Constellation

Constellation

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ ഡൗൺലോഡ് ചെയ്യുക

സീസൺ 1

റിലീസ് വിവരങ്ങൾ

Constellation S01E05 720p WEB x265-MiNX
കമന്ററി എഴുതിയത് Farahnak

ടാഗുകൾ

web
720p
720
x265
x264
1080
HD
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
പ്രസിദ്ധീകരിച്ചത്: 2024-03-06
ഡൗൺലോഡുകൾ: 46
ശ്രവണ വൈകല്യമുള്ളവർക്ക്: No

Farsi Persian സബ്ടൈറ്റിൽ പ്രിവ്യൂ

ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.

‫مـ... مگنوس؟

‫مگنوس؟

‫مگنوس!

‫مگنوس؟

‫الو؟

‫الو؟

‫مگنوس؟

‫مگنوس؟

‫جو؟

‫باید کمکت کنیم. ‫دارم میام پیشت، خب؟

‫یه آمبولانس می‌خوام.

‫همسرم سرش... سرش ضربه خورده.

‫بی‌هوشه، فوراً یه آمبولانس می‌خوام.

‫- دیگه نمی‌خوام این داخل قایم شی. ‫- می‌خوام برم بخوابم.

‫چیزی نیست، ‫می‌خوایم بریم یه دوری بزنیم.

‫چرا؟ بابایی کجاست؟

‫رفته یکم قدم بزنه. ‫فقط خودم و خودتیم.

‫یه ماجراجویی کوچولو داریم.

‫کجا می‌ریم؟

‫تا کِی قراره بیرون باشیم؟

‫لپت چی شده؟

‫می‌شه به بابا زنگ بزنیم؟

‫آلیس، من مامانتم.

‫اشکالی نداره اگه سوار ماشین من شی. ‫توی راه به بابا زنگ می‌زنیم، خب؟

‫خیلی‌خب، برو سوار شو.

ترجمه از: وحـید فرحناکی و امیـر فرحناک ‫≡ MoreLikeGod ≡ Night_walker77 ≡ ‫

‫من دوستت دارم.

‫یادم نیومد! ‫الان هم یادم نمیاد.

‫می‌دونم وقتی که اون بالا بودم ‫همه‌تون صدام رو می‌شنیدین.

‫- مامان؟ ‫- آلیس!

‫ ‫

‫یعنی چی؟

‫دارن یه کارهای عجیبی توی «کال» می‌کنن.

‫دمای هسته: منفی ۲۰۳ درجه.

‫- لیزرها رو آماده کنین. یالا. ‫- چیکار می‌کنه؟

‫دنبال یه وضعیت جدیدی از ماده می‌گرده.

‫یعنی چی؟

‫دنبال یه وضعیت جدیدی از ماده می‌گرده.

‫- یعنی چی؟ ‫- نمی‌دونم.

‫۸۴ روز دیگه خونه‌ای!

‫فقط ۸۴ روز دیگه مونده!

‫دارن یه کارهای عجیبی توی «کال» می‌کنن.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫هنری.

‫هنری.

‫خفه شو.

‫خفه شو!

‫ ‫

‫آهای؟

‫کیه؟

‫یا خودت رو معرفی کن یا برو گم شو!

‫آهای!

‫‫در تـلگـرام « FarahSub & Night_Sub »

‫بله؟

‫هنری، حالت خوبه؟

‫آره، من...

‫قرص‌هاتو می‌خوری؟

‫جایزۀ نوبل رو معرفی کردن. ‫یاد تو افتادم.

‫اوهوم.

‫«توجه ما روی اینه که ‫چطور مکانیک کوانتومی...

‫به ذره‌ای این اجازه رو میده...

‫در آن واحد در وضعیتِ به اصطلاح ‫«درهم‌تنیدگی کوانتومی» قرار بگیره.

‫هر تغییری در ذرۀ اول ‫داخل «درهم‌تنیدگی» رخ بدهد،

‫تعیین‌کنند‌ۀ تغییریست که در ذرۀ دیگر ‫رخ می‌دهد، حتی اگر دور باشد.

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره، خوبم. من...

‫سال‌هاست به این خوبی نبودم.

‫هنری؟

‫هنری؟

‫ ‫

‫ایلیام.

‫به توام ویتامین‌ها رو دادن، نه؟ ‫توی استار سیتی.

‫سلام، جو.

‫روی قوطیش چی نوشته؟ ‫روی برچسبش.

‫می‌دونی ایستگاه فضایی پر از ترک‌خوردگیه؟

‫مثل فنجون‌های قدیمی چینی می‌مونه.

‫روی برچسبش چی نوشته؟

‫خیلی واضح، نوشته ‫«ویتامین د، ب-۱۲...»

‫روش «الف» نوشته، نه؟ ‫داخل پرانتز نوشته الف.

‫بله، داخل پرانتز «الف»

‫واسه من نوشته «ب»

‫پس، به تو و آدری ‫و یاز «الف» میدن و به من «ب»

‫خب، شاید باید تلاش بیشتری می‌کردی.

‫خیلی بامزه بود! واسه من فرق داره.

‫واسه من قرص‌های ضد روان‌پریشی‌ان.

‫ایلیا؟

‫می‌شه از اول بهم توضیح بدی؟

‫خب، من رفته بودم واسه ارزیابی روانی.

‫بهم گفتن «پی‌تی‌اس‌دی» دارم. ‫(اختلال استرسی پس از آسیب روانی)

‫برام قرص تجویز کردن، فارمولیت.

‫و قرص‌هاشون عین ویتامین بود.

‫و من رفتم چک کردم‌شون و باهم مو نمی‌زنن.

