ആദ്യത്തെ 106 വരികൾ.
S.A.L.K گروه تقديم ميکند
فقط جايزه ام هستيد
(هيچ شخصي (براي خودم
زود باشيد
فرار کردند؟
امکان داره لونشون اونجا باشه
بريد
!بريم، پيتو
آغاز
مهم نيست چه چيزي اونجاست، ما مجبوريم اونها رو عقب نگه داريم
رودورينو، آليتا هنوز نيومده؟
بزودي مياد
!پادشاه! آسيب ديد
گوش کن، آليتا
شورشي ها به زودي به اينجا ميرسند
ما بايد به سرعت شما را معالجه کنيم
بايد فرار کني
ايکاش برادرم اينجا بود
اگه اتفاقي برات بيفته ديگه قلعه وارثي نداره
اگه زنده بموني
خانواده فورلند هميشه زنده خواهد بود
برو به سمت جنگل الند، به مرز هدايتتد ميکنه
...آليتا
!زنده بمون
!پادشاه
!پادشاه
ما شما رو همراهي ميکنيم، فقط کمي عجله کنيد
...شاهزاده خانم، لطفا
جودو، لطفا مراقب همه باش
!ميرانو
لطفا مواظب خودتون باشيد، شاهزاده آليتا
نه
اين خدمتکارتون بخاطر شما اين کار رو ميکنه
شاهزاده خانم، بايد عجله کنيد
متاسفم
بريم
.بچه ها... دخترهاي جون
چه قدرتي
شاهزاده آليتا کجاست؟
!مشت هاي موشکي
چي؟! اون بازوهاي مصنوعي داره؟
اون مرده
اين دختر... يه عروسک مصنوعي
ولي، تو اين کشور، حتما علم اين فن رو داشتن که ساختش
تنها مردمي که اين راز رو مي دونستن خواستن تا قدرت اين کشور رو بدست بگيرند
!اون نمي تونه باشه
!دکتر آکاماشي
تو حرومزاده، داري بر ضد خانوادت عمل ميکني تو که با مهرباني تريبت شدي؟
!تو خائني
اينو بگير
!ارباب رودورينو
گوش کنيد! دکتر گفته که اين شورش نيست
اين فقط يه کودتاي
از مقاومت کردن دست برداريد و شاهزاده آليتا را به ما تحويل بديد
همچنين دکتر گفته
اگه شماها اطاعت نکنيد همتون خواهيد مرد
!هر کسي که در اين اتاق، خواهد مرد
پس، جوابتون چيه؟
در اين صورت همتون رو ميکشم
شروع شده
آيا پرنسس بالاست؟
اون از يه راه سري که تو جنگل الند بود رفتش
که اينطور
بريم
من... من احتياج دارم کمي استراحت کنم
شاهزاده خانم، ما مجبوريم سريع از اين جنگل بريم
ا-اين
کمکم کنيد... يه نفر
!کمکم کنه
يه نفر
تو از کدوم جهنمي اومدي؟
...کمک
!کمکم کنيد
آروم باش، من قصد ندارم بهت آسيب برسونم
چه جهنمي الان شروع ميشه؟
!چي؟
اونها فرار کردند
کمکي نمي تونم بهت کنم بيا برگرديم پيش ارباب
اون چي ؟
ت-تو حالت خوبه؟
نه، نيستم! هي اين ارباب هستش؟
بيدار شد، شاهزاده خانم بيدار شد
...چي... من
!!!!!!!!!!من مردم
!چقدر من احساساتي هستم؟
!من چقدر احمقم، لعنتي
...به طور اتفاقي من رو به سمت دره پرت کرد
هان؟ اين لباس هاي شاهزاده خانم نيست؟
چگونه... و... چرا؟
!به من بگو چه اتفاقي برام افتاده، دومينيکو
چرا من مرده ام؟ آيا من به شاهزاده خانم تبديل شدم؟ آيا شاهزاده خانم به من تبديل شده؟
پرنسس مرده، اون؟ هان؟ يعني من هم مردم؟
پس من تو کدوم جهنم هستم؟
چه اتفاقي افتاده، دومينيکو؟
منم کسي هستم که مي خوام ازت بپرسم
به هرحال، شما واقعا خانم فاريس هستي؟
شما دو نفر يه دفعه از آسمان افتاديد پايين؟
خوب، راجب اون... يه دفعه شاهزاده خانم از جنگل بيرون اومد
اون حالش خوب بود يه دفعه منو به عقب پرت کرد تا بکشه
ولي... اون ترسيد
تو اون جنگل؟
فکر کنم
نگهبان جنگل الند، جيتربوگ. به نظر ميرسه خيلي خوبه
!اره، اگه ما اون رو بکشيم، مي تونيم جايزه خوبي بگيريم
اوه... من شمشير ندارم
!وايسا، وايسا، وايسا
No comments yet. Be the first to leave one.