ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
مرده تو فاز خودشه. داره چیکار میکنه؟
یه رسمِ قدیمیه برای پول به جیب زدن
از دلایلِ نامعلومِ
وضعیتِ فعلیِ بیمارستان «وِستبریج»
هر کی بتونه حدس بزنه چرا «وضعیت سیاه» اعلام کردن، کلِ پولو میبره
آهان، جالبه. ما تو بیمارستان کهنهسربازها از این کارها نمیکردیم
پایه هستی؟ معلومه که هستم
خب، به نظرت چطور میاد؟
شرطِ من روی سیله
تا ۳ ساعت دیگه تعطیل میشن
و ۲۰ تا از مریضهاشون سرازیر میشن اینجا
واسه من بنویس سیل، ۴ ساعت و ۳۰ تا مریض
خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب
هی، دکتر رابی، انگار برات رقیب پیدا شده
آره، اینطور به نظر میاد
خب دیگه رفقا، خوشگذرونی بسه
کلی مریض داریم که باید بهشون برسیم
میخوای «لنگدون» رو از تریاژ برگردونی
که کمکحالمون باشه؟
نه، نه. فکر نمیکنم لازم باشه
بدون اون هم از پسش برمیایم
هر چی شما بگی، رئیس
دانیل اورتیز، گواهینامهت رو بذار روی پیشخوان
نفر بعد
سلام. اِم، اون دکتره بهم گفت
که ۲۰ دقیقه از این روغن معدنی بریزم تو چشمم
این مالِ ۲ ساعت پیش بود
سرمون خیلی شلوغه ولی به شما هم میرسیم
ای بابا. خب کی؟ چک میکنم
گوش به زنگ باش تا اسمت رو صدا بزنن
ممنون. نفر بعد
ببخشید
اِم، سلام. شنیدم برادرم رو آوردن اینجا
اسمش «جکسون دیویس»ـه. کارت شناسایی دارین؟
بله، بله، اِم
من خواهرش «جِیدا دیویس» هستم
ببخشید. من فقط، اِم
دوستم بهم گفت که پلیسِ دانشگاه آوردتش اینجا
انگار توی مدرسهشون یه جور دعوا شده بود
حالش خوبه؟ اینجاست؟ نمیدونم عزیزم
فقط میشه بگین اینجا بستری شده یا نه؟
چک میکنم. بفرمایین بشینین. خبرتون میدم
باشه. نفر بعد
«هارلو» الان هم احساس سرگیجه یا ضعف داره؟
به شدّتِ قبل نیست
ولی سرم هنوز درد میکنه
الان دلدرد هم گرفتم
خب، قبل از اینکه ایبوپروفن بخوره، چیزی خورده بود؟
اه، تقصیرِ من
از صبحانه متنفرم
اشکالی نداره، بهم نگاه کن
لولو نیستم که بخورمت
معذرت میخوام
اِم، قراره با چند تا آزمایش خون شروع کنیم
حالِ اون بچهای که تو دستشویی بود خوب میشه؟
حالش خوب میشه
اِم، خبر خوب
تستِ مخاط بینیت برای کرونا منفی شد
آنفولانزا و آراِسوی هم نداری
ولی ویروسهای زیاد دیگهای هستن که باعث سرفه میشن
چه شانسی دارم من
میتونی ماسکت رو برداری
سطح اکسیژنت روی ۹۱ـه
سطح اکسیژن خونت افت کرده
از وقتی یه ساعت پیش چکت کردیم
و تبِت هم رسیده به ۳۹ درجه
بیا یه کم استامینوفن بهت بدیم
امروز بیرون بودی؟ هوا از همین الان خفهکنندهست
ممکنه مالِ گرما باشه، ولی میخوایم ببریمت
اورژانس اصلی برای معاینه کامل
