ആദ്യത്തെ 164 വരികൾ.
موشهای زرد و سیاه
بچهمزلفهای عوضی
حالم از «آیکی» بههم میخوره، بچهمزلفهای عوضی
موشهای زرد و سیاه
بچهمزلفهای عوضی
حالم از «آیکی» بههم میخوره
موشهای زرد و سیاه
بچهمزلفهای عوضی
حالم از «آیکی» بههم میخوره، بچهمزلفهای عوضی
وقتی یهو تنهات گذاشتم
ما بهش میگیم «جیم شدن»
تو روزای قبل از سرقت
وقتی همه چی ردیف شده
و دیگه راه برگشتی نیست
خراب است
غیب میشی
اون شب که تو و پسرا رو ترک کردم
چارهی دیگهای نداشتم
هر چقدر هم که عجیب به نظر بیاد
اشکالی نداره. طوری نیست
میدونستم
خاطرِ تو این کارو کردم
به خاطرِ خودمون
هر سارقی برای خودش یه جور غیب شدن داره
میشل
میشل میرفت استادیوم فوتبال
و اونجا گم و گور میشد
«نیکه» همیشه یه بلیط قطار شبرو به مقصد شمال میگرفت
یه جوری صحنهسازی میکرد که انگار رفته کوهنوردی
واسه «زوران»، نقشه دقیقاً برعکس بود
تا جایی که میتونست بیسر و صدا رفتار میکرد تا پلیس فکر کنه بیخیال شده
بازم همون بساطه؟
آره، رفت سراغ بعدی
یه زمانی با یه سارق حرفهای کار میکردم که به این کار میگفت
«راه انداختن سونامی»
فکر کنم منظورش یه چیزی بود مثلِ
لحظاتِ قبل از اینکه اون موجِ عظیم به ساحل بزنه
وقتی آب یه جورایی
میره عقب
آرامشِ قبل از طوفان
سونامی
فقط دارم میگم به نظرم اشتباهه که الان بیخیال بشیم
گزینهی دیگه چیه؟ خبری از سرقت نیست
هنوز مطمئن نیستیم
نمیتونیم همینطور به شنود کردنِ آدمایی ادامه بدیم که
شاید یه زمانی به فکرِ ارتکاب جرم افتاده باشن
ولی بعدش بیخیال شدن
اگه بتونیم مدرک کافی جمع کنیم
هنوزم میتونیم به جرم تبانی متهمشون کنیم
بسه دیگه، هامسیک
قبول کن که شکست خوردی
سرقتی در کار نیست
خب، ممنون که وقت گذاشتی. آره، مرسی
میبینمت. مراقب خودت باش
فعلاً، بورییسون. حتماً
خداحافظ. فعلاً
یه چیز دیگه
دربارهی پروندهت توی بازرسی
ببینم چیکار میتونم بکنم، ولی دیگه از دست من خارجه
من، خب
میتونیم بگیم توی پیشگیری از سرقت موفق بودیم
یا میتونیم بگیم توی اثباتِ تبانی شکست خوردیم
آره
ولی اگه تو جای یکی از اونا بودی، بیخیال میشدی؟
درست وقتی که به هدف نزدیک شدی، جا میزدی؟
آره
ولی تو این کارو نمیکردی
هی
هی، هی. داری نقاشی میکشی؟
هوم
این من و توایم عزیزم؟ آره
اوم، چه قشنگه
عالیه
اوهوم
بهارِ گذشته ما هم کره جنوبی بودیم
ایول. بچهها، اینو گوش کنین
اون سفر معرکه بود. واقعاً دیوانهکننده بود
مرحلهی دومِ جذبِ سرمایه بود؟
هی! آره، دومی
هی، هی، هی. درسته
انگار هیچکدوم از بقیه اونجا اصلاً تلاشی نمیکنن
و هر کاری که رئیسمون انجام نمیده
یه جوری تهش میافته گردنِ من
