ആദ്യത്തെ 186 വരികൾ.
.سلام - .سلام -
خب، همه چيز درمورد فسخ ازدواج درست پيش رفت؟
.آره، مشکلی نیست. همهش انجام شده
.راس"، ممنون"
شماها میاین بریم یه فیلم ببینیم؟ - آره، چرا که نه؟ -
.بذار برم پلیورمو بيارم - .باشه -
ميخواي يه چيز عجيب و غريب بشنوي؟
.همیشه
.فسخنامه رو نگرفتم
چی؟ - .هنوز زن و شوهریم -
.به "ریچل" نگو. بعداً میبینمت
آدامس داري؟ - .آره -
صبر کن! صبر کن! سلام، گوش کن، "راس"، میتونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟
.ولی، "فیبی" برای دیدن فیلم دیرمون میشه
!یه تاکسی ـه. تاکسی
.عالی ـه
.عجب زمانبندیای! خدایا، هان؟ بفرما
.قدم میزنیم. درست توی خیابون "آنجلیکا"ست
!آنجلیکا"! برو! برو"
فسخنامه رو نگرفتی؟
.میدونم - !"راس" -
،خب، سعی کردم، ولی وقتی به دفتر وکیلم رسیدم :تنها چیزی که شنیدم این بود که
"!سه تا طلاق! سه تا طلاق"
:ببین، فقط نمیخوام از روی سنگ قبرم خونده بشه ".راس گلر: سه بار طلاق گرفته"
نگران اون نباش. روی سنگ قبرت هر چی بخوای .میتونی بنویسی
:میتونه نوشته بشه ".راس گلر: موفق در ازواج"
:میدونی؟ روی مالِ من نوشته میشه ".فیبی بوفِی: زنده دفن شده"
تنها چیزی که میدونم اینه که، نمیتونم یه ازدواج .ناموفق دیگه داشته باشم
پس میخوای همسر دختری باشه که حتی دربارهش نمیدونه؟
.خانم البته. ببخشید
.خب، باشه، البته هنوز کاملاً دربارهش فکر نکردم
.فقط به "ریچل" چیزی نگو، لطفاً - .ریچل" یکی از نزدیکترین دوستام ـه" -
ولی اینکه تنها شخصی باشم که دربارهی این میدونه .باعث میشه احساس خاصی داشته باشم. باشه
باشه، بس کن، بس کن! "فیبی"؟
!"سلام، "ريچ
اون دیگه چی بود؟
.ببخشید. قاطی کردم
فیلم چه طور بود؟
.هنوز ندیدمش
!بهتر عجله کنی. خیابان "آنجلیکا"! برو. برو
!نه
ترجمه و تنظيم مهرداد
.:: Friends 6x02 ::. The One Where Ross Hugs Rachel پنجشنبه ،21ام آذر 1392
وقتی با هم زندگی کنیم میتونم یه دستگاه گومبال بگیرم؟
البته. "جویی" نمیذاشت ازشون داشته باشی؟
،نه، وقتی کار به شیرینیجات میرسید .خیلی سختگیر میشد
راهی پیدا کردی که بشه بگی داری از اونجا میری؟
:نه، نه، همهشتلاش میکنم. و میدونی، فقط میتونم بگم که ..."جویی، من باید"
:بعدش یهو ترسم ورم میداره و با برم دستشویی"، تمومش میکنم"
.شاید فکر کنه بیمارم
...باید به "ریچل"بگم، ولی من .باید تمومش کنیم
.دفعهی بعد که دیدیمشون، بهشون میگیم. همین
قرار اینجوری باشه؟ همیشه بهم دستور میدی؟
.تقریباً - .خیلیخب -
."سلام، "مونيکا - سلام، رفيق، حالت بهتر ـه؟ -
."جویی"
.باید یه چیزی بهت بگیم
!خدایا
!حامله شدی
نه! نه؟
.نه - !نه -