نمیشه فقط
برام یه نسخه دارو بنویسین؟
مطمئنم فقط یه سرماخوردگیِ تابستونیه
جایی باید بری؟ سرِ کار
میدونم. شنبهست
ولی فکر کنم از اون موقع تا حالا یه روز هم تعطیل نبودم
خب، تعطیلات آخر هفتهت از همین الان شروع میشه
هی، جوادی
واسه تولدت چیکار میکنی؟
کی بهت گفت؟ خبرها زود میپیچه
هیچکار. از جشن تولد گرفتن متنفرم
آدم فقط یه بار ۲۱ سالش میشه
تولدتـه؟
اوه، پس متولدِ تیرماهی، درسته؟
فکر نمیکردم اهلِ فال و طالعبینی باشی
آره. انگار زیادی با «سانتوس» پلکیدم
همینطوره
نمیدونم شماها چطوری از پسش برمیایین
هم با هم زندگی میکنین و هم با هم کار؟
اینم از بختِ بدِ منه
هر چی باشه از زندگی با پدر و مادر بدتر نیست
نمیدونم. سالهاست خونه زندگی نکردم
یه جورایی دلم براش تنگ شده. معلومه
این اواخر خیلی توی اون مزرعه وقت میگذرونی
«مزرعه»؟
اون کشاورزه که سال پیش با سوختگی اومد اینجا رو یادت هست؟
کپسول گازش منفجر شد و توی آیسییو مُرد؟
آره، خیلی غمانگیز بود
خب، این آقا داشته با زنِ بیوهی اون
و بچهشون خالهبازی میکرده
اوه، پس بگو که اوضاع پیچیده شده
نه
اونطوری که فکر میکنی نیست، باشه؟
فقط داشتم به «ایمی» توی مزرعه کمک میکردم
بعد از فوتِ شوهرش؛ اون فقط یه دوسته
فقط یه دوست معمولی
آره جونِ خودت، لابد دوست معمولی با مزایایِ مزرعهای
مزایای مزرعهای دیگه چیه؟
اوه، یه کم از قوهی تخیلت استفاده کن
تا حالا دستگاه شیردوش دیدی؟
اوه، میشه خواهشاً در این مورد حرف نزنیم؟
دو تا مأموریت آمبولانس رو تغییر مسیر دادن به اینجا
از سمتِ «وستبریج»؛ یکی درد قفسه سینه، یکی هم دلدرد
رابی میخواد شما سه نفر برین بیرون. ممنون
بدوئین
دکتر سانتوس، امیدوارم پروندهنویسیها خوب پیش بره؟
دارم تمومش میکنم
پروندههای ناقص کار بقیهی کادر درمان رو لنگ میذاره
و باعث میشه تداوم مراقبت و حسابرسی بیمارستان عقب بیفته
اوه، اصلاً دلم نمیخواد حسابرسی عقب بیفته
ثبتِ بهموقعِ گزارشها خیلی حیاتیه
قبل از پایان شیفت، ردیفش کن
حله رئیس. خوبه
که نره تو پاچهت و مجبور نشی سال دومِ دستیاری رو دوباره بگذرونی
اونم فقط به خاطر این
لعنتی
خدایا، بیرون چقدر هوا شرجیه
واقعاً همینطوره
توی «وستبریج» چه خبر شده؟
تعطیل کردن، واسه همین ما داریم مأموریتهای اونارو پوشش میدیم
تا وقتی دوباره راه بیفتن
انگار شلوغیِ تعطیلات آخر هفته کم بود
خب، دکتر الهاشمی
بله؟
ازش خوشمون میاد؟
تا اینجا که به نظر آدمِ باحالی میاد
داری جلوی یه پزشک متخصص، پشت سرِ یه متخصص دیگه خاله زنکبازی درمیاری؟
دکتر رابی که براش مهم نیست. واسه شما مهمه؟