‫اگه باهم مو نمی‌زنن، ‫شاید قاتی‌شون کردی، جو.

‫واقعاً فکر کردی قاتی‌شون کردم؟

‫نه.

‫واسه همین رفتم با ‫طیف‌سنج اتمی بررسیش کردم و...

‫دیدم لیتیومه.

‫یه ایزومر از لیتیومه. ‫لیتیوم-۷.

‫اشتباه نمی‌کردم.

‫چرا توی استار سیتی باید بهت لیتیوم بدن؟

‫شاید چون گفتم چیزی رو دیدم ‫که کسی دوست نداشته ببینم!

‫ایلیا، وقتی اون بالا بودم ‫صدای منو می‌شنیدن.

‫وقتی تنها توی ایستگاه فضایی بودم و...

‫فکر می‌کردم هیچ راه ارتباطی نیست ‫صدام رو می‌شنیدن.

‫نه، صدات رو نداشتن، جو. ‫من اونجا بودم. صدات رو نداشتن.

‫دارن به فضانوردها لیتیوم میدن.

‫چرا؟

‫- واقعاً فکر می‌کنی... ‫- صبر کن.

‫الو؟ جو؟

‫یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست، ایلیا.

‫- جو؟ ‫- یه لحظه بمون.

‫این‌ها چیه؟

‫یخ.

‫واسه چی؟

‫یخ که غیرقانونی نیست؟

‫گمونم نباشه.

‫- روز خوبی داشته باشین. ‫- ممنون.

‫می‌خوام یه نواری رو برات پخش کنم.

‫مامان؟

‫جو؟

‫یه مدت گوشیم رو قراره خاموش کنم.

‫پس...

‫می‌شه لطفاً قرص‌هاتو چک کنی؟ ‫بررسی‌شون کن.

‫باز بهت زنگ می‌زنم. ‫به کسی چیزی نگو.

‫- کی بود؟ ‫- یکی از همکارهای مامانی بود.

‫گشنه‌ای، عزیزم؟

‫آیرینا.

‫به کمکت نیاز دارم.

‫متأسفم. خودت باید بیای ‫این مشکلات رو حل و فصل کنی.

‫ ‫

‫سلام، با کنستانتینا کالدرا تماس گرفتید.

‫پیام‌تون رو بذارید.

‫هی، هی کانی. منم بابات.

‫داشتم فکر می‌کردم...

‫می‌دونی، خودم تنهایی ‫دارم زندگی‌مو می‌کنم و...

‫خواستم بدونم واسه روز شکرگزاری ‫برنامه‌ای داری یا نه.

‫آره، بهم زنگ بزن.

‫با تنزی تماس گرفتین، ‫در دسترس نیستم.

‫خب، اگه تو در دسترس نیستی، ‫نمی‌دونم منم باشم.

‫اینجوری حرف زدن هم سخته.

‫ببین، می‌خواستم ببینم...

‫می‌دونی، روز شکرگزاری هستی؟ ‫قبل از اینکه دیر شه.

‫به مامان سلام برسون.

‫بپرس با پول اون پونتیاکی ‫که فروخت چه غلطی کرد.

‫بپرس با پول اون پونتیاکی ‫که فروخت چه غلطی کرد.

‫هنریتا کالدرا. ‫

‫پیام‌تون رو بذارین.

‫سلام، عزیزم. ‫پدر همیشه غایبت‌ام.

‫می‌تونم یه سؤالی ازت بپرسم؟

‫- حتماً. ‫- راجع‌به قایم شدن توی کمده.

‫چرا این کارو می‌کنی؟

‫نمی‌دونم.

‫چون فکر می‌کنم ‫وقتی می‌ترسی این کارو می‌کنی.

‫از چیزی می‌ترسی؟

‫می‌شه روی این ترسی ‫که داری اسمی هم گذاشت؟

‫فقط بعضی وقت‌ها می‌ترسم، همین.

‫دیشب گفتی بابای وندی رو دیدی.

‫توی مراسم ختم.

‫گفتی که فکر کردی من مُردم.

‫ولی الان اینجایی، پس...

‫ولی این واقعاً اون چیزی بود که دیدی؟

‫والیا.

‫والیا؟

‫والیا.

‫همون چیزی که...

‫منو می‌ترسونه.

‫«والیا» آدمه؟

‫والیا چیکار می‌کنه؟ ‫چرا تو رو می‌ترسونه؟

‫یه‌جورایی منو گول می‌زنه.

‫دختره؟

‫بهم می‌گه بازی نکنم.

‫قایم شم.

‫چه‌جور آدمیه؟

‫نمی‌دونم. یه رؤیاست.

‫می‌خوای برام بِکشیش؟ ‫می‌خوای والیا رو برام بکشی؟

‫حالت خوبه؟

‫آره، البته. آره.

‫توام به‌نظر نگرانی. و...

‫اگه تو نقاشی کنی، ‫منم چیزی که نگرانم می‌کنه رو می‌کشم.

‫باشه.

‫قبوله؟

‫- قبوله. ‫- باشه.

‫میرم یه تلفن فوری بزنم.

‫- زود برمی‌گردم، خب؟ ‫- باشه.

‫خیلی‌خب.

‫باشه، باشه، باشه.

‫لورنتز، بفرمایید.

‫اوه، سلام.

‫شما؟

‫من جوهانا اریکسن‌ام.

‫فضانورد اروپایی‌ام.

‫چرا به من زنگ زدی؟

‫خب، دارم پیش شما میام.

‫برام یه فایل صوتی‌ای فرستادین.

‫فکر نکنم تو اونی باشی که ادعا می‌کنی.

More Farsi Persian subtitles for Constellation

അഭിപ്രായങ്ങൾ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left