Invasion

Invasion (Invasión)

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Invasion 1969 DVDRip
കമന്ററി എഴുതിയത് 141
مترجم اسپینوزا ارائه ای از کانال تلگرام https://t.me/Cinema141

ടാഗുകൾ

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2020-07-28
ഡൗൺലോഡുകൾ: 40
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

در سال 1978، در طول ديکتاتوري ...نظامي در آرژانتين

،هشت حلقه نگاتيو اصلي از فيلم تهاجم ...فيلمبرداري شده در سال 1969

از لابراتوار الکس در .بوئنوس آيرس به سرقت رفت

پس از بيست و يک سال ...محاصره، تلاش و مهرباني

،پير آندره بوتانگ و ساير دوستان ...در فرانسه و آرژانتين

اجازه ساخت يک چاپ کامل نگاتيو جديد .از فيلم را فراهم کرد

...منابع اين چاپ چهار حلقه نگاتيو اصلي بود

...و هشت حلقه دوپليکيت نگاتيو

که از ترکيب دو چاپ قديمي 35 ميليمتري .مثبت حاصل شد

اين اولين ترميم است که به لطف ...تکنسين‌ها در سال 1999 به دست آمد

...در لابراتوار ال تي سي

به کساني در استوديو دسمارکست ...براي رسيدگي به ميکس صدا

،به ريکاردو آرونوويچ ...مدير اصلي فيلمبرداري

،و به هوبرت نيوگرت .که مسئوليت توليد را بر عهده داشت

.از تمام آن‌ها سپاسگزاريم .سازندگان

مترجم: اسپينوزا

مرز جنوبي

توي کافه‌اي که محل تحويل محموله‌ست .بهشون اطلاع ميدم

تهاجم

.انگار يکشنبه قهرمان ميشيم

.مثل هميشه به داورها بستگي داره

.بي‌خيال .مهاجمين ما نابودشون مي‌کنن

.اين تيمي هست که بايد انتخاب بشه .برامانته خودش مي‌دونه چي داره

.درسته، اينجا يه عکسي ازش هست

!چشم‌هات عجب ديدي دارن

!نمي‌دونم چرا کمردرد اينقدر شيفته‌ي منه

،دن پورفيريو، تو سابقه‌ت زياده پيش‌بينيت واسه يکشنبه چيه؟

.نمي‌دونم .هرچي خودت بخواي

.اينم گياهان شما کمي شکر هم مي‌خواي؟

.انگار لازم ميشه

.نگران نباش، دن خسوس .ديگه به تلخي عادت کردم

.بي‌خيال، تو اصلاً ايمان نداري

خداروشکر توي فوتبال .حرف اول رو مي‌زنيم

.خب، اين يه دلخوش کردنه .اميدوارم حق با تو باشه

!نيازي به گفتن نداره

،بايد منو ببخشين .کمي عجله دارم

.ونسلائو، بايد منو ببخشي

.کمي عجله دارم

.تمام اين سال‌ها صرف آماده‌سازي شد .حالا دارن اقدام مي‌کنن

.امروز، روزشه - .خوبه -

.آدم از انتظار خسته ميشه .بزودي ميام

چيزي شده؟

.غيبت‌هاي منو زياد جدي نگير، خانم

.يه رازي رو بهت ميگم .دوست دارم اون بازي اسرارآميز رو انجام بدم

.آره، مي‌دونم يه بازيه

.خودت مي‌بيني، زياد دير نمي‌کنم

.سلام

،نگران نباش، دن پورفيريو .ميام اونجا

،اگه همسرم زنگ زد .بگو رفتم يه تزريق انجام بدم

.يه گروه پيشرو به شهر اعزام شدن

دستوارت رو توي اين کافه .کنار اسکله دريافت مي‌کنن

مي‌خواي جلوشون رو بگيرم؟

.اونجا نه .نبايد توي کافه ديده بشي

.مستقيم به انبار برو

