ആദ്യത്തെ 198 വരികൾ.
!وای! خراب شدن
!چه احمق
.دیگه گریه نکن
علاوه بر این، تقصیر خودته که افتادی، مگه نه؟
.خیلی دست و پاچلفتیای
...آخه
.ایش، دیرمون میشه
...هیرویوکی-چان
.من هنوز از هیچکدوم از کتابام استفاده نکردم، میتونی با من جا به جا کنی
...ولی اونوقت تو
من اسممو داخلشون نوشتم، پس مطمئن شو پاکشون میکنی، باشه؟
.پسر، خیلی بیچارهای
...هیرویوکی-چان
...ممنونم
!من رفتم
!مامان، روزنامه هنوز این بیرونه
،هیرویوکی-چان
.بهتره عجله کنی وگرنه دیرمون میشه
.زود باش، هیرویوکی-چان
!هیرویوکی-چان
.هی، فهمیدم پس تمومش کن
.اه، خیلی بیچارهای
.ما دیگه دبیرستانیایم، میتونی چان رو نگی، میدونی
.و مجبور بودی اونجوری دادش بزنی
.معذرت میخوام، فکر کردم نمیتونستی بشنوی
...پسر
...میدونی، امروز صبح -
.خیلی بی حالم -
تعطیلات تابستونی تموم شده، ولی چرا هنوز اینقدر گرمه؟
.درسته
هی، خب امروز صبح چی شد؟
.هیچی
.اوه، باشه
.مثل اینکه برای اولین بار، شما دوتا امروز عجله ندارین
.اوه، صبح به خیر، ماساشی-چان
منظورت "مثل همیشه"ست نه"برای اولین بار" درسته، ماساشی؟
.همیشه باهاش کنار اومدن باید سخت باشه، آکاری-چان
.هممم، فقط یکم
این چیه که میگی؟
.ولی آخه اگه نیام، هرروز برای مدرسه دیرت میشه
.تو اونی هستی که زود میاد
.من به موقع میرسم اگه بدوم
.نمیدونم
داری باهام دعوا راه میندازی؟
.ترم جدید داره شروع میشه و شما دوتا خوب به نظر میرسید
من همیشه موقع رو به رو شدن با .چیزهای جدید، قلبم به لرزه میفته
رو به رو شدن با دنیاهایی که تاحالا ...ندیدم، دیدن آدمای جدید
،همینطور که فصلها میان و میرن، یکی بعد از دیگری
.ما کم کم به آدمهای بالغی تبدیل میشیم
.من فکر میکنم که این چیز فوقالعادهایه
.ولی حتی من یک چیزی دارم که میخوام بدون اینکه عوض بشه، بپرستمش
.آدمی که از موقعی که خوابش رو دیدم پیش من بوده
.فوجیتا هیرویوکی-چان
.مهم نیست چندتا خاطره پشت هم انباشته میشن
...من فکر میکنم که هیرویوکی-چان و من
.ادامه میدیم تا راهمونو باهم در این زمانها پیدا کنیم
.این چیزیه که من باور دارم
.اون مدیر لعنتی هی و هی حرف میزد
.و هرچی میگفت باعث میشد خوابم ببره
.بازم شروع کردی
.نمیتونم کاریش کنم وقتی حقیقته
.به این برمیگرده که تعطیلات تابستونی خیلی کوتاهه
.میتونستن اجازه بدن بیشتر تعطیل باشیم تا یکم خنکتر شه
!سلام! یکم ناراحت به نظر میرسی
!ترم جدید مدرسه امروز شروع میشه
!هیرویوکی، تو هم باید سرشار از انرژی شروعش کنی
،صبح بخیر، رمی
تو چرا همیشه این قدر پر انرژی ای؟
...به خاطر این که
...در طول تعطیلات، من یه رژیم خاص داشتم
...شامل مارماهی کباب شده، رشته فرنگی ژاپنی، توفوی سرد و هندونه
!که بنیه خودمو پر کنم
...تازه اون ژاپنی هم میگه
!بدترین تابستون و بدترین زمستون با یه استوا تموم میشه
...فکر کنم اون اعتداله، نه استوا
!هیرویوکی، تابستون خیلی زود تمومه
!بیا پرانرژی باشیم
.خیلی سرحاله
هی، چطوره هممون بعد مدرسه بریم کارائوکه؟
.خیلی وقته که نخوندی، ممکنه سرحالت کنه
.آره، بیا بریم، هیرویوکی-چان
.مشکلی نیست، من میخوام برم خونه و بخوابم
.امروز خیلی خستم
...آها
!چی؟! تعویض صندلی؟
!خیلی دردسره
!فردا انجامش بدیم
.حالا، اینجوری نباشید
.این یه ترم جدیده
.یکم اوضاع رو صفا میده
.میذارم صحبت کنید و تصمیم بگیرید چیکار کنید
خدایی؟
.خب هوشینا، بقیهش رو به تو میسپارم
.چشم
.امیدوارم این دفعه بتونم کنار هیرویوکی-چان بشینم