.ببین، "جویی"، قضیه اینه
.من و "مونیکا" تصمیم گرفتیم با هم اینجا زندگی کینم
.پس من باید اسباب کشی کنم، رفیق
.واقعاً براتون خوشحالم بچهها. تبریک میگم .بعداً میبینمتون
جویی"! "جویی"! حالت خوبه؟" - .آره -
.باید برم. یه نقش گرفتم
!انگار باورتون شد
!این خیلی بد ـه
...اونطرف سالن خواهم بود. و بهت قول میدم
،لحظهای که "مونیکا" و من بهم بزنیم .سریع میام باهم زندگی کنیم
...باشه، ببین، ببین، اگه قرار باهاش زندگی کنی
.احساس وظیفه میکنم که حقیقت رو دربارهش بهت بگم
.اون هماتاقیِ بدی ـه. خیلی بد
...یادش مره که
...اون همیشه، اون همیشه
!کیُ دست انداختم؟ اون بهترین هماتاقی ـه
سلام "فیبز". "ریچل" رو ندیدی؟ - .سلام -
نه، چرا؟ - .خبرای هیجانانگیزی دارم -
.حامله شدی
!نه
.من و "چندلر" میخوایم باهم زندگی کنیم
!خوبه
ولی اگه حامله بودی، اسمشو چی میذاشتی؟ ."راهنمایی، "،فیبی
.سلام - .سلام -
چه خبر؟ - ...خب -
.منو "چندلر" میخوایم باهم زندگی کنیم
.خدایا
...خواهر کوچیکم و بهترین دوستم
.میخوان بدون اینکه ازدواج کنن باهم زندگی کنن
.عالی ـه. عالی ـه
.بچهها، منم خوشحالم - .باشه، بیاین اینجا -
،روز بزرگی ـه، هان؟ مردم میخوان با هم زندگی میکنن .مردم ازدواجشون رو فسخ میکنن
...باید برم "ریچل" رو پیدا کنم. ولی
،ولی اگه دیدینش، لطفاً بهش یه خبر واقعاً بد بدین .که خبر من خیلی بد به نظر نیاد
.باشه، خداحافظ
."یه چیز بد برای گفتن به "ریچل
خبر بد برای "ریچل". چی میتونه باشه؟
میشه بیخیال شی، لطفاً؟
.زندگیِ من خجالتآور ـه. خیلی از خودم خجالت میشکم
.اونقدرا هم مسئلهی بزرگی نیست. همهش 3 بار طلاق گرفتی
...هنوزم زندگی خواهی داشت، با یه نفر قرار
نه، نخواهم داشت. من پایین لیست کسایی .که قرار میذارن خواهم بود
تنها کسی که پایینتر از منه کسیِ ...که 4 بار طلاق گرفته
...قاتل
.و زمینشناسها
،راس"، داری مسخره بازی درمیاری، باشه؟ تو بامزه" .باهوش و دوست داشتنی هستی
.این خیلی مهمتر از اون 3تا طلاقِ لعنتی ـه
تا حالا با کسی که 3 بار طلاق گرفته قرار گذاشتی؟
منصفانه نیست. میدونی، بیشتر افرادی که 3 بار .طلاق گرفتن حدودِ 60 سالشون ـه
.هیچکس جز خودت به این موضوع اهمیت نمیده
.این داستان شرمساری رفته توی ذهنت
.بيا، بهت نشون ميدم. بيا اینجا - چيـه؟ -
سلام. گوش کنین، دوستم "راس" در حال طلاق گرفتن .برای بار سوم ـه
ولی شما باهاش قرار نمیذارین؟
.و اگه همینجا صبر کنین، میرم "راس" رو میارم
.فکر کردم "ریچل" ـه
چی لوم داد؟ - .باید بهش بگم -
.باید تمومش کن. من به "راس" و "فیبی" گفتم .تنها کسی که مونده اون ـه
