ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
نمیفهمم
جای جرد براون یه آدمک گذاشتن
ما حلقه رو بستیم
مشکلی پیش اومد؟
بهتون که گفتم اوضاع خوب پیش نرفت
همون شب بهتون گفتم که یه جای کار میلنگه
زاویر، با پال برو
تو هم رفیقت لویی و نامزدت رو پیدا کن
یکیتون باید تاوان بده. امشب بهم زنگ بزن
مستقیماً؟ - جواب میخوام -
خاله از دستم عصبانیه؟
ببین، آقای دست چین. سوالی نباشه. حله؟ فقط جواب میخوام
وای خدا. مرسی، الوییز. ممنونم ازت
خدا حفظت کنه. باشه
جرد، برو تو دستشویی
میتونه ما رو ببینه - میری سر کار؟ -
میگه آقای چانگ یه راهی بلده که ما رو برسونه خونه
باید همین الان از این راهسرا بریم
منتظرمون میمونن
جرد، بیا - چی شده؟ منو میبرین خونه؟ -
میریم یه جای دیگه. بیا
خاله - ...آکد، عزیزم، ما -
همه رو دوباره پیش هم برمیگردونیم
یه مهمونی دیگه میگیریم و حلقه رو تکرار میکنیم
ایدهی آقای ویلبی هست
و به نظرم ایدهی خوبیه ولی تو هم باید بیای
حالا قبل از هر چیزی، میخوام درباره نامزدت باهات حرف بزنم
خب، جا داره که بگم نامزد سابقمه. باشه؟
خب، ازت خواستم پیداش کنی
گارمن ازت خواست پیداش کنی
بهخاطر اونه که حلقه ناقص شد
و مجبوریم تکرارش کنیم
قول میدم پیداش کنم. باشه؟
همهجا دارم دنبالش میگردم
سر کارش، خونهی خودم... حتماً پیداش میکنم
خب، پیدا کردن کافی نیست. خودش و داداشش رو پیدا میکنی
و مثل بلایی که آقای چانگ سر کویینسی آورد، مجازاتشون میکنی
پیداش میکنم و حسابش رو میذارم کف دستش
خوبه. بعدش میتونی بیای تو حلقه که جات امنه
اطمینان حاصل میکنم که جات تو حلقه امنه
خیلی خب
موقعیت همو داریم تا یه وقت همو گم نکنیم
من میرم ببینم چقدر پول میخواد و برمیگردم اینجا...
بعد تو رو برمیگردونیم پیش خونوادهت
ناتالیا، نگاش کن. وای خدا
الوییز، ممنونم. نمیدونیم چطوری تشکر کنیم ازت
خواهش میکنم، عزیزم. از این طرف بیا. منتظرته
ناتالیا ویلیامز، بفرما بشین
متوجهم دنبال یه سرپناهی...
یا حتی حملونقل
بله، قربان. راستش حملونقل میخوایم. چقدر هزینه داره؟
هیچی
در واقع، الوییز میگه درباره خانوم ماهابیر اطلاعاتی داری
اگه حقیقت داشته باشه، برام خیلی ارزشمنده...
ولی قبلش باید یه تماسی بگیرم
بعدش برمیگردم و به توافقمون میرسیم
یه لحظه لطفاً
زود برمیگردیم
گارمن هری
ادوارد چانگ هستم
آقای چانگ، چطور میتونم کمکتون کنم؟
میتونم یه نفر که دنبالشین رو بهتون تحویل بدم ولی...
ولی همچنین ازت میخوام لطفاً
یه پیغامی رو به گوش خانوم ماهابیر برسونی
بفرما، قربان. چی بهشون بگم؟
اینکه 62.500 دلار از پولش دستمه
این نصف پولیه که از جنازه کویینسی، برادر شوهرش،
برداشتم
نصف دیگه پول مال خودمه
متوجه نشدم
به خانوم ماهابیر بگو که این پیشنهاد صلحه
کویینسی داشت از جفتمون دزدی میکرد
بیشتر از چیزی که فکر میکنه در یک سمت و سوییم
وقتی اومدین دنبال ماساژورتون
که الان هم تو دفترم نشسته،
میتونین پول رو تحویل بگیرین
اون یکی هم اونجاست؟ برادرش؟
لویی ویلیامز اسمشه
برادرش هم به زودی میاد
مطمئن میشم که برادرش رو میاره
دستشویی الان خالیه
اگه نیاز داری
الان وقت خوبیه که بری
با همکارم صحبت کردم
امشب یه قایق میاد دنبالتون
لطفاً به برادرت هم بگو که بیاد
تا آماده بشه، میتونین منتظر بمونین
در این حین، یکم نون روتی بخورین
مزه نون خونگی میده
البته مهمون مایین
مرسی. خیلی ممنونم
میشه از سرویس بهداشتی استفاده کنم؟
بعد از نگهبان دست راست
مرسی
میشه گوشیم رو بدی لطفاً؟ - نه -
سوئیچ رو بده - چی؟ -
گفتم سوئیچ رو بده. فقط خفه شو. یه تله بود
چی؟ - فقط ببند -
ای خدا
چطور اومدی این بالا؟
زندگی نداری؟
بستگی داره چه تعریفی از زندگی داشته باشی
خب، من زیاد وقت ندارم. چه کمکی ازم بر میاد؟
خب، بحث زندگی شد...