.خب پس، دوست دارم که رو ترتیب تعویض صندلیها کار کنم
.لطفاً نظراتتون رو در مورد روشی که ترجیح میدید، بیان کنید
!من جایی نشستم که خیلی گرمه پس میخوام جایی بشینم که خنک باشه
!منم همینطور
.تا وقتی ردیف جلو نباشم برام فرقی نداره
!جایی که بتونم بخوابم و دیده نشم
!احمق
.خیلی طول نمیکشه؟ همینجا که هستیم خوبه
!شاید تو باهاش مشکلی نداری، ولی من دارم
!من میخوام ردیف پشتی باشم
!همه دخترا رو بذارید دور من
!من هم! من هم
.اگه نظری دارید، لطفاً اول دستتونو بالا ببرید
،خب، از اونجایی که کسی نظری نداره، با درنظر گرفتن انصاف
.میخوام قرعه بکشم تا ترتیب مشخص بشه
!چی؟
!قرعه بکشی؟
!هی! چیکار میکنی با تنهایی تصمیم گرفتن؟
قرعه کشیدن یکم..میدونی؟
!لطفاً تصمیم مناسبتری بگیر
!آره، درسته
!خودت تصمیم نگیر
.برام مهم نیست چیکار میکنیم، فقط زود باشید بریم خونه
.علاوه بر اینکه گرممه، داره گشنم هم میشه
.وقتی صندلیهامونو گرفتیم همه میریم خونه
و کی قراره باشه؟
کجا دوست داری بشینی، هیرویوکی؟
.واقعاً برام مهم نیست
.فکر کنم کنار راهرو ردیف آخر
.اونجا یه جاییه با رقابت بالا
!رقابت بالا دست کمشه
!خیلی بالاست، مگا بالاست، عجیب بالاست
،مشخص نمیشی حتی اگه دیر بیای سر کلاس
،شانس کمیه معلم برای جواب صدات کنه
،و علاوه بر همش
.بهترین قسمت اینه که نور آفتاب بهت نمیخوره
.هی
...خب فکر کنم تنها بدیش اینه که
،وقتی مردم میان و میرن
.بعضیها ممکنه به صندلیت برخورد کنن
.هی، تو
خدا! تو این شیهو-چان ناز رو تو صدا میکنی؟
تو کلاس آ هستی، اینجا چیکار میکنی؟
.او، کلاس ما گذاشتن بیایم بیرون
.مدرسه تمومه، الان بعد مدرسهست
.میتونم هرجا بخوام برم
...میدونی
!مهم نیست. فقط صندلیتو به مهمونت بده الان
!هی، تمومش کن
!گرمه
!هی، چیکار میکنی؟
.شیهو هم بیچارهست
!هیچ دلیلی نیست که خودمونو مجبور کنیم جامونو عوض کنیم
،حتی اگه با قرعه و منصفانه باشه
بعضیها ممکنه همون صندلی قبلیو بگیرن، درسته؟
...این غیر منصفانهست
فکر نمیکنی بعضیها قرعهشونو تعویض کنن؟
...به نظر میاد کاملاً اتفاق میفته
!هی، بهم گوش میدی؟
!یه چیزی بگو
.انگار هوشینا-سان شرایط بدی داره
.اوه خدا، شما اینجوری اصلا زود تموم نمیکنید
...نمیتونیم کارائوکه نصف قیمت رو تو پاساژ بگیریم
.اگه تا ظهر بهش نرسیم، میدونی
راجع به چی حرف میزنی؟
چی؟ بعد این هممون نمیریم کارائوکه؟
...من هیچوقت نگفتم میام به همچین
.خب پس مجبوری
،وقتی آکاری رو قبل مراسم بازگشایی دیدم
.ازم راجع به کارائوکه پرسید
،و خوشبختانه
.من اتفاقی کوپن کارائوکه برای هرچهار نفرمون داشتم
.آها، که اینطور
!چه قدر میخوای ساکت باشی؟
!نظر همه رو به عنوان نماینده یه کلاس واقعی بگیر
بیشتر قراره طول بکشه؟
شبکه بندی بهتر نبود؟
.میخوام برم خونه
.یالا زود باش
...شاید باید برم کمکش
چی؟
ها؟
فوجیتا؟ چی؟
هیرویوکی-چان؟
...تازه، کلاس درس موقعیه که
...به استقلال دانش آموزها احترام گذاشته شه
چ-چیه؟
چندتا دیگه باید درست کنی؟
.سی تا
.پس من 15 تاشو درست میکنم
.هرکار میخوای بکن
.خب، بذار میزتو یه لحظه قرض بگیرم
.خب، اینا همشه
چیه؟
.هیچی
اگه زود تمومش نکنیم نمیتونیم نصف قیمت رو بگیریم، درسته؟
...پس به نظر میاد انگیزه شنیدن خوندن
.فوق العاده شیهو رو پیدا کردی
!آره باشه
.خیلی خب حالا، لازم نیست راجع به حست دروغ بگی -
.احمق -
،خب، قرعهها آمادهان
.لطفاً رو به روی سکوی کلاس صف بکشید
No comments yet. Be the first to leave one.