.اونجا يه کاميون منتظر گروه پيشرو هست

.ولي تو قبل از اون‌ها اونجا هستي

تنها نري، فهميدي؟

.ايرالا و سيلوا رو ببر .ويلدراک هم مياد

.توي داروخانه بهش زنگ زدم

.کاميون رو نابود کن، همين .نه تعقيب، نه درگيري، هيچي

.نگران هيچي نباش

...لبنديگر

هررا، همه چيز روشنه؟

.توي انبار منتظر بمون .به کافه نري

مگه بهمون نگفتن به انبار واگن شمالي بريم؟

.آره

پس اينجا چي مي‌خوايم؟

نمي‌دونم به اندازه‌اي که ميگن .سرسخت هستن يا نه

چرا نگراني؟ !فراريشون ميديم

.خيلي خواب‌آلودي، دکتر سيلوا چرا کمي استراحت نمي‌کني؟

.اينجا اتفاق خاصي نمي‌افته

.به هرحال، ايرالا، خودش يه ببره .حواسش به من هست

درسته، ايرالا؟

.باشه، باشه، يه چرت کوچولو ميزنم

ميشه يه نصيحتي بهت بکنم؟

.نصيحت رايگانه

،اگه کاري نداري انجام بدي .جاي ديگه اينکارو انجام بده

چي شده، ايرالا؟ دوباره دندون درد گرفتي؟

.هي، مراقب باش .حواست به آبجوها باشه

!دوتا شات، سريع

.تکون بخور

.بايد بدوني انبارها کجا هستن

.شايد - خب بهم ميگي؟ -

.چندان ساده نيست

.روي مرز شمالي هستن

رد احشام رو دنبال کنين .تا به تقاطع دوم برسين

.بعد به چپ برين، دوباره به چپ برين

بعد به راست تا جايي که .ديوار آجري هست

.بعد پيچيده‌تر ميشه - .با اين وجود، بهتره بياي و نشونمون بدي -

!ايرالا

.سوار شو .کنار من راحت‌تر هستي

.نقشه خوبيه .بيارشون و بذار ببينن

.خانم اگه اينکارو بکنين، قانع ميشن - .چرا ترسيدين؟ بيچاره‌ها -

.دستورات ما فعلاً ميگه اقدامي نکنيم، ايرنه

.خودت بودي که دستور رو آوردي

.عصر بخير، من يه توريستم .توريست، خارجي

،خيلي به اين علاقه دارم .توي کشورم

.بهم گفتن ميشه از اينجا ديدن کرد - .البته، خانم -

ترسيدي، آقاي ونسلائو؟

.فکر کنم حق با توئه .هرکسي باشه مي‌ترسه

،ساده‌ترين ترس .ترس از اينه که سخت برخورد کنن

اين نوع از ترس .باعث ميشه همه‌چيز رو فراموش کني

...حتي فراموش کردن اون‌هايي که بيرون هستن

...و اون‌ها که ميان

...در ميزنن

...اگه هيچکسي

.جلوي اون‌ها نأيسته

ما رو کجا مي‌برين، دوست من؟

.نمي‌دونستم مسير انحرافي داره

.از اون مغازه راه رو مي‌پرسم - .همراهش برو -

.محکم‌تر بزن - .حق با توئه -

مرز شمالي

کجا بودي؟ بقيه کجان؟ - کاميون رسيد؟ -

دن پورفيريو چندتا گاودار گذاشت .که به تعويق بندازنش

.خوبه

.ايرالا ناپديد شده .اميدوار بودم پيش تو باشه

.بيچاره نيات خوبي داره

...ولي زمانش که مي‌رسه

.امروز صبح ايرنه رو توي خيابون ديدم

خب؟ - .هيچي، همين -

چي باعث شد اينقدر طولش بدين؟ - .چندتا گاو جاده رو بسته بودن -

.داره دير ميشه - .ما حاضريم -

.ماشين رو ببرين و ما دنبالتون ميايم

.اين موتور رو مي‌خوام .پنج هزار پزو بهت ميديم

.بابت فقط اجاره، پياده شو

.نگران نباش، برش مي‌گردونه

اون‌ها چيکار مي‌کنن؟

.صبور باش، دوباره زنگ مي‌خوره