.باشه، همینه. همه میدونن. رسمی ـه .با هم زندگی میکنیم
.بدون هیچ برگشتی
میترسی؟ آره؟
.نه
.خب، اون ترسناکترین صدام بود. تو خیلی شجاعی
.سلام - .سلام -
.بدترین روز ـه
،بالاخره فکر میکنی داری توی شغلت پیشرفت میکنی ."بعدش رئیست صدات میکنه "راکل
...اولین 4 سالی که مشغول بودم، همه صدام میکردن
.جِدی میگم - .باور میکنم -
درست وسط یه جلسه بود، پس البته که .هیچکس دیگهای نمیخواست تصحیحش کنه
.پس همه "راکل" صدام میکنن
."تا آخر روز، بچههای توی اتاق نامه صدام میکردن "راکی
خب، من هنوزم فکر میکنم تو خیلی خیلی خوب .و خیلی خوشگلی
چی؟
.همهش مالِ خودت ـه، عزیزم
.ریچل"، بیا اینجا"
.بشین
.باشه
...گوش کن، "چندلر" و من
.میخوایم باهم زندگی کنیم
.اینجا
.خدایا
!خیلی عالی ـه
!خیلی براتون خوشحالم بچهها
واقعاً؟
.و خیلی لطف کردی که ازم پرسیدی
خدایا! ما سه تا قرار با هم چه زندگیِ توپی !داشته باشیم
.آره، قراره
چندلر"، باید حواست به اون دوشهای طولانیای ...که میگیری باشه
.چونکه میدونی "راکل" نمیتونه دیر کنه
."ریچ" - .روش کار میکنه -
!خیلی هیجانانگیزه
...بیا در خونهمون رو بزن
.ما منتظرت میمونیم
.دیدی؟ وقتی که داستان رو بفهمی، خیلی هم بد ینست
.اولین ازدواج: تمایلات جنسیِ مخفیِ همسر .تقصیر من نیست
.ازدواج دوم: گفتن اسم اشتباه در محراب
.یکم تقصیر من ـه
ازدواج سوم: جِداً نباید وقتی اونقدر مستی و روی ...صورتت چیزی نوشتی
.بهت اجازه بدن ازدواج کنی
.تقصیر ایالت "نوادا" ـه
خب، چی فکر میکنید، خانمها؟ کی نمیخواد با اون قرار بذاره؟
.طلاقها اذیتم نمیکنه. من باهاش قرار میذارم
.ولی نه تا وقتیکه هنوز متاهل ـه
و تو، قرار نمیذاری؟
.من دیگه اصلاً قرار نمیذارم
.فقط داشتم با آدمایی که برام بد بودن قرار میذاشتم
...پس تصمیم گرفتم تا وقتیکه روش کار
.خوبه. خوبه. حالا هر چی
تو چی، "مگ"؟
.خب، منم طلاقها برام مهم نیست
.ولی باهاش قرار نمیذارم
موضوع اینه که مشخص ـه که اون هنوز .عاشق اون دخترِ "ریچل" ـه
چی؟
".اون گفت: مشخص ـه که اون عاشق این دخترِ ریچل ـه
.مسخرهس. منظورم اینه، آره، "ریچل" دوستِ خوبم ـه
...و من در گذشته عاشقش بودم
.ولی الان، فقط همسرم ـه
فیبی"، کمکم میکنی؟"
.خب، فکر کردم وقتی باهاش ازدواج کردی عاشقش بودی
مست بودیم! با اون مقدار الکل .با "جویی" هم ازدواج میکردم
هی! کارت میتونست به کسایی !خیلی بدتر از "جویی تریبیانی" برسه
.متاسفم، ولی شماها اشتباه میکنید
.من فقط نمیخوام 3 بار طلاق داده بشم
آره، و الان داره از این موضوع 3 بار طلاق ...استفاده میکنه
.چونکه میخواد همسرش باشه چونکه عاشقش ـه
No comments yet. Be the first to leave one.