چرا یه نفر سعی داره زندگیتون رو خراب کنه؟
خودموم هم نمیدونیم
خونواده شما چه ارتباطی با این...
مستعمره تو اسکیبو داره؟
یه راهنمایی هم کنم. اسکیبو یه رود تو گویانـه
راهنمایی دوم، بر اساس منابعم تو اینترنت...
همچنین اسم یه مجتمع مسکونی لوکسه که...
طرفای سال 2002 ساختش کلید خورد
که یه جورایی باعث شد عمو جین شما مثلاً از اداره پلیس نیویورک بازنشسته شه
خب، خودت به جواب رسیدی
میدونی خونوادم چه ارتباطی داشت
برای همین اینطوری رفتار کردی وقتی درباره گویان ازت پرسیدم؟
کشور کوچیکیه و از اون موقع تا الان...
بهش فکر نکرده بودم. فقط همین
تو این مدت اصلاً بهش فکر نکردی؟
نکنه حالا من مظنونی چیزیم؟
منظورم اینه...
نه ولی از دید من مشکوکی
چیزی نمونده بود پسرمون رو بدزدن. الان تو بخش شمالی تو یه کلبه شکاره
چون از جونمون میترسیم
آره، عجیبه
به همون دلیلی که برای تو عجیبه، برای منم هست
ولی شرمنده من کلی کار دارم
تا حالا شریس هنریکسون نامی به گوشت خورده؟
چطور؟
چون اگه نیاز باشه از راه سخت وارد عمل میشم
درسته. یعنی میگی این یه طور معاملهست؟
میشه این اسمو روش گذاشت. به گمونم
چون فکر میکنی من اونقدر درمونده میشم که از روی احساساتم...
دست به هر کاری میزنم؟
اصلاً این حرکت رو مردم جواب میده؟
به گمونم رو آدمای احساسی که جواب میده
درسته. منو تو کدوم دسته از آدما قرار دادی؟
خب...
حس میکنم هیچوقت کسی نگران اون آدمی نمیشه که
همیشه نگران بقیهست
حتماً خیلی سخته
باشه
اگه مجوز قانونی نداری...
ازت میخوام بری
درسته
درسته. خب
دیگه برو - باشه -
سیستم ایمنی خوبی هم داری. سریع راه انداختن
چرا خونوادهت غرق در رمز و رازه؟
منظورت چیه؟
نمیدونم. منظور شماها چیه؟
کاری با دروغهات ندارم، درک
از همهشون خبر دارم. باور کن
راستش رو بخوای، اونم داره دوهزاریش میفته
موضوع حرفم دروغهای خانومته
خانومم؟
درباره مستعمره تو اسکیبو چی میدونی؟ تو گویان؟
سلام، زاو. منم
ببخشید زنگ نزدم. مطمئن نبودیم امنه و
نمیخواستیم تو دردسر بندازیمت
ولی بیشتر بهخاطر دروغی که بهت گفتم عذاب وجدان دارم
ما حالمون خوبه
یه جایی گیر کردیم و دنبال یه راهیم
تا برگردیم گویان
شاید تو هم دلت میخواد برگردی خونه
شاید بتونیم دربارهش حرف بزنیم
اگه زیاد از دستم عصبانی نیستی، زنگ بزن
زاویر برنداشت
به نظرم باید زنگ بزنیم به خونواده جرد. اونو برگردونیم
...خب، فکر نکنم - تو چه مرگته؟ -
عقلت سر جاش نیست - یه خونه بزرگ برای خودت داری -
پدر و مادر خر پول داری
ما تو این هچل افتادیم
چون میخواستیم تو رو برگردونیم خونه
ای کاش هیچوقت کمک نمیکردیم
لویی راست میگه. باید به پدر و مادرت زنگ بزنیم
هر چقدر که میتونن پول بدن و ما از شرت خلاص شیم
حداقل اینطوری میتونیم از نیویورک فلنگ رو ببندیم
بچهها، من واقعاً نمیخوام..
از کی تا حالا تو رئیس شدی؟ بسه هر چی ازت کشیدیم
بهشون زنگ میزنم!
بله؟
خانوم براون؟ خبرای خوبی داریم. جرد پیش ماست
صبر کن. چی؟
پسرتون پیش ماست ولی یکم...
...پول میخوایم چون - الان بهت زنگ میزنم -
گفتم میخوایم پسرتون رو بیاریم!
الان بهت زنگ میزنم. خیلی زود
جویی، جرد پیشته؟ امن و امونه؟
آره، یکم دیگه میرسیم آزادراه افدیآر
دور بزن
ببخشید؟ - لطفاً -
برگرد کلبه. ما فردا زنگ میزنیم
بهش بگو ما خوبیم و من دوسش دارم و متاسفم. الانم باید برم
باشه
کی بود؟
مامانت بود. باید برگردیم
No comments yet. Be the first to leave one.