Spartacus: House of Ashur

Spartacus: House of Ashur

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Spartacus House of Ashur S01E10 1080p WEB h264-ETHEL
കമന്ററി എഴുതിയത് warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 10 Spartacus: House of Ashur 2025 زیرنویس فارسی سریال

ടാഗുകൾ

webdl
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2026-02-06
ഡൗൺലോഡുകൾ: 226
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

کی اون زندگیِ لعنتیش رو گرفت؟

یه سکایی. اسمی نداره

کلادوس به دست یه زن از پا دراومد؟

اون هیچ‌وقت چنین چیزی نمی‌خواست

من و تو که مدام روبروی هم ایستادیم

می‌خوام که به آکیلیا کمک بشه

باید از بابتِ اطلاعات‌مون مطمئن باشیم

که تو در برابر کسانی محافظت میشی که

می‌خوان تو رو به دردسر بندازن

از عمو سرویوس حرف می‌زنی؟ اون سایه‌اش سنگینه، ولی فقط یکی از اون‌هاست

اگه به پومپه اجازه داده بشه با ویریدیا ازدواج کنه

تا ابد با گابینیوس هم‌پیمان می‌مونه

قصد داری گابینیوس رو از مجلس سنا حذف کنی؟

نه. قصد دارم از زندگیِ لعنتیش حذفش کنم

بگید حمومش کنن و بفرستنش پیش من

هیلارا، کمک کن

در مورد یه موضوعِ فوری

منو صدا کردی که

این دیگه چه گندیه؟

به کراسوس خبر بده

تا در مورد حمایتِ کاملِ من از اون در مجلس سنا صحبت کنیم

قصدم این نبود

ویریدیا می‌فهمه

که تو واقعاً چه جور آدمی هستی

نه

می‌فهمه

دخترت چطوره؟ اوضاعش چطوره؟

مثل کسی که قلبش رو از سینه‌اش بیرون کشیدن

باورم نمیشه که رفته

مرگ اون سخت‌ترین ضربه به جمهوری بود

چه فقدانِ غم‌انگیزی

بدون که من اینجا هستم

برای هر دوی شما

ابرازِ همدردیت رو می‌پذیرم

همون‌طور که انتظار می‌رفت

آه

سزار و کورنلیا ظاهر میشن

و تاریکی رو با نوری دلپذیر از بین می‌برن

کوسوتیا

چنان شیونی کردم که انگار شوهرِ عزیزم

از گوشت و پوستِ خودم جدا شده

خوشحالم که هنوز سرِ پا هستی

ای کاش پومپه این‌طور سرِ پا نبود

دشمنِ مردم

به این فکر کن که با آغوشِ باز و مهربونی ازش استقبال کردیم

و چاپلوسی‌ش رو کردیم

اون باید حساب پس بده

ترجیحاً با نوکِ یه شمشیرِ لعنتی

اون کنسولِ رم هست

فراتر از قوانینی که بر بقیه‌ی ما حاکمه

یعنی می‌خوای برای کارهایی که کرده مجازات نشه؟

نه. منظورم فقط اینه که

اوضاع باید آروم بشه

کراسوس قصد داره قطعنامه‌ای رو در سنا مطرح کنه

تا عنوان و مقام رو از پومپه سلب کنه

و همین‌طور از مصونیتی که اون مقام بهش میده

پس تکلیفِ ارتشش که بیرون دروازه‌های رم اردو زده چیه؟

از مسئولیت شونه خالی کرده

مثل تمامِ آدم‌های پست‌فطرت وقتی که دست‌شون به خون آلوده میشه

اوضاع تحتِ کنترله

اون به مقام "لِگاتوس" ارتقا پیدا کرده

و ماموریت داره که پومپه رو به یه پایانِ خونین برسونه

عذر می‌خوام

میرم که ادای احترام کنم

سزار

با اومدنت به این خونه افتخار دادی

اجازه بده سرویوس، برادرِ شوهرِ عزیزم رو معرفی کنم

عمیق‌ترین تسلیت‌ها برای از دست دادنِ

عزیزترین برادرت

سپاسگزارم

اما باید بپرسم، چرا برده‌ی تو بین ما ایستاده؟

آشور یه مردِ آزاده‌ است

و یه لانیستایِ محترم در کاپوا

آه، بله

همون سوریه‌ای که پروکولوسِ عزیز ازش تعریف می‌کرد

به فکرِ یه "مونرا" برای ادای احترام به خویشاوندِ درگذشته‌ام هستم

و برای اینکه دوباره خودم رو به شهری معرفی کنم که خیلی وقت بود ازش دور بودم

مسابقاتِ سوگواری؟

من مردهام رو رایگان در اختیارتون می‌ذارم

به یادِ پدرت. اوه، عالیه

که با مهربونی جبران بشه؟ بدونِ شک

دست‌مون خالی نیست

فرض کنیم تعدادی از مردهای شما، هر کدوم با قهرمان‌های خودشون

در مسابقه‌ی اصلی با هم روبرو بشن؟

خاطره‌ی برادرت با خون روی شن‌های میدان حک میشه

همون‌طور که می‌خوام امروز برگزار بشه

توسطِ

تمام کسانی که از اصالتِ مناسب برخوردارن

ما فقط مهمانِ خاندانِ سرویوس هستیم

هوم، این مرد رو به بیرون راهنمایی کنید

از پشتِ ویلا، دور از چشمِ عموم

صبر کن

یه لحظه وقت می‌خوام

عذر می‌خوام

عموی من ممکنه

تندخو باشه

احمقانه بود که اومدم

خوشحالم که اومدی

می‌خوام ازت تشکر کنم