!هررا !پس مجبور شدي درگير تيراندازي بشي

.آره، آره .بهش رسيدگي مي‌کنم

که چي؟ کاميون تنها چيزي .نيست که ميارن

ويلدراک، کاميون رو با .بار پيدا کرده

.بيرون ويلا لوس لورلز هست

.مهم نيست چه اتفاقي بيفته، بايد نابود بشه .تا امشب

خودت بايد دليلش رو بدوني، درسته؟

.همينه .زمان مي‌خوام، هررا

،ونسلائو .يه شب بي‌خوابي ديگه داريم

منتظر بودم، چرا نرفتي؟ بقيه کجان؟

.هيچکس پيداش نشد، هيچکس بهت گفتم، نه؟

حالا کي حرفمون رو باور مي‌کنه؟ .هيچکس اونجا نبود، ايرنه

.کافيه

.خودم بررسي مي‌کنم ...برمي‌گردي

اون يارو کي بود؟ - .نمي‌دونم -

.آدرس مي‌پرسيد

.من سوار اتوبوس ميشم

.ديشب پيدات نشد

.سرم شلوغ بودم، کار داشتم ...با خودم گفتم که حالا

.يکي از دوست‌هام مريض شده

...و چون فکر مي‌کردم نمياي

.ديروز تمام بعدازظهر بيرون بودي

.رفتم قدم بزنم .از انتظار محض بدم مياد

.زود برمي‌گردم

بعداً مي‌بينمت؟ - .خب، نه، نمي‌تونم -

...امشب يه - .خوبه -

.اتوبوسم اومد

،يکي گفت بهتره الان بريم .قبل از اينکه بارون شروع بشه

چيکار مي‌تونيم بکنيم؟ .افرادشون همه جا هستن

.مجبور شدم دوباره به زنم دروغ بگم، لعنتي

وقتي زن‌ها منو مي‌ترسونن .بهشون دروغ ميگم

.مراقب باش .فکر کنم صداي گيتار شنيدم

سيلوا به خاطر ميلونگا دو فلورس .ما رو نمي‌بخشه

!چه غافلگيرکننده - .فکر نمي‌کرديم بياي -

.مشکوک نشو .امشب بهت وفادارم

.دوستي، شور شفاف‌تري از عشق داره

.من اومدم

...براي ديگران، تب

...و عرق عذاب

...و براي من چهار گلوله

...زماني که روشني روز مي‌رسد

...مانوئل فلورس در حال مرگ است

...اين چيزي است که مطمئناً

...مرگ يک عادت است

...که بيشتر مردم دارند

...فردا گلوله مي‌آيد

...و با گلوله، فراموشي

...:پس گفت مرلين حکيم

...مُردن، متولد شدن است

...و با اين حال به من درد مي‌دهد

...براي خداحافظي از زندگي

...چيزي که آدمي بايد عادت کند

...بسيار شيرين و بسيار آشنا

...سپيده‌دم دستم را مي‌بينم

...رگ‌هاي درون دستم را مي‌بينم

...به طرز عجيبي به آن‌ها نگاه مي‌کنم

...گويي که دستان کسي ديگر هستند

...چند چيز در راه خود

!اين چشمان من ديده‌اند

...که مي‌داند چه خواهند ديد

...بعد از اينکه مسيح مرا داوري کرد

...براي ديگران، تب

...و عرق عذاب

...و براي من چهار گلوله

...زماني که روشني روز مي‌رسد

دکتر، قبل از اينکه کامل مست بشي .برو ويلا رو يه بررسي بکن

.ممنون .حالا بذار يکي واقعاً بنوازه

.کاميون بيرون ويلا لوس لورلز هست

قبل از سپيده بايد نابود بشه، فهميدين؟

.اون کاميون‌هاي ديگه هم مهم هستن

ولي اين يکي تجهيزات راديويي رو .حمل مي‌کنه که مهاجمين نياز دارن

،با نابود کردنش .حمله‌شون به تعويق مي‌افته

Invasion subtitles in other languages

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left