زوران از طریقِ شرکتِ ساختمونسازیش، یه خونه پیدا کرده بود
که داشت بازسازی میشد
میشل از اونجا با تیمهای مختلف در تماس بود
سلام
وقتشه
و همهمون میدونستیم
اگه کوچکترین چیزی اشتباه پیش بره
بدبخت میشیم
خیلی ممنون
در موقعیت
هی
همه چی ردیفه؟ آره. اینو بگیر
سلام. بیا تو
کشیک که نمیدادن، نه؟ نه
مطمئنی؟ صد در صد. چند روزه کسی تعقیبم نکرده
منم همینطور
بچهها، ما اینجا تقریباً آمادهایم
چی میگن؟ دارن چک میکنن که تو راهیم یا نه
ایستگاهشون کن و بپرس «کجا داریم میریم؟»
خفه شو
همینجا خوبه
سلام. صبح بخیر
میتونم یه چیزی بپرسم؟ البته
اینجا مثلاً یکم کوک یا چیزی نداریم؟
واسه چی میخوای؟
خیلی استرس دارم و... اکسل
مطمئن نیستم با این وضعیت بتونم پرواز کنم، پسر
گوش کن چی میگم. واسه این کار باید ذهنت کاملاً باز باشه
اوم. تو پرواز میکنی. باشه؟
واسه چی نگرانی؟
داشتم فکر میکردم «اگه پلیس سر برسه چیکار کنم؟»
اونا روی زمینان. چرا نگرانی؟
اگه به هلیکوپتر شلیک کنن چی؟
به هلیکوپتر شلیک نمیکنن. تو هوا بمونی، شلیک نمیکنن
اما میتونی اینو تضمین کنی؟ اکسل
هی. همه چی ردیفه؟
آره، داریم نقشه رو مرور میکنیم. ادامه بده. آره، دقیقاً. انبارِ وستبرگا
دقیقه، بریم تو و بیایم بیرون ۱۵
بعدش پرواز میکنیم سمتِ گودالِ شنِ نورسبوری
پولها رو میندازیم پایین، تو میای پسرا رو سوار میکنی و بعدش
من میرم سمتِ کانانبادت که هلیکوپتر رو سر به نیست کنم
اونجا دو تا قایق منتظرن
خب... دو تا؟
آره، چطور؟
چرا باید دو تا قایق باشه؟
یکی واسه آتیش زدنِ هلیکوپتر، اون یکی هم واسه تو
حله؟
بعدش در دو جهتِ مخالف میرن
به یکی از رفیقام هم سپردم همزمان بره ماشینمو بکوبه یه جا
ببخشید؟
هان؟ چی گفتی؟
با... با کی حرف زدی؟
هیچکس. هی، اکسل، نگام کن
اکسل
به رفیقت گفتی چیکار کنه؟ با کسی حرف زدی؟
الوو؟ هیچی
فقط یه فکر بود
آه، فقط یه فکر؟ این چه جوری فکری بود؟
گوش کن. اگه چیزی طبقِ نقشه
پیش نمیره، باید بدونیم
اوم. طبقِ نقشه پیش میریم
میفهمی دیگه، نه؟
خب، از اول بگو. به دوستت چی گفتی؟
هیچی. هیچی؟
نه
با هیچکسی حرف نزدم
هیچکس؟
هی، آروم باش، آروم
فقط خودمونیم پسر. نفس بکش، نفس بکش. چیزی نیست
فقط... فقط یه فکری بود که به سرم زد ولی... انجامش ندادم. من
خیلی خب
خب بهم بگو داداش
پایهای یا چی؟
اکسل
گوشیتو گذاشتی خونه؟ آره
از این به بعد، هیچ تصمیمی از خودت نمیگیری
حالا بگو: «تصمیمِ خودسرانه نمیگیرم». تصمیمِ خودسرانه نمیگیرم
خوبه
کسی میدونه کجایی؟
اکسل؟
نه. مطمئنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.