچه ها میری مدرسه
نمیدونم
ببین ، انتخابات اینا هستن
یا زودتر بری به مهمونی
یا تمام بعد از ظهر رو بهم کمک کنی
میدونستی که چون پلاتیپوس میتونه هم تخم بزاره هم شیر بده
تنها حیوونیه که میتونه شیرینی خودشو درست کنه ؟
صبر کن ، تو الان داری با من میخندی یا داری به من میخندی ؟
البته که با تو
من کالین هستم کالین فیبر
جک ، جک هوپر از دیدنت خوشحالم
اونا خیلی سریعن
هستن ، نیستن ؟
من یخورده از اینکه یکی از اینارو سوار بشم ، استرس شدید دارم
تا حالا این کار رو قبلا نکردم - نیست که من کردم -
مطمئنم که همه چی اوکیه
زودباش
این یه ماجراجویی خواهد بود
اون مرد باحال کیه ؟
دین زتا
قهرمان کارت
همه فکر میکنن که اون امسال قهرمان کارت ملی میشه
یادت میاد که گفتم داری با من میخندی یا به من میخندی ؟
یک دقیقه پیش بود
اره ، راستش اون و هم تیمی هاش به من خندیدن
هی ، از سر راه برو کنار
میدونم ، اونا آدمای احمقی هستن
اما من ترجیح میدم که کاریشون نداشته باشم و روزمو بگذرونم
یالا
خجالت آوره
وو هوو
وو هوو هوو هوو
اره
چه میکنی ؟
وو
من اومدم مرد خوشتیپ
وو هو
اره
یالا
حرکت کن
ترستو بروز نده رفیق
اه
هی پاتریک
مایک
مرسی که مهمونی رو اینجا گرفتی از این کارت قدردانی میکنم
بله ، البته
در مورد مربیگریه پسر فکر کردی ؟
نمیتونم این کارو کنم
دین امسال یک شانس واقعی توی بردن مسابقه ملی داره
تمام چیزی که نیاز داره اینه که یکی باهاش تمرین کنه تا آماده بشه
و تو یه اعتبار عالی به تیممون میدی پاتریک
خب همونطور که گفتم
این اتفاق نمی افته
چرا نه ؟
چونکه پسرت ، استعداد کافی نداره
و من نمیتونم بهش آموزش بدم
اره
هی
چند وقته که کارتینگ کار میکنی ؟
ام
تقریبا ده دقیقه
واقعا ؟ - اره -
کارت خیلی خوب بودا
نمیدونم ، فکر کنم خاموش کردم
چونکه از مسیر حرکت خارج شدی
اونجا جاییه که پر از تیله هستش
خارج از مسیر پر از تیلس ؟
نه اون مدل تیله ها
همه تیکه های لاستیکی که از لاستیک جدا میشن ، میرن اون قسمت
و وقتی که تو از روشون عبور میکنی اونا خیلی لغزنده میشن
اها
ام ، من جک هستم
مندی - از دیدنت خوشحالم -
منم همینطور
کارت های مسابقس ؟
اره ، اما ترجیح میدم که کاری کنم که سریع تر برن
پس تو یه مکانیکی
راستش در اصل بهش میگن مهندس ارشد ، اما اره
من میخوام یک روز با فرمول ۱ کار کنم
عالیه - مندی -
کیک حاضره
اوکی
خیلی خب ، به زودی میبینمت - البته -
تولدت مبارک - ممنون -
سگ باحالیه - ممنون -
به نظر میرسه که هاری گرفته
مشکلت چیه ؟
وقتی دور شدی داشتی منو مینداختی بیرون
فکر کنم چون تقریبا شکستت داده بودم عصبی هستی
ببین ، همچین چیزی اتفاق نمی افته
من گرفته بودمت
و تو اینو میدونی
از سر راهن برو کنار
این اولین و اخرین هشدارته
من واقعا بهش نشون دادم ها ؟
جلیغه های یک دست چشونه ؟
مال مامان و بابای مندی هستش
اون مثل یه راننده ماشین مسابقس مالک یک تیم
هیپ هیپ - هوراااااااا -
هیپ هیپ - هوراااااااا -
هیپ هیپ - هوراااااااا -
مرد خوشتیپ اونجا چیکار میکنن ؟
اوه ، دین ؟ اون برادر مندی هستش
البته که هستش
هیچوقت شکستت نمیدم من پدر هستم ؟
روز بخیر دنیس
بعد از همه اتفاقاتی که تو سیدنی افتاد
دو روز بعد از اینکه ما اومدیم تو ماشینمو بگیر
مامان ، من وسط ناکجا بودم
منظورم اینه که ، هیچ ترافیکی نبود
و من دارم یه ایستگاه واگن رو میرونم
درسته ؟
ام
تو داشتی دونات هارو توی یک پارکینگ خالی ول میکردی پسرم
بدون گواهی نامه
معذرت میخوام افسر دیگه تکرار نمیشه
خب
از اونجایی که هیچ آسیبی وارد نشده
با یک هشدار میزارم ایندفعه رو بری
یک هشدار جدی
اگر دوباره اینجوری بگیرمت میندازمت تو آب داغ
فهمیدی ؟
خب ، من باید به جاده بزنم
غورباقه ی پیر و وزغ
اوه ، من
افسر باری یوهانسن هستم
راستی - ببخشید ، کریستی هوپر -
باعث افتخاره
تازه به این شهر اومدید ؟
بله ، ما توی خیابون کوئین یک مغازه اجاره کردیم
واقعا ؟ - بله -
عالیه
خب ، ممکنه یه زمانی یه جایی دوباره ببینمتون
در آینده
شاید
البته
اوکی
روز خوش
ممنون افسر
خداحافظ باری - جک -
بله ؟
دوباره داری دونات میزنی ؟
چی شده ؟
هیچی
پس ، چرا دائم اون کارو میکنی ؟
نمیدونم
دلیل خوب و کافی ای نبود رفیق
یک روز خوشبختیت تموم میشه
و پایان خوشی نخواهد داشت
امیدوارم که بتونیم یه زندگیه خوب اینجا بسازیم
میدونی که میتونی همه چیزو بهم بگی
شاید بخوای که درمورد بابا بهم بگی - مامان ، من خوبم -
ببین ، سوسیس گرفتم چون رنگش با این خونه یکیه
دور از ذهنه خیلی گرونه
پس
پس تو به خاطر مشکلات مسابقه شکست خوردی
ایا این وقتیه که نمیتونی در مورد اینکه چقد عجله ایه ، فکر نکنی ؟
و حس کنی که این کاریه که به خاطرش روی زمین اومدی
خودشه
پس من شکست خوردم
پس
فکر کنم که عالیه
حالا
من فکر میکنم که تو باید برگردی
و بری خونه
و هیچوقت دوباره در موردش حرف نزنی
ببخشید ؟
تو یه مسابقه سه راندی داشتی که یهو لغزیدی و کو
و حالا میخوای که این کار و زندگیتو بسازه ؟
میدونی بهترین ایده ای که میتونه باشه چیه ؟
هر چی دلار که خودت داری
و پدر و مادرت دارن و دوستات دارن
رو برداری و خفن ترین قایقی که میتونی رو بخری
وسط لنگرگاه پارکش کنی
بعد منفجرش کنی
و غرق شدنشو تماشا کنی
اینجوری استفاده بهتری از وقت و پولت میکنی
No comments yet. Be the first to leave one.