اوه، راستی، چه موتورِ قشنگی داری
ممنون. آره
«پاملا پری»، ۴۸ ساله، با درد شکم
بعد از خوردن «چیلاکیله» با نیمرو، بالا آورده
فشار ۱۰ روی ۶، ضربان ۹۸، اکسیژنش هم خوبه
بسیار خب، ببینیم با یه کم «زوفران» چطور میشه
با یه لیتر سرمِ سریع. حله
هی، ویتاکر. چطوری؟ خوبی؟
زیاد نه
مریض بعدی کیه؟ «ژان سامبا»
ساله، نیم ساعته که سمت چپ قفسه سینهش درد میکنه ۵۴
سابقه فشار خون داره؛ «لیزینوپریل» و «کرستور» مصرف میکنه
با دو تا «نیترو» یه کم بهتر شده
علائم حیاتیش بد نیست، نوار قلبش هم سکته رو نشون نمیده
میلیگرم آسپرین جویدنی بهش دادیم ۳۲۴
بسیار خب آقا، قراره یه معاینه کامل ازتون بکنیم
اوه، اگه قراره بمیرم، به خواست خدا
دروازههای مرواریدیِ بهشت رو میبینم
برنامه چیه؟
نوار قلب رو تکرار کنین و سطح «تروپونین» رو چک کنین
برای آنژینِ صدریِ تازه، بستریش کنین
احتمالِ آمبولی ریه و پارگیِ آئورت رو هم بررسی کنین
نیازی به گفتن نیست. عالیه
یه دقیقه دیگه میام پیشت
و اینجا کی رو داریم؟
«وینس کول»، ۲۳ ساله؛ از سقف شیشهای یه گلفروشی سقوط کرده
متر پرت شده روی یه دسته سرخس ۳
از سردرد شکایت داره و سوالهای تکراری میپرسه
و فقط به تحریکات دردناک پاسخ میده
به خاطر شیشهها، چندین بریدگی داره
فشار ۱۱ روی ۷، ضربان ۹۸، اکسیژن ۹۹ با ۵ لیتر
سابقه دارویی یا حساسیت نداره
هی وینس، چطوری از سقف شیشهای افتادی پایین؟
وینس؟
تو باهاش بودی؟
آره، داشتیم پارکور کار میکردیم که موقعِ پریدن از روی مانع، زیادهروی کرد
چی، مثلاً پریدن از روی ساختمونها؟
هنوزم مردم از این کارها میکنن؟
داشت تبدیل به یه ورزش المپیکی میشد
حالا فهمیدیم چرا نشد
مردمکها متقارن هستن و به نور واکنش میدن
چی داریم؟ سقوط از ۳ متری، سطح هوشیاری مختل
ارتفاع زیادیه. ۳ متر آستانهی
فعالسازیِ مرکز تروماست؛ ۳ متر یعنی ۱۰ درصد احتمال مرگ
صفر درصد؛ هر عددی بالای صفر نگرانکنندهست
یکی داره رو مخ میره و اون من نیستم
هی، گفتی دو تا. یکی رو جا انداختی
برات نیروی کمکی فرستادم، مگه نه؟
یک، دو، سه
بسیار خب. ممنون بچهها. از دیدنتون خوشحال شدم
سونوگرافیِ «ایفست» رو انجام بدین
اوگیلوی، جوی؛ لطفاً سطح هوشیاری رو چک کنین
اِم، آقا، چشمهاتون رو باز کنین
۲ نمره چشم ۲، کلامی
اِم، حرکت ریهها از هر دو طرف خوبه
جوی، تست هوشیاری رو تموم کن
دستم رو فشار بده
نمره حرکتیش ۴ میشه
۷ اکسیژن ۹۹، ضربان ۱۰۲، فشار ۱۱ روی
نتیجهی ایفست منفیه. چه خبرِ خوبی
کسی داره اینجا مستند میسازه؟
اوه، اوه، اینجا نمیتونی فیلمبرداری کنی
No comments yet. Be the first to leave one.