بابتِ چی؟

سعی کردی بهم هشدار بدی

در مورد پومپه

ای کاش گوش داده بودم

گناه گردنِ اون مردیه که جونِ پدرت رو گرفت

و نه هیچ‌کس دیگه

اون لایقِ چنین سرنوشتی نبود

نبود

باید برم قبل از اینکه متوجهِ نبودنم بشن

بدون که همیشه به فکرت هستم

از نیزه برای حفظِ فاصله استفاده کن

نذار اون سکاییِ لعنتی نزدیک بشه

دوباره

برادرِ گابینیوس قصد داره مسابقاتِ سوگواری برگزار کنه

دکتره

تعدادی از مردها رو خواستن

هر کدوم رو که می‌خوای انتخاب کن

ارباب، پس تکلیفِ اون سکایی چی میشه؟

آکیلیا در مسابقه‌ی اصلی با اون روبرو میشه

افتخار

برای خاندانِ آشورِ لعنتی

از من دوری می‌کنی

من فقط دارم به وظایفم به عنوانِ ناظر رسیدگی می‌کنم

مگه وظایفت شاملِ قتلِ یه سناتورِ لعنتی هم میشه؟

نمی‌دونستم پومپه به این شکلِ مرگبار واکنش نشون میده

کارهای یه مرد به هیچ وجه قابل پیش‌بینی نیست

وقتی که تحتِ تاثیرِ تریاک باشه

برای همینه که اربابِ لعنتیت اون لحظه اون رو می‌خواست، مگه نه؟

این‌طور نیست؟

و برای همینه که با مهربون‌ترین کلمات منو خر کردی

تا اون رو از اتاقِ بانو کش برم

من از نقشه‌ی ارباب خبر نداشتم

و اگه فکر می‌کردم قراره به کسی

آسیبی برسه، تو رو درگیر نمی‌کردم

نیت، هیچ تاثیری روی نتیجه‌ی مرگبار نداره

اگه بفهمن که من

هر کسی که دستی در این کار داشته زجر می‌کشه

مسائلِ این خانه‌ی لعنتی

و هر کسی که توشه، دیگه برام اهمیتی نداره

بانو برای رفتن به رم آماده میشه

و می‌خواد که من کنارش بمونم

تو این خونه رو ترک می‌کنی؟

و دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گردم

نگران نباش، برادر

تو دوباره برمی‌خیزی

وقتی که اون به دستِ اون سکایی شکست بخوره

دکتره

اون سکایی مثل تو از سمتِ راستش استفاده نمی‌کنه

دستِ چپشه که خطرِ بزرگتری محسوب میشه

از زیرِ دستم در رفته بود

شاید

شاید یه چشمِ تیزبین‌تر، نتیجه‌ی ناامیدکننده‌ی کمتری به بار میاورد

شاید

فکر می‌کردم از سبکِ "دیماکروس" خوشت نمیاد

نمیاد

اما پدرم خوشش می‌اومد

مثلِ همون هیولایی که قراره توی میدون باهاش روبرو بشی

تو عقب بمون لعنتی

داریم در جهتِ امیدوارکننده‌ای پیش میریم

خوبه. اما یه نیزه‌ی لعنتی دو سر داره

سعی کن از هر دوشون استفاده کنی

دوباره دنبالِ فرصتی هستی تا جایگاهِ قهرمانی رو به چنگ بیاری؟

پشیزی برام اهمیت نداره

من فقط تشنه‌ی اینم که سکایی‌ها از این دنیایِ لعنتی محو بشن

اگه به دستِ من نشد، به دستِ تو

کارِ قهرمانِ اون سوریه‌ای رو زود تموم نکن

می‌خوام زجر کشیدنش رو ببینم

و به تبعِ اون، زجر کشیدنِ اربابش رو

و می‌خوام ببینم که چطور به جونِ اون دکتره‌ی لعنتی میفته

تا ترازویِ خون به تعادل برسه

جمعیت دوباره دارن در کمال ناباوری برات هورا می‌کشن، مردِ کوچک

در نبودِ برادرانِ از دست رفته

خدایان نامِ "ساتیروس" رو متبرک کنن

اما می‌ترسم که این بار

با یه پیروزیِ معجزه‌آسای دیگه بهت لطف نکنن

در مقابلِ یه حریفِ تمام‌عیار

قراره دوباره توی میدون بجنگم؟

بله

اما نه به تنهایی

می‌خوای منو با یه زنِ لعنتی هم‌تیمی کنی؟

من فقط می‌خوام یه مدت بیشتر زنده بمونی

و ببینم که خزانه‌ پر از سکه شده

قبل از اینکه بمیری

بیا

خیلی وقته که با یه حریفِ لایق روبرو نشدم

و می‌خوام خودم رو در برابرِ کسی که به چالش می‌کشتم محک بزنم

بذار ببینیم از روزهای جنگ چی یادم مونده

و ماجراجویی

ویلا خیلی خالی به نظر میاد

در غیابِ حضورش که خونه رو پر می‌کرد

با دردناک‌ترین پشیمانی‌ها روبرو هستم

که چرا اصلاً از پیوندِ تو با اون پومپه‌ی لعنتی حمایت کردم

اوه

تو فقط برای تامینِ آینده‌مون تلاش کردی

برای محافظت در برابر کسانی که بدِ ما رو می‌خواستن

عذر می‌خوام

امیدوارم مزاحمِ خلوت و تفکرات‌تون نشده باشم

ما فقط داشتیم در موردِ این خونه حرف می‌زدیم

و کسانی که در سایه‌ی کم‌رنگِ پدری مهربون در اون زندگی می‌کنن

و شوهری با ملاحظه

ویلایِ خیلی خوبیه برای بزرگ کردنِ یه بچه

More Farsi Persian subtitles for Spartacus: House of Ashur

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left